حسن رشوند
سرانجام ثبتنام نامزدهای انتخابات مجلس نهم با آمار ۵۳۹۵ نفری از افراد با گرایشهای مختلف سیاسی به پایان رسید و طبیعتاً از این پس بررسی و تأیید صلاحیت کاندیداها در دستور کار هیئتهای اجرایی و نظارت قرار خواهد گرفت و این سیکلی است که روند طبیعی خود را هر چند با چالشهایی طی خواهد کرد.
در انتخابات مجلس هفتم ۷۵۰۰ نفر ثبتنام کرده بودند که این رقم با توجه به فضای سیاسی سال ۸۲ و تبلیغات گسترده جریان اصلاحات تحت عنوان «جنبش ثبتنام» کاملاً طبیعی بود، به ویژه آنکه اصلاحطلبان در آن مقطع برای آنکه شورای نگهبان با چالش تأیید صلاحیتها مواجه گردد، اعلام کردند هر کس که حداقل شرایط را دارد، میتواند برای انتخابات مجلس هفتم نامزد شود.
ورود لمپنها به اشاره اصلاحطلبان
تصاویر منتشر شده در برخی خبرگزاریها و سایتهای خبری در آن مقطع گویای واقعیات تلخ و خیانتی بود که اصلاحطلبان نسبت به نظام و احساسات پاک ملت بزرگ ایران روا داشته بودند.
روزنامههای دوم خردادی مملو بود از مصاحبههایی که هر روز با این جماعت هتاک به ارزشهای نظام و انقلاب انجام میدادند. تصویر مردی با کلاه شاپو و سبیلهای تا بناگوش در رفته و لباسهای جاهلی دهه ۱۳۵۰ و با تیتر مصاحبه با یکی از نامزدهای انتخابات مجلس هفتم، موجب آزار دوستداران نظام و تمسخر دشمنان انقلاب میشد؛ سناریویی که با جنبش ثبتنام اصلاحطلبان و با نگاه به ایجاد چالش برای شورای نگهبان در اجرای وظیفه قانونی خود آغاز شده بود، با شروع ثبت نامها، زمینهای شد برای هتاکی به نظام و خوراک تبلیغاتی دشمنان انقلاب و همه اینها محصول خیانتی بود که جماعت قانونگریز اصلاحطلب برای ضربه به انقلاب اسلامی و راه امام (ره)، نه صرفاً شورای نگهبان، طراحی و اجرا کرده بودند.
جالب آنکه با همه این زورزدنها و اقدامات ساختارشکنانه و با وجود آنکه معیار تحصیلی برای کاندیداتوری مجلس هفتم مدرک کارشناسی بود، اصلاح طلبان توانستند ۷۵۰۰ نفر را برای ثبتنام آماده کنند.
بر کسی پوشیده نبود که جماعت لمپن و هیپی ثبتنام نموده برای کاندیداتوری مجلسهفتم، علاوه بر تبلیغات جهتدار طیف دوم خرداد، با برنامه و پول آنها پا به این عرصه نهاده بودند تا شاید از بستر این سناریو، هزینه شورای نگهبان برای رد صلاحیت این جماعت که همه از اقدام قانونی شورای نگهبان واقف بودند، افزایش یابد.
در انتخابات مجلس هفتم با احتساب شرط تحصیلاتی ثبتنام کنندگان که رقم ۲۸۰۰ نفری مقطع کارشناسی را نشان میداد، ۷۵۰۰ نفر ثبتنام کرده بودند که این رقم با توجه به شرط تحصیلات کارشناسی ارشد برای نامزدهای مجلس نهم ۵۳۹۵ نفر است. اگر ۲۸۰۰ نفر را از تعداد ۸ هزار نفر مجلس هفتم کم کنیم، به رقم ۵۲۰۰ نفر میرسیم که با این حساب تغییر چندانی در ثبتنام کنندگان مجلس نهم با هفتم ایجاد نشده است. این در حالی است که افرادی که در این انتخابات ثبتنام کردهاند، هیچ کدام حداقل از جنس کلاه شاپو و لمپنهای ثبتنام شده مجلس هفتم نیستند.
از جنبش ثبتنام تا جنبش تحریم
تفاوت دیگر در ثبتنام این انتخابات با انتخابات مجلس هفتم این است که در آن انتخابات،اصلاحطلبان تمام قد ایستادند تا جنبشی در حوزه ثبتنامها شکل بگیرد و مشکلاتی برای نظام ایجاد شود ولی در این انتخابات برعکس مجلس هفتم، جریان فتنه با مدیریت خاتمی و همچنین با بهرهگیری از ابزارهای رسانههای خارجی خود تمام قد ایستادند تا مشارکت افراد برای ثبتنام کاندیداتوری مجلس نهم به حداقل برسد و حتی بحث تحریم انتخابات را مطرح کردند تا انگیزه برای حضور افراد وجود نداشته باشد.
آن روز که اصلاحطلبان با جوسازی و رجزخوانی خبر از ثبتنام ۳۰ هزار نفری نامزدهای مجلس در کل کشور و ۱۰ هزار نفری برای تهران میدادند و چنین رقمی را پیش بینی میکردند میدانستند که تحقق این به اصطلاح جنبش، چیزی قریب به محال خواهد بود و امروز هم که به ظاهر با تحریم انتخابات، درصدد کمرنگ کردن اولین گام انتخابات مجلس نهم، یعنی فرآیند ثبتنامها هستند، قطعاً میدانند مردم به رجز خوانی آنها توجهی ندارند و طبیعی است همانگونه که مردم مشوق کاندیداهای مورد نظر خود برای حضور در صحنه انتخابات هستند، با انرژی متراکمتر پای صندوقهای رأی حاضر خواهند شد تا بار دیگر ثابت شود جماعت پرمدعا و دشمنپرست، جایگاهی در میان ملت بزرگ ایران ندارد.