علی مطهری
جناب آقای دکتر احمدینژاد دامت برکاته
رئیسجمهور محترم
با اهدای سلام و آرزوی توفیق بیشتر برای جنابعالی
نظر به این که حدود یک سال از دوره ریاست شما میگذرد و سیاستهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولت نهم به مرحلهای از ظهور رسیده که میتوان درباره آنها قضاوت نمود، قطعاً با ارزیابی و نقد این سیاستها موافقید، گرچه نگارنده بیشتر بر سیاستهای فرهنگی تاکید دارد. بدون شک انتخاب جنابعالی به عنوان رئیسجمهور در سال گذشته از الطاف خفیه الهی بود و مردم با انتخاب خود انقلاب اسلامی را به مسیر اصلی آن بازگرداندند. و خطر بزرگی یعنی غربزدگی و ایدئولوژیگریزی را که تشخیص آن برای توده مردم مشکل بود از این انقلاب الهی دفع کردند.
اهداف و شعارهای اولیه انقلاب اسلامی یعنی عدالت اجتماعی، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، آزادی، معنویت و خلاصه همه هدفهای اسلامی بار دیگر به معنی صحیح خود مطرح شدند. امیدهای زیادی در دلها زنده شد که یک گام به جامعه ایدهآل اسلامی نزدیک میشویم. خوشبختانه در بسیاری از این زمینهها امیدها و آرزوها در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند. مثلاً در باب عدالت اجتماعی هیچ دولتی مانند دولت نهم آن را جدی نگرفته است.
ظلمی که در طول سالها به شهرستانهای کوچک و روستاها شده است و تمرکز عمران و آبادانی در چند شهر بزرگ در حال زایل شدن است که قطعاً سیر مهاجرت به شهرهای بزرگ را کاهش خواهد داد. این دولت بیش از دولتهای پیشین در مسیر عدالت علی علیهالسلام حرکت کرده است و البته کسانی که مانند دوره عثمان به تبعیض عادت کردهاند مشکلاتی ایجاد کرده و خواهند کرد. شعارهای دولتهای گذشته که اول توسعه بعد عدالت یا توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است، در این دولت جایی ندارد.
در دولت نهم با تاسی به سیره علی علیهالسلام عدالت حتی یک روز نیز نمیتواند به تاخیر بیفتد. در باب استقلال سیاسی باید اذعان کرد که روح حماسه و صلابت بار دیگر به کالبد انقلاب اسلامی دمیده شده است. دیگر مقامات بلندپایه ما در سفر به کشورهای اروپایی به جای آن که به مکتب خود افتخار کنند و اروپاییها را تحتتاثیر قرار دهند از دموکراسی غربی تعریف و تمجید نمیکنند. این روح در سایر ملتهای مسلمان نیز دمیده شده است.
اکنون مردم مصر و مراکش و سوریه و اردن و ترکیه و غیر اینها در حال خارج شدن از خودباختگی در مقابل غرب و بازیافتن شخصیت اسلامی خود هستند و مخصوصاً به شخص جنابعالی به خاطر مواضع قاطع و روشن در مسئله فلسطین علاقه ویژه پیدا کردهاند و خلاصه در این مدت کوتاه یک ساله چند گام به اتحاد اسلامی نزدیک شدهایم. اما آنچه که خلاف انتظار از دولت شما بوده برخی سیاستهای فرهنگی است. همانطور که خود توجه دارید روح انقلاب اسلامی تحول فرهنگی و تحول روحها به سوی انسانیت است.
عمران و آبادانی وسیله و مقدمه برای این هدف و نتیجه است و چیزی است که هر دولتی لااقل برای بقای خود مجبور به انجام آن است، چنان که رژیم سابق نیز برقرار بود تاکنون عمران و آبادانی فراوانی انجام داده بود و در برخی موارد اصولیتر زیرا طرحها را دربست به غربیها میسپردند، و البته با اختلاس و حیف و میل بسیار بیشتر. بیتوجهی به مسائل فرهنگی به معنی گرفتن روح انقلاب اسلامی از کالبد آن است. به علاوه خود بهتر میدانید که عدالت اسلامی بدون پشتوانه معنویت و اخوت اسلامی قابل تحقق نیست و با عدالت سوسیالیستی فرسنگها فاصله دارد.
اکثر سیاستهای فرهنگی این دولت همان سیاستهای گذشته است و این یک نقطه ضعف بزرگ است. به عبارت دیگر دولت نهم ثقل کار خود را روی مسئله عدالت قرار داده و از برخی ارزشهای دیگر غافل مانده است. همانطور که انسان کامل انسانی است که همه ارزشهای انسانی را در خود به طور هماهنگ و در حد اعلی رشد داده باشد، جامعه ایدهآل نیز جامعهای است که همه ارزشها را در خود به طور هماهنگ و در حد اعلی محقق کرده باشد و تکبعدی و تکساختی نباشد.
به تعبیر شهید آیتالله مطهری - که جنابعالی از شیفتگان تفکر ایشان میباشید و قبل از انقلاب اسلامی در سخنرانیهای آن شهید شرکت میکردید - غالباً جامعهها از راه گرایش صددرصد به باطل به گمراهی کشیده نمیشوند، بلکه از افراط در یک حق به فساد کشیده میشوند. دولت سابق تنها بر یک ارزش تاکید داشت و آن مسئله آزادی بود و البته تا آنجا که شامل آزادی تفکر و آزادی بیان میشد بسیار خوب بود و از نقاط قوت آن دولت به شمار میرود، اما از سایر ارزشها غافل ماند و در مسائل فرهنگی سیر قهقرایی و گرایش به غرب داشتیم؛ همچنان که دولت سازندگی تنها بر توسعه و عمران و آبادانی تاکید داشت و از برخی ارزشهای دیگر مانند عدالت غافل ماند.
دولت جنابعالی نیز میرود که دچار همان اشتباه شود زیرا تنها بر عدالت تاکید دارد و حساسیت لازم را در مسائل فرهنگی ندارد. این نقطه ضعف از همان زمان تبلیغات انتخابات بر صاحبنظران آشکار بود اما حمل به صحت میشد و این که به این مسائل باید در زمان خود پرداخت. ولی موضعگیری جنابعالی در مسئله نظارت بر پوشش اسلامی در سطح جامعه آن شک و تردید را تقویت کرد و به ظن و گمان تبدیل کرد و امیدوارم که هیچگاه به یقین تبدیل نشود.
در آنجا فرمودید در مسئله انحطاط پوشش اسلامی در کشورمان بزرگنمایی شده است، حال آنکه سخن معترضان واقعنمایی بود نه بزرگنمایی و از سر سوز و غیرت اسلامی و انسانی و به حکم احساس تکلیف فریاد برآورده بودند. باز حمل به صحت شد و اینکه لابد طرح بهتری از سوی رئیسجمهور اصولگرا در راه است. لکن غیر از چند اقدام جزیی از جمله ایجاد تمهیدات برای تولید مانتوهای مناسب مشاهده نشد. خود بهتر میدانید که نظام خانوادگی اسلام بر دو اصل استوار است، ارضای غریزه جنسی در حد طبیعی و عدم تحریک در سطح جامعه.
اگر بنا باشد که راه تحریک در جامعه باز باشد و از آنسو راه ارضا بسته باشد موجب پدید آمدن عقدههای روحی و روانی خصوصاً در جوانان میشود و آنگاه باید بگوییم که روش غربی در این مسئله یعنی آزادی تحریک و آزادی ارضا بر راهی که ما از پیش خود ساختهایم و با اسلام فرسنگها فاصله دارد و در واقع ممزوجی است از اسلام و غرب برتری دارد و لااقل از ایجاد عقدههای روانی جلوگیری میکند. دولت اسلامی شما دو راه بیشتر در پیشرو ندارد.
یا راه ارضاهای نامشروع را باز بگذارد - که اسلام چنین اجازهای به ما نمیدهد - و یا با عوامل تحریک مبارزه کند و البته در کنار آن میبایست زمینه ازدواج در سنین آغاز جوانی را برای مردم فراهم کرد از راه کاهش مشکلات اقتصادی آنها و از میان برداشتن آداب و رسوم غلط در امر ازدواج که متاسفانه از روش اسلامی و سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار بسیار دور شدهایم.
بدیهی است که مبارزه با عوامل تحریک به معنی گرفتن و زدن و بستن و اهانت به بانوان محترم نیست، راههایی دارد که عنداللزوم به صورت یک طرح جامع ارائه خواهد شد مهم این است که دولت مظهر اجرای آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر باشد که مستلزم اعمال قانون است و کار مردم عادی نیست و متاسفانه دولتهای گذشته همواره از زیر بار آن شانه خالی کردهاند.
مهم این است که دولت اسلامی به بدحجابی و بیحجابی رسمیت نبخشد و مثلا شلوار و بلوز یا شلوار و پیراهن کوتاه چسبان را مصداق پوشش اسلامی تلقی به قبول نکند. بسیاری از بانوانی که اطلاعات اسلامی آنها اندک است فکر میکنند که سکوت دولت در این زمینه به معنی درستی نوع پوشش آنها است، همچنان که بسیاری فکر میکنند هر موسیقیای که از صدا و سیما پخش میشود خالی از اشکال شرعی است. اکثر اینگونه افراد با یک تذکر یا اقدام دولت در وضع خود تجدیدنظر میکنند زیرا واقعاً مسلماناند.
اما رودربایستیها باعث شده که نه دولت، نه روحانیت و نه هیچکس دیگر با آنها سخن نگوید و آنها راه خود را درست بپندارند. نگارنده گاه صبحها برای ورزش به برخی پارکهای تهران میرود. گاهی با مناظری از ورزش مختلط بانوان مواجه میشود که تاسفبار است. چه مانعی دارد که در همه پارکهای تهران محلهایی ویژه ورزش بانوان احداث شود که آنها بتوانند حتی بدون پوشش اسلامی به ورزش بپردازند. در این صورت بانوان متدین نیز به ورزش در پارکها روی خواهند آورد و حق آنها ضایع نخواهد شد.
اگر این کارها در زمان دولت شما که اصولگرا و اسلامی نام گرفته است انجام نشود دیگر چندان امیدی به تحقق آن نباید داشت. البته مسائل فرهنگی منحصر به مسائل مربوط به عفاف جامعه نیست. انتظار این بود که با روی کار آمدن دولت اصولگرا مثلاً برنامهای برای تغییر تابلوهای اماکن مختلف که از اسامی و حروف انگلیسی استفاده کردهاند و انسان با دیدن آنها فکر میکند در لندن یا پاریس است و هیچ نشانهای از فرهنگ اسلامی و ملی در آنها دیده نمیشود ارائه و اجرا شود، ولی ظاهراً حساسیتی در این زمینهها وجود ندارد در حالی که مبارزه با خودباختگی فرهنگی و بازگشت به هویت اسلامی از پایهها و مقدمات اصولگرایی است.
مسئله اکران برخی فیلمهای سینمایی که به فکر و اخلاق جامعه آسیب میرسانند مورد سؤال است و اصلاح درخور را نیافته است. همچنین گسترش بی حد و حصر و بدون قاعده تبلیغات بازرگانی و تجارتی در معابر عمومی، بزرگراهها، فرودگاهها، خیابانها، و مترو آن هم بیشتر درباره اجناس خارجی، نوعی تهاجم فرهنگی و تبلیغاتی از داخل است و البته ریشه آن کسب درآمد و تامین بودجه شهرداریها و غیره است و به هر حال باید چارهای اندیشید. باید تفاوتی میان فرودگاه و خیابان ما با فرودگاه و خیابان مثلاً دبی از این نظر وجود داشته باشد.
برخلاف نظر سکولارها دولت عهدهدار مراقبت از عقاید و اخلاق جامعه نیز هست. رهبر گرامی انقلاب اسلامی نیز اخیراً فرمودند دولت عهدهدار مراقبت از ایمان مردم است. مسائلی مانند اصلاح رفتار اجتماعی مردم مثل طرز رانندگی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی توسط راننده و عابر که متاسفانه در ایران وضع اسفباری دارد، در حیطه وظایف دولت قرار میگیرد. حتی دولت وظیفه دارد با رد و بدل شدن دشنامها خصوصاً دشنامهای ناموسی در کوچه و خیابان - که باز متاسفانه کم نیست - مبارزه کند و برای عاملان آن مجازاتهای سنگین وضع کند.
خلاصه یکی از مربیان جامعه دولت است. در گذشته دور در دنیای اسلام دایرهای وجود داشته به نام دایره حبسه یا امر به معروف و نهی از منکر، و نظارت بر اینگونه امور برعهده این دایره بوده است. البته مبارزه با این کژیها نیاز به از خود گذشتگی دارد، اما مصلح واقعی کسی است که با نقاط ضعف جامعه مبارزه کند هرچند از محبوبیت اجتماعی او کاسته شود. این که وظیفه دولت را تنها خدمت به خلق بدانیم و خدمت به خلق را نیز در سیر کردن شکم مردم خلاصه کنیم و از سایر ارزشها غفلت ورزیم یک خطای بزرگ است.
باز به تعبیر استاد مطهری در این صورت حداکثر به جنبه حیوانی انسانها خدمت کردهایم نه به انسانها. همینطور است مسئله تبدیل کلمات عربی رایج به الفاظ فارسی نامانوس که زیرکانه در حال انجام شدن است و نتیجه آن دور کردن نسل آینده از معارف اسلامی است. مثلاً چه لزومی دارد که کلمه «خروج» تبدیل به «برونرفت» شود؟ با این منوال، قطعاً بیست سال دیگر آثار امام(ره) و آثار شهید مطهری و دیگر اندیشمندان برای مردم مفهوم نخواهد بود.
این در حالی است که نسبت به کاربرد کلمات لاتین حساسیت لازم وجود ندارد و استفاده از این کلمات در صدا و سیما، مطبوعات و تابلوها و غیره سیر صعودی دارد. البته مسائل فرهنگی فراوان است ولی در این نامه فرصت پرداختن به همه آنها نیست. غرض تذکاری بود تا دولت در مجموع موفق جنابعالی از نقص رهاسازی فرهنگی که متاسفانه از دولت گذشته آغاز شد مبرا باشد. شاید یک علت این نقص، تبلیغات رقبا در دوره انتخابات بوده است که جنابعالی را به افراط در مسائل فرهنگی متهم میکردند و دولت شما ناخودآگاه در این زمینه حالت انفعالی به خود گرفت. برای جنابعالی توفیق بیشتر از درگاه خدای متعال مسئلت میکنم.