تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۳۵۹۶۸

بازرگان: به میان مردم برگشته‌ام


مهندس مهدی بازرگان، نخست‌وزیر سابق دولت جمهوری اسلامی ایران، عضو شورای انقلاب و رهبر نهضت آزادی ایران، عصر دیروز در اجتماع حسینیه ارشاد شرکت کرد و سخنانی پیرامون جوشش‌های انقلاب و دعوا بر سر غنیمت‌های انقلاب ایراد کرد. مهندس بازرگان طی سخنان خود ضمن تجزیه و تحلیل مکتبی و واقع‌بینانه از انقلاب ایران، گفت برگشت به قدرت و یکپاچگی و وحدت در مدیریت و وحدت در کلمه ضامن پیروزیمان خواهد شد.
مهندس بازرگان در آغاز سخنان خود گفت فکر میکنم اگر صددرصد هم نباشد بمیان مردم برگشته‌ام، توی خودمانیها، درست است که در همان ماموریت هم جدا و خارج از مردم نه من و نه رفقایم نبوده‌ایم ولی بالاخره اسم دولت عنوان نخست‌وزیری هر چه باشد روی عادت روی سابقه مسئولیت نمیخواهم بگویم منفوریت اما یکنوع محکومیت می‌آورد. البته حالا هم خارج نیستم ولی خوب قدری آزادتر و بقدری دغدغه خاطر و مسئولیت کمتر است.
مهندس بازرگان افزود:
اما این رسیدن به خدمت شما و شرکت در این جمع و ایراد سخنرانی نه به صفت عضو شورای انقلاب بودن نه به صفت نخست‌وزیری یا وزیر و یا مسئولیت داشتن هیچکدام از اینها نیست، بعنوان فردی که علاقمند به مسائل اجتماعی و سیاسی و اداری مملکت است و به صفت شخصی حرف میزنم.
بازرگان گفت: آخرین فرزند انقلاب همین جریان گروگان گرفتن است و آثار و تبعاتی است که در سطح بین‌المللی رخ داد و این شور و هیجان و اضطراب و تبعات دیگری را بوجود آورد که خدا میداند چه خواهد شد و به کجا خواهد کشید
محمدرضا رهبر منفی انقلاب
بازرگان در ادامه سخنان خود افزود: من 12 ماه پیش مطلبی را در جواب یک روزنامه‌نگار انگلیسی گفتم: او سئوال کرد رهبر این نهضت کیست. گفتم رهبر این نهضت نه شخص من هستم و نه داریوش فروهر که میگوید چند هزار پیرو و طرفدار دارد.
رهبر اصلی این نهضت لااقل از نظر منفی شخص محمدرضا شاه است که در طول سلطنت خود با ایجاد فساد و خفقان و ظلم و جور. این انقلاب را به اینجا کشاند. و باعث وحدت کلمه همه شد..
بازرگان در قسمت دیگری از سخنان خود گفت: مگر نه اینست که همه میگفتند لااقل همه ادعا میکردند ما طرفدار حاکمیت ملت و اکثریت هستیم پس بگذاریم منتخبین اکثریت بیایند قانون بنویسند بعدا ورای بدهد رای که داد طبق نظر اکثریت مجلس معین شود. نمایندگان تعیین شود. این‌ها نمایندگان منتخب اکثریت هستند. پس دولتی معین می‌کنند دولت هم قانون تنظیمی آنها را اجرا میکند.
بازرگان گفت اما ملت انقلاب کرده بود. حالت انقلاب یافته بود. بعد از سالها ناراحتی و ستم و جور که در دل فرو بردن و همچنین تبلیغات و تلقیناتی که مستقیم و غیر مستقیم به قلم و زبان مارکسیست‌ها و یا به قلم و زبان مسلمان‌های ما فهمیده یا نفهمیده از انتقال همان افکار در آنها بوجود آمده بود. و انقلاب‌های ضد امپریالیستی که ملت دیده بود یک روحیه و منطق جدیدی در او پیدا شده بود.
بازرگان در ادامه سخنان خود گفت: در ملت آن زمان چنین حالت بمب اتمی انقلاب وجود نداشت. و چیزی پیش‌بینی نمیکرد. میبایستی 9 ماه بعد در تظاهرات بگویند ما حرکت گام به گام را محکوم میکنیم. و یا در جای دیگری عنوان بکنند چرا دولت انقلابی عمل نمیکند. یا چرا قاطع نیست، در حالیکه من گفته بودم که انقلابی به آن معنا نیستم و قاطع هم نیستم که بعد معلوم شد که چرا قاطع نبودیم، چگونه چاقوی بی‌تیغه میتواند برندگی داشته باشد؟
بازرگان افزود: ملت و مخصوصا جوانها به آن فرمان و برنامه دلخوش نشدند و بمب انقلاب ایران به جوش و خروش آمد. از چپ و راست کلاهی و عمامه‌ای بزرگ و کوچک هر چند هفته شعارهای تازه ساخته و به صحنه انداخته میشد....
بازرگان پس از اشاره به قسمتی از مشکلاتی که در زمان دولت او ایجاد شده بود. در ادامه سخنانش گفت: موج عظیم مصادره و تصفیه حسابها که جلوه شدیدش یک ماه و نیم بعد از پیروزی بود. صورت خاصی پیدا کرده و بنده اسم انتقام روی آن گذاشته بودم. از شعارهای دیگر طرد کارمندان و برکناری آنها بود. که تعمیم پیدا کرد ابتدا توجه به چند وزیر و مدیر کل میرفت و اوایل بیشتر مسئله همکاری و سرسپردگی به رژیم گذشته مطرح بود بعدها دامنه این خصومت، ایرادها و اتهامات مذهبی، حتی جبهه ملی و مصدقی بودن را هم دربر گرفت و جزو لوازم انقلاب شد.
بازرگان سپس به تجزیه و تحلیل مکتبی پرداخت و گفت: یکی از مواد و حقایق واقع‌بینانه این وحدتی است که ما در اوایل انقلاب داشتیم که هر چند این وحدت و به ثمر رساندنش بدست آیت‌الله خمینی صورت گرفت ولی مبداء و موکبش مظالم و نیرنگ‌های شاه بود. واقعیت سوم و مهم اینست که پس از پیروزی و خروج شاه هجوم همه جانبه باین کشور صورت گرفت مخصوصا چپی‌ها آنهائی که سالها در غربت و عزلت بودند و کارهای دیگر میکردند.
اینها هم راهی مملکت شدند و آمدند که بر سر این خوان سهم و بهره و نصیبی ببرند.
خودخواهی ضد دمکراسی
بازرگان افزود: یعنی یک نوع خودخواهی ضد دمکراسی پیدا شد. این چپی‌ها چه مقیم ایران و چه غیر از آن منتها جرئت نداشتند جیک بزنند یا در مبارزات مسلحانه وارد هم شده بودند، شهید هم داده بودند یا در دستگاه‌های دولتی بودند، جرو گردانندگان و جزو مشاورین و راهنمایان، چه دستگاه رادیو تلویزیون، چه در حزب رستاخیز و چه در پست‌های وزارتی، اما خوب همه‌شان آن فکرهای مارکسیستی را داشتند. چه آنها که از اکناف جهان باعنوان آی با کلاه با پاسپورت، بدون شناسنامه تمام آمدند در ایران پراکنده شدند.
بازرگان در ادامه سخنانش افزود: این چپی‌ها بودند که اولین جوانه‌های این بمب اتمیک انقلاب را به جوش و خروش در‌آوردند. و گفتند حالا که ما از راه قانون و عدد و اکثریت پیروز نمیشویم با راههای دیگر با اتحاد و تشکل و نظام و اسلحه، و هوچی‌گری راه بیفتیم. بنابراین یک حالت غیر پیش‌بینی شده و غیر عادی بوجود آمد و قیافه و شکل خاصی که به انقلاب زنده و متحول متبرک ما داد یکی هم دسته‌های چپی بودند: که اولین دسته بودند که دم از انهدام ارتش زدند که امپریالیستی است. و اولین دسته‌ای بودند که کلمه امپریالیست و این شعار را آوردند. که این انقلاب باید ضد امپریالیستی باشد و پیشگامی آنها مدل برای خیلی‌ها شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات