تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۳۶۳۷۶
«ماهیت جنبش وال‌استریت» در گفت‌وگوی با حجت‌الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی

آتشی زیر خاکستر

اکرم السادات آزادی اشاره: ماهیت و مبانی جنبش وال استریت چیست؟ این حرکت، جنبش و انقلاب یا حرکتی اصلاحی است؟ آیا شباهتی بین این جنبش با بهار عربی وجود دارد؟ اینها پرسش‌هایی است که از حجت‌الاسلام سید سجاد ایزدهی مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که استاد حوزه و دانشگاه هستند، پرسیده‌ایم. ایشان صاحب کتاب هایی چون «نظارت بر قدرت در فقه سیاسی» و «اندیشه سیاسی صاحب جواهر» و «حکومت و مشروعیت» و «فقه سیاسی امام خمینی(ره) و مبانی فقهی سیاست از دیدگاه امام(ره)» است.

* ماهیت جنبش اشغال وال استریت را با توجه به داده‌های موجود چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا از خلال شعارها و شاخص‌ها می‌توان بدان دست یافت؟
** بحث از جنبش وال استریت چند حوزه مختلف را در برمی‌گیرد. نخست اینکه ماهیت این جنبش چیست و به صورت خاص در چه مکان و زمانی با چه ویژگی‌ها و شعارهایی شکل گرفته و آیا این حرکت، جنبش و انقلاب یا حرکتی اصلاحی است؟
برای جست‌و‌جوی ماهیت، یا باید به مؤلفه‌های داخلی آنچه در جست‌و‌جوی ماهیت آن هستیم پی برد که باید در عمق آن حضور داشت. اما وقتی نمی‌توان در عمق چیزی حضور داشت می‌توان از شاخص‌ها و نمادها و ظواهرش ماهیتش را جست‌و‌جو کرد. بنابراین از شاخص‌ها و نمادهای این جنبش می‌توان ماهیت آن را بررسی کرد.
* این جنبش پیامد کدام علت است و از حیث مبانی، می‌توان آن را به چه مبانی نسبت داد؟
** برای شناخت ماهیت باید نخست به تاریخ شروع آن اشاره کرد که هفدهم سپتامبر 2011، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی امریکاست. این همزمانی پیامی جدی برای مخاطبان دارد و اهداف خاصی را دنبال می‌کند. قبل از تحقق این روز رسانه‌های اجتماعی آزاد که سانسور در آنها راه ندارد به دعوت مردم پرداختند و در این تاریخ کار خود را آغاز کردند.
نکته دوم شعار 99 درصد بودن، در برابر یک درصد است که مراد از یک درصد حاکمان و سرمایه‌دارانی هستند که سرنوشت امریکا بلکه کشورهای سرمایه‌دارانه را رقم می‌زنند. خیابان «وال استریت» نیز نبض اقتصادی امریکا است و سمبل و نماد افراد و نمادهای تأثیر‌گذار است.
نکته دیگر انتخاب شعار «اشغال» و نه «اعتراض» است. پس اینها سخن از اصلاح یا «رفرم» نمی‌کنند بلکه از برانداختن بنیان‌ها می‌گویند. بنابراین، جنبش یا انقلابی هستند که 99 درصد می‌توانند در آن سهیم باشند که در مقابل یک درصد تصمیم گیرنده قرار دارند. این بدان معناست که نمی‌خواهند اقلیت برای این اکثریت تصمیم بگیرند. بنابر این هدف، یک تظاهرات ساده و اعتراضی معمولی نیست و اهداف فراتری دنبال می‌شود و با توجه به آمار روزنامه تایم، پنجاه و چهار درصد مردم امریکا با این جنبش موافقند.
نکته بسیار مهم در حکمرانی، مدیریت اقلیتی خاموش است که در همه جوامع وجود دارند که اگر به فریاد درآیند همواره تأثیرگذارند و حاکمان یادرصدد مصادره آنانند یا به دنبال ساکت نگاه داشتن ایشان هستند. در این جنبش این اقلیت خاموش است که به فریاد آمده‌اند و وقتی 54 درصد موافقند که به آمار رأی دهندگان نیز نزدیک است درصد بالایی معترض خاموش وجود دارد که درصدی از ایشان به میدان آمده‌اند. اینگونه است که حاکمان این خطر را بسیار جدی دانسته‌اند و به دنبال مصادره جنبش در جهت انتخابات آینده و موج سواری بر آن هستند.
* عامل اصلی علنی شدن اعتراضات را چه می‌دانید؟ آیا مردم چاره‌ای جز قیام نداشته‌اند؟
** این افزایش فشارهای فراگیر طبقه حاکم نسبت به مردم است که به حدی رسیده که عملاً مردم تحت فاصله طبقاتی قرار گرفته و دچار تحقیر بسیار شدید شده‌اند و توانایی اداره زندگی خویش را ندارند. بنابراین مجبور به اعتراض و قیام شده‌اند. طبقه حاکم که از مردم فاصله دارد، بحران اقتصادی را نیز عملاً به نفع یک درصد سرمایه‌دار چاره کرد و بانک‌ها و شرکت‌ها – و نه توده مردم- را نجات داد. اینها با داعیه مردم سالاری، عملاً در کشورهایی که آرای مردم لحاظ می‌شود اما صبغه اسلامی وجود دارد مخالفت کرده و از نظام‌هایی که در آن انتخاباتی وجود ندارد چون عربستان حمایت می‌کنند. این عدم راستگویی با مردم بسیار تأثیر‌گذار بوده است.
عامل دیگر جنگ سالاری است که بسیاری از مالیاتهای پرداختی مردم را در جنگ‌های طولانی با تلفات بسیار هزینه می‌کنند که مردم از این فرایند بسیار ناراضی‌اند. گاه در عالم حادثه کوچکی سرنوشت جامعه‌ای را تغییر می‌دهد. مثال آن آغاز انقلاب تونس است که با یک خودسوزی برانگیخته شد و آتش زیر خاکستر گر گرفت. بنابراین این اتفاق بهانه‌ای برای علنی شدن یک فرایند بوده است و وقتی با اقبال عمومی مواجه شود تبدیل به جنبشی فراگیر خواهد شد که حاکمان مجبور به همراهی با آن خواهند بود. این جنبش نیز پس از آغاز به بسیاری از کشورها سرایت کرده و بعضاً تا هشتاد کشور نیز شمرده شده است. پس این یک اتفاق نبوده و یک فرایند است که تأثیرات خود را خواهد داشت.
* ویژگی‌های دیگر این جنبش را که به آن هویت خاص خود را می‌بخشد چه می‌دانید؟
** نخست باید گفت وقتی 54 درصد مردم با این جنبش موافق هستند پس جنبشی فراگیر است. دیگر اینکه مختص قشر خاصی نیست و‌نژاد خاصی حضور ندارد. نکته دیگر فقدان رهبری این جنبش است که در بهار عربی نیز دیده می‌شود که از درون برخاسته اما واجد ایده و آرمان‌های مشترکند. ویژگی دیگر جهانی بودن آن و تعمیم یافتن آن به همه کشورهایی است که نظام سرمایه‌داری در آنها وجود دارد. این جنبش به اصلاح ساختار باور ندارد بلکه به دنبال نفی آن است و این شاید نخستین بار است که در کشوری چون امریکا جنبشی شکل می‌گیرد که به دنبال اصلاح نیست.
* مبنای این جنبش به بیان ساده بر چه چیزی استوار است و منطق این ابتنا چیست؟
** مبنای این جنبش بر این است که برتری نظام سرمایه‌داری پایان یافته و لیبرال دموکراسی به آخر خط رسیده است. منطق این مبنا نیز، منطق عدالت اجتماعی است و نظامی که نتواند این عدالت را در جامعه ایجاد کند و عملاً فاصله طبقاتی افزایش زیادی داشته باشد مشخص می‌شود که نظام برای اقلیت خاصی شکل گرفته و برای توده مردم نیست. اگر زمانی ایالت‌ها با هم جمع شدند و کشور واحدی شدند قصدشان ایجاد رفاه فراگیر بود اما امروزه رفاه مورد ادعا تنها برای طبقه‌ای خاص است.
وقتی سخن از لیبرال دموکراسی می‌شود که در آن همه حق نظر دادن دارند و چنین جنبشی با حمایت 54 درصدی مردم حق اظهار نظر نداشته باشد و نتواند صدای خود را به گوش کسی برساند عملاً ذات این ادعا زیر سؤال می‌رود. بنابراین نظام دموکراسی که مدعی حمایت از توده مردم بود وجود ندارد و رسانه‌ها به جای القای نظرات توده مردم، نماینده سرمایه‌داران و حاکمان و عمله سیاسیون هستند. معلوم می‌شود که نظام لیبرال دموکراسی حاوی شعارهایی تهی هستند.
* آیا شباهتی (که ادعا می‌شود) بین جنبش وال استریت و بهار عربی وجود دارد؟
** این جنبش به ادعای خویش در شکل و تکنیک‌های اعتراضی از کشورهای عربی الگو گرفته‌است و در این شکی نیست که جمع شدن در میدان و چادر زدن و مخالفت کردن شبیه است اما الگوی شکلی به معنای مشابهت ماهوی نیست و هر کدام ممکن است ماهیت متفاوتی داشته باشند. می‌توان اندیشید که تفکرات حضرت امام(ره) که استقلال و هویت مردم را مهم می‌شمرد و ارزنده می‌دانست طبق شرایط بومی به کشورها سرایت کرده و شکل گرفته و نکته قابل توجه این است که وقتی پیامبر اسلام(ص) دین جدیدی را تأسیس و تبلیغ نمودند پس از 30 سال طرز تفکر این رسول معظم در نیمی از جهان فراگیر می‌شود و شاید بتوان این مثال را زد که پس از 30 سال پیام امام(ره) نیز دریافت شده است و به بهار عربی و از آن، «مطالبه عدالت‌اش» به این جنبش نیز سرایت کرده باشد.
این جنبش ممکن است با چاره‌جویی حاکمان به سستی مبتلا شود اما نشان‌دهنده فراگیری این آتش زیر خاکستر است و اگر حاکمان در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی آن را چاره نکنند، به موجودیت ادامه خواهد داد و نظام موجود را به جد تهدید می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات