تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۳۶۳۲۳
دکتر قنبری در گفت‌و‌گو با و در تبیین معرفتی از مفهوم فتنه:

عذرآوردن در همراهی با حق، یعنی فتنه

مقدمه: فتنه سال 88 در ظاهر، با خروش حسینی ملت در نهم دی ماه 88، خاموش شد و به کما رفت اما از آنجایی که ذات فتنه برای جوامع ایمانی، مردنی و از بین رفتنی نیست و جزء سنت‌های الهی محسوب می‌شود این بار در قالبی جدید و با ویترینی متفاوت به صحنه آمد. این روزها و در کشاکش فتنه‌های جدید اما شاید کمتر از مفاهیم معرفتی و دینی فتنه سخن گفته می‌شود. در سالروز حماسه افتخار آفرین 9دی به سراغ دکتر حشمت ا‌‌... قنبری رفتیم تا بار دیگر از زبان وی هشدارهایی در مورد پیچیدگی و خطرناکی فتنه‌های آخرالزمان را بشنویم:

* برای شروع بحث اگر امکان دارد کمی در مورد ریشه‌های فتنه سال 88 صحبت کنیم.
** درحین و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال هشتاد و هشت حوادث تلخ و دردناکی به ظهور رسید که در عین تلخی محصول، دستاوردهای شیرینی را ارمغان خود کرد، ظاهر، مبرا، روشن و بدون ابهام بود، چهارتن که خود را واجد صلاحیت برای تصدی جایگاه ریاست جمهوری می‌دانستند وارد میدان رقابت شده بودند و هر کدام فراخور حال خود نسبت به تبلیغات انتخاباتی اهتمام داشتند، ظاهر و صحنه نمایش نقطه تاریکی نداشت چهار ضلع این فرصت طلایی برای پدید آوردن حماسه‌ای ملی و دینی چهار نفر بودند که کارنامه‌ای مشخص داشتند. یکی رئیس جمهور وقت بود که جدای از همه تعاریفی که سران گروه‌ها از او داشتند و یا خودش و اطرافیانش از خود داشتند اعتبار و منشأ محبوبیتش ولایت پذیری و ساده زیستی، پرکاری، مبارزه با فقر و فساد و خدمت خالصانه به مردم برای خدا بود و این عوامل بود که مردم دل و حمایت و محبت خود را بدرقه راه او کرده بودند. دیگری نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس بود که فارغ از آنچه در ذهن گروه‌ها و دستجات سیاسی و سیاسی کار می‌گذشت مردم او را در قاب دفاع مقدس هشت ساله جا داده بودند و وی را فردی اصولی و معتقد به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی و نخست‌وزیر رهبر فعلی انقلاب می‌شناختند و حضورش را مغتنم می‌دانستند، آن یکی، روحانی سرشناسی بود که در صحنه‌های مختلف انقلاب و مدیریت ارشد کشور حضور داشت و در کنار دعوای اصلاح‌طلبی آثاری از اعتقاد به مبانی و اصول انقلاب اسلامی را از او دیده بودند و در ضلع چهارم شخصیتی قرار گرفته بود که ضمن برخورداری از سابقه انقلابیگری اسلامی ریشه از دفاع مقدس گرفته بود و فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برعهده او بود.
* پس ترکیب حاضران در صحنه در ظاهر یک ترکیب کاملاً انقلابی و معتقد به اصول و آرمان‌ها بوده است. مردم از این ترکیب چه انتظاری داشتند؟
** طبیعتاً یک انتخابات سالم و یک رقابت اسلامی!
* ویژگی اصلی یک رقابت انتخاباتی بر پایه دین چه می‌توانست باشد؟
** بدون تردید حاکمیت اخلاق و تابش فضیلت‌های اخلاقی بر تمامی زوایای هر تصمیم و اجتماع و تبلیغ! مردم نیز از انقلاب آموخته بودند در چنین رقابتی اصولاً چیزی به نام شکست و حذف رقیب وجود ندارد، آنکس که مورد پذیرش مردم واقع می‌شود به شکرانه این توفیق می‌بایست خود را برای چهار سال مجاهده، بیداری و کم خوابی، با غصه مردم غصه خوردن و برای مردم خدمت بی‌منت کردن آماده کند و از تمام ظرفیت‌های کشور برای دفاع از اسلام، انقلاب اسلامی و ارزش‌ها و نوامیس دینی و ملی استفاده کند و کسانی که کمتر با اقبال مردم مواجه شدند به شکرانه این‌که از بار مسئولیت آسایش و فراغت یافته‌اند می‌بایست خود را در جایگاه دیگری مهیای خدمت کرده و دست منتخب مردم را برای حل و صیانت از این امانت بزرگ الهی می‌فشردند.
* آیا این انتظار به حق و منطقی برآورده شد؟
** این خواسته مردم یک خواست منطقی و حداقلی بود که برای تأمین آن احتیاج به زحمت زیادی نبود! اما آنچه در کوران این رقابت به ثبت رسید و همانند شرنگ تلخی به کام مردم ریخته شد این بود که اولاً در حین رقابت‌های انتخاباتی بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی و اعتقادی در هم کوبیده شد و برای رسیدن به هدف به جای استفاده از ظرفیت‌های ادراکی و شور و نشاط معقول و منطقی جوانان، جذابیت‌ها و امیال آنها را به میدان مسابقه‌ای مرگبار کشاندند و با ایجاد ترافیک و تجمع‌های مصنوعی در شهرهای اصلی کشور خصوصاً تهران و قرار دادن آنها در فضایی امن و زمینه‌دار برای گناه و حرام، حرمت شهر و شهیدان و عفت و حیای جوانان را به بازی گرفتند و فضای انتخابات اسلامی را به فضای کارناوال‌های ضد دینی و غیراخلاقی تغییر دادند، به سرعت تبلیغات انتخاباتی آنچنان دستخوش تغییر شد که حتی اغلب رقبای انتخاباتی نیز از هر فرصتی برای تخریب شخصیتی یکدیگر استفاده می‌کردند، به هر حال نوعی گستاخی، بی‌حیایی و جسارت در انتخابات دهم ریاست جمهوری نهادینه شد که ذکر مصادیق آن چندش آور و ناخوشایند است. ثانیاً این فرایند ناسالم و غیر اسلامی در حین برگزاری انتخابات و با شمارش آرا وارد مرحله جدیدی شد که در حقیقت محصول بخش اول یعنی دوره تبلیغات انتخاباتی بود. این کاملاً طبیعی است که هیجانی فکر کردن، تحت تأثیر هیجانات قرار گرفتن و رنگ و بو گرفتن از جریانی که قرار است تحت مدیریتی خاص حرکت کند، عامل پیدایی توهم و رفتار هیجانی نیز می‌شود. لذا با این امید که بشود هیجان سطح خیابان را بر واقعیت رأی مردم و صندوق‌ها تحمیل کرد یکی از رقبا علیرغم همه نظر سنجی‌های رسمی و غیر رسمی پیش از آن‌که عملیات شمارش آرا روند مناسبی پیدا کند خود را برنده انتخابات نامید و با اعلام جشن پیروزی وضعیت کشور را در شرایط جدیدی قرار داد. فارغ از این‌که رئیس جمهور و انتخابات ریاست جمهوری همه چیز و تمام موجودیت کشور و نظام نیست و هرکدام از این دو علیرغم اهمیتی که در نظام مدیریتی کشور و معادلات بین‌المللی دارند، جزئی از نظام به حساب می‌آیند که بعد از حضور و انتخاب مردم در چارچوب اسلام و قانون محل اثر و اعتبار هستند، به عبارتی روانتر رئیس جمهور و انتخابات ریاست جمهوری یک فرع قابل اعتناست که در چارچوب اصول ثابت و بی‌انکار انقلاب و نظام اسلامی در جهت اجرای خواسته‌های ملت بزرگ ایران به انجام وظیفه منطبق با قانون و میثاق ملی یعنی قانون اساسی حرکت خواهند کرد، شمارش آرا آغاز شد و از همان ساعات آغازین معلوم شد اگر چه براساس آرای مأخوذه رقابت اصلی میان رئیس جمهور فعلی و نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس است اما در اکثریت نزدیک به اتفاق حوزه‌های انتخابیه رأی قاطع مردم متوجه رئیس جمهور است، اما هر چه روند شمارش آرا به‌طور معمولی و قانونی در حال پیشرفت بود در متن جامعه حوادث به گونه دیگری رقم می‌خورد، عده‌ای از سر ساده‌اندیشی، عده‌ای با حسن نیت اما با اعتماد به رقیب اصلی که مورد حمایت جمعی از بیوت محترم و شخصیت‌های موجه و قابل احترام بود و دست‌های پنهان و پیدای معترض و برنامه‌داری که فرصت را برای عملیاتی کردن برنامه‌های ضد دینی خود مهیا می‌دیدند، فضای کشور را به سوی ناآرامی سوق می‌دادند، شاید بعضی‌ها خیال می‌کردند می‌توانند بر ناآرامی‌ها مدیریت کنند و در انتها اگر نتیجه‌ای حاصل نشد آرامش را به جامعه بازگردانند، اما همانطوری که انتظار می‌رفت این التهاب خاموش شدنی نبود، صف‌آرایی‌های خیابانی، ادعاهای جعلی، اهانت‌ها و اتهام‌ها، موضعگیری‌ها و ائتلاف دوتن ار مغمومین انتخابات و تحرکات گسترده و حمایت‌های بیدریغ دشمنان خارجی و شناسنامه دار انقلاب اسلامی و خاموشی پر معنای رئیس جمهور برای یکدوره طولانی نشان می‌داد که این‌همه جارو جنجال و التهاب آفرینی نمی‌تواند فقط برای انتخابات ریاست جمهوری باشد.
* این تحولات چه تأثیری در فضای سیاسی کشور و آرایش‌های کلاسیک داشت؟
** از همین نقطه به بعد خط جدیدی برمناسبات نانوشته سیاسی کشور وارد شد که بعدها تحت عنوان خط فتنه از آن پرده‌برداری شد. فتنه‌ای که خیلی‌ها در آن سوختند، خیلی‌ها کم آوردند و مفهوم خواصی و عوامی از سوی ملت بزرگ ایران به‌طور اساسی دچار دگرگونی شد.
* فتنه در مفاهیم قرآنی و روایی چه معنایی دارد؟ اصولاً فتنه چیست و چه ابعادی دارد؟
** لغت شناسان در معنای فتنه نوشته‌اند، فتنه یعنی آزمایش کردن چیزی، مثل آتش برای گداختن طلا و نقره به منظور تشخیص و تحصیل خلوص آنها و مرحوم عمید، ضلال، گمراهی، کفر، اختلاف انداختن میان مردم، بیماری و جنون را از معادل‌های فتنه دانسته است، در فرهنگ و اندیشه اسلامی فتنه مفهوم گسترده تری پیدا کرده و از عذاب آخرت، شدت بلا و مجازات، فریفتن، لغزانیدن از راه حق، شرک و کفر و از عذر آوردن در همراهی با حق به عنوان فتنه یادشده است و من برای فتنه این تعریف را بیشتر می‌پسندم که فتنه یعنی برخورد کردن با سخت‌ترین، پرخطرترین و مشکل‌ترین شرایط سنجش و تشخیص خلوص اعتبار ایمانی و آزادگی انسان، که محصولی روشن و بی‌ابهام را پیش روی فرد و جامعه قرار می‌دهد، رسیدن به عالیترین درجات و ملکات ایمانی و انسانی در فرو غلتیدن در گرداب‌ها و گردبادهای فساد و تباهی و سقوط قرآن کریم در هدایتی شگفت، فتنه را گذرگاه همه بندگان خدا دانسته، که گریزی از آن نیست و حقیقت ناب ایمان در انسان باگذر سربلند از فتنه‌ها تحقق یافتنی است، صاحب قرآن می‌فرماید: «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا امَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت2) مردم گمان برده‌اند هم این‌که اظهار ایمان کردند بدون مواجه شدن با فتنه و ابتلا ایمان آنها پذیرفته می‌شود و از گذر آزمون رهایی پیدا می‌کنند؟
خود قرآن بدون این‌که منتظر پاسخ بماند، تکلیف سخت اهالی ایمان و ساکنان این کره خاکی را روشن فرموده و با اشاره به گذشتگان فرموده است: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ‌الله اّلذَینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ» بی‌تردید و بی‌استثنا همه گذشتگان را آزمودیم و شما هم به فتنه مبتلا می‌شوید. علت این ابتلا چیست، تطبیق دادن گفتار مردم و تظاهرات بیرونی آنها با حقایق پنهانی که نمی‌بایست مکتوم باقی بماند، و خود خداوند عزیز عالم پرده‌برداری کننده از چهره واقعی مدعیان ایمان و طهارت است: «فَلَیَعْلَمَنَّ‌الله اّلذَینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ».از هدایت الهی دریافت می‌شود. ممکن است برای دوره‌ای هر چند طولانی بشود با فریب، مردم را به اشتباه انداخت و مانع فهم دقیق آنها شد، اما سلطه و سیطره ظالمانه در لوای ایمان و تظاهرات ایمانی حاصلی جز رسوایی نخواهد داشت و خداوند عالم مستقیماً نور هدایت خود را بر زوایای سیاه و تاریک مدعیان دروغگو و کذاب می‌تاباند ضمن این‌که در عین تأکید به مجازات حتمی زشت کاری فرو ماندگان در ابتلا و فتنه، آنها را به توبه و میل به سوی سعادت فرا می‌خواند، «وَ مَنْ جاهَدَ فَاِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِه اِنَّ‌الله لَغَنِیٌّ عَنِ اْلعالَمینَ» و تصریحاً می‌فرماید، سود کار و تلاش به سوی خدا هم به فرد سالک مؤمن می‌رسد و نه در خصومت و نه در بندگی و عبودیت خداوند مستغنی از همه چیز است ضمن این‌که ایجاد ظرفیت ایمانی عامل حذف و پوشش زشتیها و سیئات نیز می‌باشد: «وَاَّلذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتَهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ اَحْسَنَ اّلَذی کانُوا یَعْمَلوُنَ» آنهایی که‌ایمان آوردند و کارهای شایسته و مناسب و متناسب انجام دادند، قطعاً گناهان آنان را می‌پوشانیم و براساس بهترین و بالاترین عملی که انجام داده‌اند به آنها پاداش می‌دهیم.
در هدایت الهی دو نکته بسیار مهم وجود دارد؛ یکی این‌که اگر کسی از وادی فتنه و ابتلاء با سربلندی عبور کرد، برای مسابقه و زندگی و اعمال او معدل گرفته نمی‌شود، براساس عالیترین عمل و اعتبار ایمانی مورد تشویق و رحمت واقع می‌شود و دیگری معلوم می‌شود که گذر از این عقبه کار ساده و آسانی نیست، لذا این پاداش و وعده بزرگ الهی متناسب با عبودیت و مجاهده و پشت کردن به توطئه‌ها و با چشم باز از غبار فتنه‌ها عبور کردن است، این راهم بدانیم همه مدعیان ایمان و همه انبیا با موج فتنه برخورد کرده و می‌کنند، «وَ لَقَدْ فََتَنّا سُلَیْمانَ وَ اَلْقَیْنا عَلی کُرْسِیّه جَسَدً اُثَمّ اَنابَ» و مردم به هم آزموده می‌شوند: «وَ کَذالِکَ فَتَنّا بِعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» (انعام 53) درست مانند حقیقت بی‌انکار مرگ آزمون و فتنه نیز حقیقت بی‌انکار و در عین حال نیازمند دقت و مراقبت است، «کُلُّ نَفْسٍ ذآئِقَهُ اْلمَوْتِ وَ نَبْلُوکُمْ بالِشَّرِّ وَ اْلخَیْرِ فِتْنَهً وَ اِلَیْنا تُرْجَعُونَ» (انبیاء 35)
دنیا معبر و مأوای فتنه و همه نعمت‌های عالم ناسوت قابلیت این را دارند که محل فتنه و ابتلای اهالی ایمان و حاضران این کره خاکی باشند، لذا می‌بایست با استفاده از رهنمودهای قرآن و اولیای دین با همه نعمت‌ها و متعلقات و دلبستگی‌های دنیا برخورد مناسب و نظارت مؤثر و محترم داشت، «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ اِلی مامَتَّعْنا بِه اَزْواجًا مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیوهِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُم» (طه 131) «وَاعْلَموُا اَنَّما اَمْوالُکُمْ وَ اَوْلادُکُمْ فِتْنَه» (انفال 28)
ملاحظه بفرمایید نکته در هدایت الهی بسیار دقیق است. اولاد موجود مبارکی است، عامل تداوم و بقای حیات انسانی است، یکی از عالیترین نعمت‌ها و الطاف خدا بر بندگان است، و محبت و اهتمام به تربیت و رسیدگی به امور آموزشی و معیشتی و فراهم آوردن شرایط زندگی برای او برپدران و مادران فرض است، اما اگر دایره مهر و دلبستگی به همین اولاد بی‌قائده باز و بسته شود همین اولاد تبدیل می‌شود به عامل و اسباب فتنه، و خود، والدین و اجتماعش را به تباه و فساد رهنمون می‌شود، شاید شما در برداشت ابتدایی از سخنان این بنده تعجب کنید، اما وقتی به مصادیق تاریخی آن برخورد کنید و در یابید که شخصیت‌های بزرگوار و محترمی در برخورد با این فتنه به رسوایی و هلاکت فروافتادند و چه فجایعی به امت و حاکمیت اسلامی تحمیل شد و چه مظلومیتی در حق ائمه هدایت و اولیای دین روا داشته شد، دیگر ابهامی باقی نمی‌ماند، به هر حال ابعاد و آثار فتنه آنچنان ژرف و گسترده و خوفناک است که در منطق قرآن فتنه شدیدتر از قتل وَ اْلفَتْنَهُ اَشَدُّ مَنِ اْلقَتْلِ (بقره 191) و بزرگتر از قتل و کشتار وَ اْلفِتْنَهُ اَکْبَرُ مِنَ اْلقَتْلِ (بقره 217) برشمرده شده است.
* آنچه امروز برای ما اهمیت دارد فتنه‌های اجتماعی و سیاسی و فتنه در مسیر هدایت الهی مردم است، خط تولید و ظهور فتنه در جامعه اسلامی چگونه به وجود می‌آید؟ و نقش و سهم طبقات جامعه در تولید و یا مهار و عبور از فتنه چقدر و تا کجاست؟
** نکته و ویژگی اساسی فتنه این‌ است که در روزگار فتنه، فضا غبارآلود و مه گرفته است و تشخیص ظالم و مظلوم به سادگی ممکن نیست، باطل با لباس حق جلوه گری می‌کند و دست‌های پنهان و پیدای ارباب فتنه برقالب حق لباس و حجاب باطل می‌پوشاند، در چنین شرایطی بدون معیار و شاخص اصیل و متصل به غیب امکان رسیدن به حقیقت ممکن نیست، باید از خدا غافل نشد و از او مدد جست که ذات اقدس او باید مدد کند، لذا در آیه 48 سوره توبه می‌فرماید: «لقد ابتغوا الفتنه من قبل و قلبوا لک الامور حتی جاء الحق و ظهر امر‌الله و هم کارهون»، ارباب فتنه پیش از این هم درصدد فتنه‌جویی برآمدند و کارها را برتو وارونه ساختند تا حق آمد و امر خدا آشکار شد در حالی که آنان ناخشنود بودند.
لذا اصلی‌ترین ریسمان برای خروج از روزگار فتنه در قدم اول قرآن است که مبین قرآن دستور فرموده: «فاذا التبست علیکم الفتن لقطع اللیل المظلم فقلیکم بالقرآن»، زمانی‌که دست شما از همه جا کوتاه شد و فتنه‌ها مانند شب تاریک شما را در برگرفت و دچار حیرت شدید به قرآن بیاویزید، فتنه واژه‌ای هراسناک و جریان فتنه حادثه‌ای هولناک است. در یک فتنه سیاسی در قلمرو حاکمیت دین کار برای خاص و عام جامعه سخت است، امیرالمؤمنین علی(ع) در میان ویژگی‌های فتنه می‌فرماید: «ان الفتن اذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت» فتنه وقتی می‌آید در سیمای حق جلوه گری می‌کند و بعد از آن‌که گذشت و رقت چهره‌ای حقیقتش آشکار شود و مردم از ماهیت او آگاه می‌شوند، ینکرن مقبلات و یعرفن مدبرات، در حال روی آوردن ناشناخته و گمنام و در هنگام گذر و پشت کردن شناخته می‌شود، «یحمن حرم الریاح، یصبن بلداً و یخطئن بلدا» فتنه مانند گردباد بعضی از شهرها را درهم می‌کوبد و از بعضی عبور می‌کند.
فتنه حادثه پیچیده‌ای است با ظاهری فریبنده و باطنی پر از فساد که جامعه‌ایمانی و انسانی را به سوی بی‌نظمی و تباهی و اختلاف انداختن میان برادران و خانواده‌ها و جنگ و خونریزی پیش می‌راند، در فتنه هیچ قانونی به رسمیت شناخته نمی‌شود، همانند شعله‌های آتش همه چیز را می‌سوزاند و چون گردبادی که در سایه غفلت هر لحظه بر قدرت او افزوده می‌شود همه چیز را با چرخاندن در خود، آشفته می‌کند و به دور دست‌ها پرتاب می‌کند. شخصیت‌های بزرگ، سرمایه‌های اجتماعی، سوابق با ارزش و پر افتخار با کمترین قصور و بی‌دقتی برای همیشه از بین می‌روند، همانطوری که گردبادها متأثر از وزش در جبهه پرقدرت باد در دو جهت مخالف در هم می‌پیچند و به قدرتی ویرانگر تبدیل می‌شوند، فتنه تأثیر بیشتر از تلاقی و برخورد اختلاف‌ها برمی خیزد، به عبارتی ساده‌تر وقتی جبهه‌های سیاسی و اجتماعی بدون تدبر، آینده نگری و بی‌فکر و متأثر از توهم به جان هم می‌افتند فضای جامعه تاریک می‌شود و در همین اثنا دست‌های پیدا و پنهان دشمنان برنامه‌دار آنچنان بر این اختلاف‌ها می‌دمند که توفانی ویرانگر پدید می‌آید و همه چیز را با خود می‌برد، در یک فضای مؤمنانه و دینی امکان پیدایی و کامیابی فتنه بسیار کم است، وقتی در جامعه دینی نسیم چنین فتنه‌ای شروع به حرکت کرد، حق از باطل قابل تفکیک نبود یا هر دو طرف فتنه سهمی از حق و باطل را داشتند، مثل همین جنس فتنه‌هایی که در حین انتخابات‌ها و در شهرهای بزرگ و کوچک به وقوع می‌پیوندد.
* دستور الهی برای برخورد با چنین پدیده خطرناکی چیست؟
** دستور دین به کناره‌گیری از فتنه و بی‌اعتنایی به فتنه گران است، امیرالمؤمنین علی(ع) به رهروان خود این گونه رهنمود می‌دهند «کن‌فی الفتنه کابن اللبون لاظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»، وقتی فتنه پدید آمد مانند شتر کم سن و سال باش که نه بتوانند برگرده‌ات سوار شوند و نه شیری برای دوشیدن داشته باشی، اما اصلی‌ترین شاخصه فتنه دنیا طلبی و قانون‌شکنی است، مرحوم سید رضی در خطبه پنجاه نهج البلاغه از قول امیر المؤمنین علی(ع) روایت کرده است: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع» ریشه بروز فتنه‌ها هوا و هوس‌هایی است که از آنها تبعیت می‌شود و احکامی است که به جای فواید الهی بدعت گذاشته می‌شود، «یخالف فیها کتاب الله» در این فتنه‌ها اطاعت مردم از یکدیگر مبنایی غیر از کتاب خدا دارد و «یتولی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله»، تبعیت از هوای نفس خطر بزرگی است و پهلوان‌های بزرگی را از اوج عزت به حضیض ذلت کشانده است. هوای نفس قدرت امیری بخشیدن به سپاه شیطان را داراست لذا وقتی امیرالمؤمنین(ع) بر سر اجساد کشتگان نهروان حاضرشدند، فرمودند: بدا به حال شما! آن‌که شما را فریب داد شما را دچار خسارت کرد. از امیر المؤمنین(ع) پرسیدند: چه کسی آنها را فریفت و به بیراهه کشاند؟ امام(ع) در پاسخ فرمود: شیطان گمراه کننده و هواهای نفسانی بد که آنان را با آرزوها فریفت و راه نافرمانی خدا را به آنها نشان داد و آنها را به پیروزی امید بخشید و عاقبت هم آنها را به آتش فروافکند.
انسان مؤمن و جمعیت و گروه مؤمن مراقب هواهای نفس هستند و با خواسته‌های نفسانی مخالفت کرده و با تسلیم در مقابل حق و ائمه حق، شیطان و دشمن را پایمال می‌کنند، نه این‌که با لجبازی‌های کودکانه و تصمیمات ابلهانه، خود و جامعه را دچار سردرگمی و مصیبت کنند، ببینید آنچه در سال 88 به وقوع پیوست محصول نفهمیدن همین هدایت‌های آشکاری بود که به چشم نیامد و امروز هم من مایل به پرداختن به آن ماجراهای تلخ به معنای متداول عام نیستم، هر چه بود گذشت و مردم بزرگ ایران با بصیرت و توانمندی‌های ایمانی خود، فارغ از فرآیند انتخابات و نامزدهای ریاست‌جمهوری دشمن را از تعرض و دست‌اندازی به نظام مأیوس کردند، پیروز اصلی 9 دی امت صالح و امام هدایت و حقیقت نورانی انقلاب اسلامی بود و غیر از نظام مقدس جمهوری اسلامی همه طرف‌های مناقشه و فتنه به نوعی شکست خورده به حساب می‌آیند. مردم بودند که هوشیارانه لباس حق را از تن باطل کندند، بخشی از زنندگی و برهنگی عوامل فتنه آن موقع روشن شد و بخشی هم بعد‌ها تا امروز و بخش مهمتری هم در آینده روشن خواهد شد، این مردم بودند که اجازه ندادند خیمه جمهوری اسلامی مورد هجوم واقع شود، مردم بودند که اجازه ندادند به نام آزادی، بی‌بندباری رونق گیرد و در سایه ملیت و ملی گرایی، ارزش‌های جاهلی به جامعه شهید داده تحمیل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات