وقتی که صحبت از پایگاههای امپریالیسم میشود بهتر است اول توضیح کمی در مورد خود امپریالیسم داده شود. همانطوریکه بارها گفته و شنیدهایم امپریالیسم ذاتا سلطهگر و متجاوز است و این تجاوز و سلطهجوئی باز هم در یک زمینه نیست. درست است که نظام اقتصادی امپریالیسم همان کاپیتالیسم یا سرمایهداری است و نهایتا این سیستم و نظام اقتصادی برای آنکه بتواند همراه با آن خاصیت سلطهگری و تجاوزی که امپریالیسم دارد رشد یافته و از یک کشور امپریالیستی به کشورهای دیگر رسوخ کند طبیعتا یکی از بخشهایش سرمایهداری و سیستم اقتصاد سرمایهداری و کاپیتالیسم است که این میرود و ایجاد زمینه میکند در قسمتهایی که تجاوز در آن شروع میشود و امپریالیسم در حقیقت در آنجا راه پیدا میکند.
البته ممکن است شروع کار امپریالیسم در وهله اول اقتصادی نباشد ولی نهایتا و هدف اساسی آن هدف اقتصادی است. بنابراین در جائیکه تجاوز و سلطه آغاز و مطرح میشود نظام سرمایهداری و کاپیتالیستی ضرورتا وارد میگردد تا بتواند بازار و فرهنگ مصرفی بوجود آورد و مردمی را که در یک نقطه از دنیا به زیر سلطه میروند و مور تجاوز قرار میگیرند نیازمند آن سیستم اقتصادی مربوط به امپریالیسم کند. چون اگر این نیاز پیدا شود آنوقت برای امپریالیسم مساله حل است چون خود بخود این مردم یکنوع رابطه دائمی را با امپریالیسم پیدا میکنند.
پس اگر قبول کنیم که سیستم سرمایهداری احتیاج به این دارد که در محلهایی که مورد تجاوز امپریالیسم قرار میگیرد ایجاد یک زمینه و بازار مصرف بکند باید کسانی را پیدا نماید که این بازار بوسیله آنها اداره شود. در همینجا نشان میدهد که یکی از محلهایی که شما میتوانید جای پای امپریالیسم را در کشورهای زیر سلطه پیدا کنید سیستم اقتصادی این کشورها است یعنی در واقع اقتصاد میتواند یک پایگاه باشد برای امپریالیسم بشرط اینکه بین این اقتصاد برای کشور زیر سلطه با آن اقتصاد امپریالیستی یعنی سیستم سرمایهداری جهانی یک رابطه دقیق عینی و علمی برقرار شود یا به عبارتی آن نظام بعنوان مادر و اینها بعنوان بچه و جوجهها.
طبیعی است همانطوریکه بچه از مادر تغذیه میکند و اگر مادر به او شیر ندهد گرسنه خواهد ماند این سیستمهای سرمایهداری نیز بهمین صورت هستند و نمیتوانند بروی پای خود بایستند و در حقیقت وابستگی جزو ذات آنها و از ضرورتهای وجودی آنان است. پس یکی از پایگاههای امپریالیسم و کشورهای زیر سلطه که میتوان همیشه آنرا جستجو کرد سیستم اقتصادی وابسته به امپریالیسم است یعنی دفاع از سرمایهداری وابسته و رشد این نوع سرمایهداری و تبعات آن. تبعات به این معنا که در سرمایهداری وابسته آنچه که هدف است وابستگی است و آنچه که ما بدنبال آن هستیم رشد سرمایهگذاران اساسی است که آنها باید ورم بکنند.
بنابراین ما در سرمایهداری وابسته تولید بالا و در واقع یک نظام اقتصادی رفاهی که بتواند یک بخشی از انسانها را و جهان هدف قرار بدهد نداریم. بلکه ما در راه بزرگ شدن سرمایهداران بینالمللی و تغذیه کردن و کمک کردن به آن نظام کلی بینالمللی مطرح هستیم. ما نتایج حاصله از این نوع سیستم اقتصادی وابسته را در کشور خودمان براحتی میتوانیم پیدا کنیم در بخش صنعتی همه صنایع مونتاژ که در حقیقت هم مواد اولیه آن غالبا در اختیار نیست و هم تکنیکی که در آن بکار برده میشود تکنیک وارداتی و وابسته است یعنی هر وقت بخواهند رابطه ما را با آن صنایع مادر قطع کنند این صنایع در واقع صنایع غیر اصیل ما میخوابد.
پس در بخش صنعتی صنایع مونتاژ میرود جزو صنایع وابسته به اقتصاد وابسته و به همین ترتیب در بخشهای بازرگانی و کشاورزی که هر یک از اینها بنوبه خود وضع مشابهای با صنایع مادر رشتههای مختلف دارند. بعنوان مثال در زمینه کشاورزی آمده بودند در جنوب مجتمعهائی نظیر کشت و صنعت کارون ایجاد کرده بودند که در آنجا به فرض مارچوبه یا توت فرنگی کشت میکردند و شما توجه دارید که وقتی ملتی نیاز به گندم و جو و مواد اولیه غذایی دارد ما چیزی را تولید کنیم که در کالیفرنیا مصرف شود و این به آن دلیل بود که نیروی انسانی ارزان میتوانست بر قیمت تمام شده کالا نقش تعیینکنندهای را داشته باشد. پس اینجا میتواند یک پایگاه باشد برای امپریالیسم چرا چون ما تامینکننده منافع امپریالیسم هستیم و اگر بخواهیم محل دقیق آن را مشخص کنیم همان سرمایهداران وابسته است که حالا این سرمایهداری میتواند در بخش زمینهای بزرگ زیر کشت و یا بوسیله فئودالها و یا سیستم بورژوازی و پتیبورژوازی وابسته باشد که این سرمایهداران در خدمت اقتصاد ملی نیستند.
پایگاه دفاعی
از سوی دیگا امپریالیسم تنها به بخش اقتصادی اکتفا نمیکند زیرا وقتی شما میگوئید وابستگی این وابستگی اعم است برای اینکه یک مملکت وابسته شود به سیستم جهانی باید علاوه بر اقتصاد، سیستم فرهنگی و دفاعیش نیز وابسته باشد، چون اینها لازم و ملزوم هم هستند اگر بتوانند از نظر دفاعی ارتش ما را وابسته کنند به یک سیستم دفاعی امپریالیسم و سیستمهای منطقهای و جهانی بنابراین ما باید در خط استراتژی امپریالیسم عمل کنیم یعنی اگر ما در اینجا دارای یک ارتش قوی و مدرن شویم این ارتش در خدمت منافع ملیمان و حفاظت و حراست از مرزها و تمامیت ارضی ما در جهان نیست بلکه در کل نقشه و مشی که آن سازمان دفاعی بینالمللی که میبینید از آمریکا شروع میشود و میآید در اروپا بصورت پیمان ناتو و سنتو در خاورمیانه و سیتو در آسیای جنوبغربی و بشکل یک حلقه دفاعی درست میشود ما نیز باید جزو یکی از آن حلقهها باشیم.
وقتی سیستم دفاعی ما از نظر استراتژی و برنامهریزی وابسته شد از جهت وسائل و تجهزاتی که ارتش احتیاج به آن دارد نیز باید وابسته شویم مثلا به آمریکا و طبیعی است که وقتی ما شروع کنیم به عمل کردن اگر این وابستگی قطع شود ما یک وقتی عقیم خواهیم شد. به عبارت دیگر ارتش نیازمند به ابزار و آلات و ادوات و علم جدید است اگر اینها را خودتان ایجاد کردید و مستقل شدید و در حقیقت با اسلحهای که خودتان ساختید جنگیدید طبیعی است که استقلال هم دارید و ضمنا مجبور هم نیستید که در بازیهای منطقهای دخالت کنید و تبدیل شدهاید به یک کشور مستقل که از عوایدتان، مکتبتان و قانونتان و آنچیزی که در مالکیت شماست حفاظت و حراست کردهاید.
این میشود یک ارتش ملی، اما ارتش ما همانطوریکه میدانید برای اینکه بتواند از پایگاه دیگر امپریالیسم یعنی در حقیقت آن اقتصادی وابسته به سرمایهداری در اینجا و آن سرمایهدار و فئودالی که خلق را استثمار میکند و بدون اسلحه پشتیبانی حامیان قدرت نمیتواند مطرح باشد دفاع کند یک سرنیزه در اختیار او قرار میدهد تا منافع خود را حفظ کند. و همچنین از نظر حفظ بازار و سرمایهداری وابسته و از نظر ارتباط با تعرضات منطقهای و بینالمللی هم باز این ارتش باید بتواند دفاع کند و اینجا را بشکل یک بازار بینالمللی همچنان ثابت نگاه دارد. پس در اینجا دومین پایگاه امپریالیسم را میتوانید بیابید.
البته این الان مطرح نیست و مربوط به زمانی است که امپریالیسم در اینجا صاحب قدرت بود. بنابراین وقتی که این ارتش و عناصر وابستهاش، هدفگیری وابستهاش و برنامههایش همه تغییر کرد و حتی از نظر ابزار و آلات سعی کرد که خود را به یک نقطه یا یک قدرت جهانی وابسته نکند به این نتیجه میرسد که باید به خودکفائی فکر کند و به استعداد و ابتکارات درونی که میتواند ابزار و آلات را تامین کند و ضمنا با کشورهائی که آزاد فکر میکنند و همچنین کشورهائی که از زحمتکشان جهان دفاع میکنند و در داخل دو قدرت جهانی نیز نیستند و در ارتباط با ما، ما را زیر سلطه نمیبرند ارتباط برقرارکند. و طبیعی است که اگر در چنین سیستمی قرار بگیریم ارتش ما تبدیل میشود به یک ارتش مکتبی و متکی به خود.
پایگاههای فرهنگی:
اما از همه این مهمتر پایگاه فرهنگی است، یعنی اگر شما یک ملتی را بگذارید که به فرهنگ خودش متکی باشد و مخصوصا اگر این فرهنگ یک فرهنگ پر غنا و جوابگوست به هیچ قیمتی این ملت را نمیتوانید در قسمتهای دیگر مثل اقتصاد و دفاعی وابسته کنید. وقتی شما میتوانید ملتی را وابسته نمائید که اول فرهنگ او را وابسته کنید. بنابراین برای این کار نقشههای امپریالیسم این بود که اصلا فرهنگ ما را از آن کارائی و ارزش خود خالی کرده و با فرهنگ ملی که همان فرهنگ اسلامی است مبارزه کند.
و بعد فرهنگ خودشان را جایگزین آن کنند، بخصوص که غرب همیشه تبلیغ کرده که فرهنگ مونوکلتور است یعنی یک نوع فرهنگ بیشتر در جهان وجود ندارد و آن هم فرهنگ غربی یا فرهنگ یونان است. دقیقا به این شکل که گفته میشود که شما بدون ما نمیتوانید وجود داشته باشید. زیرا که شما فرهنگ ندارید. البته اگر نمیتواند این موضوع را به کشور ما بگوید ولی به کشورهائی از جمله آفریقا گفت: اما وقتی که به کشورهائی نظیر ایران که خود دارای سابقه طولانی در تاریخ و مدارک و مدارج زیادی است برخورد میکند اینجا سعی دارد که این فرهنگ را از محتوی خالی کرده و آنرا بیارزش جلوه دهد و همان حالت معروف آلیناسیون را مطرح کند.
و زمانی که ما از خویشتن خودمان که همان فرهنگمان است جدا شدیم و به محض اینکه اعتماد به نفسمان و اتکاء به خودمان را از دست دادیم این آغاز فاجعه و همان وابسته شدن است.
بنظر من پایگاه فرهنگی امپریالیسم از دو پایگاهی که قبلا از آن یاد شد بمراتب مهمتر خطرناکتر است و شما اگر بتوانید پایگاههای امپریالیسم را یکی پس از دیگری سرکوب کنید و سنگرها را فتح کنید آنوقت است که شما به استقلال میرسید و اگر به استقلال رسیدید بعد مسئله آزادی مطرح میشود و هنگامی که آزادی را نیز کسب کردید آنموقع مسئله عدالت و حکومت اسلامی و انسانی مطرح خواهد شد.
ما آن حکومت وابسته سیاسی را واژگون کردیم و اما وقتی میتوانیم بگوئیم که به استقلال کامل رسیدهایم که استقلالمان بر اساس اقتصاد اسلامی باشد و سیستم سرمایهداری در آن نقشی نداشته باشد و اگر به این ترتیب عمل شد و کشاورزی و صنعت و تجارت ما در حقیقت با مبانی اسلامی و موازین این جمهوری و انقلاب خود را تطبیق داد و ما سرمایهداران و فئودالها را خلع ید کردیم آنوقت است که میتوانیم در بخش اقتصادی نیازی به وابستگی نداشته باشیم پس اینجاست که لازمه استقلال فتح همه پایگاههای امپریالیست است و فقط گفتن شعار مرگ بر امپریالیسم و یا لانه جاسوسی را اشغال کردن و عدهای را به گروگان گرفتن و نظایر اینها مسئله را حل نمیکند. ما باید برای اینکه بتوانیم امپریالیسم را به زانو درآوریم و در مقابل آن توفیق حاصل کنیم پایگاههای امپریالیسم را فتح کنیم.