تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۳۶۲۹۵
پایه‌های دموکراسی در عراق چگونه شکل نگرفت

11 گاف بزرگ آمریکا


 ترجمه: حسین موسوی
حمله به عراق و اشغال این کشور از زوایای گوناگونی از سوی تحلیلگران بررسی شده است. اما اینکه تحلیل خود عراقی‌ها از این ماجرا چه بوده درهای جدید را به روی ما می‌گشاید. ابوخلیل، روزنامه‌نگاری‌ عراقی است که با مرور 11 خطای راهبردی ایالات متحده در آمریکا، اشتباهات این کشور را پس از اشغال عراق گوشزد می‌کند. ابوخلیل به ترتیب اهمیت، مشکلاتی را که اشغالگران آمریکایی به مردم عراق تحمیل کردند و به‌سادگی از آن گذشتند، جداگانه بررسی کرده است. در سایت «ضد جنگ» (آنتی‌وار) هم این مقاله به انگلیسی برگردانده شده است.
خطای اول؛ شورای حکومتی عراق
این خطا یکی از بزرگ‌ترین خطاهای ایالات متحده آمریکا از زمان اشغال به حساب می‌آمد. آمریکایی‌ها به جای اینکه سریعا پایه‌های یک حکومت دموکراتیک را در عراق پی‌ریزی کنند، به بهانه‌های مختلف از این امر سر باز زدند. به دلیل عواملی همچون «افزایش تهدید و ارعاب، فقدان داده‌های انتخاباتی و مساله بازگشت عراقی‌هایی که جلای وطن کرده‌اند.»
با یک گروه پنج نفره شروع کردند و درنهایت این شورا را به هفت نفر رساندند یکی از ضعف‌های بزرگ ایالات متحده آمریکا بود که زمام امور را به دست این گروه داده و آنها در برابر خشونت‌های رایج آن زمان ضعف بزرگی از خود نشان دادند. آمریکایی‌ها درنهایت برای پوشاندن ضعف یک گروه کوچک دیگر با نام «نمایندگان ائتلاف استان‌ها» حکومت عراق را به دست 25 نفر سپردند و نام آنها را نمایندگان مردم گذاشتند. این گروه شامل افرادی از گروه‌های شیعه، سنی، عرب، کرد، ترکمن، اسلامگرا، سکولاریست، کمونیست، مسلمان و مسیحی بودند. طرفه آنکه در جیب این افراد به جای پول رایج عراق فقط پول‌های خارجی می‌توانستید پیدا کنید. درواقع این گروه هنوز گرد سفر از تن نشسته بودند که ایالات متحده آنها را به این سمت گماشته بود.
«آینده یک ملت را این‌گونه شکل می‌دهند؟» «دموکراسی را این‌گونه پایه‌ریزی می‌کنند؟» اینها تنها دو نمونه از سوالات رایجی بود که پس از اقدام آمریکایی‌ها در ذهن ناظران خارجی و داخلی شکل گرفته بود.
کدام کشور یا ملتی را سراغ دارید که قدرت‌های خارجی برای آنها نماینده تعیین می‌کند؟ (حتی این امر در مورد کشورهای دوستی که در عین حال قدرتمند هستند روا نیست، چه برسد به اینکه آمریکایی‌ها با یک‌سری اسناد ساختگی و غیرقابل اثبات به عراق لشکرکشی می‌کنند و در نهایت نمایندگان آنها را هم تعیین کردند). بیشتر نمایندگانی که در این شورا عضو بودند بیش از 40 سال در تبعید و خارج از عراق زندگی کردند. آنها از اولویت‌های عراق خبر نداشتند و حتی زمانی که در مورد مشکلات عراق صحبت می‌شد آنها از کلمات خارجی در سخنرانی‌های خود استفاده می‌کردند. غریبگی آنها با مشکلات داخلی زمانی به اوج خود رسید که این شورا روز نهم آوریل را روز ملی نامیدند، در‌حالی‌که برای بیشتر مردم این کشور روز سقوط بغداد محسوب می‌شد. از سوی دیگر ترکیب این شورا و صحبت‌هایی که درون جلسات آن رد و بدل می‌شد به گونه‌ای بود که حس تجزیه‌شدن را در مردم عراق تقویت می‌کرد. آنها حتی در این راستا با تصویب قانونی می‌خواستند دادگاه‌های فرقه‌ای مذهبی تاسیس کنند که توسط «پل برومر» سفیر ایالات متحده وتو شد.
نمایندگان منتخب مردم در شیوه و عملکرد هم در عین اینکه از روش‌های صدام انتقاد می‌کردند، در جلسات همیشه غیرعلنی خود به روش‌های صدام حسینی متوسل می‌شدند. آنها برای پایه‌ریزی دموکراسی ناچار به رجوع به افکار قومیت‌گرایی شده و برای هر قومی یک پستی را لحاظ کردند. حتی کار به جایی رسید که «اقوام‌گرایی» رشد بی‌سابقه‌ای پیدا کرد و هر وزیر در داخل وزارتخانه‌ای که مشغول به کار شده بود اقوام خود را در پست‌های حساسی به کار گماشته بود. با این حال آنها انتظار داشتند که مردم از طریق اداره پست نامه‌های تشکر‌آمیزی برایشان ارسال کنند و در این نامه‌ها نوشته باشند: «چه عراق تازه‌ای.»
خطای دوم؛ استفاده از روش‌های صدام
 صرف نظر از قانون و به دستور سربازان آمریکایی مقررات منع آمد و شد شدیدی برقرار شد؛ کاری که حتی پسران صدام حسین هم جرأت استفاده از آن را نداشتند. آنها راه‌های اصلی و پل‌ها را می‌بستند و وقت مردم را تلف می‌کردند.
 دروغ‌ها و کوچک و بزرگ جلوه دادن برخی چیزها توسط سیاستمداران و نظامی‌های آمریکایی (در این خصوص مثال‌های فراوانی می‌توان به‌عنوان نمونه مطرح کرد. مواردی همچون اینکه آمریکایی‌ها می‌گفتند اوضاع تحت کنترل است اما همزمان انفجارهای بزرگی با این ادعاها رخ می‌داد یا اینکه در حمله تروریستی به عروسی فلوجه گفته شد که هیچ کودک و زنی در این حمله کشته شدند، در‌حالی‌که بیش از نیمی از کشته‌شدگان را زنان و کودکان تشکیل می‌دادند.)
 مردم دستگیر و برای مدت نامعلومی ناپدید می‌شدند. حتی عنوان اتهامی آنها برای مدتی اعلام نمی‌شد و اگر هم اعلام می‌شد، به قدری بدون سند و مدرک ارایه شده بود که پس از مدتی ناچار می‌شدند افراد دستگیرشده را آزاد کنند.
 اعطای کیلویی درجات نظامی به پلیس‌ها و نیروهای نظامی (یکی از نظامیان، صبح در‌حالی‌که فاقد ستاره بود، شب دو ستاره روی شانه‌هایش نشسته بود.)
 اگر خطایی از اقوام اعضای دولت سر می‌زد بدون هیچ بهانه‌ای آنها را از مجازات معاف می‌کردند. از این روش، صدام حسین هم استفاده نمی‌کرد. او چندین بار نشان داد که در مقابل خطای آشنایانش بی‌رحم است.
 استفاده از روش‌های صدام حسین برای تاسیس ارتش و سازمان‌های دیگر اداری.
سوالاتی که مردم عراق مدام از خود می‌پرسند این است که: «واقعا چه چیزی عوض شده است؟»
خطای سوم؛ شکست در شناخت مردم عراق
هر ملتی در دنیا قوانین و احساسات خود را داراست که آن ملت را از سایر ملت‌های دیگر متمایز می‌کند و به نوعی این احساسات و قوانین شناسنامه هر ملتی محسوب می‌شود.
ایالات متحده آمریکا زمانی که قصد لشکرکشی به عراق داشت، همه جوره ذهن افکار عمومی دنیا را آماده چنین حمله‌ای کرده بود. آمریکا حتی برای حمله به اندازه کافی زمان داشت. آنها فکر همه جا را کرده بودند اما در این میان یک چیز کوچک! مانده بود: ««پس از جنگ در عراق چه کنیم؟»
در میان کمتر کسی اختلاف‌نظر در مورد نتیجه جنگ پیش آمده بود. عراق چه به لحاظ نفرات و چه از نظر تکنولوژی قابل قیاس با آمریکا نبود. مسلم است که نصیحت‌هایی به آمریکا شده بود که پس از جنگ در عراق چه کند اما این نصیحت‌ها آنقدر نحیف و دسته چندم محسوب می‌شدند که آمریکا از اولویت‌ها جا مانده بود. نمونه آن، این است که آمریکا پیرمردانی تبعیدی که در کشورهای غربی زندگی کرده بودند و خیلی وقت بود که دیگر با افکار مردم عراق آشنا نبودند، آنها را وارد شورای موقت عراق کرده بود. این گروه نیز غافل از رنجی که مردم در دوران صدام برده بودند در راس کار قرار گرفته بودند. همین نشناختن مردم عراق آنها را به خطاهای بعدی رهنمون کرد. عدم درک درست مردم در عراق فاجعه‌ای بدتر از خود جنگ بود. آمریکایی‌ها همچنان کارهایی می‌کنند که به نوعی توهین به مردم محسوب می‌شود.
خطای چهارم؛ شکست در کنترل مرزها
کشور عراق مرز طولانی با کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، سوریه و ترکیه داراست. ایالات متحده حفاظت از این مرزها را برعهده نیروهای بومی عراق گذاشت و خود را از این مسوولیت‌پذیری آزاد کرد. کافی است بدانیم که مرزبانان از افراد ارتش منحله عراق بودند. نتیجه چنین امری را می‌توانید در زیر ببینید:
بازار قاچاقی شکل گرفت که می‌شد از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد در آن پیدا کرد. خرید و فروش نایاب‌ترین ماشین‌ها و وسایل صنعتی در بازار قاچاق این کشور نتیجه ضعف در نگهداری از مرزهاست.
هجوم مواد مخدر به عراق و روی آوردن جوانان ناامید پس از جنگ به آن که آمادگی بالایی برای مصرف مواد پیدا کرده بودند.
خرید و فروش اسلحه در بازار عراق که همین اسلحه‌ها در زمانی علیه خود ایالات متحده به کار گرفته می‌شد و آمار تلفات سربازان آمریکایی در عراق را بالا برد. اما ایالات متحده چنان این بازار را به حال خود رها کرده بود که به‌طور غیرمستقیم این بازار رسمیت پیدا کرده بود.
با این آشفته‌بازاری که عراق نام داشت و در باتلاق این کشور گیر افتاده بود، جورج بوش ناچار به استفاده از این جمله شد: «عراق به یک میدان جنگ تبدیل شده است.»
خطای پنجم؛ انحلال ارتش
زمانی که ایالات متحده با قوای نظامی عراق را اشغال کرد، نخستین کاری که کرد این بود که ارتش عراق را منحل کرد؛ ارتشی که در جنگ با ایالات متحده فرسوده شده بود. حتی می‌توان در نظر گرفت که این ارتش پس از جنگ با ایران و جنگ اول خلیج‌فارس به اندازه کافی فرسوده شده بود و دیگر توانی نداشت که برای ایالات متحده خطری محسوب شود. تصور اینکه 300 هزار نفر از کار برکنار شوند، کمی سخت است اما نتایج آن به سادگی مشخص شد. این اشتباه از سوی مقامات کاخ سفید از یک سو و از سوی دیگر نگاه از بالا به پایین به افراد این ارتش اشتباه دیگری بود که ایالات متحده مرتکب شد. در هر حال اینها افرادی حرفه‌ای بودند که برای رزمیدن دوره دیده بودند و از مرگ هراسی نداشتند. با این حال ایالات متحده با کم کردن مواجب حرفه‌ای‌های میدان جنگ و به دیده تحقیر نگاه کردن اشتباهات خود را در عراق تکمیل کرد. درواقع ایالات متحده سوای اینکه به‌عنوان یک اشغالگر معرفی شده بود با این رفتار کم‌کم مردم عراق را به این جمله رهنمون کرد: «آمریکا دشمن است.»
دشمن شدن آمریکا نتیجه بیکار شدن برخی از قهرمانان عراقی‌ها و افراد رده بالای ارتش عراق بوده است.
خطای ششم؛ انحلال نیروی پلیس
زمانی که رژیم صدام حسین سقوط کرد، همپای آن نیروی پلیس این کشور هم سقوط کرد. در‌حالی‌که برای ایالات متحده آمریکا بازسازی این نیرو کار سختی به حساب نمی‌آمد: «نیروها حاضر بودند، ماشین‌ها از بین نرفته بودند، تجهیزات آنها کامل بود.» با این حال آمریکا راضی به انحلال پلیس این کشور بود. این یک اشتباه زننده از سوی ایالات متحده محسوب می‌شد. در‌حالی‌که رژیم صدام حسین برای هر چیزی یک نظم و مقرراتی چیده بود و حتی کودکستان‌ها قوانین مخصوص به خود را داشتند، اما ایالات متحده به‌راحتی رای به انحلال این نیرو داد. آیا این درست است که بگوییم همه چیز را «پاک» خواهیم کرد و از نو می‌خواهیم چیزی بنا کنیم. در هر حال نیروی پلیس منحل شد و فرماندهان ارتش ایالات متحده حاضر به بازگشت نیروی پلیس نبودند. آنها از هرج و مرج استقبال می‌کردند تا خود و نیروهایشان امنیت بیشتری داشته باشند. وقتی هم که نیروی پلیسی وجود نداشته باشد شنیدن صدای انفجارها و تیراندازی امر غریبی نخواهد بود.
انحلال چند ماهه پلیس کمکی به هرج و مرج و عملیات تروریستی بود. زمانی هم که نیروی پلیس تازه شکل گرفت این نیرو در قیاس با نیروهای قبلی کمتر جرأت می‌کردند که خطر کنند و بیشتر امنیت خودشان را مدنظر قرار داده بودند. نگارنده دوست عزیزی را در این دوره از دست داد. دوست 20 ساله‌ام در هوای گرگ و میش که برای ورزش به پارک رفته بود زمان برگشت جسد او را در خودرویش پیدا کردم که پنج گلوله در بدنش جا خوش کرده بود. زمانی که نیروی پلیس به صحنه جرم آمد، پلیس گفت، می‌شود این ماشین به پلیس هدیه داده شود! در مورد پلیس راهنمایی و رانندگی هم وضع به همین منوال بود. شهری با پنج میلیون سکنه، 40 مایل خیابان و چهارراه و محل تردد خودروها که برق هم همیشه قطع بود. نه چراغ راهنمایی و رانندگی وجود داشت نه نیروی پلیسی که بتواند خودروها را هدایت کند. تصور چنین وضعی مشخص است؛ شهری که هرج و مرج در آن موج می‌زند.
خطای هفتم؛ شکست در ترمیم خدمات
چهارروز پس از سقوط بغداد و پایین کشیده شدن مجسمه صدام از میادین عراق، مردم این کشور احساس خوشبختی کرده و فکر می‌کردند که آمریکایی‌ها نجات‌دهنده آنها هستند. حتی برق بغداد چهارروز پس از سقوط قطع نشده بود. از روز پنجم با قطع شدن متوالی برق‌ها نارضایتی‌ها شروع شد. این در حالی بود که دما هم روز به روز گرم‌تر می‌شد و مردم هم از نبود برق عاصی‌تر شده بودند. از سوی دیگر، نبود آب آشامیدنی کار را برای مردم سخت‌تر کرده بود. برخی‌ها در داخل خانه اقدام به حفر چاه کردند تا به آب آشامیدنی دست پیدا کنند. آب سازمان آب بغداد هم سوای قطع شدن‌های پی‌درپی غیربهداشتی بود و بوی نامطلوبی می‌داد. باز‌گشت به شرایط عادی برای داشتن آب شرب طولانی شده بود و این بر نارضایتی روزافزون مردم عراق تاثیر فراوانی گذاشته بود. فشار پایین آب و قطع شدن‌های متوالی برق یک برگشت به گذشته برای عراقی‌ها محسوب می‌شد. خدمات پستی هم دست‌کمی از سازمان آب و برق عراق نداشت. عملا یک‌سال طول کشید تا خدمات پستی در عراق احیا شود. وضعیت ایستگاه‌های بنزین هم کاملا مشخص است که از چه وضع و حالی رنج می‌برد. برخی ایستگاه‌ها در جنگ از بین رفته بودند و مردم برای بنزین زدن مجبور بودند که مسافت‌های طولانی را برای بنزین زدن طی کنند. واقعا طولانی!
خطای هشتم؛ همچون اشغالگران رفتار کردن
زمانی که ارتش ایالات متحده بغداد را فتح کرد مردم بغداد را با دو کلمه می‌توان توصیف کرد: «شوک‌زده و ترسان.» ارتشی با وسایل جنگی پیشرفته و آتش‌بار سنگین.
زمانی که این نیروها در جاهای خودشان مستقر شدند تصویری که مردم عراق از آمریکایی‌ها سخته بودند عوض شد. آنها یک‌سری جوان می‌دیدند که خودشان بسیار ترسیده بودند. زمانی که تیر‌اندازی می‌کردند با ترس و لرز اهداف را رگبار می‌بستند و در این بین، زنان و کودکان هم قربانی ترس و تیر‌اندازی کور آمریکایی‌ها می‌شدند. پس از آن هم زمانی که ایستگاه‌های بازرسی آمریکایی‌ها برقرار شد مردمی که مورد بازرسی قرار می‌گرفتند به‌شدت از سوی آمریکایی‌ها تحقیر می‌شدند. خشم عراقی‌ها زمانی افزایش یافت که مردان آمریکایی زنان عراقی را تفتیش بدنی می‌کردند. مردم با مقایسه رفتار اشغالگران و آمریکایی‌ها کم‌کم به این نتیجه می‌رسیدند که سوای ظلم و ستم صدام، هرگز رفتارهای اینچنینی از سوی نظام بعث عراق صورت نمی‌گرفت. یکی از کسانی که زخمی رفتار آمریکایی‌ها شده بود درخصوص رفتار آنها چنین تعریفی نقل می‌کند:
«در یکی از شب‌های گرم تابستان، در نیمه‌های شب، سربازان آمریکایی وحشیانه به خانه من هجوم آوردند. آنها با لگد در را شکستند و با خانواده من به تندی رفتار کردند. آنها با دستبند زدن به دستانم مرا پیش خانواده‌ام تحقیر کردند. پس از آن هم مرا بارها لخت کردند و رفتار تحقیرآمیزی داشتند. سه‌روز مرا در جایی نگه می‌داشتند که توالت هم آنجا نبود. پس از سه روز، رفتارشان عوض شد. آنها رفتار بهتری با من داشتند. پس از بازجویی هم مرا آزاد کردند. زنی از افسران ارتش آمریکا مرا تا منزل مشایعت کرد و از همسرم عذرخواهی کرد. بدون‌آنکه بدانم اتهام من چه بوده است؟»
خطای نهم؛ محافظت دلبخواهی
مردم عراق پس از اشغال این کشور رفتارهای متناقض زیادی از سوی آنها دیدند. یکی از این رفتارهای متناقض حراست و محافظت‌های گلچین‌شده اشخاص مهم عراق بود. آنها می‌دیدند که آمریکایی‌ها اکثر وزیران و حکومتی‌ها را بدون محافظ گذاشته‌اند اما وزیر نفت عراق چندین محافظ ورزیده و دوره‌دیده آمریکایی داشت. آنها همچنین در برابر غارت موزه بغداد سکوت کردند و هیچ اقدامی برای محافظت از این موزه که اشیای تاریخی در آن نگه‌داری می‌شد، به عمل نیاوردند. یک تانک می‌توانست به‌راحتی از موزه محافظت کند. از اخبار هم می‌شد دریافت که مشاوران جورج بوش به دلیل ضعف ارتش آمریکا در نگهداری موزه یک به یک استعفا می‌دهند.
خطای دهم؛ هرج و مرج
زمانی که ارتش آمریکا در عراق مستقر شد نه نیروی پلیسی بود نه مجلس و نه چیز دیگری. آمریکا همه را یک به یک منحل کرد. مردم از طریق اخبار هر روز شاهد تاراج و به یغمارفتن مغازه‌های غذایی و فروشگاه‌های الکترونیک بودند. حتی برخی گزارش می‌دادند که اموال بیمارستان‌ها هم از سوی مردم به غارت می‌رفته و این بیمارستان‌ها به مشکلات خدمات‌دهی‌شان افزوده شده بود. در غیاب پلیس، مردم احساس می‌کردند که اگر از این روش برای تامین مایحتاج ایشان استفاده نکنند، کسی نیست که این منابع را در اختیار مردم قرار دهد. اوضاع دو روز پس از سقوط بغداد به قدری وخیم بود که گزارشگر بی.‌بی.سی (فکر می‌کنم پل وود) در شرح بغداد می‌گفت: «شهری با سنگرهای موقت.»
طنز ماجرا اینجاست که در بغداد، شهری با پنج میلیون نفر، در نبود نیروی نظم‌دهنده و پلیس و کمبود وسایل حمل و نقل، آمریکایی‌ها در تلاش بودند که از غارت بیشتر مغازه‌ها جلوگیری کنند. اما چگونه؟
آنها با بستن سنگرهای موقت در داخل خیابان‌ها، از پشت این سنگرها به غارتگران اخطار می‌دادند و گاهی هم به سویشان شلیک می‌کردند. زمانی هم غارتگران را دستگیر می‌کردند، چون عملا کلانتری‌ها و ژاندامری‌ها از بین رفته بودند آنها را در مساجد زندانی می‌کردند. زمانی هم که از رامسفلد در مورد خرابکاری‌های کشورش صحبت می‌کردند وی بی‌شرمانه می‌گفت: «از آزادی لذت ببرید.»
خطای یازدهم؛ زندان ابوغریب
«سجن ابو‌غریب» یا زندان ابوغریب نام زندانی در ۳۲ کیلومتری غرب بغداد است. این زندان ابتدا به دلیل جنایات صدام‌حسین و رژیم بعث عراق در شکنجه و اعدام مخالفان به‌خصوص شیعیان به شهرت بین‌المللی رسید. در سال ۲۰۰۴ میلادی و پس از اشغال عراق توسط ایالات متحده آمریکا، با انتشار تصاویری از زندان ابوغریب در برنامه 60دقیقه‌ای شبکه تلویزیونی سی‌.بی.‌اس آمریکا و مقاله‌ای در مجله آمریکایی نیویورکر به قلم «سیمور هرش» در مورد شکنجه و آزار زندانیان عراقی توسط نظامیان آمریکایی در زندان ابوغریب، مورد توجه بین‌المللی و انتقادات فراوانی از وزارت دفاع آمریکا به‌خصوص وزیر دفاع وقت ایالات متحده آمریکا، دونالد رامسفلد قرار گرفت. گروه دیده‌بان حقوق بشر که مقر آن در آمریکاست، می‌گوید، اظهارات سربازان آمریکایی نشان می‌دهد که زندانیان در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ به‌طور مرتب با ضرب و جرح شدید، محرومیت از خواب و دیگر انواع سوءرفتار مواجه بوده‌اند. یکی از سخنگویان وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، گفته‌ بود، موضوع تا به حال ۱۲بار مرورشده و هیچ شاهدی از تشویق و ترویج سوءرفتار در دست نیست. همچنین سرهنگ دوم مارک بالستروس به رویترز گفته‌ بود: «رفتار با زندانیان همواره انسانی بوده‌است.» این درحالی‌است که جان سیفتون، تهیه‌کننده گزارش دیده‌بان حقوق بشر، ادعاهای دولت آمریکا را در این مورد که شکنجه زندانیان و سوءرفتار با آنان بدون مجوز صورت گرفته و موردی استثنایی بوده‌است، باطل می‌داند.»
گروه‌های حقوق بشر معتقد بودند، شکنجه در زندان ابوغریب و همچنین بازداشتگاه‌هایی در فرودگاه بغداد به نام اردوگاه ناما و در نزدیکی فرودگاه موصل و در پایگاهی در نزدیکی القیم در مرز سوریه نیز، حتی پس از افشای ماجرای زندان ابوغریب به صورت امری روزمره در جریان است. در یادداشتی که در سال ۲۰۰۳ به امضای ژنرال سانچز (فرمانده کل نیروهای آمریکایی مستقر در عراق) رسیده بود، مجوز شکنجه زندانیان عراقی در جریان بازجویی با استفاده از روش‌های گوناگون صادر شده‌است. ظاهرا یک‌ماه پس از صدور این یادداشت، ژنرال سانچز پس از مشورت با مشاوران حقوقی ارتش آن را لغو کرد. اتحادیه حقوق مدنی آمریکا با استناد به قانون آزادی اطلاعات در ایالات متحده آمریکا با وجود مخالفت وزارت دفاع آمریکا به این یادداشت دست یافت. در نهایت و پس از تحقیقات بسیار، مقامات آمریکایی با اعلام اینکه یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که شاهدی از عملکرد اشتباه ژنرال سانچز و سه نفر از دستیاران ارشد او در دست نیست، او را از اتهامات وارده تبرئه کردند و به جای او نظامیان رده پایین‌تری (یک سرهنگ و چند سرباز) را مقصر دانستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات