بنام خدا
جناب آقای مهندس بازرگان نخستوزیر
بعد از ادای احترام، اجازه فرمائید در این تصدیع که از نظر من، بیان واقع و اظهار درد بهمراه عرض ادب و اخلاص است، نه مثل یک وزیر به جناب نخستوزیر، که مثل یک فرزند به پدر و مثل یک برادر کوچک به بزرگترین برادر و بسان یک هموطن و یک مسلمان به هموطن و مسلمانی دیگر، با شما صحبت کنم.
و اما صحبت من که ظاهرا از دیشب آغاز میشود و باطنا از همان آغاز همکاری و نخستین روزهای تشکیل دولت موقت انقلاب، یک مسئله خصوصی نیست ـ که اگر چنین میبود شاید هیچگاه گفته نمیشد، چرا که من همیشه معتقد بودهام که:
"من و دل گر فنا شویم چه باک
غرض اندر میان، سلامت اوست"
مسئله انقلاب یک ملت و شاید یک امت است، مسئله تاریخ یک مبارزه است، مسئله خونهای ریخته و عمرهای بباد رفته است، مسئله رهبری یک جنبش و سرنوشت این رهبری در آینده است. بالاخره مسئله بودن یا نبودن است. پس اجازه دهید به عقب برگردیم و نه خیلی دور، به هشت ماه قبل و به نخستین روزهای بعد از پیروزی و باواخر بهمن 57 و به لحظات حساسی که شما مامور تشکیل دولت موقت انقلاب شدید و معجزه وحدت مردم به ثمر رسید
در یکی از این روزها بود که من را به دفتر نخستوزیر دولت موقت (ستاد استقبال از امام خمینی) خواستید و بعد از مقدمهای کوتاه فرمودید که در فرصتی کوتاهتر به پیشنهاد شما که قبول مسئولیت وزارت بهداری و بهزیستی بود پاسخ دهم و من در جواب گفتم: دو چیز باید قبلا روشن شود. اول اینکه همکاران دیگر شما در دولت چه کسانی هستند، دوم حدود اختیارات مسئولین در دولت تا چه اندازه خواهد بود؟
و بعد از توضیحات جنابعالی با توکل بخدای بزرگ و عنایت بزرگوارانه شما و موافقت شورای انقلاب (که آن روز بر من ناشناخته بود) افتخار همکاری نصیب شد و از آن زمان تا بامروز با کمال خلوص و همه ظرفیت و امکان در خدمت شما و مردم و در راه خدا از هیچ کوششی دریغ نکردهام و خواستهام که بسهم خود گوشهای از بار بزرگ مسئولیت شما را در جهت سامان بخشیدن بامور کشور و تحقق اهداف انقلاب بر دوش بگیرم، به تکلیف شرعی و عرفی عمل کنم که کردهام ـ و اما امروز با توجه بآنچه گذشته است و بخصوص آنچه میگذرد و عدم هماهنگی در دولت و بین دولت و دیگر مراکز قدرت و عدم اختیار و قدرت کافی برای آغاز یک سیاست واحد، مشخص و جهتدار، امکان خدمت و انجام وظیفه و ادامه همکاری وجود ندارد و آنچه شرط قبول مسئولیت در آغاز بود (همکاران هماهنگ و اختیارات لازم) وجود ندارد و برعکس ناهماهنگی و اعمال نظرات گروهی و خصوصی مانع پیشرفت و حتی سبب کندی و گاه توقف اغلب برنامهها شده است، و مخصوصا با عنایت به تحلیل اوضاع کنونی کشور (مذاکرات دو جلسه اخیر هیات وزیران) و آنچه بر سر ملک و ملت آمده است و همچنان ادامه دارد، قبول مسئولیت در دولت موقت و در برابر جنابعالی و سرانجام امکان پاسخگوئی بمردم و تاریخ غیر ممکن شده است، و لاجرم با کسب اجازه از پیشگاه امام و شما استعفای خود را از مسئولیت وزارت بهداری و بهزیستی و موسسات وابسته بآن تقدیم میدارم در صورت لزوم در فرصتی دیگر کارنامه اقدامات انجام یافته در مدت تصدی خود را در وزارت بهداری و سازمانهای تابعه تقدیم خواهم داشت.
در هر حال خود و دیگر همفکرانم در جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران در خدمت شما و مردم خواهیم بود و بسان فرزندان و سربازان ساده انقلاب برای تحقق اهداف جمهوری اسلامی برهبری امام خمینی مبارزه را ادامه خواهیم داد و برای شما و همکارانتان توفیق هرچه بیشتر آرزو میکنم و اضافه مینمایم که تا وقتی هماهنگی لازم و احساس مسئولیت انقلابی در میان ارگانهای مختلف و مراکز متعدد قدرت در حکومت بوجود نیاید و سیاستی واحد در زمینههای سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خدماتی و رفاهی اتخاذ نشود و برنامههای انقلابی برای اجرای این سیاست تنظیم نگردد و به وحدت ملی و بسیج همه نیروهای انقلابی و حاکمیت مردم منجر نشود دسترسی باهداف انقلاب و زدودن آثار نهادهای استبداد و استعمار و استثمار ممکن نخواهد بود.
همانطور که گفته شد در شرایطی که اتخاذ سیاستهای اقتصادی و عمرانی و بخصوص نفوذ تبلیغات انقلابی میتوانست در منطقه نیازمند کردستان موثر و راهگشا باشد، روشهای ممسکانه و محتاطانه برنامهریزان بودجه و پافشاری و اصرار بیمورد برای تعادل در بودجه آینده ـ آیندهای که امروز شاهد طلیعه آن هستیم ـ فعالیتهای عمرانی را به تاخیر انداخت و دولت از هر نوع عمل انقلابی و قاطع در نقاط تحریکپذیر باز ماند و باین عامل انحصارگرانی و سکتاریزم حزبی و مونوپولیسم صاحبان قدرت هم اضافه شد و به بهانه نجات اسلام و حمله بجناح چپ و ضد انقلاب سعی شد که هم گروههای انقلابی و مترقی را از صحنه خارج کنند و مقدمات تسلط مطلق بر امور فراهم گردد و باین مجموعه این واقعیت را هم باید اضافه کرد که نداشتن الگو و معیار خاص از حکومت انقلابی اسلامی، عدم آشنائی با نظام بوروکراتیک و عدم تجانس فکری وزراء در کابینه سبب عدم تحرک لازم در ماههای اول بعد از انقلاب شد و بیتوجهی به نقش سیاستهای خارجی و عمق مخالفتهای امپریالیسم با انقلاب ایران به دشمنان خارجی انقلاب نیز فرصت داد که در سایه دخالت و حمایت آنها ضد انقلاب رشد کند و در مقابله با این واقعیت بجای دیدن علت (امپریالیسم) معلول (ضد انقلاب) مورد معرفی و حمله قرار گرفت و در حقیقت علت فراموش شد یا بحساب نیامد و نبرد ضد استعماری بدون داشتن یک برنامه اقتصادی مشخص نتوانست بطور رادیکال مطرح شود ـ نبودن یک خط هدایتکننده در برنامههای اقتصادی دولت را به نوعی عقبنشینی در برابر فشار مستمر مردم واداشت و بجای آنکه دولت بعنوان موتور انقلاب مردم را بجلو ببرد خود بوسیله فشار مردم بطور نامنظم بجلو رانده شد (سیاست یک روز درآمد نفت برای هر استان مظهر بارز این بیخطی است) تسلیم شدن بدستگاه اداری سابق و کار کردن با همان عناصر ساواکی گذشته که هنوز هم ادامه دارد از پیاده کردن هر نوع نهاد انقلابی مانع شد و در نتیجه غول بوروکراسی شاهنشاهی شروع کرد به بلعیدن ثمرات انقلاب و میرود که شور و شوق انقلابی مردم را به شک و تردید درباره اصالت انقلاب بدل سازد و این واقعیت در ارتباط با مشکل بیکاری که حل آن مستلزم یک برنامه انقلابی است بخشی از نیروهای فعال جامعه را عاطل و باطل نگاه داشت (که این خود ذاتا یک امر ضد انقلابی است) و عمل انقلابی که بکار انداختن تولید کشاورزی و چرخهای صنایع و فعالیتهای بازرگانی بود در ششماهه اول حکومت با دست بدست کردن برنامهریزان اقتصادی و تنظیمکنندگان بودجه به تاخیر افتاد و در برابر با اقدام بیمطالعه افزایش حداقل دستمزد مراکز تولیدی و خدماتی را مواجه با مشکل جدیدی کرد که هنوز هم آثار آن در کلیه شئون اقتصادی کشور مشهود است.
بنابراین اکنون بعد از 8 ماه از پیروزی انقلاب مردم میبینند که خواستهها و آرزوهایشان جامه عمل نپوشیده ـ دگرگونی واقعی در جامعه پیدا نشده است. روابط اقتصادی رژیم شاهنشاهی هنوز برقرار است، استثمار محفوظ است، مردم میپرسند که عیب از کجاست؟ کجای این سیستم معیوب است که نمیتواند آنچه را میخواهد پیاده کند.
در چنین لحظات حساس و بحرانی بنظر میرسد تنها راه نجات انقلاب، نگاه داشتن امام در میان مردم است تا ایشان از خواستهای مردم بدون واسطه مطلع شوند و با استفاده از اجتهاد امام در همه زمینههای اجتماعی ـ سیاسی ـ اسلامی و فروزان نگاه داشتن آتش انقلاب و پاسداری از آن بوسیله همه مردم و تجدید وحدت انقلابی و تمرکز قدرت در دولت راه برای رسیدن به پیروزی نهائی و تحقق اهداف انقلاب اسلامی باز شود و من بسان رهروی ساده بهمراه دیگر همفکرانم در این راه جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران را یاری خواهم کرد و تحت رهبری امام خمینی بسوی جامعه توحیدی حرکتمان را ادامه خواهیم داد.
منالله التوفیق
دکتر سامی 25/7/58