بسمهتعالی
میدانیم که با آمدن رضاخان شبح استبداد در همه جا مرگ ویرانی پاشید در این میان روحانیت مایوس و دلزده در انزوای همیشگی خود پناهجست و روشنفکران غربزده جذب دستگاه شدند و به فنسالاری پرداختند و آلت فعل استبداد شدند و به مقام و منصب و آلاف و الوف رسیدند.
فقط از میان روحانیت مبارز مدرس در صحنه پیکار باقی ماند و از میان روشنفکران اصیل مصدق به استقبال خطر و مقابله با استبداد شتافت اهمیت مصدق و عمر پر برکت او در همین خطر کردنها است در تداوم و قاطعیت و یکدندگی او در برابر استعمار و استبداد و ارتجاع است.
آنان که دشنهای از بهتان و افترا و سیاهیگری علیه او بکار میبرند بخوبی میدانند که مصدق چه میگفت و چه میخواست و گرنه مثل آفتاب روشن است که از میان همه کسانی که اجتهاد در اندیشه و تداوم در مبارزه داشتهاند تا آن روزگار کسی علیه تفرعن استبداد سالاری شاه و رژیم او سخنی قاطعتر و کرداری انقلابیتر از مصدق نداشته است.
آنان میدانند که آن چهره روشن و آفتابزده تاریخ ما آرزو داشت زور فرعونی، استبداد امپراطوری، شرکت شاهنشاهی جای خود را به حاکمیت ملی، رای همگانی و شرف و آزادگی انسان بسپرد.
هدف مصدق کوچک کردن شاه و وسعت دادن به دائره تفکر و حاکمیت مردم بود جمله مصدق ناقض حاکمیت سلطنت و نفیکننده هودج زرین سلسلهها بر پشت زخمدار تودهها است. "نه"ی محکمی که مصدق میگفت سلطنت را از نفس میانداخت آن مرد کهنسال که به رموز جامعهشناسی ایران توجه داشت سریعتر از زمان خودش حرکت میکرد با انبوه مشکلات و ناآگاهیها و خیانتها بردبارانه و آگاهانه زیر پای سلطنت را خالی میکرد میدانست که اگر حکومت از شاه گرفته شود سلطنت او نیز دوامی نخواهد آورد اگر این بیفتد آن نیز خواهد افتاد.
مصدق نه سکوت بود نه تسلیم و نه پرهیز، او یک اسطوره انقلابی بود. مصدق در خفقانآورترین دوره تاریخی ایران را بعنوان پرچم مبارزه، صدای حقانیت یک ملت، به صحنه آمد.
مبارزه مصدق محدود به حال نبود مرحلهای از یک حرکت پردوام بود که دریچه آن بسوی آینده گشوده بود در شرایطی که هنوز انقلاب نارس بود زمینه مساعدی را برای واژگونی سلطنت فراهم میکرد. مصدق با نفی حکومت شاه چشم به آینده، چشم به حرکت تودههای مواج انسانی داشت.
مصدق بعلت شرایط روز که گرگ امپریالیسم بر سر راه او قرار داده بود یک راه اندیشمندانه طولانی ولی از نظر خودش مطمئن و آزادکننده انتخاب کرد آنها که با شتاب حرف میزنند ولی کند عمل میکنند طوطیوار و پوستهنگر از حاشیه احکام قرآن گذر میکنند بدون اینکه توجه کنند پارهای از حرامهای خداوندی نیز نابهنگام و یا ابتدا بساکن حرام نشدهاند از منافع للناس تا رجس من عمل شیطان فاصله زیادی است یک استحاله انقلابی است درک مهم زیر و بم روحیات یک جامعه است.
کسانی که تحریم میکنند، تکفیر میکنند، سنگسار میکنند قرونوسطائی میاندیشند قرونوسطائی عمل میکنند میخواهند همه مخالفان خود را با هم در یک قایق و در یک زمان غرق کنند.
همه میدانند و تاریخ بر این مدعا گواه است که مصدق در عصری دست به مبارزه ضداستعماری و ضد استبدادی زد که با عطسه امپریالیسم حکومتها سرنگون میشدند – ملی شدن صنعت نفت یک اقدام صددرصد ضد لیبرالی بود- سیاست موازنه منفی- اقتصاد بدون نفت از کارهای بزرگ مصدق بود.
در آن هنگام وی چنین میپنداشت که اگر سلطه خارجی از بین برود و حاکمیت ملی استقرار یابد خودبخود نفی همه ارزشهای استبدادی را بهمراه خواهد داشت.
کسانیکه امروز میخواهند یک الگوی تمام خلوص ملت، چهره آفتابی او را خدشهدار سازند حتی میخواهند لیبرالیسم را که پایگاه امپریالیسم است بر او منسوب دارند عرض خود میبرند و زحمت ما میدارند. مبارزه ضد استعماری مصدق آنچنان روشن است و آنچنان حقانیت و تابندگی دارد که "کی توان خورشید را به گل اندود."
ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضمن تجلیل از خدمات این خدمتگزار تاریخ جنبش انقلابی مردم ایران سالگرد وفات او را در چهاردهم اسفندماه گرامی میداریم و در مراسم بزرگداشت آن بزرگ در دانشگاه تهران شرکت میکنیم.
1- دکتر کاظم سامی
2- دکتر یدالله سحابی
3- احمد صدر حاج سیدجوادی
4- مهندس عزتالله سحابی
5- مهندس علیاکبر معینفر
6- عباس منوچهری
7- شهاب محمودی
8- محمدجواد رجائیان
9- مهندس بازرگان
10- سید محمدمهدی جعفری
11- دکتر اخوتیان
12- هاشم صباغیان
13- سید علینقی نقوی
14- صلاحالدین بیانی
15- مولوی دیدگاهنظر محمد
16- دکتر احمد غضنفرپور