تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۳۶۴۰۶
آزادی رهبران طالبان از گوانتانامو در ازای گشایش دفتر در قطر

معامله بزرگ طالبان و آمریکا


روزنامه گاردین اعلام کرد، آمریکا پذیرفته است تا در ازای موافقت طالبان برای بازگشایی دفتر سیاسی در قطر به منظور آغاز فرآیند مذاکرات، مقامات بلندپایه این گروه شبه‌نظامی را از زندان گوانتانامو آزاد کند.
به گزارش روزنامه گاردین، آمریکا توافق کرده تا در ازای موافقت شبه‌نظامیان طالبان افغانستان برای گشودن یک دفتر سیاسی به منظور انجام مذاکرات صلح در قطر، مقامات بلند پایه طالبان را از زندان گوآنتانامو آزاد کند. به گفته منابع خبری آگاه در مذاکرات در آمریکا و افغانستان، این چهره‌های بلند پایه طالبان شامل "ملا خیر خووا"، وزیر کشور سابق دولت طالبان و "نورالله نوری" یک فرماندار سابق دولت آنها در شمال افغانستان است. همچنین یک درخواست مناقشه برانگیزتر طالبان آزادی "ملا فضل آخوند"، فرمانده سابق ارتش این گروه بوده است.
بر طبق گزارش‌ها واشنگتن‌ در حال بررسی این موضوع است که به طور رسمی وی را در زندان کشور سوم دیگری که احتمالا قطر خواهد بود، در بازداشت نگه دارد. آزادی این زندانیان در ازای اعلام رسمی روز سه‌شنبه طالبان است که برای گشایش دفتری سیاسی در قطر به منظور تداوم مذاکرات صلح با جامعه بین الملل اظهار آمادگی کرد. طالبان همچنین یک سرباز 25 ساله آمریکایی به نام "بووه برگدال" را در بازداشت خود دارد اما مشخص نیست آیا وی در راستای این توافقنامه آزاد می‌شود یا خیر.
معمولا در جنگ ها، جهت های درگیر، آدرس های مشخصی داشتند تا در صورت تبادلهء اسراء و یا مسایل دیگری که رابطه به حفظ جان غیرنظامیان می گرفت، با هم در تماس شوند و یا از طریق یک میانجی که مورد اعتماد نسبی دوطرف باشد، با هم به مذاکره بپردازند. جنگ علیه تروریسم فاقد این دو مشخصه یعنی امکان میانجی گری و آدرسی برای یک طرف جنگ بود.
بعد از حمله آمریکا به افغانستان برای مدتی از طالبان خبری نبود تا این که از سال 2004 طالبان بصورت جدی قدم به میدان نبرد نهادند اما آمریکا و متحدینش این تغییر را جدی نگرفتند و به تقویت نیروهای مسلح افغانستان توجه جدی ننمودند. القاعده جنگ در افغانستان را برای کاهش فشار آمریکا بر عراق موثر تشخیص داد و به تدریج دامنهء این جنگ به پاکستان نیز گسترش یافت. این درحالی بود که آمریکائی ها طالبان را بعنوان هم پیمانان القاعده، تروریست می خواندند و جز گزینهء جنگ راهی را برای حذف آنان از صحنه نمی‌پذیرفتند.
از سال 2005 بود که به تدریج این سخن از زبان آمریکائی ها شنیده شد که فقط گزینهء جنگ نمی تواند در افغانستان جوابگو باشد و راههای صلح را هم نمی توان از نظر دور داشت. چالش های روزافزون جنگ افغانستان از جمله ازدیاد تلفات جانی نیروهای خارجی وعدم دستیابی به پیروزی پایدار موجب گردید تا این تمایل آمریکا گامی بسوی عملی شدن بردارد. جدی ترین قدم در این رابطه تشکیل شورای عالی صلح در سال 2010 بود که آمریکائی ها از آن حمایت کردند. اما مشکل اصلی این بود که چگونه و از کدام راه با طالبان رابطه برقرار گردد. طالبان فاقد آدرس بودند و اگر کشوری که چنین اجازه ای را به طالبان می داد تا دفتری در آن کشور داشته باشند، می توانست بعنوان حامی تروریسم بشمار آید.
طالبان از همان آغاز برای مذاکره سه پیش شرط مطرح کردند:
1- خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان و پایان اشغال این کشور.
2- آزادی تمام اسرای طالبان از زندان های خارجی و داخلی.
3- حذف نام تمام رهبران طالبان از لیست های سیاه.
طالبان به این باور اند که دولت افغانستان قادر نیست تا این شرایط را برآورده سازد و برآورده ساختن این خواست ها فقط در توان آمریکائی هاست نه در توان دولتی که از خود اراده ای ندارد. بنابراین هرنوع مذاکرهء صلح با دولت افغانستان بی ثمر است. مذاکره باید با آمریکا صورت گیرد.
آمریکائی ها و به تبع آنان حکومت افغانستان نیز سه شرط را برای مذاکره با طالبان بعنوان پیش شرط مطرح کردند:
1- طالبان باید سلاح را بر زمین نهاده از خشونت دست بکشند.
2- قانون اساسی افغانستان را بپذیرند.
3- با سازمان های تروریستی بین المللی بخصوص القاعده قطع رابطه نمایند.
مشخص است که خواست های یکطرف برای جانب دیگر به هیچ صورت قابل قبول نیست. طالبان دولت افغانستان را فاقد مشروعیت دانسته و صلح با دولت نامشروع را نمی پذیرند و دولت افغانستان خواستار تسلیم شدن گروهی است که خود را برندهء میدان جنگ می داند. آمریکائی ها در طول چند سال گذشته به این نتیجه رسیدند که چون طالبان قصد مذاکره با دولت افغانستان را ندارند و خودشان نیز مذاکرهء مستقیم صلح با طالبان را نوعی شکست تلقی می کردند، ترجیح دادند تا این مذاکرات را سازمان ملل آغاز نماید.
«کای آیده» نمایندهء خاص سرمنشی سازمان ملل متحد در افغانستان که تبعهء ناروی بود، نخستین مذاکرات را با طالبان در اواخر سال 2009 آغاز کرد که این مذاکرات با دستگیری ملا عبدالغنی «ملابرادر» به پایان رسید.
از آن ببعد هم شایعاتی در مورد مذاکرات مخفی میان طالبان و خارجی ها بگوش رسید. در سال روان عیسوی، طالبان تائید کردند که مذاکراتی با آمریکائی ها، فرانسوی ها و کانادائی ها داشته اند اما تصریح نمودند که این مذاکرات در مورد آزادی اسراء بوده و رابطه ای به صلح نداشته است.
بنابراین قبول یک دفتر بعنوان یک آدرس تماس با طالبان در یک کشور اسلامی «غیر از کشورهای همسایه» بعنوان یک گزینه مطرح شد و شورای عالی صلح نیز از این طرح حمایت کرد. تمایل آمریکا برای تماس با طالبان از طریق یک دفتر در یک کشور خارجی، بعد از مرگ ریچارد هالبروک توسط جانشین وی مارک گروسمن نیز مطرح شد.
روز دوشنبه 12 سپتامبر روزنامهء تایمز چاپ لندن نوشت که آمریکا از گشایش یک دفتر نمایندگی برای طالبان در قطر حمایت می نماید تا این گروه در محلی دور از نفوذ پاکستان، با نمایندگان حکومت افغانستان به مذاکره بپردازند.
اما طالبان در 18 ماه می سال روان طی یک بیانیهء رسمی هرگونه مذاکره با خارجی ها و تقاضای داشتن دفتر در قطر را رد کردند. در بیانیهء طالبان آمده بود:
« روز گذشته بار دیگر روزنامه های مبلغ اشغالگران وبه تعقیب آن دیگر رسانه ها به سلسله ادعا های پوچ خود یک افواه بی بنیاد دیگری به نشر رسانده و تلاش نموده اند تا در اذهان مردم نسبت به موقف ومنش امارت اسلامی شکوک وشبهات ایجاد نمایند. ادعای رسانه های غربی این بود که نمایندگان امارت اسلامی در حال مذاکره مستقیم با آمریکایی ها هستند و اینکه در کدام کشوری تقاضای ایجاد دفتری برای خود نموده اند!! ما بار دیگر با وضاحت وصراحت تمام اعلان می کنیم که خبر مذاکره ویا تماس مستقیم نمایندگان امارت اسلامی با اشغالگران تماما افواهات بی اساس است و این ادعا که طالبان می خواهند در کدام کشور برای خود دفتری ایجاد نمایند هیچ حقیقت ندارد و ما بشمول کشور قطر درهیچ کشوری تقاضای ایجاد دفتر ننموده‌ایم. ما بیشتر از نیمی از خاک وطن مان را در اختیار وکنترول کامل داریم و در همین جا موجودیت وحضور فعال خود را به اثبات رسانده ایم. وطن خود ما چنان آدرس کاملی است که دوست و دشمن همه آن را می دانند و هیچ کسی از آن انکار کرده نمی تواند؛ ما مردمان بی آدرس و بی‌وطن نیستیم ...»
تماس‌های بدون آدرس با طالبان موجب شد تا سرانجام استاد برهان الدین ربانی رئیس شورای عالی صلح بدست یک فرستادهء بظاهر از جانب طالبان ترور شود. این جریان، بار دیگر مسئلهء داشتن یک آدرس برای طالبان را برجسته ساخت.
درحالیکه طالبان حکومت افغانستان را شایان مذاکره نمی دانند، حکومت افغانستان می گوید که هیچ کشور خارجی حق ندارد بدون مشوره با دولت افغانستان به مذاکرات صلح با مخالفین بپردازد. حکومت افغانستان بعد از اینکه آمریکا در مورد گشودن یک دفتر برای طالبان در دوحه پایتخت قطر ابراز تمایل نمود، سفیر خود در قطر را برای مشورت به کابل فرا خواند. رئیس جمهور کرزی در مصاحبه با سی ان ان، از تاسیس این دفتر در هرکشور اسلامی استقبال کرد اما وزیر خارجهء افغانستان گفت که دولت می خواهد این دفتر در داخل افغانستان باشد. اما وی تاکید نمود که اگر قرار باشد دفتری در خارج تاسیس گردد، در میان کشور های خارجی، کشور های ترکیه و سعودی را ترجیح می دهد.
دلیل این امر می تواند این باشد که حکومت افغانستان، پاکستان را تاثیر گذار بر تصامیم طالبان می داند و در عین حال سعودی و ترکیه با پاکستان رابطهء حسنه دارند که چنین رابطه ای می تواند موجب شود تا طالبان نه تنها با آمریکا بلکه با حکومت افغانستان نیز مذاکره نمایند. شاید دولت افغانستان به دلیل نزدیکی بیش از حد قطر به آمریکا و امکان معاملهء میان طالبان وآمریکا، از وجود چنین دفتری در قطر نگران است. دولت افغانستان از مذاکرات مخفیانهء قبلی که گفته می شود میان طالبان و آلمانها و آمریکائی ها در قطر صورت گرفته بود و دولت افغانستان در جریان قرار نداشت، راضی نیست.
دولت افغانستان می گوید که این دفتر نباید از حیثیت حقوقی بعنوان یک دفتر سیاسی برخوردار باشد و چنین دفتری را فقط در حد یک آدرس به منظور تماس می پذیرد. مشخص است که دولت افغانستان بیم از آن دارد که ایجاد دفتر سیاسی، به معنی برسمیت شناختن طالبان بعنوان یک جهت قانونی در قضیهء افغانستان خواهد بود.
اما باید این نکته را در نظر گرفت که اگر این دفتر به هر نامی گشایش یابد، خبرنگاران و دیپلومات ها به آنجا رفت و آمد خواهند داشت و بیانیه های صادره از این دفتر، بعنوان تصامیم سیاسی طالبان منعکس خواهد شد و این خود به معنی دفتری سیاسی برای طالبان است. حکومتی که در کشور خود تسلط ندارد، چگونه می خواهد دفتری را در خارج از افغانستان کنترل نماید؟
از جانب دیگر سعودی ها هم که در طول چندین دهه در قضایای افغانستان نقش داشته اند، نمی خواهند از این بازی خارج شوند. سیدجلال مشهور به «نابغه» که با طالبان هم رابطهء خوب دارد، در تلاش است تا طالبان را ترغیب نماید تا بجای قطر، سعودی را برای این کار برگزینند.
گزینهء ترکیه به این دلیل مورد قبول طالبان نیست که ترکیه در افغانستان نیروی نظامی دارد و امارات متحدهء عربی هم به همین دلیل مورد قبول طالبان نخواهد بود.
اما آنچه که توجه برانگیز است، سکوت معنی داری است که طالبان در این رابطه پیشه کرده اند. در حالیکه از چند روز به این طرف، خبر گشودن دفتری برای طالبان در سرخط اخبار رسانه ها قرار دارد، طالبان ترجیح داده اند تا خاموشانه منتظر فرصت باشند و از ابراز نظر عجولانه خودداری ورزند. قبلا طالبان از داشتن دفتر در خارج از کشور استقبال نمی کردند اما همین اکنون طالبان یک دفتر غیر رسمی در ایران دارند که طیب آغا آنرا سرپرستی می کند. طالبان اکنون تشخیص داده اند که تماس با جهان خارج به نفع آنان است و می تواند نشانهء قوت آنان در عرصهء نظامی و پیروزی در عرصهء سیاسی باشد. بنابراین اگر دفتر نمایندگی آنان یک نمایندگی سیاسی باشد، احتمال دارد آنرا رد نکنند. همان طور که چنین شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات