از: الف آگاه
گمرک ایران به تازگی ارزش 56 قلم کالای وارد به کشور را به منظور «حمایت از مصرفکننده» برای آگاهی همگان اعلام کرده است.
قبل از آنکه زبان تشکر را به این اقدام خداپسندانه گمرک ایران بگشائیم، باید بگوئیم که اگر مردم کم و بیش از ارزش وارداتی پارهای از کالاها آگاه نباشند، لااقل از تفاوت وحشتناک میانقیمت تمام شده در گمرک و قیمت فروخته شده به مصرفکننده اطلاع دارند و همه ناراحتی مردم و فشاری هم که به نام گرانی، احتکار تورم، نارسایی، محاصره اقتصادی و غیره تحمل میکنند در همین فاصله «گمرک تا مصرفکننده» خلاصه میشود. آنکه باید ارزش کالاهای تمام شده در گمرک را بداند، مردم نبوده بلکه در مرحله اول وزارت بازرگانی و در مرحله دوم کمیته امور صنفی و دادگاه صنفی هستند.
مردم هر روز که از مغازهای خرید میکنند، با مقایسه قیمت دیروز همان کالا میدانند که قسمتی از درآمدشان علنا دارد غارت میشود، ولی جرات دمبرآوردن ندارند زیرا فروشنده که سرش توی حساب است بلافاصله میگوید «اگر نخری، فردا همین هم نیست!»
وقتی سخن از شایعهپراکنی به میان میآید، پارهای تصور میکنند شایعه پراکن جانور مخصوصی است که چشم و گوش و بینی او با دیگران فرق دارد، در حالیکه شایعهپراکن اصلی همین گرانفروشان، محتکران و عوامل و وابستگان آنها در بازار و کوچه و خیابانند. وقتی به خریدار بگویند «اگر نخری فردا همین هم نیست» اثر روانیش از دهها خبر و گزارش تبلیغاتی دشمن بدتر است. از ابتدای انقلاب بدین طرف و مخصوصا پس از محاصره اقتصادی ما به دست دشمن و با شروع تجاوز عراق علیه ایران، این شعار پیوسته در گوشه و کنار شهر، در رسانههای گروهی، در مساجد و منابر، در مدارس و تکایا به چشم میخورده است که «از ذخیرهسازی بپرهیزید، اسراف نکنید...!»
اما متقابلا شعار گرانفروش را در نظر آورید که هر روز در گوش مشتری زنگ میزند و چون چکشی در مغز او میکوبد که «اگر نخری، فردا همین هم نیست» از اینرو اگر مردم هم نخواهند ذخیرهسازی کنند، نخواهند بیش از حد متعارف و نیاز معمولی خود خرید کنند، مغازهدار گرانفروش با زبان هم نشده، با چشم و ابرو به آنها تلقین میکند که چنین کاری را بکنید.
نکته جالبی که در این میان از ذهن ساده پارهای از هموطنان ما دور مانده، این است که از پارسال که محاصره اقتصادی دشمن شروع شده و از 31 شهریور امسال که تجاوز عراق بر ما تحمیل شده، با وجودیکه در وضعیت فوقالعاده و اضطراری هستیم هر روز آنچه را که میخواستهایم بیشتر از روز گذشته یافتهایم. هر روز گفتهاند «اگر نخری، فردا همین هم نیست.» ولی دیدهایم که فردا و فرداهای دیگر هم یافتهایم، منتها با قیمتی گرانتر و با زحمتی بیشتر!
همه ماجرا در همین نکته خلاصه میشود. بدین معنی که انبارها لبریز از کالاهای مصرفی مواد خوراکی، دارو و مایحتاج اولیه من و شماست. انبارهای گمرک چه در بازرگان و جلفا و چه بندرعباس چنان متراکم است که گمرک ایران مکررا برای تخلیه آن به صاحبان کالاها هشدار داده و میدهد. پس درد اصلی از گمرک تا مغازه است و در اینجاست که وظیفه سنگین وزارت بازرگانی و کمیتههای امور صنفی بیش از پیش احساس میشود. نگاهی به اطلاعیه گمرک ایران که دو روز پیش در مطبوعات منتشر شده نشان میدهد که چگونه محتکر، گرانفروش و واسطه و عوامل و زائدههای دیگر آنها خون مردم را به شیشه میکنند و چگونه حاصل زحمات مستضعفین و طبقه حقوقبگیر و مزدبگیر را دود میکنند.
در اطلاعیه گمرک کره حیوانی ساخت هلند قیمت تمام شدهاش در گمرک هنگام ترخیص هر کیلو 150 ریال است یعنی هر بسته 100 گرمی باید 15 ریال تمام شود که مثلا با هزینههای دیگر و سود طرف مربوطه به کیلوئی حداکثر 200 ریال برسد ولی آیا من و شما کره را با چنین قیمتی بدست میآوریم.
همچنین است قیمت دهها قلم کالای دیگر از قبیل کاغذ، صابون، خمیردندان، لاستیک اتومبیل، تیرآهن، شیشهآلات، دستگاههای برقی خانگی، چون آبگرمکن، فریزر و غیره و غیره... که قیمت فروش آن به مصرفکننده اگر سه برابر قیمت تمام شده در گمرک نباشد لااقل 200 درصد گرانتر است.
سوالی که در اینجا پیش میآید این است، که این پولهای ناحق و این سودهای ناروا و اهریمنی به جیب چه کسی میرود و عوارض و عواقب تراکم پول در دست گروهی خونآشام چیست؟
میدانیم که در جمهوری اسلامی «ربا» حرام است و از 20 ماه پیش به اینطرف از مسایل پر سر و صدا را تشکیل میداده است. آیا وقتی ربا در اسلام حرام باشد، غارتگری حرام نیست؟ آیا سود 200 درصد یا 300 درصد از گمرک تا مغازه گناهش کمتر از رباخواری به نرخ 12 درصد یا فرضا 20 درصد است؟ همه مفاسدی که به ربا نسبت میدهیم برای آن است که کسی بدون آنکه زحمتی کشیده باشد پولی را در جایی راکد میگذارد و از آن بهرهای میبرد. آیا کالایی که در گمرک جلفا و یا بازرگان پس از پرداخت همه هزینهها با کیلوئی 150 ریال ترخیص شده و سپس کیلوئی 300 ریال در تهران بدست من و شما میرسد، منشاء مفاسد و عوارضی به درجات بدتر از رباخواری نیست؟
اگر مفسده گرانفروشی و غارتگری به همینجا ختم میشد، شاید غفلت در مورد آن چندان هولناک نبود. ولی همانطور که اشاره کردیم این مسئلهای است که با همه اعتبار مملکت آنهم در زمان جنگ مربوط میشود و اثر روانی منفیاش از ده ایستگاه فرستنده دشمن بر روحیه مردم بیشتر است.
شتاب و هجومی که در روزهای اول تجاوز عراق برای خرید و ذخیرهسازی به چشم میخورد زائیده همین تبلیغ نامرئی و نامحسوس گرانفروشان و غارتگران است. آنها در رژیم گذشته عادت کرده بودند که بزور تبلیغات رادیو ـ تلویزیونی و روزنامهای انواع بنجالها را بخورد مردم داده و آب کنند. اکنون که آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخته است، کسانیکه سرنخ جامعه مصرفی را در دست داشتند از این راه غیر مستقیم و شیطانی وارد شدهاند و شب و روز با کم کردن زمینه فلان جنس در بازار و سرگردان کردن و درمانده کردن مشتری و ترساندن او از کمبود احتمالی و خیالی میکوشند تا آن «خلاء مصرفی» را که معیارهای جمهوری اسلامی برای آنها پدید آورده است، بدین صورت کاذب پر کنند.
آنچه که کمیته امور صنفی و وزارت بازرگانی باید به آن توجه کنند، همین نکته اساسی و حساس است. این نوعی جنگ سرد موذیانه است که محتکران و گرانفروشان مستقیم و غیر مستقیم در بازار ایران دامن میزنند تا «میل» به خرید را تبدیل به «حرص» به خرید در مردم کنند. آنچه که باید وزارت بازرگانی، کمیته امور صنفی و حتی وزارت ارشاد ملی و صدا و سیمای جمهوری ایران با آن مبارزه کند همین اشتهای کاذبی است که برای خرید بیجهت در مردم پدید آوردهاند
کشف مکرر کالاهای احتکاری در انبارهای مختلف در تهران و شهرستانها موید این نظریه است که چگونه ما در حالیکه بیش از بسیاری از کشورهای فارغ از جنگ، کالای موردنیاز آماده داریم، ولی باز هم محتکران و گرانفروشان برای دامن زدن «اشتهای کاذب» خرید در مردم به میل خود و اختیار خود کالاهای ضروری را احتکار میکنند تا مردم را گرفتار تنگی و درماندگی کرده و تلقین کاذب خود را به آنها نفوذ دهند که بله زمینه کالا در بازار کم است!!»
خیال میکنم مبارزه با این شبکه مافیائی و از خدا بیخبر، کار یکنفر و دو نفر و یک نهاد و دونهاد نیست بلکه باید همه نهادهای انقلابی و دولتی با برنامهای هماهنگ در کنار وزارت بازرگانی و کمیته امور صنفی با این بلا به پیکار برخیزند. چرا که سرکوب این ستون پنجم داخلی است که پیروزی ما را در جبهه خارجی و دشمن خارجی تسریع میکند.