گفتوگو با جعفر ابراهیم / جعفر ابراهیم یکی از مسئولان بلندپایه حزب دمکرات کردستان عراق و مسئول کمیته انتخابات این حزب است.
* چرا سال 1991 را میتوان نقطه عطفی در تاریخ کردستان عراق به شمار آورد؟
** وقتی دولت عراق در سال 1921 تأسیس شد، کردهای این کشور امیدوار بودند در این دولت جدید، آن ظلم و ستمی که در دوران عثمانی وجود داشت، باقی نماند. کردهای عراق امیدوار بودند که این دولت، زندگی جدیدی را برای آنها به ویژه در زمینه حقوق سیاسی فراهم کند. اما این دولت، درست همان ظلم سابق را بر آنها تحمل کرد. در قانون اساسی که در سال 1925 در عراق تصویب شد، هیچ اشارهای به حقوق سیاسی کردهای این کشور نشد. آنها ناگزیر شدند به تشکلهای سیاسی مخفی پناه ببرند. کردها حق تشکل سیاسی علنی نداشتند. اجتماع و تشکل وجود داشت، اما به صورت آزاد نمیتوانستند فعالیت کنند.
آن هنگام در نظام عثمانی، در سال 1914 شیخ عبدالسلام بارزانی به دلیل مبارزه برای آزادی کردهای این منطقه در شهر موصل اعدام شد. دراین دولت نیز همین وضع ادامه یافت. در دوره ملکی [ملک فیصل] بار دیگر ظلم و ستم بر کردهای عراق برقرار بود و آنها زندانی، اعدام و شکنجه میشدند. شیخ احمد بارزانی برای دفاع از آزادی و حقوق کردهای این خطه به مدت 11 سال در زندان بود.
دولت عراق به جمهوری تبدیل شد و دوباره سهم کردهای این کشور بمباران و کشته شدن بود. آنها ناگزیر بودند که از خود دفاع کنند. آنها ناچار شدند که قیام کنند و آن را تداوم دادند تا به سال 1991 رسید. در سال 1991 چرخشی دیگر در عراق روی داد. روشن است که عراق در آن هنگام به دلیل مسائل داخلی و بینالمللی بسیار ضعیف شده بود. با تحمیل جنگ به ایران و همچنین با تحمیل جنگ به کویت، ملت عراق محنت و آزار بسیاری دید. تهاجم به کویت، به لحاظ بینالمللی این نگرش را نسبت به عراق تقویت کرد که کسی از دست صدام در امان نیست و این رژیم آمادگی دارد تا به ایران، کویت، عربستان سعودی و دیگران هجوم ببرد.
مشروعیت بینالمللی این دولت بسیار ضعیف شده بود. در چنین هنگامی کردهای عراق موقعیتی برای قیام پیدا کردند؛ قیامی که 70 درصد پیروز شد. کردها در شهرهای سلیمانیه، اربیل و دهوک، موفق شدند حکومتی خودمختار برای خود فراهم کنند. مناطق دیگری هم باقی مانده بود که کردهای این کشور نتوانستند آنها را آزاد کنند: کرکوک، خانقین و شنگار. یک مشکل بین حکومت اقلیم و نظام صدام وجود داشت. صدام میخواست آن را به تأخیر بیاندازد و هجوم احتمالی و تسلط بر کردهای این کشور به زمان دیگری موکول کند. کردهای عراق نیز خواستند فرصتی به دست آورند تا خود را نیرومند سازند؛ نظامی سیاسی نبیان نهند، نظام اقتصادی پایهریزی کنند، صنعتی بینالمللی ایجاد نمایند و زخمهای خود را تیمار کنند.
کردهای عراق قابلیت حکمرانی، اداره خودمختاری و توانایی آن را دارند که پیامهای بهتری به ایران، ترکیه و دنیا بدهند. ما یک نیروی مدنی هستیم. ما به این دلیل مسلح شدیم چون نظام اما اگر ما را ناگزیر کرد که مسلح شویم. هدف ما یک هدف یک، صلحجویانه و مدنی است. اما اگر ما را ناگزیر کنند، ما به اسلحه پناه میبریم تا از خود دفاع کنیم. در نخستین مرحله در سال 1991، کردهای عراق این پیام را به دنیا رساندند. ما شورش کردیم چون ناچار بودیم. اما به دمکراسی باور داریم. در آن موقع گفتیم اگر در بغداد دیکتاتوری وجود دارد، ما میتوانیم در کردستان عراق یک تجربه دمکراسی بنا نهیم. به این دلیل بود که کردهای عراق در نخستین گام، انتخابات برگزار کردند، پارلمان تأسیس کردند، تکثرگرایی را بنیان نهاد و آزادی رسانهها را پایهگذاری کردند. کردهای عراق در سال 1992 ثابت کردند گرچه بغداد دیکتاتوری است، اما آنها میتوانند یک دمکراسی در کردستان تأسیس کنند.
آن هنگام برای ریاست اقلیم چهار کاندیدا وجود داشت: جلال طالبانی، مسعود بارزانی، محمود عثمان و ملاعبدالعزیز. در دور اول کسی برنده نشد و کسی نصف به علاوه یک آرا را کسب نکرد. همه افراد نیز نتایج را پذیرفتند و انتخابات به دور دوم رفت. پارلمان، فعالیتهای خود را آغاز کردو تعدد گرایشها در داخل پارلمان آشکار شد. آن هنگام در کردستان عراق عفت حزب تجربه خود را آغاز کردند، اما پنج حزب در داخل پارلمان بودند. این تجربه به سیاستمداران دنیا امیدواری داد که در خاورمیانه تجربه دیگری از دمکراسی در حال رشد است و نگهبان خوبی برای عراق خواهد شد، تا هم عراقیها به دمکراسی بیندیشند و هم دست صلح به سوی ایران و ترکیه دراز کنند و برای مشکلی که در دو بخش ترکیه و ایران وجود دارد، با ارائه نمونه ایجابی نشان دهند که اسلحه را کنار بگذارند و به ایجاد یک جامعه مدنی بیندیشند.
به لحاظ اقتصادی نیز موقعیت بسیار خوبی پیشروی قرار گرفت تا سیستم اقتصادی بهتری مهیا شود، هم به لحاظ صنعت و بازرگانی و هم از جهت کشاورزی و موقعیت شغلی. طبیعی است که این فرآیند به درستی تداوم نداشت. مشکلات سیاسی وجود داشت و این مشکلات متأسفانه به جنگ داخلی تبدیل شد. واضح است که عقل سیاسی کردهای عراق در آن دوران، پختگی لازم را نداشت. ما چهار سال رو به عقب حرکت کردیم.
* از چه سالی این جنگ شروع شد؟
** از سال 1994 تا 1998. در این چهار سال کردهای عراق بسیار عقب رفتند. به لحاظ مادی، معنوی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیار عقب افتادند.
* بسیاری هم قربانی شدند.
** بله! تعداد قربانیها خیلی زیاد بود و برای همه طرفها بسیار زیانبخش؛ برای کل جامعه و همه اما اراده خوب شدن، اراده اصلاحات و تغییر واقعی در کالبد سیاسی در این اقلیم موفق شد.
در آگوست سال 1998 یک توافق سیاسی میان پارتی و اتحادیه در واشنگتن با نظارت وزارت خارجه آمریکا شکل گرفت. پیشتر نیز برخی از مردم خیرخواه از عرب، فارس [ایرانی]، ترک، از اپوزیسیون عراقی نقش آشتیجویانه خود را ایفا کردند. آن افراد در ایران و همچنین در ترکیه و اروپاییها در دایتون بریتانیا، نقش خوبی داشتند. نتیجهاش این بود که سرانجام جنگ داخلی پایان یافت و صلح میان پارتی و اتحادیه برقرار شد. پس از آن دوباره توانستیم نظام تأسیس کنیم و زمینه را برای انتخابات مهیا سازیم. دوباره بر روی بنیانهای اساسی اقلیم کردستان حرکت کردیم. این موفقیت به درستی تداوم داشت و پارتی و اتحادیه و دیگر احزاب همراهشان، نقش خوبی را در آزاد کردن عراق ایفا کردند. نقش خوبی را نیز در حکمرانی تازه عراق، در مرحله انتقالی ایفا کردند. در مرحله شکلگیری، رفراندوم و قانون اساسی عراق، حضور کردها در بغداد نیرومند بود. در موقعیت بنا نهادن نظام دمکراسی در عراق، در آشتی ملی در عراق و در آغاز کردن زندگی تازه در عراق جدید کردهای این کشور حضور جدی داشتهاند.
اگر کردهای عراق در داخل خانه خود آشتی نداشتند و در خانه آنها دمکراسی حاکم نمیبود، نمیتوانستند چنین نقشی را در بغداد ایفا کنند و چون در بغداد نقش خود را ایفا کردند، توازن میان نیروهای سنی و شیعه برقرار شد. کردها کاری کردند که آن توازن را در موقعیت عراق درست کنند تا عراق همچون حکمرانی پلورالی با تمامیت ارضی ادامه داشته باشد. کردهای عراق خود را بخشی از این عراق میدانستند. در حقیقت برای مردم کردستان عراق مایه مباهات بود. در عراق نیز به گرمی از ما استقبال شد. این ادامه یافت تا این که در قانون اساسی عراق، حقوق کردهای این کشور در عراق جدید به خوبی تثبیت شد. نه تنها کردهای این کشور در عراق سهیم هستند. بلکه آنها در رهبری عراق تاثیرگذار هستند.
مشارکت بر روی کاغذ یک موضوع است، و به صورت عملی امری دیگر. کردهای این کشور پست رهبری را در عراق به دست آوردند، ریاست جمهوری را کسب کردند، وزارتخانههای مهم و امیری ارتش را در اختیار گرفتند. در عراق جدید هیچ نیرویی مخالف این نبود که کردهای این کشور پستی به دست آورند. پیشتر حتی امکان نداشت دانشجوی کرد عراقی به کالج خلبانی برود. در گذشته کردهای این کشور نمیتوانستند در ارتش پست خوبی کسب کنند.
* حالا ریاست نیروی هوایی را هم به دست آوردهاند.
** بله! عراق جدید دروازه بسیار خوبی را بر روی کردهای این کشور گشوده است. کردهای عراق نیز به شریک فعلی در عراق تبدیل شدهاند. کردها عراق در رهبری این کشور و در ثروت و دارایی آن سهیم شدهاند؛ همچنین، به یک شریک فعلی در پذیرش مسئولیتها چنان چه بغداد ضعیف شود، ما نیز ضعیف خواهیم شد. بغداد قدرتمند باشد، اربیل هم قدرتمند خواهد بود. اگر در بغداد مشکل طایفهای وجود داشته باشد، ما نیز ضرر میکنیم. کردهای عراق نمیخواهند جنگ سنی و شیعه وجود داشته باشد. این درست است که کردها سنی هستند، اما »ها خود را شریک سنی و شیعه میدانیم. در حقیقت این امر کاری کرد که راستگویی و صداقت ما در میان ملت و نیروهای سیاسی افزایش یابد. در عراق اگر مشکلی به وجود بیاید، به جای این که به مکانی دیگر همچون تهران، عربستان سعودی یا آمریکا بروند، بدون پیششرط به اربیل میایند و برای حل مشکل درخواست همکاری میکنند.
قبلاً نیز در چندین مرحله دشوار، کردهای عراق همچون برادر، متواضعانه پزشک مشکلات و بیماریهای عراق بودند؛ همچون برادر نه مانند فردی بیگانه. در حقیقت، این وضعیت کاری کرد که دستاوردهای کردها در عراق بیشتر شود و این مسئله امید زیادی به آنها بخشید.
از سال 2003 تا امروز، کردستان عراق به لحاظ ثبات سیاسی، که وظیفه اصلی همه حکومتها در جهان است، بسیار پیش رفته است. با وجود این، نه تنها کرد، بلکه هر کسی که به کردستان عراق وارد شود اذعان میکند که در اقلیم کردستان عراق ثبات سیاسی بسیار مشهود است و مشکل سیاسی وجود ندارد. اگر مشکلی هم وجود داشته باشد به پارلمان ارجاع و حل میشود؛ یا حکومت خود آن را حل خواهد کرد. امنیت و آسایش در همه مناطق کردستان عراق بهتر از بقیه شهرهای عراق است.
از لحاظ امنیت و آسایش و ثبات سیاسی به لحاظ اجتماعی وضعیت بهتری داریم. به لحاظ علمی، کردستان عراق تنها یک دانشگاه داشت. اکنون بیش از 10 دانشگاه دولتی و همچنین 6 تا 7 دانشگاه خصوصی دارد. وضعیت به گونهای شده است که جامعه کردستان عراق از دانشجویان پر شده است. شما اگر به شهرها بروید، آن چیزی که بسیار مشاهده خواهید کرد، دانشجو است. کردستان عراق به لحاظ اقتصادی تجربه بسیار موفقیتآمیزی داشته است. البته یک عقل جمعی پشت سر آن قرار دارد. این موفقیت به این دلیل است که افراد کارشناس حضور داشتهاند و با دانش فعالیت کردهاند. در بغداد پول زیادی وجود دارد، اما در کردستان عراق به وجود آمد، ولی در بغداد و بصره و انبار و موصل و دیگر جاها کمتر است یا اصلاً پیشرفتی حاصل نشده است. روشن است که در این منطقه یک سیاست آن را هدایت کرده است. عقل سیاسی اقتصادی و اجتماعی معاصر در این جا وجود دارد. این به تمام مردم کردستان عراق و همه نیروهای سیاسی کردستان عراق بازمیگردد. ما ادعا نکردیم که این کار پارتی یا اتحادیه به تنهایی بوده است. ما در اقلیم در سال 2005 از ملت عراق حمایت کردیم. اقلیم کردستان از تمام عراق برای آغاز روند دمکراسی حمایت کردند و موفقیت خوبی به دست آوردند. و پس از آن در 15/12/2005 کردهای عراق دوباره مشارکت کردند و جایگاه خوبی در پارلمان عراق پیدا کردند. بار دیگر ریاست جمهوری، وزارت خارجه، برخی از وزیران و تعدادی از کرسیهای پارلمان، نصیب کردهای این کشور شد. کردهای عراق به دمکراسی باور داشتند و به صورت عملی نیز در بغداد حضور یافتند. در 31/1/2009 در کل عراق انتخابات استانداریها بود. کردها دوباره در آن نیز مشارکت کردند، هر چند در دیاله، موصل، و در کرکوک به دلیل شرایط خاص این انتخابات به تعویق افتاد. تجربه دیگر دمکراسی در اقلیم کردستان در 25/7/2009 رخ داد. برای نخستین بار تغییرات وارد فرآیند سیاسی شد و ما به عنوان پارت دمکرات کردستان از آن استقبال کردیم و خرسند بودیم که اپوزیسیون در داخل پارلمان کردستان نیرومند باشد؛ چون به دمکراسی باور داریم. اپوزیسیون یعنی نیرومند کردن نظام پارلمانی، ما از این موضوع استقبال کردیم و با گوران ارتباط برقرار کردیم. قبلاً نیز اتحاد و کومله اسلامی کردستان در داخل پارلمان حضور یافتند و حتی در حکومت نیز سهیم بودند.
این فرایند تداوم داشت تا در 7/3/2010 گرایش دیگری از دمکراسی در پارلمان عراق به میدان آمد. در این گرایش جدید، اتحاد اسلامی کدرتسان و کومله اسلامی کردستان با جنبش گوران دیدگاه مشترکی پیدا کردند. آنها به صورت مشترک اعلام کردند که نقش اپوزیسیون را به مانند یک جبهه ایفا میکنند. در حقیقت آن هنگام ما از پیدا شدن یک جبهه در اپوزیسیون، نگران نبودیم.
* پس مشکلات از چه زمانی آغاز شد؟
** اما نگرانی از این جبهه هنگامی آغاز شد که با ما درباره مناطق جدا شده همراه نشدند. میدانیم چنان چه در مناطق جدا شده آرای کردهای عراق تقسیم شود، برای امنیت قومی ما زیانبخش خواهد بود. در کرکوک اکثریت کرد هستند. در 30/1/2005 و در 15/12/2005 و در 7/3/2010، فکر میکردیم چنانچه با هم متحد باشیم باز هم اکثریت میشویم. ما که با هم نباشیم آرای کردهای عراق به ویژه در کرکوک کم میشود. گوران 34 هزار رأی و اتحادیه اسلامی 24 هزار رأی ما را از بین برد. در موصل و خانقین نیز وضع همینگونه بود. این مسئله به کردهای عراق ضرر رساند. ما میخواستیم به عنوان پارتی، اتحادیه و سایر احزاب همراه با اپوزیسیوم، در مقابل بغداد درباره مسائل و موضوع مناطق جدا شده با هم متحد باشیم و یک استراتژی داشته باشیم. آنها خود را جدا کردند و ما از این موضعگیری نگران شدیم. روشن است که مشکلات دیگری به وجود آمد. این که چگونه در حکومت اقلیم مشارکت کنند یا در آن مشارکت نداشته باشند؟ چگونه گوران در حکومت بغداد مشارکت داشته باشد؟ آنها به اتحادیه میهنی و پارتی اتهام وارد میکردند که موجب شد گوران در بغداد به حاشیه رانده شود. پارتی در پارلمان بغداد 29 کرسی و اتحادیه میهنی 14 کرسی دارد (اتحادیه یک کرسی تعویضی را نیز تحویل گرفت). همچنین، گوران 8 کرسی، اتحاد اسلامی 4 کرسی و کومله اسلامی دارای 2 کرسی است. مجموع کرسیهای کردهای عراق در بغداد 59 کرسی است. آن چه که واقعیت دارد 59 کرسی از 325 کرسی، به نسبت پایین آمده است. سالهای گذشته میزان کرسیهای کردها در بغداد 21 الی 22 درصد بود و اکنون به 19 درصد کاهش یافته است. این نشان میدهد که کردهای عراق به اتحاد بیشتری نیاز دارند. پیام ما برای اپوزیسیون این بود که مقابل بغداد متحد شویم و یک استراتژی داشته باشیم. متاسفانه چنین نشد و این مشکل درباره رهبری کردستان عراق به وجود آمد. پارلمانتاریسم سازوکار خود را دارد. شما در اپوزیسیون باشید، یا دولت، پارلمان باید فعالیت خود را انجام دهد. چنان چه پارلمان متوقف شود همه مردم ضرر میکنند. شما با رأی مردم به پارلمان آمدهاید نباید پارلمان تعطیل شود. اگر در یک موضوع مخالف باشید، یا اپوزیسیون باشید، باید در موارد دیگر با حکومت همراه باشید. اگر بحث توافق سیاسی در پارلمان مطرح میشد ما نیز بر آن تاکید میکدریم. شاید در ابتدا درک ما از اپوزیسیون، درک درستی نبود. بعداً با آنها جلسه گذاشتیم و درک خوبی از آنها پیدا کردیم و با آنها توافق کردیم. باید هر موردی که در ارتباط با سیستم سیاسی باشد به داخل پارلمان کردستان برود.
برای همین نیاز به گفتوگوهای بیشتری داشتیم، اما اپوزیسیون در اقلیم به خیابان (تظاهرات) پناه برد. تلاش کرد پارلمان تعطیل شود. با حکومت قطع رابطه کرد و حکومت به عنوان فاسد قلمداد شد. در این وضعیت نمیتوانید با چنین حکومتی همکاری کنید. نمیتوانید از حکومت فاسد و ناتوان درخواست اصلاحات داشته باشید. به زعم ما در اقلیم کردستان، حکومت دچار یک مشکل شد. حکمرانی دچار مشکل شد و این نه تنها مشکل شد و این نه تنها مشکل دولت و پارتی و اتحادیه، بلکه مشکل اپوزیسیون نیز بود. وقتی آنها که به تظاهرات و خیابان تمسک جستند در حقیقت مشکل پیچیدهتر و دشوارتر شد؛ هم برای خود اپوزیسیون و هم برای حکومت، و برای پارتی و اتحادیه، حال، چگونه ما آن مشکل حکمرانی را در کردستان عراق حل کنیم. این پرسش را به اپوزیسیون، به افکار عمومی و همچنین تظاهرکنندگان عرضه میکردیم.
واضح است که ما پیشتر در کردستان مشکل بسیار بزرگ حکمرانی را حل کرده بودیم و به جنگ داخلی پایان داده بودیم. از شیوه دمکراسی و انتخابات و کارآمد کردن نظام دمکراسی بهره گرفتیم و در آن موفق شده بودیم. دعوت به همکاری شدیم تا حکومت در عراق نیز موفق شود. یک همکار برای راهگشایی مشکلات در بغداد بودیم. صبر و تحملمان در بغداد بسیار زیاد بود، تصور میکردیم که باید صبر و تحمل اپوزیسیون از ما بیشتر شود؛ نه این که مشکلی درست شود. باید همدیگر را تحمل کنیم. به این دلیل به برادران اپوزیسیون با یک تکنیک تازهای درخواست گفتوگوهای منسجمتری دادیم. با این تکنیک که در ابتدا سه جانبه، سپس پنج جانبه و پس از آن با تمام نیروهای سیاسی گفتوگو شود. تا به وسیله این تکنیک به صورت عمیقتری وارد بررسی مشکلات شویم. برای این که به یک تفاهم برسیم. تفاهم مشترک، برای هر امر مشترک. اگر آنها این تصور را داشته باشند که پارتی و اتحادیه قدرت را انحصاری کردهاند، ما دروازه شراکت را روی آنها بگشاییم. اگر تصور کردهاند پارتی و اتحادیه به دلیل وجود اکثریت در پارلمان خواستهاند نظام را به خاطر موقعیت خود تغییر دهند ما با آنها همراه شویم که هر قانونی، عادی یا اساسی که مرتبط با نظام سیاسی باشد به صورت توافقی و بدون اکثریت و اقلیت، مورد توجه قرار گیرد.
فکر میکردیم که این دو گام برای مشکلگشایی بسیار خوب هستند. ما به عنوان حکومت، آمادگی بازنگری در خود و منطق خود را اعلام کردیم. از اپوزیسیون نیز درخواست کردیم که آنها نیز منطق خود را بازنگری کنند. از تجربه تونس، لیبی و مصر پیروی نکنند، چون تجربه دیکتاتوری را میتوانید با تظاهرات سرنگون کنید؛ اما شما نمیتوانید تجربه دمکراسی را به وسیله تظاهرات ساقط کنید.
* این نیاز به راههای دیگری همچون انتخابات و غیره دارد.
** بله شعارهای براندازی را باید رها کرد، برای آن که ما و شما یک برنامه اصلاحات دیگری را در پیش بگیریم. اگر خواهان اصلاحات هستید، ما نیز درخواست اصلاحات داریم. در این نقطه به هم میرسیم. اما وقتی براندازی نظام مطرح میشود، به طور طبیعی، ما نیز بر علیه آنها موضع خواهیم گرفت. اگر در حکمرانی کردستان مشکل حل نشود و مشکل تداوم یابد آن هنگام اقدام به تظاهرات کنید، ما نیز تظاهرات خواهیم کرد.
حرف ما این است که از این که حکومت آشفته شود شهروندان ضرر بسیاری خواهند کرد. بنده نماینده مردم هستم. شما نیز نماینده هستید. به جای این که شهروندان را علیه یکدیگر بشورانیم، بیایید تا مشکل را حل کنیم. باب گفتوگو باز است. از شعارهای سیاسی براندازی دست برداریم. منطق کودتا را رها کنیم و از پیش گرفتن روشهای ناسازگارانه دور شویم. مشکل کنونی، مشکل حکمرانی است، مشکل شهروندان نیست، مشکل جامعه مدنی نیست، مشکل اجتماعی و اقتصادی نیز نیست، بلکه این یک مشکل سیاسی است. از این رو، باید در داخل خود پارلمان آن را حل کنیم. ما میدانیم که ضعف پارلمانتاریزم و پارلمان ما آشکار است. حکمرانی ما نیز مانند بسیاری از کشورهای دنیا، کارآمد نیست؛ اما میتوان آن را به وسیله اصلاحات کارآمد کرد.
تصور میکنیم چنانچه ما و اپوزیسیون به گفتوگوهای جدی و فعال ادامه دهیم، این مشکل سیاسی را در کردستان عراق حل خواهیم کرد. ما اذعان میکنیم که مشکل سیاسی وجود دارد، اما نباید آن را به یک معضل اساسی تبدیل کرد. اگر به یک معضل اساسی تبدیل شود خلاء سیاسی و اساسی در کردستان عراق ادامه خواهد داشت. کردستان عراق نیز همچون سومالی خواهد شد. با این تفاوت که سومالی یک کشور است و بر روی نقشه جهان باقی خواهد ماند ولی کردستان عراق روی نقشه منطقه باقی نخواهد ماند و بار دیگر دچار عقبگرد میکند و به چند استان تبدیل خواهد شد. این حالتی است که نه اپوزیسیون خواهان آن است نه پارتی، نه اتحادیه میهنی و نه هممیهنان. اگر در این جامعه، افراد مسئولیت تاریخی خود واقف شوند بیشتر با طرف مقابل مدارا خواهند کرد و یا گامهای جدی و عملی مطرح خواهند ساخت.
برای حل این مشکل، پارلمان نقش مهمی دارد و 17 نکته را هم مطرح کرد. حکومت اقلیم کردستان با تظاهرکنندگان و اپوزیسیون گفتوگو داشت و حکومت فعالانه پشت سر یک بسته اصلاحاتی قرار گرفت. رییس اقلیم کردستان با نگاه خودی بودن، همدلی خود را با تظاهرکنندگان و احترام خویش را به اپوزیسیون اعلام کرد. درخواست خویش از دولت برای این که در خود بازنگری کند تا این مشکل را حل کند و همچنین پیام بسیار عاطفی برای مردم که مسئولانهتر با قضیه برخورد کنند و مسئولیت خوش را برعهده بگیرند و اجازه ندهند مشکل به تشنج منجر شود، اعلام کرد.
خوشبختانه مشکل دارای حد و مرز است. به لحاظ جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی دارای مرز است. اما به لحاظ شخصی روی همه افراد کردستان عراق تأثیر گذاشته است. ما امیدواریم که چون مشکل به لحاظ جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی محدود به داخل عراق است حل آن آسانتر باشد. این موجب خواهد شد که به صورت طبیعی مرحلهای دیگر از گفتوگو را به زودی آغاز کنیم. دور روز پیش رییس اقلیم کردستان پیامی تازه داشت و از دولت، پارتی و اتحادیه و اپوزیسیون درخواست کرد فعالانه دور دیگری از گفتوگوها را آغاز کنند و آن را ادامه دهند تا به راهکاری دست یابند. در حال حاضر ما خود را برای گفتوگوهای فعالانه آماده میکنیم. منتظر آن هستیم که جدول زمانی آن تعیین شود و با امید به آن چشم دوختهایم.
ما به سهم خودمان به عنوان حزب پارتی، مبداء شراکت را پذیرفتهایم. از سال 1991 تاکنون ما اقلیم را به صورت شراکت اداره میکنیم. آرزوی ما این نیست که با زور و تحمیل قدرت را به تنهایی در دست داشته باشیم. ما همواره باور داشتهایم که مشارکت و توافق، کاملکننده دمکراسی است. این واقعیت دارد که اکثریت و اقلیت، پرنسیپ دمکراسی هستند، اما اقلیت و اکثریت در جامعهای معنا مییابد که پختگی لازم را داشته باشد. اما در جامعه کردستان عراق و در اقلیم کردستان برای بیشتر موضوعها در داخل پارلمان همراه با پرنسیپ اکثریت و اقلیت، شما میتوانید در برخی از مسائل استراتژیک با استفاده از اصل توافق و استفاده از اصل شراکت عمل کنید تا هیچکس احساس بریدگی و تنهایی نکند. همه شریک باشیم و به صورت دستهجمعی این آزمون اقلیم کردستان را به سوی مقطعی دیگر پیش ببریم. از وضعیت غیرعادی و مشکل سیاسی به سوی وضعیت عادی برویم. موقعیت جدید، برای موفقیت اصلاحات باشد. موقعیت جدید برای چشمانداز بهتری از زندگی شهروندان کردستان عراق باشد، برای دوستان کرد در دنیا که آنان نیز اطمینان بیشتری به این تجربه داشته باشند، برای امنیت و آسایش، برای ثبات سیاسی، برای فرصتهای بیشتر اشتغال، برای آبادانی و سرمایهگذاری باشد.
* شنیده میشود که پارت و اتحادیه عنوان میکنند که ایران در تظاهراتی که در این جا وجود دارد دخالت دارد. آیا این سخن درستی است و حقیقت دارد؟
** بنده سندی ندارم که ایران در این مسئله دخالت داشته است. بنده میگویم که اپوزیسیون نقش دارد؛ یعنی گوران، اتحاد اسلامی و کومله اسلامی کردستان. این سه گروه هر کدام نقش داشتهاند.
علاوه بر آن، برخی از روشنفکران مستقل که در کردستان حضور دارند، آنان نیز در جمع کردن مردم در خیابان نقش داشتهاند. ما اینگونه نگاه نمیکنیم که همه آنها کارگزار ایران هستند و ایران قصد دارد اقلیم کردستان را نابود کند. خبر چنین نیست. اما میگوییم که عدهای زیادی از این مردم، با ایران دوست هستند.
* به طور مثال کدام یک از آنها؟
** کومله اسلامی کردستان دوست ایران است. اتحاد اسلامی ارتباطات خوبی با ایران دارند. حتی در تأسیس و اداره تلویزیونهای پیام و سپیده همکاری خوبی با آنها کرده است. همچنین جنبش گوران نیز دوست نزدیک ایران است. البته ما و اتحادیه میهنی نیز دوست نزدیک ایران هستیم. در این جا همه ما دوست نزدیک ایران هستیم.
به این دلیل اگر ایرادی و انتقادی هم باشد دوستی با ایران نیست. اینجا همه با ایران دوست هستند. ایراد آن است که چرا ایران نقش فعالی برای نزدیک کردن گروههای دیگر با یکدیگر ایفا نمیکند. من به سهم خودم، به عنوان جعفر ابراهیم عضو مکتب سیاسی حزب دمکرات کردستان عراق، به ایران انتقاد وارد میکنم و میگویم که ایران همانگونه که میتواند مشکل شیعیان را در لبنان حل کند، و نقش بسیار فعالی در میان شیعیان عراق داشته باشد، با توجه به این که ما نیز دوست نزدیک ایرن هستیم، ایران میتوانست نقش قویتری ایفا کند، تا ناسازگاریهایی که در اقلیم کردستان وجود دارد به مسیر بدتری نروند. آیا تنها به این دلیل است که ما سنی هستیم و آنها شیعه هستند؟ این مسئله را از ایران سؤال میکنم و میگویم ما دوست نزدیک ایران هستیم و بودهایم.
* هم به لحاظ زبانی، تاریخی، فرهنگی و...
** برخی از مردم دنیا به ما انتقاد میکنند که چرا ما دوست نزدیک ایران هستیم. ما این موضوع را مخفی نکردهایم و همیشه گفتهایم ایران بر ما بزرگی دارد و ما به ایران چشم دوختهایم. باید ایران با مهر بیشتری به ما بنگرد و حتی چنین نظری نیز به کردهای خود در ایران داشته باشد. ما این مسئله را مخفی نکردهایم. اما ایران در این موضوع به صورت فعال وارد نشده است.
* این مسئله اهمیت زیادی دارد.
** بله! ایران فعال نبوده است، به خصوص در برقراری آشتی و پند دادن به نیروها. ما میدانیم که ایران در میان شیعیان چنین کاری میکرد. میدانیم که در همه فعالیتهای شیعیان وارد میشود، برای آن که جنگ و مشکلی نداشته باشند و با هم هماهنگ باشند. این یک حقیقت تاریخی، مناقشهای عقلی و فکری است؛ میگوییم که عراق همچون یک باغچه برای ایران است، همه عراق، اعم از سنی، شیعه و کرد.
در گذشته ضربالمثلی وجود داشت، میگفتند اگر دو ماهی در دریا جنگ کنند، دست انگلیس در کار است. ما میگوییم اگر دو گربه در عراق جنگ کنند ایران میتواند آنها را آشتی دهد. ایران میتواند، چون قدرت اخلاقی، معنوی، آیینی و مذهبی آن را دارد.
به این دلایل اصلاً شایسته ایران نیست که این تجربه از بین برود. همانگونه که در شأن اپوزیسیون نیز نیست که این آزمون دموکراسی را از بین ببرد. در این صورت در اقلیم کردستان همه ضرر میکنند. چنانچه خلاء قانونی به وجود بیاید ایران نیز ضرر خواهد کرد. کردستان عراق، کرد ایران و کرد ترکیه نیز ضرر خواهند کرد. چون تجربه اینجا، مدلی بسیار موفق است که بتوانید در ترکیه مشکلات کردها را حل کنید و همانگونه در ایران نیز مشکل کردها را به صورت مدنی و صلحجویانه حل کنید.
* برخی از نزدیکان احزاب حاکم در کردستان عراق معتقدند که گوران هنوز با گفتار مارکسیستی به تحلیل و عمل سیاسی میپردازد، به نظر شما آیا این مسئله درست است؟
** خیر! به زعم بنده گوران، یک جنبش سیاسی – مدنی است که تازه به وجود آمده است و تلاش دارد تا خود را فرموله کند. اما با چه نگاهی؟ شما آن را باید در ریاست گوران مشاهده کنید که چگونه آن را کنترل میکند. تا امروز سازمان یافته نیست، یکی جنبش است و تاکنون ایدئولوژی معینی را تبیین نکردهاند، چون آمادگی آن را ندارند. هدف آنها مشخص است. میخواهند قدرت را در دست بگیرند و آن را اداره کنند. عدهای از مردم نیز که با گوران همراه شدهاند، قشرهای متفاوتی هستند؛ برخی سابقه انقلابی بودن و پیشمرگه بودن دارند، برخی دارای گذشته کمونیستی هستند، عدهای از آنها گذشته اسلامی داشتهاند، تعدادی عضو پارتی و تعداد بیشتری در گذشته عضو اتحادیه میهنی بودهاند. به همین دلیل همه آنها و کسی که آنها را جمع میکند دارای برنامه میهنی است و برنامه میهنی کردستانی دارند. هر چند ما به لحاظ موضوعهای ملی، وطنی و درباره مناطق جدا شده در برابر بغداد، از آنها انتقاد میکنیم، اما این مسئله بدین معنی نیست که آنها در این مسائل دلسوز نیستند. ما به صورتی واقعبینانه به موضوعها مینگریم و به آنها نیز احترام میگذاریم و به آنها تهمت نمیزنیم. ما به عنوان پارتی به موضوع نگاه میکنیم و میگوییم از مشارکت آنها با خود در تحمل مسئولیتها در دولت استقبال میکنیم. ما به نقش آنها در پارلمان احترام میگذاریم. ما میگوییم تجربه آنها کم است و برای آنها عذر مییابیم. در هر حال لازم است که ادای وظیفه آنها و ادای وظیفه ما در داخل پارلمان و حکومت مکمل هم باشند.
* عنوان میشود آنهایی که اکنون در سلیمانیه در خیابان حضور دارند و اقدام به تظاهرات میکنند رهبرشان گوران نیست. گوران تنها بخشی از آن مردمی است که به سرای آزادی در سلیمانیه میآیند، آیا این مسئله درست است؟
** بله! گوران نرمافزار و مغز آنها است. ماشینی در آن جا است که عقل آن ماشین گوران است.
* نکته دیگر این است که اگر در آن روزهای نخست، که چند نفر در سلیمانیه کشته شدند، چنانچه کمی صبرپیشه میشد، شاید مسئله چندان عمیق نمیشد. شما این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا نوعی بیتجربگی وجود داشت.
** ما به عنوان پارت دموکرات از آن رویدادها به ویژه شهید و زخمی شدن عدهای از هممیهنان بسیار متاسف هستیم، اما مسئولیت آن را نمیپذیریم. ما به عنوان پارتی در سلیمانیه در خصوص آن رویدادها مظلوم واقع شدهایم و به ما تجاوز شده است. به ما اهانت صورت گرفته است. به دفاتر ما هجوم آورده شد و عکس رؤسای ما را به آتش کشیدند. نمادهای ما را آتش زدند. آنها تهاجم کردند و میخواستند به نفس پارتی اهانت کنند. ما به صورت واکنشی با آنها برخورد کردیم. آن خشونتی که استفاده شد نه به اراده، نه به فرمان پارتی و نه به دستور مسئول پارتی بوده است. پاسبانی که به او حمله شده و سنگ به سر او خورده و زخمی شده، اقدام به تیراندازی کرده است. در غیر این صورت، پارتی در حالت جنگ، حمله میکند. اگر جنگ باشد، پارتی تجاوز از سوی کسی را نمیپذیرد. پارتی جنگ فرقهای عراق را انجام میداد. پارتی در موصل و هر جایی که لازم بود جنگ میکرد. اگر جنگ باشد پارتی میداند که چگونه جنگ کند. اما هیچگاه پارتی به انسان مدنی هجوم نبرده است. تظاهرات در اربیل، دهوک، زاخو و جاهای دیگر هم وجود داشته است. به مقابل دفاتر ما آمدهاند و اقدام به سنگپراکنی کردهاند، اما ما شلیک نکردهایم. در سال 1993 در دهوک، در 2001 در زاخو، در اربیل چندین بار تظاهرات شد، آیا حادثهای رخ داد؟
* پیش از سلیمانیه در اربیل تظاهرات شده بود.
** در پارتی و درک پارتی، اولویت پارتی و در تجربه پارتی، شلیک به افراد مدنی ممنوع است. نباید به سوی افراد غیرنظامی تیراندازی شود. در آنجا ما مسئولیت آن اتفاقات را نمیپذیریم. یک حادثه بود و پرسشی که اکنون ما داریم آن است که چرا باید به سمت پارتی حمله ببرند؟ در سلیمانیه، پارتی قدرت ندارد. مسئولیت دولت در سلیمانیه با پارتی نیست. ساختمانهای استانداری، ریاست حکومت، مرکز ریاست اتحادیه میهنی کردستان همگی در آن جا بودند. ما دوست نداریم به آن جاها حمله کنند. اما میگوییم چرا باید به دفاتر پارتی هجوم بیاورند و کسی هم آنها را مورد پرسش قرار ندهد؟ پس آنها در آن جا به دلیل آن تجاوز مسئول هستند. ما در حقیقت امیدواریم کسانی که به ما حمله کردهاند از این تهاجم خود پشیمان شوند و بار دیگر تکرار نشود.
در آن جا دادگاه وجود دارد. هر اتهامی که به پارتی وارد شود، اگر محکوم شود آماده است پارتی مجازات شود. پارتی این آمادگی را دارد تا در دادگاه حضور یابد. به ویژه هممیهنان، آن هموطنی که خسارت دیده است میتواند در دادگاه بر علیه ما شکایت کند و ما نیز آماده خواهیم شد و پاسخ آنها را خواهیم داد. هر حکمی که برای صادر شود به آن عمل خواهیم کرد و آن را میپذیریم. حتی اگر رأی دادگاه را قبول نداشته باشیم، باز هم آن را انجام خواهیم داد.
ما پارت دمکرات کردستان عراق و ریاست اقلیم مسعود بارزانی، نهایت احترام و محبت را نسبت به هممیهنان خود داریم؛ از خانقین گرفته تا سلیمانیه، رانیه، حلبچه، گرمیان و دیگر مناطق کردستان. ما همه را مردمان خود میدانیم. اگر به آنها خسارت وارد شود مثل آن است که به ما وارد آمده است. اگر آنها ضرر کنند ما متضرر خواهیم شد. هیچ روزی از روزگار تصور نمیکردیم که به آن جا برویم، به جنگ گرفتار میشویم. ما همیشه برای خدمت به آن جا رفتهایم. به این دلیل و با تأکید بر آنکه آن چیزی که درست شده است سناریوی دیگری بود و در سلیمانیه نیز بزرگتر بود. یک بسته اصلاحات مطرح شده است. این بسته اصلاحات یک طرح است اما چگونه طرح شده است؟ آن مردم چگونه جرأت کردهاند که آن نقشه را طراحی کنند و در کردستان کودتا کنند. این صفحه ناخوشایندی بود. امیدواریم همه با هم صفحهای سفید را باز کنیم؛ همراه با تظاهرکننده، همراه با اپوزیسیون، همراه با مردمان خودمان در این مناطق. ما در نهایت آمادگی قرار داریم.
* دو نکته باقی مانده است؛ یکی بحث پیشمرگهها است که گوران عنوان میکند باید نیروی پیشمرگه نیروی دولت باشد، نه نیروی مسلح پارتی یا اتحادیه...؟
** این درست است که باید اقلیم کردستان نیرو داشته باشد، نیروی یکپارچه و نیروهای امنیتی واحد داشته باشد. اکنون ما تلاش میکنیم آن را اصلاح کنیم. ما به اپوزیسیون میگوییم اکنون ما تلاش میکنیم شما هم بیایید تا در این کار موفق شویم.
آن نیرویی که وجود دارد، به صورت کامل نیروی اقلیم نیست، اما مانند نیروی اتحادیه میهنی و پارتی هم نیست. پیشتر نیروی اتحادیه جدا بود و نیروی پارتی نیز جدا بود. اکنون آنها را تجمیع کردهایم تا به صورت کامل به نیروی اقلیم کردستان تبدیل شوند. این مسئله نیازمند سازوکاری قانونی است.
دوم این که اینکار چندان سهل نیست. این مسئله به مقدمات، سازوکار، قانون، راهکار و تکنیک نیاز دارد. ما میگوییم بیایید تا آن را اصلاح کنیم. اگر نیروی امنیتی چنین است، حقیقت دارد، بیایید با هم آن را اصلاح کنیم. اما اکنون بدون نیرو و درهمریختگی بهتر است یا این که یک نیروی مشترک درست کنیم؟
ما میگوییم آن نیرویی که داریم درست است که به صورت صد در صد نیروی اقلیم کردستان نیست، اما در حال حاضر برای اقلیم کردستان ضروری است. چرا ضرورت دارد؟ به دلیل وجود تروریستها به دلیل وجود شوونیستهای عرب. آن روزی که آنها تهاجم آوردند و استانداری موصل را تصرف کردند، قصد داشتند بیایند و دهوک را نیر تصرف کنند. در کرکوک حویجه را تصرف کردند و خواستند خود کرکوک را نیر به تصرف درآرند. پس آن نیرو مهم است، برای اقلیم کردستان هیبت و قدرت است. بیایید با هم این وظیفه ملی را به پیش ببریم. به این دلیل میگوییم آنها درست میگویند؛ اما ما نیز درست میگوییم. خواستههای آنها پاک است ولی نیازهای ما نیز پاک است.
* پرسش آخر درباره وجود فساد است. آنها میگویند که دولت به مدت 20 سال است که بودجه را به مجلس ارائه نکرده و امسال برای نخستین بار این بودجه ارائه شده است. درآمدها، هزینهها و غیره روشن نیست.
** دو مفهوم جدید در دنیا وجود دارد؛ نخست شفافیت و دوم اصلاحات. ما هر دوی آنها را قبول داریم. اما میگوییم که اقلیم کردستان از بغداد بهتر است. چرا آنها در بغداد با این که نمیدانند که پول نفت چه سرنوشتی دارد، بودجه به چه میزانی است، کشور چگونه اداره میشود، این مسائل را میپذیرند؟ میپذیرند که شریک شوند. میپذیرند که در پارلمان حضور داشته باشند و حتی آنها (بغداد) را پیشتر به عنوان داور میپذیرفتند و میگفتند بیایید مشکلات کردستان ما را حل کنید. کسی همچون حسین شهرستانی وزیر نفت عراقی بود، به درستی که وزارت وی فاسد است. کسی نمیداند چند بشکه نفت میفروشد. آنها به وی میگویند بیا با ما همکاری کنید. ما در این جا میگوییم در اقلیم کردستان اگر هم فسادی وجود داشته باشد باید آن را حل کرد. البته هم وجود دارد، اما به آن نسبت نیست که آنها مطرح میکنند. آنها میگویند یک حکومت فاسد، حکومت فاسد نیست. فساد شاخصهای منفی است که در جاهای متفاوت وجود دارد. هنگامی که آقای نوشیروان مصطفی قائم مقام رییس اتحادیه میهنی کردستان بودند، چرا به مردم کردستان اعلام نمیکرد چه میزان از پول کردستان را در اختیار دارد؟ با آنها چه کار نیکند و چگونه آن را تقسیم میکند؟ اصلاً از کجا آوردهاند و از کدام دولت گرفتهاند؟ چه مبلغی از بغداد، چه میزان از ایران، چه میزان از ترکیه و دیگران دریافت کردهاند؟ خوب بود که اینکار را تجربه میکردند؛ همان کاری را که امروز از حکومت اقلیم کردستان درخواست میکنند. همچنین، اتحادیه اسلامی سالیانه چه میزان پول از قطر دریافت میکندۀ کومله اسلامی از جاهای مختلف چه میزان پول دریافت میکند؟ این پولها کجا هستند؟ چه شفافیتی وجود دارد؟
ما به شفافیت ایمان داریم. میگوییم اگر احزاب تاکنون شفافیت نداشتهاند؛ در آینده باید حکومت شفاف باشد، احزاب هم شفاف باشند. باید پول خود را معین کنند چه میزان و از کجا آوردهاند.
اکنون برای نخستین بار این فرهنگ در اینجا به تازگی در حال شکلگیری است. ما میگوییم باید تحملمان بیشتر شود. والله چیزی از این بهتر نیست که شما بدانید وزیر از ابتدای ماه تا آخر ماه چه میزان هزینه کرده است. امیدواریم که بتوانیم آن تجربه را که در دنیای دمکراسی وجود دارد. به طور کامل وارد اقلیم کردستان کنیم. تجربه لیبی و تجربه سومالی تجربهای نیستند که بدان دلخوش کنیم و از آن پیروی کنیم.
* پیشبینی شما از آینده چیست؟ آیا امکان رسیدن به حل مسئله و توافقی وجود داردۀ تصور میکنید که این مسائل به نتیجه خواهد رسید؟
** بله! من خوشبین هستم امکانش زیاد است. ما تصور میکنیم نه گوران بدون پارتی و اتحادیه میتواند این اقلیم را اداره کند و نه ما به عنوان پارتی و اتحادیه میتوانیم بدون گوران، اتحادیه و کومله اسلامی، این اقلیم را به زیبایی اداره کنیم. آنها بخشی از ما هستند ما نیز بخشی از آنها هستیم. ما اکثریت هستیم و آنها اقلیت. اما امکان دارد فردا آنها اکثریت شوند و ما اقلیت. این منطق تاریخ و منطق سیاست است. هر چند، ما خود را به عنوان پارتی آماده میکنیم تا به هممیهنان خدمات مطلوبتری ارائه دهیم تا پیام ما را مردم بیشتر بپذیرند، برای آن که اکثریت خوبی به دست آوریم.
* با تشکر از شما، گفتوگوی بسیار خوبی بود.