تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۳۶۴۳۸

سیدمحمد‌رضا خاتمی در گفت‌وگو با فتح: (بخش دوم)

مرتضی کاظمیان ـ فریماه شریفی‌راد اشاره: سیدمحمدرضا خاتمی معتقد است ملاحظات و مصلحت‌سنجی‌های ناگزیری برای هر تشکل سیاسی وجود دارد که ممکن است در تصمیم‌گیری‌های آن حزب تاثیرگذار باشد. وی در عین حال می‌گوید که نگاه این مصلحت‌اندیشی‌ها باید به منافع مردم باشد. خاتمی تاکید می‌کند که هیچ‌گاه نخواسته است با استفاده از رابطه خود با رئیس‌جمهوری، اطلاعات بیشتری از مسائل خاص جامعه بگیرد و پیگیری مواردی نظیر قتل‌های سیاسی از جانب خود را ناشی از تحلیل برگرفته از اطلاعات جاری در سطح جامعه می‌داند. ادامه گفت‌وگوی فتح با وی را در پی می‌خوانید. گروه سیاسی

* ‌آیا جبهه مشارکت ممکن است در موضع‌گیری‌های خود، مولفه‌ها و پارامترهایی به جز خواسته‌های مردم را لحاظ کند؟
** بله، در هر حال مصلحت‌سنجی‌هایی وجود دارد که همه ما به عنوان افراد این اجتماع، با آنها آشنایی داریم و ممکن است در تصمیم‌‌گیری‌های ما دخیل باشد.
البته طبیعی هم هست.
* نگاه این مصلحت‌اندیشی‌ها به کجاست؟ به همان که حزب می‌خواهد به حوزه‌های قدرت دست یابد؟
** نه، منافع مردم است.
* نگاه به منافع مردم است. ولی فرضا این که گفتید چند وزیر در شورای مرکزی حزب هستند یا این که خود شما برادر رئیس‌جمهور هستید، ممکن است اطلاعاتی در اختیار شما قرار گیرد یا فرضا در هیات دولت آقایان وزراء از خواست‌های راس هرم قدرت مطلع باشند و این، بر تصمیمات جبهه مشارکت، تاثیر قبلی بگذارد؟
** ببینید، ممکن است بعضی از افراد ما به یک سری اطلاعات دسترسی داشته باشند. اما به هیچ وجه از این اطلاعات که به خاطر موقعیت شغلی در اختیارشان قرار گرفته می‌شود. به صورت رانت در تصمیم‌گیری‌های جبهه استفاده نمی‌شود. یعنی ما که می‌خواهیم در جبهه مشارکت تصمیم بگیریم. بحث‌های عمومی و کلی داریم و نه بحث‌های خصوصی و اطلاعات خصوصی که در اختیارمان هست.
* اطلاعات نیست،‌ اما آیا مثلا فضای هیات دولت بر تصمیم‌ها موثر نیست؟
** ممکن است یک وزیر از فضای هیات دولت اطلاع داشته باشد و براساس آن فضا، نوع استدلالش تفاوت کند، اما کسانی که مثلا در روزنامه کار می‌کنند نیز در درون تشکیلات مرکزی ما هستند و افرادی که دانشگاه کار می‌کنند، که هر کدام تحت تاثیر فضای آنجا هستند و آن فضا را در جلسات منتقل می‌کنند. برآیند این افراد و فضاست که باعث می‌شود افراد به صورت مستقل و فارغ از این که مصلحت دولت چیست و فارغ از این که دیدگاه دولت یا وزرا نسبت به مساله چیست. تصمیم خود را بگیرند. تاکنون نیز موضع‌گیری‌های ما این‌گونه بوده است. به همین دلیل هم هست که شاید در بعضی موارد، از طرف همان افرادی که نام بردید با این انتقاد رو‌به‌رو شده‌ایم که شما مواضع‌تان تندروانه است. این اتهامی هم که شما می‌بینید از طرف احزاب رقیب ما مطرح می‌شود که جبهه مشارکت رادیکال یا تندرو است،‌ عموما ناشی از آن است که ما نخواستیم جز آن چیزی که به نظرمان منفعت و مصلحت مردم است، چیز دیگری را در نظر بگیریم.
* اما به هر حال یکی از مولفه‌های تصمیم‌گیری، بی‌تردید مولفه داده‌های داخلی و اطلاعات خاص است. مثلا در مورد پیگیری پرونده‌ قتل‌ها، خب جبهه مشارکت یکی از پیشتازترین احزاب داخل کشور در این مورد بود و به عنوان مثال به مساله 80 قتل اشاره کردید. این امر (وقوع 80 قتل) خود در واقع یک مبنایی شد برای بسیاری از علاقه‌مندان و تحلیل‌گران پرونده که به صحبت شما استناد کنند، اما پیگیری جدی‌تری نه از طرف شما دیده شد و نه از سوی جبهه مشارکت. چرا؟
** من فکر می‌‌کنم خیر. این به خاطر عدم نفوذ کافی ما در حاکمیت است که قدرت پیگیری نداریم، یعنی ما هم مثل همه روزنامه‌ها یا همه احزاب دیگر فقط می‌توانیم ادعا بکنیم و مطالبات مردم را مطرح کنیم. ما قدرت بیشتری در درون حاکمیت نداریم که بخواهیم از آن استفاده کنیم و آن قدرت در پیگیری مسائل موثر باشد.
* نمی‌توانستید اسامی آن 80 نفر را رسما اعلام کنید؟
** نه، اصلا موضوع اعلام اسامی یا غیر از اسامی نیست. در حال حاضر بسیاری از روزنامه‌ها موارد متعددی از قتل‌ها را اعلام می‌کنند و اشکالی ندارد. ضمن این که من هم تمام اسامی 80 مورد قتل یا برخی از آنها را ممکن است ندانم.
* اما شما و جبهه مشارکت به همان عدد 70 یا 80 قتل در تحلیل‌هایتان استناد کرده‌اید؟ آیا این اعلام تعداد قتل، از داده‌های خاصی نشات نگرفته است؟
** اگر مطلبی را در مورد قتل‌ها گفته‌ام به دلیل آن نیست که از پرونده خبر دارم. نه! اطلاعات من از پرونده همان‌قدر است که شما اطلاع دارید. هیچ اطلاعات اضافه‌ای ندارم و هیچ وقت هم نخواسته‌ام با استفاده از رابطه خودم با رئیس‌جمهور در این موارد خاص، اطلاعات بیشتری بگیرم. البته ممکن است من که با رئیس‌جمهور ارتباط دارم، بتوانم در مورد دیدگاه‌های و مواضع ایشان بحث و اظهارنظر کنم، اما در مورد آن چیز‌هایی که اطلاعات خاص حکومت محسوب می‌شود به هیچ وجه نه من خواسته‌ام. نه ایشان می‌خواهند که آن اطلاعات به عنوان یک فرد در اختیار من گذاشته شود. به همین دلیل هم هست که در این‌گونه موارد آنچه مطرح می‌کنم به این معنی نیست که اطلاعات خود را از پرونده گرفته باشم و اعلام کنم. در مجموع با اطلاعاتی که از بیرون. از طریق رسانه‌ها، از طریق مردم و از طریق گروه‌های مختلف سیاسی ـ اجتماعی به من می‌رسد به تحلیل و دیدگاهی می‌رسم که آن را اعلام می‌کنم. و آنچه من مطرح می‌کنم، هیچ ربطی به حاکمیت ندارد.
* در ادامه صحبت، شما که قصد دارید بخشی از جامعه را نمایندگی کنید. در حال حاضر بحث مطرح در جامعه، مساله جوانان و زنان است. جبهه مشارکت صرف‌نظر از یک سری ایده‌های کلی در رابطه با جوانان، حرف خاص و ویژه‌ای در مورد مسائل جوانان یا زنان، فرضا در مورد مقوله حجاب یا شکل تفریحات جوانان را حتی در برنامه‌های انتخاباتی خود وارد نکرده و برنامه ویژه‌تر یا توضیحات ریزتری از سوی این حزب ارائه نشده است. آیا علت خاصی دارد؟ به نظر می‌رسد جبهه مشارکت تنها به اتخاذ اهدافی کلی برای پیشبرد برنامه‌های اصلاحات اکتفا کرده و از چنین مواردی جزیی و مشخص فارغ است و یا به اجبار صرف‌نظر می‌‌کند که این، خود باعث می‌شود حزب شما هر روز بیشتر از نیازهای عمومی جامعه فاصله بگیرد. مثلا در مورد مسائل جوانان و زنان.
** ما برای مسائل انتخابات و نظایر آن، یک سری برنامه‌های کلی و رئوس برنامه‌ها را اعلام کردیم. البته یکی از اشکالاتی که برای تمام احزاب و گروه‌ها از جمله ما وجود دارد این است که فضای سیاسی کشور آن قدر شتابان پیش می‌رود که تمام ما را به نوعی «عمل‌زده» می‌کند و فرصت و امکان پرداختن به مسائل اساسی را در درون خود، به ما نمی‌دهد.
ما از ابتدا تمایل داشتیم که حزبی صرفا سیاسی نباشیم، بلکه حزبی اجتماعی هم باشیم تا بتوانیم به مسائل عادی و روزمره مردم هم توجه کنیم و برای‌ آن راه‌حل ارائه دهیم. اما به هر حال ما اعضای حرفه‌ای حزبی نداریم. همه ما صبح تا بعدازظهر دنبال کار شخصی خود هستیم. برای این که امرار معاش کنیم و اغلب در اوقات فراغت خود، در دفتر حزب حاضر می‌شویم. به عنوان مثال الان که مساله انتخابات در پیش است، همه ما یک ماه، دو هفته، سه هفته مرخصی گرفته‌ایم و تمام وقت آمده‌ایم تا در اینجا (دفتر حزب) زندگی کنیم. چرا که حزب توان تامین همه هزینه‌ها را ندارد و در نتیجه، طبیعی است که ما در این برنامه‌هایی که شما گفتید با کندی پیش رویم. ضمن این که ما نخواسته‌ایم با این‌گونه مسائل شعاری برخورد کنیم.
ما در درون خود این راه‌حل را پیدا کردیم که تمام مسائل جوانان را به دست خود آنان، به ویژه افراد علاقه‌مند به کار بسپاریم. بدون این که حزب بخواهد دخالت مستقیمی در کارهای آنان داشته باشد.
* ‌آیا با توجه به این که شعارهای خود را از نیازهای اساسی مردم گرفته‌اید، هدف کسب قدرت توسط حزب، عامل فاصله گرفتن از مردم نخواهد شد؟
** مسائلی که ما در مورد آن موضع می‌گیریم، مورد پسند جامعه است. به عنوان مثال یکی از مسائل روز مساله قتل‌هاست.
چه بسا روزها و شب‌های متوالی می‌نشینیم و راجع به این مساله بحث می‌‌کنیم و موضعی می‌گیریم که به نظر من مورد پسند جامعه بوده است. این مساله باعث شده که ما نتوانیم به مسائل خاصی که مربوط به جوانان و بانوان است، بپردازیم. ممکن است این عمل‌زدگی و روزمرگی باعث شود در درازمدت نتوانیم برنامه‌های همه‌جانبه‌ای ارائه کنیم و مردم احساس کنند که به هر حال از درون این حزب و تشکیلاتی هم برنامه‌ای عملی برای بهبود اوضاع مردم به وجود نمی‌آید. ما سعی می‌‌کنیم این ضعف خود را با برنامه‌هایی که داریم، رفع کنیم. البته این مساله به یک معنا ضعف هم نیست، چرا که هنوز در شروع کار هستیم و هنوز امکانات و فرصت‌های بسیار زیادی برای ما وجود دارد که نتوانسته‌ایم از تمام آنها استفاده کنیم.
* فرمول و برنامه مشخص شما برای این که همواره خواسته‌های مردمی را جذب و درک و در عمل، محقق کنید، چیست؟
** مهم‌ترین چیزی که در حال حاضر در درون کشور پیگیری می‌کنیم ایجاد فضایی برای جریان آزاد اطلاع‌رسانی است. این، یکی از اولویت‌های حزب در مجلس ششم خواهد بود. اگر این فضا و این زمینه ایجاد شود. مطمئنا جریان افکار عمومی به طور آزاد به ما خواهد رسید و به دیگران هم خواهد رسید.
در این صورت افراد می‌توانند براساس اطلاعات، حرکت خود را تنظیم کنند. اما در شرایط موجود که تا شرایط ایده‌آل فاصله داریم، سعی می‌کنیم این ارتباط را اولا از طریق دفاتر حزب در استان‌ها یا شهرستان‌های مختلف داشته باشیم و دوما از طریق تاسیس راه‌اندازی روزنامه، چرا که وقتی روزنامه راه می‌افتد، در حقیقت به صورت روزانه در معرض قضاوت مردم قرار داشته و این قضاوت به مجموعه منعکس خواهد شد. این دو راه‌حلی است که در حال حاضر به صورت ابتدایی برای ارتباط با مردم انتخاب کرده‌ایم.
* با توجه به این که گفتید فردی را برای فعالیت تمام وقت در جبهه ندارید، آیا همین فقدان افراد تشکیلاتی حرفه‌ای که از لوازم احزاب است، به مواضع حزب و پیشبرد اهداف حزب ضربه نمی‌زند؟
** ما در این رابطه دو مساله داریم. یکی مساله مالی که به هر حال باید به دنبال آن باشیم که به طریقی برطرف شود. البته با توجه به این که قانون احزاب فعالیت اقتصادی برای احزاب را ممنوع کرده است. کار بسیار بسیار دشوار شده است. یعنی ما جز به کمک‌ها و خیرات و مبرات نمی‌توانیم به چیز دیگری متکی باشیم. در حقیقت، خودمان نمی‌توانیم فعالیت اقتصادی بکنیم. در حالی که به نظر من این قضیه یکی از ضعف‌هایی است که اگر ما در مجلس ششم باشیم به آن خواهیم پرداخت و یکی از برنامه‌هایمان،‌ بازنگری در قانون احزاب خواهد بود.
مساله دومی که وجود دارد، این است که در کشور ما هزینه فعالیت سیاسی بسیار بالاست. این هم مشکل است. یعنی ممکن است حزب افرادی را داشته باشد که حاضر باشند تمام وقت در دفتر حضور داشته باشند و مجانی هم کار کنند. اما بالاخره باید هزینه‌های دیگر آن را فردی متقبل شود. ما در شرایط فعلی، به عنوان یک تشکیلات نمی‌توانیم هیچ تضمینی بدهیم که اگر به عنوان مثال عضوی از ما ترور شد، (هرچند خیلی بعید به نظر می‌رسد)، یا مثلا دستگیر شد، حزب امکان حمایت همه‌جانبه را از او داشته باشد. در حقیقت دست ما برای این‌گونه اقدامات از همه جا کوتاه است. اینها نواقصی است که در ساختار سیاسی کشور ما وجود دارد و باید رفع شود. بنابراین به موازات پا گرفتن و قدرت یافتن احزاب و استقبال مردم و دستیابی آنان به مناصب حکومتی، چه در مجلس و چه در نظائر آن، امکان اصلاح این قوانین و محدودیت‌ها وجود دارد. اما نمی‌توانیم خیلی سریع بگوییم این موانع برطرف خواهد شد. به طور قطع راه طولانی‌ای در پیش است. اما ما مجبوریم خود را به طریقی با این محدودیت‌ها تطبیق دهیم. این‌گونه است که تقریبا از نیروهایی استفاده می‌کنیم که قانع و خوش‌فکر هستند، ولی حاضرند در حزب فعالیت کنند و آن هزینه‌ها را نیز بپردازند. آنها به اصطلاح سر پرشوری دارند.
البته همین توفیق‌های نسبی را که در گسترش تشکیلات به دست آورده‌ایم، مرهون وجود همین تعداد انگشت شمار افراد است که به صورت تمام وقت در درون تشکیلات فعالیت کرده و می‌کنند.
* نام سیدمحمدرضا خاتمی، سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور را به یاد می‌‌‌‌‌آورد. شما نامزد مجلس می‌شوید اما بیش از آن که جبهه شناخته شده باشد، احتمالا نام آقای خاتمی رای خواهد آورد. یا آقای علیرضا نوری به جای آقای عبدالله نوری در انتخابات مورد توجه قرار می‌گیرند. این موارد تا چه حد برای جبهه دوم خرداد نقطه ضعف محسوب می‌شود که افراد جای برنامه‌ها و تشکیلات و استراتژی را می‌گیرند؟
** این مساله را قبول دارم و به نظر من مقداری به ضعف ساختار سیاسی کشور برمی‌گردد.
به نظر من برای اصلاح این وضع، وابستگان به افراد درجه یک کشور، اگر می‌خواهند در این‌گونه امور وارد شوند، بهتر است عمدتا از طریق راهکارهای انتخاباتی استفاده کنند تا انتسابی و به این ترتیب این نقص تا حدودی برطرف خواهد شد.
جبهه دوم خرداد هم باید بکوشد در این‌گونه مسائل، چنین عمل کند.
البته این را هم در نظر داشته باشیم که به هر حال این امکان برای افرادی مثل ما فراهم شده که بتوانیم از شرایط راحت‌تر استفاده کنیم و این الزاما به معنی تبعیض نیست.
آیا چون برخی افراد نمی‌توانند بیایند و در صحنه حاضر شوند. من هم از این امکانی که برایم هست، استفاده نکنم؟ خود را به مردم معرفی نکنم و در معرض رای مردم قرار ندهم؟ به نظر من شاید این راه درستی نباشد اگر بخواهیم این راه را هم ببندیم. به هر حال اگر ما بتوانیم فعالیت‌هایمان را طوری سازماندهی کنیم که در آینده در این کشور فضایی ایجاد شود که افراد متناسب با استعداد و توانایی خود، امکان عرضه خود را داشته باشند، بسیاری از این مشکلات حل خواهد شد و ما باید دنبال این راه برویم و به ویژه آن که بتوانیم آن را از مجرای فعالیت احزاب و تشکل‌های سیاسی و صنفی تعقیب و پیگیری کنیم.
بخش پایانی مصاحبه، در شماره ‌آتی فتح (دوشنبه 25 بهمن)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات