تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۳۶۳۸۸

فرار طالبان از چنگ پاکستان


وحید مژده
اخیرا طالبان به صورت ناگهانی با تاسیس دفتری در دوحه، پایتخت قطر موافقت کردند و تاکنون تعدادی از افراد مهم نزدیک به ملا محمد عمر با خانواده‌هایشان به دوحه رفته‌اند. تعدادی از طالبان هم از این جریان ابراز بی‌اطلاعی می‌کنند. تحولات به صورت ناگهانی و غافلگیر‌کننده روی داد و به همین دلیل، بعضی از سخنگویان طالبان نمی‌دانند این حالت را چگونه توجیه کنند.
تلاش برای تغییر رهبری در طالبان
حقیقت این است که آنچه شاهدش هستیم، شکست دیگری برای پاکستان است. کودتای پاکستان در صف طالبان خنثی شده و تلاش پاکستان برای کنار نهادن ملا محمد عمر از رهبری این گروه ظاهرا به شکست انجامیده است.
قضیه به سیاست‌های سازمان اطلاعات پاکستان مربوط است که دید ابزاری نسبت به طالبان داشت و چون طالبان در این رابطه مقاومت می‌کردند، درصدد برآمد تا ملا محمد عمر را از رهبری طالبان برکنار کند. طالبان از مدت‌ها قبل این خطر را احساس کرده بودند و تلاش داشتند تا اتکای خود به پاکستان را کاهش دهند و به این منظور بدون مشورت با پاکستان، سعی در ایجاد رابطه با دیگر کشورهای همسایه و جامعه جهانی کردند.
این جریان به دستگیری ملا برادر انجامید و طالبان را بیش از پیش از آینده روابط با پاکستان نگران کرد. قبلا پاکستان افرادی از رهبری طالبان را که گفته می‌شد مخالف با پاکستان‌اند، دستگیر کرده بود از آن جمله ملا عبیدالله سابق وزیر دفاع، ملا ترابی سابق وزیر عدلیه دوران حاکمیت طالبان، یاسر، جهانگیروال و تعدادی دیگر.
دودستگی در ای‌اس‌ای
در ماه می ‌2011 اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده در مخفیگاهش در ابیت‌آباد با حمله کماندوهای آمریکایی کشته شد. کشته شدن اسامه بن لادن نشان از اختلاف میان لایه‌های مختلف ‌ای‌اس‌ای داشت و برخلاف آنچه پاکستانی‌ها عنوان کردند که از این جریان اطلاع قبلی نداشتند، در عمل این کار با هماهنگی عناصری در داخل ارتش پاکستان با آمریکا صورت گرفت. پنهان بودن اسامه در داخل خاک پاکستان از یک‌طرف به ادعای صداقت پاکستان در همکاری با آمریکا در مبارزه علیه تروریسم آسیبی سخت وارد آورد و از جانب دیگر دودستگی در میان سازمان اطلاعات ارتش پاکستان را تشدید کرد.
در درون‌ ای‌اس‌ای، دست‌هایی می‌خواهند رابطه با آمریکا را بهتر کنند و قصد دارند تا چهره بهتری از پاکستان در غرب به نمایش بگذارند اما یک جناح دیگر بر این باور است که آمریکا دوست قابل اعتمادی نیست و باید این کشور را وادار کرد تا به جای استفاده ابزاری از پاکستان، با این کشور به عنوان یک شریک استراتژیک معامله کند. سفر اوباما به هندوستان که به رابطه نزدیک‌تر میان دو کشور منجر شد، موضع جناح دوم را بیش از پیش تقویت کرد که می‌گویند همکاری مشروط با آمریکا در امر مبارزه با تروریسم می‌تواند این کشور را به تغییر سیاست در قبال پاکستان وادار کند.
طالبان، متاعی استراتژیک
استفاده از گزینه طالبان و جنگ در افغانستان برای رسیدن به این هدف، نیازی به توضیح ندارد اما نقش ابزاری که پاکستان در راه تامین این هدف خویش برای طالبان در نظر گرفته بود به هیچ صورت نمی‌توانست مورد قبول رهبری طالبان باشد، هرچند آنها مجبور بودند به نوعی با پاکستان مدارا کنند زیرا بدون کمک این کشور نمی‌توانستند به جنگ خویش به صورت موثر ادامه دهند. حرکت طالبان در افغانستان از نظر پاکستان یک متاع استراتژیک بود اما طالبان خواهان این بودند که به عنوان یک شریک شناخته شوند؛ درست همان چیزی که پاکستان از آمریکا تقاضا دارد!
کمک پاکستان به طالبان به تدریج محدود‌تر شد و منحصر به ارسال روزانه چند تن آمونیم نیترات شد که از آن برای ساختن مواد انفجاری برای ساختن بمب‌های کنار جاده استفاده می‌شد و بیشترین تلفات را به نیروهای افغان و خارجی وارد می‌آورد. اخیرا آمریکا، کمک به پاکستان را به این دلیل متوقف کرد که این کشور مانع ارسال این ماده ظاهرا بی‌خطر به افغانستان که در زراعت هم از آن به عنوان کود استفاده می‌شود، نشده است.
دودستگی در سازمان اطلاعات پاکستان از یک‌طرف و اختلاف میان ارتش و حکومت ملکی پاکستان از جانب دیگر برای طالبان افغان نه‌تنها ناگوار بود بلکه رهبری طالبان را در میان چنین اختلافات داخلی در پاکستان با فشار‌های شدید مواجه کرد. ملا محمد عمر بعد از دستگیری ملا برادر به تدریج به تصفیه عناصر طرفدار پاکستان از صف طالبان دست زد. مهم‌ترین تحول در این خصوص، برکناری ملا آغاجان معتصم بود.
جانشینی برای ملامحمد عمر
ملا آغاجان در آغاز تحریک طالبان از یاران ملا محمد عمر، شخصی مورد اعتماد و مسوول امور مالی او بود. در دوران امارت اسلامی، مدتی به پست وزیر مالیه نیز انتصاب شد. او حدود 40 سال سن دارد و شخصی بلندقامت، خوش‌سیما اما تندمزاج و مغرور است و زود خشمگین می‌شود. معتصم بعد از سقوط طالبان نیز، مدتی مسوولیت امور مالی این گروه را بر عهده داشت و سپس رهبر طالبان او را مدت کوتاهی به عنوان مسوول امور سیاسی تعیین کرد.
معتصم در اولین مصاحبه خود بعد از رسیدن به این مقام در سال 2007 گفت که طالبان به خانواده آل سعود و شخص خادم الحرمین الشریفین احترام دارند و اگر خانواده سلطنتی سعودی به کوشش‌های صلح در افغانستان کمک کند، طالبان از این کار استقبال خواهند کرد.
این سخنان موجب خشم جنگجویان القاعده و بعضی از طالبان شد. هرچند ملا محمد عمر در آن زمان از موضع‌گیری معتصم پشتیبانی کرد اما مشخص بود که این سخنان بدون مشورت با او گفته شده است. ملا محمد عمر، معتصم را از این پست کنار گذاشت و این پست را به طیب آغا داد؛ مساله‌ای که معتصم آن را اهانت به خود تلقی کرد.
از آن زمان به بعد هرازچند گاهی از معتصم به عنوان شخص مهم در تحریک طالبان نام برده می‌شد اما شایعاتی در مورد تماس‌های مستقل او نیز وجود داشت. از جمله گفته می‌شد که او با احمد ولی کرزی ملاقات‌هایی داشته است و حتی شایعاتی در مورد سفر او به کابل و دیدار با مقامات دولتی نیز به گوش رسید. اخیرا گفته شده که معتصم بدون اجازه رهبری طالبان، سفری به ترکیه نیز داشته است. در اوایل سال میلادی جاری، ملامحمد عمر، ملا آغاجان را از وظایفش برکنار کرد اما این پایان کار نبود.
طرح ایجاد تغییر در رهبری طالبان و کنار نهادن یا کشتن ملا محمد عمر، برنامه هماهنگ میان پاکستان و حامد کرزی بود. بعد از کشته شدن اسامه بن لادن، حامد کرزی در سخنانی به همین مناسبت، خبر از ادامه چنین تحولاتی در آینده داد.
پاکستان و تکرار اشتباه
اکنون ما در آستانه یک تغییر مهم قرار داریم که امید است به صلح و ثبات در افغانستان بینجامد. این تحول تا حد زیادی نقش پاکستان را در مساله افغانستان تضعیف خواهد کرد.
در حالی‌که پاکستان مدعی بود بدون حمایت این کشور پروسه صلح در افغانستان به پیروزی نخواهد رسید، اکنون با نقش تضعیف‌شده خود چگونه کنار خواهد آمد؟
بعد از سقوط رژیم دکتر نجیب هم ما شاهد چنین شکستی برای پاکستان بودیم. پاکستانی‌ها مدت 14 سال از جهاد مردم افغانستان حمایت کردند. حکومتی که باید جانشین حکومت دکتر نجیب می‌شد در «گورنر هاوس پیشاور» شکل گرفت و پاکستانی‌ها در تشکیل آن نقش مهمی داشتند اما به زودی از جنگ علیه همین حکومت حمایت کردند.
این کار در نهایت به ضرر پاکستان تمام شد و بسیاری از رهبران جهاد که 14 سال دوست پاکستان و ‌ای‌اس‌ای بودند، به دشمنان سوگندخورده این کشور مبدل شدند و به سوی هندوستان رقیب دیرینه پاکستان که در دوران جهاد در کنار دشمنان جهاد بود، دست دوستی دراز کردند.
دولتمردان پاکستان با رسوب‌های ذهنی از اندیشه‌های دوران سلطه استعمار بر سرزمین‌شان یاد گرفته‌اند تا در برابر قدرتمندان روش تسلیم‌طلبانه داشته باشند اما در برابر ضعیف‌تر از خود، مغرور و بیرحم‌اند و آنان را به هیچ‌وجه انسان به شمار نمی‌آورند که عادتی به‌جامانده از دوران استعمار انگلیس است.
امروز بار دیگر همین راهبرد در رابطه با افغانستان برای پاکستان مشکل آفریده است. آنها می‌خواستند که طالبان اجازه دهند تا از آنان به شکل یک حربه برای دستیابی به خواست‌های پاکستان استفاده شود و در نهایت و در نتیجه معامله با آمریکا و قدرت‌های دیگر، وجه‌المصالحه قرار گیرند و به فروش برسند؛ همان معامله‌ای که در سال 2001 شده بود.
پاکستانی‌ها سال‌ها فشار‌های بین‌المللی را به دلیل حمایت از طالبان در افغانستان تحمل کردند. جنگی که آنها انتظار داشتند در افغانستان محدود بماند، به خاک پاکستان سرایت کرد و به کشتار و ویرانی انجامید و از همه مهم‌تر، نقش اردوی پاکستان را که قبل از سال 2001 در ذهن مردم این کشور تا حد تقدس مورد احترام بود، در حد یک نیروی سرکوبگر و ضدمردمی پایین آورد.
آینده این تحول بر تحریک طالبان
هرچند هنوز زود است بگوییم که طالبان با آمریکا کنار خواهند آمد اما بدون تردید تحولی در راه است. اینکه آمریکا با قبول قطر به عنوان مقری برای دفتر طالبان، حکومت افغانستان را در برابر یک عمل انجام‌شده قرار داد، نشان از این دارد که آمریکایی‌ها موقعیت طالبان را درک کرده‌اند.
شایعاتی هم به گوش می‌رسد. حامد کرزی در سفر به آلمان و شرکت در کنفرانس بن دوم، به صورت مخفیانه با طیب آغا دیدار داشته است. بنابراین احتمال مذاکرات میان حکومت افغانستان و طالبان در قطر هم در آینده کاملا محتمل به نظر می‌رسد. اما این تحولات روی جنگجویان طالب هم بی‌تاثیر نخواهد بود.
رهبری طالبان باید هواداران خود را به صورت روشن در جریان بگذارد که چه معامله‌ای در پشت پرده در جریان بوده و چه عواملی موجب این تغییر موضع شده است. قبلا طالبان مذاکرات در آلمان و قطر را تماس‌هایی به منظور آزادی اسرا خوانده بودند اما اکنون مساله از این حد فراتر رفته است. ابهام در این مساله می‌تواند برای تحریک طالبان پیامد‌های خطرناکی به دنبال داشته باشد.
هزاران جنگجوی طالب که درگیر جنگ‌اند، از آنچه که واقع شده بهت‌زده شده‌اند. شاید پاکستان درصدد باشد تا از این موقعیت طوری به نفع خود استفاده کند که با ایجاد رهبری جدید، طالبان را به دو گروه تقسیم کند. قوت طالبان تاکنون ناشی از وحدت رهبری آنان بوده است؛ سوال این است که آیا پاکستان قادر خواهد بود این طلسم طالبان را بشکند؟ در گذشته اطاعت از ملا محمد عمر یکی از مشخصات بارز طالبان بوده و تلاش‌ها به منظور ایجاد دودستگی در بین آنان توفیقی در پی نداشته است.
راه دیگر برای پاکستان این است که به صورت کلی دست از حمایت طالبان بردارد و به سرکوب آنان در داخل پاکستان اقدام کند. اما با توجه به هزینه‌هایی که پاکستان تاکنون به دلیل این حمایت از طالبان پرداخته است، این کار زیاد محتمل به نظر نمی‌رسد. اما طالبان شاید انتظار دیگری از این تغییر موقت در ذهن داشته باشند. شاید آنها فکر می‌کنند که با این گریز، پاکستان را مجبور خواهند کرد تا تغییر موقت داده و دید ابزاری خود نسبت به طالبان را تغییر دهد. اگر این کار ممکن نباشد، حداقل زندانیان طالب را از زندان آزاد کند.
با وجود چنین تحولات بزرگ، هنوز هم سخنگویان طالبان در این مورد خاموش‌اند و ترس از آن دارند که با حمایت از تغییرات، خود را در معرض خطر دستگیر شدن توسط مقامات پاکستانی قرار دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات