تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۳۶۰۵۲

انتخابات برای ما «بازی» نبود

مطهره شفیعی مقدمه: یکی از اتفاقاتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، در تنگنا قرار گرفتن احزاب سیاسی بود. در واقع تبعات انتخابات و اعتراض برخی به نتایج آن، نه تنها دامن فعالان سیاسی را گرفت، بلکه به احزاب قانونی کشور سرایت کرد. در این‌باره با محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب به گفت‌وگو نشستیم. او در حین صحبت، تاکید کرد که نه تنها ناامید نیستم بلکه فعالیت‌های قانونی خود را نیز ادامه می‌دهیم. آرمین در عین حال به تحلیل حوادث پس از انقلاب نیز پرداخت.

* از آخرین رویداد مربوط به سازمان مجاهدین شروع می‌کنم. چه شد که از برگزاری کنگره منصرف شدید؟
** کنگره قرار بود در آبان‌ماه برگزار شود؛ ما با درک شرایط و فضای سیاسی کشور درصدد بودیم تا این کنگره را بدون کمترین حساسیت و تنشی برگزار کنیم زیرا طبق اساسنامه، سازمان موظف به برگزاری کنگره سالانه است و باید به اساسنامه عمل می‌کردیم لذا با توجه به حساسیت‌های موجود تصمیم گرفتیم که کنگره را به صورت متفاوت نسبت به کنگره سال‌های قبل و در سطحی محدود برگزار کنیم از یک ماه قبل از زمان عنوان شده برای برگزاری کنگره، موضوع را به وزارت کشور و کمیسیون ماده 10 احزاب اطلاع داده بودیم تا هم در جریان قرار بگیرند و هم در صورت لزوم، نمانیده خود را به کنگره اعزام کنند.
اما یک هفته قبل از برگزاری کنگره از سوی [...] با سازمان تماس گرفته و خواستار لغو برگزاری کنگره شدند؛ حتی عنوان داشتند که اگر کنگره برگزار شود، اعضای سازمان با مشکل مواجه می‌شوند بنابراین ما برای اجتناب از تنش و حل منطقی مشکل، برگزاری کنگره را موقتا به تاخیر انداختیم و از آنجا که کمیسیون ماده 10 احزاب مرجع قانونی نظارت بر فعالیت احزاب است طی مکاتبه‌ای با وزارت کشور موضوع را منعکس کردیم. تا مشکل به نحوی حل شود.
* درخواستتان در این نامه بر چه مبنایی بود؟
** ما در این نامه از وزارت کشور درخواست کردیم تا ضمن حمایت از فعالیت قانونی سازمان موضوع را با وزارت اطلاعات حل کند.
* پاسخ وزارت کشور چه بود؟
** پاسخ کمیسیون ماده 10 بسیار غیر منطقی‌تر از اقدام وزارت اطلاعات و مغایر با موازین قانونی بود. وزارت کشور پاسخ داد. به دلیل اینکه پرونده سازمان و برخی اعضای سازمان در زندان یا در مرحله محاکمه هستند، تا رسیدگی کامل و مشخص شدن تکلیف اعضا نباید کنگره‌ای برگزار شود.
* یعنی زندانی بودن اعضای سازمان دلیل وزارت کشور برای لغو کنگره بود؟
** اینطور عنوان کردند. اولا پرونده سازمان در هیچ محکمه قضایی در حال رسیدگی نیست و تاکنون سازمان از سوی هیچ دادگاهی احضاریه‌ای دریافت نکرده، بنابراین این ادعا کذب محض است. ثانیا در صورت صحت چنین ادعایی، رسیدگی به پرونده سازمان در دادگاه نمی‌تواند مانعی برای فعالیت‌های سازمان باشد. ثالثا به لحاظ قانونی حزب و تشکل‌های سیاسی دارای شخصیتی حقوقی و مستقل از اعضای خود است.
صرف‌نظر از اینکه اتهامات اعضای سازمان تا چه حد صحیح و قانونی است و تا چه حد دادگاه‌های این اعضا منطبق بر موازین قانونی است، مساله محاکمه اعضای سازمان ربطی به فعالیت سازمان ندارد زیرا سازمان طبق اساسنامه‌ دارای شخصیت حقوقی مستقل است و باید براساس اساسنامه خود عمل کند. غیبت یا بازداشت برخی اعضا نمی‌تواند دلیلی موجه برای عدم فعالیت یک تشکل سیاسی محسوب شود.
* برخی از اصولگرایان بارها پس از انتخابات خواستار ابطال مجوز فعالیت گروه‌های اصلاح‌طلب از جمله سازمان مجاهدین شده‌اند. این درخواست‌ها را تا چه حد در پاسخ منفی وزارت کشور برای برگزاری کنگره سازمان موثر می‌دانید؟
** حتی اگر چنین قصدی هم داشته باشند، مادام که این تشکل دارای سبقه قانونی است، باید در انجام فعالیت‌های سیاسی خود آزاد باشد.
* سازمان مجاهدین انقلاب در کنار برخی دیگر از احزاب نسبت به نتیجه انتخابات معترض هستند. از سوی دیگر برخی از اصولگرایان مرتب یادآوری می‌کنند که اصلاح‌طلبان راه را برای شرکت در انتخابات بعدی بسته‌اند. در این شرایط استراتژی فعلی اصلاح‌طلبان با توجه به این وضعیت چیست؟
** اصلاح‌طلبان همواره به انتخابات به دیده فرصتی مغتنم برای پیگیری اهدافشان نگاه می‌کردند. در واقع از دید اصلاح‌طلبان، انتخابات یک حادثه مهم سیاسی است که برای تحقق اهداف و مطالبات خود باید در آن حضوری فعال داشت. دیدگاه ثابت اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته همین موضوع بوده است و براساس همین دیدگاه اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه در مورد شرکت و فعالیت در انتخابات به خود تردید راه ندادند اما این نوع نگاه به انتخابات مبنی بر یک تحلیلی از انتخابات بود که بر مبنای آن، حداقلی از شرایط لازم برای رقابت آزاد در انتخابات وجود دارد و حداقلی از آزادی رقابت انتخاباتی موجود است و باید از این حداقل‌ها استفاده کرد.
تجربه انتخابات ریاست جمهوری دهم از این جهت، تجربه ناامیدکننده و کاملا متفاوت با دوره‌های ریاست جمهوری گذشته بود. از نظر اصلاح‌طلبان این انتخابات، انتخاباتی مخدوش است و به نظر ما نتایج اعلام شده، بیانگر واقعیت خواست جامعه نیست. بنابراین اعتماد اکثریت جامعه از نظر ما و 13 میلیون شهروند ایرانی از نظر آقایان نسبت به سلامت انتخابات سلب شده است. طبیعی است که در صورت ادامه چنین وضعیتی، انتخابات دیگر نمی‌تواند به عنوان فرصتی برای رقابت تلقی شود یا یک فرصت دموکراتیک یا آزاد تعبیر شود. اصلاح‌طلبان هرگز حضور در انتخابات را به عنوان یک نمایش تلقی نکردند و هرگز انتخابات را یک بازی ندیدند بلکه به عنوان یک رقابت جدی به آن نگاه کردند.
اگر قرار باشد انتخابات صرفا یک نمایش با نتایج از قبل تعیین شده باشد، طبیعی است که شرکت در چنین انتخاباتی معقول و منطقی نیست. متاسفانه عملکرد مسئولان مراجع اجرایی و نظارت بر انتخابات دهم، عملکرد بسیار ناامیدکننده‌ای بود. خاطرتان هست کمیته‌ای که از سوی شورای نگهبان برای رسیدگی به اعتراضات تشکیل شد پذیرفت که حداقل در 140 شهر تعداد شرکت‌کنندگان بیش از واجدین شرایط رای بوده و در 60 شهر بیش از 140 درصد واجدان شرایط در انتخابات حضور داشتند و این آمار نشان‌دهنده تخلف آشکار در انتخابات است و کمیته شورای نگهبان این موضوع را پذیرفت اما از ابطال آرای این شهرها به بهانه تاثیر نداشتن تعداد آرا در نتیجه انتخابات خودداری کردند.
در حالی که وظیفه شورای نگهبان حراست از سلامت انتخابات است. اگر یک رای مخدوش هم ثابت شود، شورای نگهبان باید ابطال کند. به شورای نگهبان ربطی ندارد که ابطال این آرا در نتایج انتخابات چه تاثیری دارد. زمانی که تخلفات به این آشکاری در انتخابات صورت می‌گیرد و با اعتراف آقایان دو تا سه میلیون رای مخدوش است اما انتخابات باطل نمی‌شود، نمی‌توان به سلامت انتخابات اطمینان داشت. اگر اصلاح‌طلبان هم بخواهند در چنین انتخاباتی شرکت کنند، بدنه اجتماعی آنها استقبالی نخواهد کرد بنابراین اگر قرار باشد یک انتخابات قابل قبولی در آینده داشته باشیم، باید اعتماد از دست رفته جامعه نسبت به انتخابات بازسازی و احیا شود مادام که این اتفاق رخ ندهد و وضعیت همین‌گونه باشد، شاهد یک مشارکت قابل قبول از سوی جامعه و احزاب اصلاح‌طلب در انتخابات آتی نخواهیم بود.
* شما و دیگر اصلاح‌طلبان مکررا در مصاحبه‌های قبل از انتخابات عنوان کرده بودید که از تخلفات انتخاباتی آگاه هستید. با این حال چرا در انتخابات شرکت کردید؟
** بله. همان‌طور که می‌گویید به لحاظ تحلیلی چنین پیش‌بینی‌هایی را می‌کردیم. رفتارهای برخی جریان‌ها و علائمی که دریافت می‌کردیم، بیانگر آن بود که این جریان آمادگی لازم برای برگزاری انتخابات سالم را ندارد و می‌خواهد نتایج را به گونه‌ای مدیریت کند که به نفع خودش باشد. اولا ما نمی‌توانستیم براساس یک تحلیل یا پیش‌بینی تصمیم‌گیری کنیم زیرا در این صورت مخالفان ما این حق را داشتند به ما انتقاد کنند که چرا براساس پیش‌داوری عمل کردید و در انتخابات شرکت نکردید؟ اگر خاطرتان باشد همین آقایانی که امروز می‌گویند شما از قبل پیش‌بینی می‌کردید انتخابات آزاد برگزار نشود اما برخلاف پیش‌بینی‌تان در انتخابات شرکت کردید، قبل از انتخابات دائم می‌گفتند اصلاح‌طلبان قصد شرکت در انتخابات را ندارند و فقط به صحنه می‌آیند تا فضاسازی و جوسازی کنند تا در اوج فعالیت‌های انتخاباتی از صحنه کنار بروند.
دلیل دوم این بود که ما مطمئن بودیم در انتخابات اعمال نفوذ خواهد شد اما برآورد دقیقی از حجم این اعمال نفوذها نداشتیم. تجربه انتخابات دوره‌های گذشته به ما می‌گفت که اگر میزان مشارکت افزایش پیدا کند و به بیش از 60 درصد برسد، اعمال نفوذها نمی‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در نتیجه انتخابات داشته باشد. بنابراین اصلاح‌طلبان تلاش کردند افکار عمومی را برای شرکت در انتخابات قانع کنند و در این زمینه هم موفق بودند. اگر دقت کرده باشید صدا و سیما تا یک ماه و نیم قبل از انتخابات تحرکی برای دعوت مردم و حضور مردم از خود نشان نمی‌داد و رفتار این نهاد حاکی از آن بود که تمایلی برای حضور گسترده مردم وجود ندارد.
اگر تلاش و فعالیت‌های پرشور انتخاباتی اصلاح‌طلبان نبود، قطعا صدا و سیما به همین مشی ادامه می‌داد اما اصلاح‌طلبان توانستند جامعه را برای شرکت در انتخابات قانع کنند و با توجه به شور انتخاباتی که در جامعه شکل گرفت، رسانه ملی هم ناگزیر شد تغییر خط‌مشی دهد این تلاش‌ها یک پیروزی برای اصلاح‌طلبان بود و آنها توانستند میزان مشارکت را افزایش دهند. البته من به مشارکت 85 درصدی اعتمادی ندارم و آمار درستی نیست. حاکمیت به گونه‌ای عمل کرده که اعتمادی به آمارهای آن از جمله در امور اقتصادی و غیره نیست. حتی نسبت به افراد واجد شرایط هم نتوانست آمار دقیق و اعتمادبخشی ارائه دهد.
* یعنی آمار مشارکت بالاتر از 85 درصد بود؟
** نه، ظاهرا پایین‌تر بود اما در اینکه مشارکت گسترده‌ای در انتخابات بود، تردیدی نداریم؛ اما نه به این میزان.
* همانطور که گفتید مشارکت بالا بود پس چرا نتیجه به نفع کاندیدای اصلاح‌طلبان رقم نخورد. تنها تاثیر اعمال نفوذها بود؟
** تجربه انتخابات دهم نشان داد که در برآورد خود نسبت به تخلفات و حجم و میزان اعمال نفوذها اشتباه کردیم و برآمد درستی از تاثیر میزان اعمال نفوذها در انتخابات نداشتیم و این موضوع را صریح به جامعه اعلام کردیم. در عین حال این اعتراف بدان معنا نیست که نباید در انتخابات شرکت می‌کردیم و از شرکت در انتخابات پشیمان نیستیم. به نظر من اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات تصمیم درستی گرفتند اما ارزیابی آنها از میزان تخلفات درست نبود.
اگر چنین مشارکتی در انتخابات صورت نمی‌گرفت، همین نتیجه به دست می‌آمد بدون اینکه اعتراضی شود و انتقادی نسبت به اعمال نفوذها صورت گیرد. ما در انتخابات مجلس هشتم هم همین اعمال نفوذها را داشتیم اما به دلیل اینکه پرونده سازمان و جامعه از انتخابات استقبال نکرد و میزان مشارکت به خصوص در شهرهای بزرگ بسیار پایین بود، هیچ حرکت و اعتراضی هم نسبت به نتایج انتخابات صورت نگرفت در انتخابات ریاست جمهوری دهم هم اگر مشارکت بالا را نداشتیم، همین نتیجه اعلام می‌شد بدون اینکه کسی از ماهیت انتخابات مطلع شود.
* به خاطر دارم طیف رقیب مدعی بود که یکی از اعضای مجمع روحانیون برای حضور در کمیته بررسی شورای نگهبان اعلام آمادگی کرده است لذا این موضوع را حربه‌ای برای فشار به اصلاح‌طلبان قرار دادند، با توجه به تبلیغات منفی رقیب، شما چرا از ستاد موسوی نماینده‌ای معرفی نکردید؟
** از کاندیداها خواسته شد برای نظارت بر روند بازشماری آرای 10 درصد از صندوق‌های نماینده معرفی کنند از ستاد موسوی و کروبی کسی معرفی نشد زیرا به این نحوه رسیدگی اعتراض داشتند و آن را نتیجه‌بخش نمی‌دانستند. شواهد زیادی وجود داشت که نشان می‌داد بررسی 5 تا 10 درصدی صندوق‌ها مشکلی را حل نمی‌کرد.
* شما راهکارهای اعلام شده از جانب حاکمیت را نمی‌پذیرید. شما به عنوان نماینده‌ای از طیف اصلاح‌طلبان بگویید چه باید می‌شد که نشد؟
** پیشنهاد روشنی از جانب کاندیداهای اصلاح‌طلبان یعنی آقایان کروبی و موسوی مطرح شد. آنها گفتند که آمار روشنی از کدهای ملی در مرکز آمار ایران و سازمان ثبت وجود دارد. تمام مشخصات شرکت‌کنندگن در انتخابات دهم به علاوه کد ملی آنها در یارانه‌ها به ثبت رسیده است. اگر مقایسه‌ای بین این دو آمار صورت می‌گرفت، تمام مسائل و واقعی بودن تعرفه‌های رای مشخص می‌شد. به نظر من کار ساده‌ای بود و زمان زیادی هم صرف نمی‌شد ما در این انتخابات شاهد اعتراضی در سطح ملی بودیم و اعتماد مردم نسبت به انتخابات و جریان حاکم سلب شد این مساله ارزش داشت تا چند هفته تامل کنیم تا شبهات برطرف شود.
در انتخابات افغانستان هم مانند ایران اعتراض صورت گرفت و آنجا هم دو کاندیدای برتر حضور داشتند اما انتقادات موجب شد کمیته حقیقت‌یابی تشکیل شود و بیش از سه ماه به بررسی نتایج پرداختند و در نهایت، انتخابات به مرحله دوم کشیده شد. هر چند که رئیس دولت ما در هفته اول به کرزای تبریک گفت. افغان‌ها به اندازه احمدی‌نژاد به نتیجه انتخابات خود اطمینان نداشتند و پس از چند ماه مشخص شد که نظر افغان‌ها درست بوده است. آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کرد که انتخابات افغانستان هم مانند انتخابات ایران است و یک روز پس از برگزاری می‌توان صحت آن را تایید کرد.
کاری که در افغانستان صورت گرفت را می‌شد در ایران هم انجام داد تا این مقدار هزینه صورت نگیرد و این مقدار تنش ایجاد نشود می‌شد با تدبیر و درایت مشکل را حل کرد اما آنچه در مقابل اعتراض و انتقاد مسالمت‌آمیز صورت گرفت، فقط لجاجت و دهن‌کجی و تلاش فراوانی برای ندیدن اعتراضات بود. اینکه آرای 60 شهر را باطل نمی‌کنند، معنایی جز دهن‌کجی به افکار عمومی ندارد.
* شما که اینقدر نسبت به تخلفات انتخاباتی مطمئن هستید چرا مدارکتان را علنی نمی‌کنید؟
** در حال حاضر مساله این نیست که اثبات کنیم یک طرف مدارکی برای صحت انتخابات دارند یا طرف دیگر که معترضان هستند، ادله‌ای برای تخلف در انتخابات دارند. اکنون مساله این نیست. ما می‌دانیم در حالی که برخی دوستان ما در سلول‌های انفرادی هستند، برخی بازجوها از آنان مدرک عدم‌صحت انتخابات را می‌خواهند. در بیرون هم شاهدیم دائما می‌گویند که اینها سندی برای اثبات تقلب در انتخابات ارائه نداده‌اند. صرف‌نظر از اینکه سند و شاهد ارائه شده است، فرض کنیم سندی وجود ندارد. به قول این آقایان 13 میلیون نسبت به سلامت انتخابات تردید دارند و می‌گویند این انتخابات سالم نبوده است.
آیا حکومت عقلا، قانونا و شرعا موظف است که به این سوءظن پاسخ دهد و کاری کند که به این سوءظن خاتمه دهد؟ اینجا دعوا بین دو نفر نیست که کسی مدعی باشد و بگویند طبق قانون شرع مدعی ادله بیاورد. اینجا اختلاف بین بخش بزرگی از ملت و دولت است. دولت رقیب مردم و طرف دعوا نیست که بگوید اگر علیه من حرفی دارید شاهد بیاورید و دولت شرعا و عقلاً و قانونا موظف است اگر سوءظن و مشکلی علیه او وجود دارد، زمینه‌های رفع آن را فراهم کند. دولت نمی‌تواند مدرک بخواهد و اگر معترضان مدرک ارائه نکردند افراد دارای سوءظن را به زندان بیندازد. دولت طرف رقیب مردم نیست و هم‌سطح جامعه هم نیست بلکه به نمایندگی از جامعه، کشور را اداره می‌کند.
اگر نسبت به نماینده و وکیل خود سوءظن پیدا کردید، این نماینده باید در جهت رفع این سوءظن اقدام کند. در آموزه‌های دینی هم همین‌گونه است. در نامه علی(ع) به مالک‌اشتر آمده است اگر جامعه نسبت به تو گمان ستمگری برد، وظیفه‌داری شفاف‌سازی کنی و دلایلت را به مردم بگویی. علی(ع) به مالک نمی‌گوید که اگر مردم به تو گمان بد بردند، از آنها مدرک بخواه و به اتهام براندازی محاکمه کن.
اگر جریان حاکم تدبیر به خرج می‌داد و سعی می‌کرد سوءظن‌ها را از بین ببرد شاهد این فضاحت‌ها نبودیم. مساله صرف‌نظر از اینکه آیا سندی وجود دارد یا خیر؛ به اعتراف آقایان 13 میلیون و به ادعای ما 17 تا 18 میلیون افراد واجد شرایط به نتیجه انتخابات اعتراض دارند و باید اعتمادشان بازسازی شود؛ آنها بی‌اعتماد هستند. باید دولت ثابت کند انتخابات سالم بوده است.
* اعتماد چگونه بازمی‌گردد؟ پیشنهاداتی مانند وحدت یا آشتی ملی را موثر می‌دانید؟
** طبیعی است شرایط موجود ناگوار است و اختلافات در محدوده سیاست و منحصر به جریان‌های و فعالان سیاسی نیست. اختلافات در حد اختلاف این حزب و آن حزب و کنشگران سیاسی نیست. اختلاف اکنون به سطح جامعه کشیده شده است. این حرف درستی است که احتیاج به آشتی ملی داریم اما به رغم احترامی که برای شیخ مطرح‌کننده ایده آشتی ملی قائلم، فکر می‌کنم این بزرگان در شرایط فعلی قادر نخواهد بود که این پیشنهاد را عملی کنند. این پیشنهاد در شرایط فعلی عملی نیست.
* دلیلتان برای غیر عملی بودن این پیشنهاد چیست؟
** یک طرف که در حال حاضر طرف قدرت است، تحت هیچ شرایطی نه تنها حاضر به استقبال از این شرایط نیست بلکه نفس طرح این پیشنهاد را مغایر با منافع خود می‌دانند.
* از آنجا که بیشتر اصلاح‌طلبان جریان حاکم را از طیف اصولگرایان می‌دانند، شما وضعیت این طیف را پس از انتخابات چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** اکنون در سطح جریان حکم (اصولگرایان)، با یک اختلاف و شکاف مواجه هستیم. بخشی از جریان اصولگرا که اصولگرایان معتدل هستند، معتقد است که ادامه چنین وضعیتی نه به نفع کشور و نه به نفع جریان اصولگرایی است و آنچه در انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن رخ داده، هزینه‌های سنگینی را به کشور و جریان اصولگرا تحمیل کرده است، بنابراین چنین وضعیتی به صلاح نیست و باید مساله را جمع کرد و وجدان عمومی را که جریحه‌دار شده است، التیام داد. اینها یا مطرح‌کننده پیشنهاد آشتی ملی هستند یا از آن استقبال می‌کنند اما بخش دیگری از حاکمیت (اصولگرایان)، افراطی هستند که تحلیلی کاملا متفاوت دارد. بخش افراطی حاکمیت معتقد است که هزینه‌های لازم را برای حذف جریان رقیب از صحنه سیاسی پرداخته است اما این پروژه ناتمام مانده و به طور کامل انجام نشده است.
آنها معتقدند باید ادامه داد و به هر قیمتی این پروژه را کامل کرد. شعار آنها هم «تا کربلا، یک یا حسین دیگر» است. به همین دلیل بخش رادیکال طرح هرگونه پیشنهاد آشتی را مغایر با اهداف خود می‌بیند. این جریان با محتوای پیشنهاد وحدت کاری ندارند و با اصل آن مخالف هستند آقای هاشمی فقط اعلام کرد که عده‌ای از علاقه‌مندان نظام مشغول فکر کردن هستند تا پیشنهادی را طراحی کنند و محتوای این پیشنهاد مطرح نشد اما دیدید که جریان افراطی و رسانه‌های وابسته به آن به شدت واکنش نشان دادند و آقای هاشمی و دیگرانی که استقبال کردند را تحت بمباران تبلیغاتی خود قرار دادند که چرا حرف از آشتی ملی می‌زنید. عاقلانه این بود که آقایان صبر می‌کردند که ببینند این پیشنهاد چیست. اینکه با طرح پیشنهاد آشتی ملی به صورت عصبی مخالفت می‌کنند به این دلیل است که آن را مغایر با منافع خود می‌دانند.
این بخش افراطی می‌داند که اساسا طرح چنین ایده‌هایی زمینه را برای ادامه پروژه‌ای که در ذهن دارند، از بین می‌برد، فضا را عوض می‌کند و اجازه نمی‌دهد این آقایان پروژه یکدست‌سازی عرصه سیاست را اجرایی کنند. اگر خاطرتان باشد قبل از انتخابات، آقای ناطق‌نوری مساله دولت وحدت ملی را مطرح و پیشنهاد کرد اصلاح‌طلبان از معرفی کاندیدا خودداری کنند و از آقای خاتمی خواست به میدان نیاید تا اصولگرایان قانع شوند به جای آقای احمدی‌نژاد، فرد معتدلی را انتخاب کنند. آقای هاشمی اعلام کرد که جمعی از اصولگرایان از جمله هیات موتلفه و آقای عسگراولادی دنبال این طرح هستند در مقابل این پیشنهاد، اصلاح‌طلبان نه مخالفت کردند و نه حرفی زدند.
اصلا فرصتی نشد که موضع‌گیری کنند زیرا همین جریان افراطی به شدت آقای ناطق و هاشمی را زیر ضرب برد و عسگراولادی ناچار شد بگوید که اصلا چنین جلسه‌ای با آقای هاشمی نداشته است. یعنی تفکرات این جریان انحصارطلب هیچ نسبتی با سازگاری و تعامل با غیر خودشان ندارند. این جریان اکنون تمام مجاری قدرت را در دست دارد و برای همین می‌گویم در شرایط موجود نمی‌توان به رغم احترامی که برای پیشنهاددهندگان این طرح آشتی ملی دارم، کوچک‌ترین حرکتی در جهت آشتی ملی و وحدت انجام داد. اخیراً هم دیدید کمیته‌ای از شیوخ و ریش‌سفیدان تشکیل شده بود که اعلام کرد به علت عدم استقبال مراکز قدرت از این طرح، امکان ادامه کار ندارد.
* برخی سیاسیون معتقدند که اراده از حذف اصلاح‌طلبان عبور کرده و پروژه حذف اصولگرایان معتدل را در حال اجرایی کردن است. شما چه می‌گویید؟
** درست است. این جریان افراطی حاکم هیچ ظرفیتی برای تعامل ندارد. تفکری انحصارطلب دارد و منطق این جریان، صفر و یک است، یعنی یا با ما یا بر ما. دیدید که اینها حتی آقای توکلی را نمی‌توانند تحمل کنند و شعار مرگ بر منافق علیه او سر می‌‌دهند. از نگاه اینها فقط آقای نبوی، تاج‌زاده و امین‌زاده نیستند که مسئول اغتشاشات هستند بلکه از دید این آقایان، وزارت اطلاعات که محسنی‌اژه‌ای در راس آن بود هم در ایجاد اغتشاش نقش داشت. کسی مثل آقای محسنی‌اژه‌ای را هم تحمل نمی‌کنند، چه برسد به اصولگرایان معتدل. از نگاه آنها، این تنها اصلاح‌طلبان نیستند که باید از عرصه سیاست کنار گذاشته شوند، هر کس با این فرقه حاکم مشکل دارد، حتی لاریجانی و قالیباف باید حذف شود.
* به رغم انتقاداتتان به دولت مستقر، چه برنامه‌ای طی استقرار این دولت برای ادامه فعالیت‌های سیاسی خود دارید؟
** در سال‌های پیش‌رو مصمم‌تر و پرانرژی‌تر و امیدوارتر از قبل می‌ایستیم. هیچ دلیلی برای ناامیدی نداریم. اگر براساس عقل سیاسی نگاه کنیم، دلایل قانع‌کننده‌ وجود دارد که در عرصه سیاسی باقی بمانیم. در طول سال‌های گذشته هیچ‌گاه چنین اقبال گسترده‌ای در جامعه نداشتیم. این آگاهی و بلوغی که امروز می‌بینیم، در سال 76 وجود نداشت. امروز خود جامعه پیشتاز و مدعی است. اگر در سال 76 اصلاح‌طلبان مدعی بودند و جامعه در مقاطع انتخاباتی به میدان می‌آمد و آنها را تایید می‌کرد، امروز جامعه مدعی است و از اصلاح‌طلبان می‌خواهد از مواضع خود عدول نکنند و در صحنه بمانند. بنابراین دلیلی برای ناامیدی نداریم ما ایستاده‌ایم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات