ترکیه در سال 2011 میلادی دوران اوج محبوبیت رجب طیب اردوغان و سرآغاز افول سیاستهای حزب حاکم عدالت و توسعه در صحنههای داخلی و خارجی را تجربه کرد.
سال 2011 میلادی در صحنه سیاست داخلی و خارجی برای ترکیه سالی پر تلاطم بود.
این کشور در نیمه اول سال، اوج محبوبیت اردوغان در صحنه سیاست داخلی و در کشورهای منطقه را آزمایش کرد و در نیمه دوم سال با زمینههای کاهش امیدهای اردوغان برای پیشبرد اهداف بلند پروازانه خود رو به رو شد.
انتخابات 22 خرداد و پیروزی چشمگیر حزب حاکم عدالت و توسعه، بیماری اردوغان، زلزله شهر «وان» در شرق ترکیه و حادثه کشته شدن 35 روستایی در عملیات هوایی ارتش، مهمترین وقایع سال 2011 در سیاست داخلی ترکیه بود.
در صحنه سیاست خارجی، شکست دیپلماسی آنکارا در قبال همسایگان، بازتاب تحولات بیداری اسلامی در کشورهای عربی و آفریقا، تنش در روابط با ارمنستان، به رسمیت شناختن کشتار ارامنه توسط عثمانیها در مجلس ملی فرانسه، تحولات سوریه، مخالفت شدید اتحادیه اروپا با عضویت ترکیه در این اتحادیه و نارضایتی روسیه و ایران از استقرار سامانه رادار دفاع سپر موشکی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در «مالاتیا»، تأثیر تعیین کنندهای در سیاست خارجی ترکیه داشت.
در این گزارش تلاش شده تا تحولات مهم ترکیه در دو بخش «ترکیه در صحنه سیاست داخلی» و «ترکیه در صحنه سیاست خارجی» مورد بررسی قرار گیرد.
ترکیه در صحنه سیاست داخلی
حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان در انتخابات پارلمانی 22خرداد، بار دیگر رکورد شکست و برای سومین بار پیاپی با کسب 9/49 درصد از کل آرا، بر آرای خود افزود و به چنان پیروزی بزرگی دست یافت که هیچ نخستوزیری و هیچ حزبی در تاریخ جمهوری ترکیه چنین پیروزیهایی را تجربه نکرده است.
موفقیتهای حزب حاکم در 9 سال گذشته در عرصههای اصلاحات و توسعه آزادیها و دمکراسی، کاهش نقش نظامیان در سیاست، اعطای حقوق بیشتر به اقشار قومی و مذهبی از جمله دستاوردهای دولت اردوغان بود که زمینه این پیروزی را فراهم آورد.
دستاوردهای دولت در عرصههای اقتصادی نیز در محبوبیت اردوغان نقش به سزایی داشت. اقتصاد ترکیه که 9 سال پیش به دلیل بحران مالی با معضلات اساسی درگیر بود، در سال گذشته میلادی بعد از چین به بالاترین نرخ رشد در دنیا دست یافت، درآمد سرانه نیز افزایش یافت و ترکیه از بیستو ششمین قدرت اقتصادی دنیا به مرتبه شانزدهم صعود کرد.
پیروزی چشمگیر با مهار قدرت
انتخابات پارلمانی 22 خردادماه به رغم اینکه حزب حاکم عدالت و توسعه را برای سومین بار به قدرت رساند، ولی یک نکته ظریف در نتایج انتخابات، مانع از دستیابی اردوغان به آمال بلند پروازانه اش در تغییر بنیادین سیستم جمهوری ترکیه و اهداف سیاسی آتی وی شد.
اردوغان سیاست دراز مدت خود را بر پایه برقراری سیستم ریاستی و حذف نخست وزیر، اعطای قدرت اجرایی به ریاست جمهوری با تغییر قانون اساسی و تکیه زدن به مقام ریاست جمهوری در یک سیستم ریاستی استوار کرده بود.
دستیابی اردوغان به این نتیجه، نیاز به کسب دوسوم یا دست کم سه پنجم کرسیهای مجلس داشت که این امر میسر نشد و امیدهای اردوغان بر باد رفت.
برخی ناظران عقیده دارند که مردم ترکیه در آستانه انتخابات 22 خرداد، از روند چشمگیر محبوبیت اردوغان در میان مردم فقیر،
تک رویهای وی و اینکه اردوغان به رهبری تبدیل شده است که حرف آخر را میزند، دچار وحشت شده و برای جلوگیری از این امر، به احزاب مختلف رای دادند.
اگر حزب پیروز اردوغان موفق به کسب دو سوم کرسیهای مجلس میشد، میتوانست بدون نیاز به رأی سایر احزاب یا رجوع به آرای مردم، قانون اساسی را تغییر دهد.
رجب طیب اردوغان برای آخرین بار است که نخست وزیری ترکیه را بر عهده میگیرد.
ترکیه در حالی وارد سال 2012 شده است که با پشت سر گذاشتن تحولات عمیق و سرنوشت ساز در نیمه اول سال 2011، اکنون با مشکلات باقی مانده از نیمه دوم همان سال دست به گریبان است.
بر پایه اساسنامه حزب حاکم «عدالت و توسعه» هیچ یک از اعضا و مسؤولان این حزب، بیش از سه بار حق نامزدی مجلس را ندارند و با این حساب، اردوغان در انتخابات آتی حق نامزدی مجلس را نخواهد داشت.
احزاب مخالف با علم به این نکته و با وقوف به این واقعیت که اردوغان برای تغییر قانون اساسی به آرای آنان نیاز دارد و حزب حاکم به تنهایی قادر به تغییر قانون اساسی نیست، از حالا بر لزوم برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012 اصرار میورزند و مدعی هستند که دوران ریاست جمهوری عبدالله گل، رئیسجمهوری فعلی ترکیه در سال 2012 به پایان میرسد. حزب حاکم مدعی است که دوران ریاست جمهوری عبدالله گل در سال 2014 ( موعد انتخابات پارلمانی آتی) پایان مییابد.
مقایسه خواستهای احزاب مخالف و حزب حاکم، بر این امر دلالت دارد که احزاب مخالف خواهان برکناری عبدالله گل در سال 2012 و به احتمال قوی، تصاحب مقام ریاست جمهوری از سوی رجب طیب اردوغان و در نتیجه برگزاری انتخابات عمومی آینده (2014) بدون حضور اردوغان در رهبری حزب عدالت و توسعه هستند.
حزب حاکم نیز با استناد بر اینکه مدت ریاست جمهوری عبدالله گل در سال 2014 پایان مییابد، قصد دارد این حزب را با رهبری اردوغان وارد انتخابات کند و سپس اردوغان را به منصب ریاست جمهوری بنشاند.
بیماری اردوغان
بیماری غیر مترقبه اردوغان در سال 2011، برخی شبهات را در مورد سلامتی وی بر انگیخت و سیاستمداران ترکیه به رغم حفظ ظاهر، تلاش میکنند که احتمال برکناری اردوغان از سیاست را نیز در برنامههای خود مد نظر قرار دهند.
هر چند پزشکان معالج اردوغان گفتهاند که حال وی بعد از عمل جراحی بهبود یافته و غدههای بیماری وی خوش خیم بوده است، زمزمههایی در مورد بیماری اردوغان در جامعه ترکیه و در محافل سیاسی به گوش میرسد.
بیماری و مرگ شخصیتهای مهم در ترکیه همواره با توهم توطئه همراه بوده است.
جامعه ترکیه شاهد اعدام «عدنان مندرس» نخست وزیر محبوب مردم این کشور در دهه 1960 میلادی بوده و بسیاری از مردم بر این باورند که «تورگوت اوزال» رئیسجمهوری فقید و محبوب ترکیه نیز در دهه 1990 میلادی مسموم شد.
هواداران اردوغان از این موضوع نگرانند که پس از برکناری وی از رهبری حزب حاکم عدالت و توسعه به هر عنوانی، هیچ یک از اعضای حزب نتوانند به عنوان جانشین وی، قدرت حزب را حفظ کنند.
در محافل سیاسی از «بولنت آرینچ»، «احمد داود اوغلو»، «علی باباجان»، «بینالی ییلدریم» و چند تن دیگر به عنوان جانشین اردوغان سخن گفته میشود، ولی هیچ یک از آنان نمیتوانند جای اردوغان را پر کنند.
همچنین این گمانه زنی نیز وجود دارد که بعد از احراز مقام ریاستجمهوری ترکیه توسط اردوغان، عبدالله گل رهبری حزب عدالت و توسعه را عهدهدار خواهد شد تا از بروز اختلاف در حزب جلوگیری کند.
زلزله «وان» و کشته شدن 35 روستایی
ماههای پایانی سال 2011 ترکیه با حادثه دلخراش و تاسف بار وقوع دو زلزله مهیب در استان وان در مجاورت مرز ترکیه با ایران بود.
کشته شدن صدها تن در این زلزله، بی خانمان شدن دهها هزار تن و کوچ جمع کثیری از مردم وان به دیگر شهرهای ترکیه از جمله مواردی بودند که دولت را با مشکلات مالی و اجتماعی جدیدی مواجه کردند.
معضل فعالیت مسلحانه حزب غیر قانونی «پ.ک.ک» علیه ترکیه در سال 2011 میلادی نیز ادامه داشت و وقوع حادثه کشته شدن 35 روستایی در عملیات هوایی ارتش در یک منطقه مرزی ترکیه با عراق در آخرین روزهای سال 2011، بر شدت ناآرامیها در مناطق کرد نشین ترکیه افزود.
شهرهای کردنشین ترکیه در این روزها صحنه اعتراضها و تظاهرات علیه کشتار روستاییان یادشده بود.
مقامات ترکیه این موضوع را پذیرفتهاند که افرادی که در این حملات کشته شدند،غیر نظامی بودند.
رئیسجمهوری و نخست وزیر ترکیه از بروز این حادثه ابراز تاسف کردند.
هزاران معترض در شهرهای استانبول، «مرسین»، «یوکسکوا»، «حکاری» و «شیرناک» با برگزاری تظاهرات، شعارهایی در اعتراض به کشته شدن روستاییان مرزنشین در حمله جنگندههای ترکیه سر دادند.
رسانهها اعلام کردند که نظامیان ترکیه به اشتباه و با ظن اینکه روستاییان یادشده عضو حزب غیر قانونی «پ.ک.ک» هستند، اقدام به بمباران کرده اند.
اهالی منطقه گفتند که کشته شدگان افرادی بودند که از اقلیم کردستان عراق به ترکیه گازوئیل و سیگار قاچاق میکردند.
احزاب مخالف و مسئولان حزب «صلح و دمکراسی» که در مناطق کرد نشین ترکیه از نفوذ بیشتری برخوردار است ، دولت را مسئول این حادثه خواندند.
آنچه مسلم است، اینکه احزاب مخالف دولت درصدد بهرهبرداری سیاسی از این حادثه هستند و کوچکترین تمایلی برای محدود کردن بحث درباره این حمله ندارند.
ترکیه در صحنه سیاست خارجی
تحولات جهانی به ویژه پس از آغاز روند بیداری اسلامی در کشورهای عربی و شمال آفریقا، سیاست ترکیه را در سال 2011 از مساله «صفر با همسایگان» به «تنش با همسایگان» سوق داد.
ترکیه بر خلاف سیاست هشت سال گذشته خود تا اواخر سال 2010، در توسعه مناسبات با کشورهای همسایه که بر اساس «مسأله صفر با همسایگان» و در راستای ایجاد اعتماد و رفع تنش با کشورهای منطقه به مورد اجرا گذاشته بود، در سال 2011 در مناسبات با همسایگان دچار مشکل شد.
تنش با سوریه، به دلیل رویکرد ترکیه به بازی در زمین غرب علیه سوریه، نارضایتی ایران و روسیه از پذیرش سامانه رادار دفاع سپر موشکی ناتو در خاک ترکیه، تنش در روابط با ارمنستان، اعتراض قبرس و یونان به سیاستهای ترکیه در دریای مدیترانه، اعتراض عراق به مداخله ترکیه در امور داخلی آن کشور، اقدام فرانسه در به رسمیت شناختن کشتار ارامنه به دست عثمانی و محاکمه منکران آن و مخالفت شدید اتحادیه اروپا با عضویت ترکیه در آن اتحادیه از جمله موارد مشخصی از تنشها در سیاست خارجی ترکیه در سال 2011 بود.
این در حالیست که ترکیه در سالهای 2009 و 2010 میلادی دوران بهار مناسبات خود با کشورهای همسایه و منطقه را آغاز کرده بود و به طور بی سابقهای در تاریخ این کشور با هیچ یک از همسایههایش مسالهای نداشت.
سال 2011 در دوران اقتدار 9 ساله دولت رجب طیب اردوغان شکوفاترین دوران مناسبات ترکیه و آمریکا بود.
آغاز تنش میان ترکیه و همسایگان
در سال 2011 نقش ترکیه در همگامی با غرب و پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در تحولات بیداری اسلامی در تونس، مصر، لیبی، سوریه، بحرین و یمن، سیاست مسأله صفر با همسایگان ترکیه را نیز زیر سؤال برد.
ترکیه در سال 2011 حمایت از مخالفان در سوریه را به طور آشکار در دستور کار خود قرار داد و برگزاری بیش از پنج نشست مخالفان بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه در ترکیه موجب واکنش دمشق علیه آنکارا شد.
اظهارات رهبران ترکیه از جمله عبدالله گل، رئیسجمهوری، رجب طیب اردوغان نخست وزیر و احمد داود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه، حاوی واژههای تهدیدآمیز بود و نشان داد که در مورد سوریه، ترکیه با آمریکا همسو حرکت میکند.
برخی ناظران آگاه عقیده دارند ترکیه در دوران جدید و به ویژه پس از آغاز خیزشهای مردمی در شمال آفریقا، با وارد شدن به یک مرحله جدید در سیاست خارجی، تلاش کرد به عنوان یک بازیگر جهانی وارد عرصه شود و در این راستا درصدد است از رقبای خود در منطقه پیشی گیرد و با ضدیت با رژیم صهیونیستی، جایگاه رهبری در جهان اسلام را به جای ایران، مصر و عربستان سعودی به دست گیرد.
به عقیده این ناظران، اگر چه آنکارا روابط خود را با رژیم صهیونیستی به حالت تعلیق درآورده و این نکته مطلوبی برای کشورهای منطقه است، اما دو رویکرد دیگر ترکیه در قبال استقرار سامانه رادار دفاع سپر موشکی ناتو در این کشور، همچنین موضع ترکیه در قبال تحولات سوریه و سکوت آنکارا در مقابل حکام عربستان سعودی، بحرین و یمن ابهاماتی را نزد مردم منطقه ایجاد کرده است.
برخی دیگر از کارشناسان امور راهبردی بر این عقیدهاند که روند سیاست خارجی جدید ترکیه، حرکت در راستای رویای امپراتوری عثمانی است و بروز یک قدرت نوظهور در منطقه در مجاورت مرزهای روسیه و ایران برای آمریکا و ناتو نیز پرجاذبه است.
«علی بولاچ» از مفسران برجسته ترکیه در پی بروز نا آرامیهای اخیر در سوریه، این امر را توطئه آمریکا برای ضربه زدن به همکاریهای منطقهای و مناسبات ترکیه با ایران و سوریه ارزیابی کرد.
بولاچ در مقالهای تحت عنوان «سیاست ترکیه در قبال سوریه» در روزنامه «زمان» نوشت: با تغییر سیاست آنکارا مقابل دمشق، سیاست «مساله صفر با همسایگان» دولت ترکیه نه فقط اعمال نشد، بلکه حالت فاجعه به خود گرفت.
وی با انتقاد تند از سیاست آنکارا در قبال دمشق اضافه کرد: مناسبات دو کشور تا چند ماه پیش به خوبی پیش میرفت ولی اکنون تبدیل به خصومت شده است.
«علی بولاچ» افزود: ترکیه با استناد بر اینکه بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه به موقع دست به اصلاحات نزده است و با شعار مخالفت با کشتار مردم در سوریه، سیاست تازهای را در قبال دمشق به مورد اجرا گذاشته است، ولی این ادعاها نمیتواند توجیه کافی داشته باشد و سیاست ترکیه مشکوک است.
این نویسنده اضافه میکند که ترکیه در قبال کشته شدن دهها هزار تن از مسلمانان در عراق، آن هم با بمبهای جنگندههای آمریکایی که از پایگاه «اینجرلیک» در جنوب ترکیه به پرواز در آمده بودند، نظاره گر ماند و اکنون نیز تماشاگر قتل عام مخالفان در بحرین و یمن است.
مفسر سیاسی روزنامه «زمان» افزود: آمریکا برای ضربه زدن به همکاریهای ایران، ترکیه و سوریه توطئه چینی میکند و نگرانی ما از این است که کسانی، پای ترکیه را به مداخله نظامی در سوریه بکشانند.
«سمیح ادیز» مفسر سیاسی روزنامه «ملیت» ترکیه نیز معتقد است که بیزاری مردم منطقه از سیاستهای ترکیه، رو به افزایش است.
«ادیز» در اواخر سال 2011 در مقالهای تحت عنوان «شاکیان ترکیه رو به افزایش است» نوشت؛ سیاستهای اخیر ترکیه موجب دلسردی ایران، عراق، مصر و سوریه از ترکیه شده است.
وی با عنوان اینکه سیاست ترکیه در قبال سوریه و پذیرش سامانه رادار سپر دفاع موشکی آمریکا در خاک ترکیه موجب بروز اعتراضهایی از سوی ایران شده است، افزود: نوری مالکی، نخست وزیر عراق نیز اخیراً از مداخله ترکیه در امور داخلی عراق شکایت کرده است.
«ادیز» اضافه کرد: اعتراضهایی از سوریه نیز علیه ترکیه وجود دارد و محافلی در آن کشور مدعی هستند که ترکیه در امور داخلی سوریه دخالت و از گروههای مسلح سوری حمایت میکند.
سمیح ادیز نوشت: در پی تشدید تنش میان آنکارا و دمشق، ارتش ترکیه اعلام کرده است تدابیر نظامی لازم را برای رویارویی با هر گونه سناریویی اتخاذ کرده است.
وی اضافه میکند: با توجه به وجود قدرتهای مخالف دولت ترکیه و حامی بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه در آن کشور، حتی در صورت سرنگونی اسد نیز این خصومت ادامه خواهد داشت و برای مشاهده و پیش بینی این موضوع نیازی نیست که از ارتفاع بالا به مسائل نگاه شود.
مفسر سیاسی روزنامه ملیت افزود: به رغم اینکه اخیراً صداهایی در کوچه و بازارهای کشورهای منطقه مبنی بر محبوبیت ترکیه به گوش میرسید، این موضوع با واقعیت چندان منطبق نیست، و رفته رفته صداهایی حاکی از بیزاری از ترکیه در منطقه به گوش میرسد.