چرا سیاستزدگی؟
بعد از دوم خرداد ما شاهد رشد سریع روزنامهها بودیم که البته یکی از اقدامات موثر در راه توسعه سیاسی و فرهنگی است و در آن شکی نیست. تعدد روزنامهها و تعدد نظرات باب مناظره را در کشور گسترش داده است. طبق آخرین تحقیقات در سال 76، 77، در ایران 27 روزنامه پا به عرصه وجود گذاشتهاند. این روند در سال 77، 78 هم در حال رشد بوده است.
جالب این جاست در تمام این روزنامهها که وابسته به گروههای مختلف سیاسی چپ و راست و اصلاحطلب و غیره بودهاند، بیشتر از هر موضوعی به سیاست پرداخته شده است. در اکثر این نشریات تعداد صفحات سیاسی بیش از نیمی از صفحات را به خود اختصاص داده است. البته مسئولان روزنامهها توجیهشان این است که در ایران روزنامهها به جای تریبون احزاب عمل میکنند.
بحرانهای سیاسی و فضای فعلی جامعه این نیاز را ایجاد میکند. اگر قبول کنیم روزنامهها آینه مسائل روز هستند و خود به تنهایی بحرانسازی نمیکنند. این درست! اما موضوع نگرانکننده این است که هر چه بر صفحات سیاسی افزوده میشود صفحات غیرسیاسی مثل ورزش و صفحات علمی و فرهنگی و هنری و اجتماعی از ارزش میافتند. حتی گاهی صفحات غیرسیاسی مبتذل به نظر میآیند. هر چند که از نظر فرم و محتوا، مطالب درخور تاملی داشته باشند. هر چند بسیاری از جامعهشناسان این جریان را به خاصیت کشورهای جهان سومی مخصوصا ایران منتسب کنند که ریشه تمام بحرانها و جریانات را سیاسی میبینند.
و در آخر این که، یادآوری چند نکته بسیار ضروری به نظر میرسد.
اول: اگرچه کلید تهیه چنین گزارشی از ماهها قبل زده شده است، اما فکر نمیکنم در این مختصر بتوان به طور کامل این پدیده را کالبدشکافی کرد.
دوم: سیاسی شدن جامعه و سیاستزدگی دو مقوله جدا هستند و نباید این دو را با هم مخلوط کرد.
سوم: هنوز جامعهشناسان به یک نتیجه قطعی نرسیدهاند که جامعه ما جامعه سیاستزده است یا خیر؟!
چهارم: وظیفه روزنامهها در این میان حساستر است. اگرچه عدهای معتقدند تعداد زیادی از روزنامهها روی خط بحران حرکت میکنند و شاید گاهی دامنه بحران را وسیعتر کنند.
یک سوال اساسی
آیا جامعه ما، جامعه سیاسی است؟ آیا جامعه ما جامعه سیاستزدهای است؟ علل و عوامل سیاستزدگی چیست؟
دکتر داور شیخاوندی در این باره میگوید: «جامعه ما اطلاعات بسیار سطحی، نسبت به مسائل سیاسی دارد. ما حتی الفبای سیاست را هم نمیشناسیم». وی ادامه میدهد: «ما در انتخابات شوراها دیدیم که عدهای از شرکتکنندگان در انتخابات در دادن شعارهایشان دچار اشتباه شده بودند. آنها حتی مسئولیت و وظایف و کارکرد شوراها را نمیدانستند. یعنی گاهی رهبران سیاسی در ایران نسبت به موضوع سیاست جهل دارند. آن وقت نمیتوان از مردم عادی انتظار داشت؟ گاهی به خاطر نبود شفافیتها و همچنین پنهانکاریها، مردم ریشههای مسائل را درک نمیکنند. این در تفکر مارکسیستی هم وجود داشت. که همه چیز را با سابقه و صبغه سیاسی میدیدند. در قدیم مردم هر وقت برای بحران پاسخی پیدا نمیکردند آن را منسوب به انگلستان میکردند. یک مساله دیگر این که در ایران هر شخصیتی، از زبانشناس گرفته تا حقوقدان و کاسبکارها خود را عالم علم سیاست میداند و در امور سیاسی دخالت میکند. فکر میکنم ما بیش از هر چیز دیگری نیاز به عالمان سیاسی داریم».
شایعه و سیاستزدگی
شاید یکی از عوارض جامعه سیاستزده به کار افتادن ماشین شایعه و بحثهای داغ سیاسی در محافل عمومی باشد.
دوستی میگفت: «مردم ما در ساختن شایعات بینظیر هستند. معمولا در تاکسی و اتوبوس در سفر یکی دو ساعته بین شهری مطالبی شنیده میشود که در هیچ روزنامه سیاسی و غیرسیاسی پیدا نخواهی کرد».
وی میگفت: «یکی از مسافران تاکسی چند روز پیش در مسیر امام حسین ـ بازار جان تنها پسرش را قسم میخورد که یکی از شخصیتهای مهم محبوس در زندان را دو روز پیش در جاده چالوس در گردنه هزار چم دیده است که از اتومبیل پیاده شده و با طیب خاطر با یک لیوان چای مشغول تماشای مناظر زیبای هزار چم بوده است».
همان دوست میگفت: «بحث جدی در همان روز درباره استخراج اورانیوم در تاکسی شده است که شاید کارشناسان امور معدن انگشت به دهان ماندهاند». شایعه دیگر این که یکی از شخصیتهای بحثبرانگیز این روزها و در این وانفسای رد صلاحیتها با دخترش دعوای حسابی کرده است و او را در زیرزمین خانهاش محبوس کرده تا دیگر در محافل عمومی حرفهای عجیب و غریب نزند».
اگرچه به اعتقاد علیرضا علویتبار، این بسیار طبیعی است که مردم در محلهای عمومی بحث سیاسی کنند چون سیاست موضوعی است که مورد علاقه جمع است و مردم نمیتوانند مثلا درباره موضوع طلاق صحبت کنند.
اگر شایعهسازی یکی از عوارض جامعه سیاستزده باشد، باید نظر جامعهشناسان را در این باره بدانیم دکتر پرویز پیران جامعهشناس و محقق در این باره میگوید: «ما یک جامعه سیاستزدایی شده داریم مثل جامعه آمریکا که اکثریت افراد جامعه در سیاست دخالتی ندارند. به نحوی که در انتخابات ریاست جمهوری و در انتخابات محلی، تعداد بسیار زیادی از آنها شرکت نمیکنند. این به این دلیل است که اکثریت جامعه به این باور رسیدهاند که تفاوت بین گروههای رقیب بسیار محدود و ضعیف است. جامعه سیاسی شده، معمولا به جامعهای اطلاق میشود که مساله سیاسی و سوال «که برکه» حدود حقوق آزادیهای فردی و میزان دخالت افراد در سرنوشت آنها مشخص و نهادینه نشده است و لذا آدمها، با شدت و ضعف در جریان گردش روزمره امور زندگی، آگاهانه و به نحو خودکار و یا سازماندهی شده، با مسائل سیاسی حل نشده برخورد پیدا کنند.
لذا حل مساله سیاسی به صفحه افکار عمومی آمده است و به شدت مطرح میشود. لذا جامعه سیاسی میشود و مردم با شدت و ضعف به مساله سیاسی میپردازند. پیران در ادامه میگوید: «چنان چه مردم کانالهای بیان را پیدا نکنند به ماشین شایعه این امکان را میدهند که به شدت فعال شود و در واقع بازخورد فعال شدن شایعه به سیاسیتر شدن جامعه منجر میشود. در چنین فضایی معمولا رخدادهای جدی اتفاق میافتد که از سرد شدن جریان سیاسی شدن جامعه جلوگیری میکند. در این شرایط سیاسی شدن جامعه، آموزش مردم و بالا بردن قدرت تحلیل سیاسی آنها و رسیدگی به تحلیلهای پایدارتر و درونیتر را الزامی میکند».
وی درباره نقش مطبوعات در این باره میگوید: «ضرورت و تقویت مطبوعات و نهادینه کردن آزادی بیان و سایر حقوق فردی و احزاب و کانونهای سیاسی رسمی با شناسنامه و شفاف اهمیت وافری پیدا میکند و این خطر وجود دارد که اگر پیدایش سازمانها و تقویت جریانهایی که به آن اشاره شد. تحقق پیدا نکند بین سیاسی شدن و تحلیلهای درونی سیاسی، شکاف ایجاد شود. در این شرایط جامعه به سمت سیاستزدگی سوق پیدا میکند.
تحولات اساسی بعد از دوم خرداد
اوضاع سیاسی بعد از دوم خرداد به شکل ویژهای تغییر پیدا کرده است. عدهای میگویند جامعه ماقبل از دوم خرداد منفعل از سیاست و کمتر علاقهمند به مشارکت در امور سیاسی بوده است. اما بعد از دوم خرداد مخصوصا دانشجویان و جوانان به شکل گستردهای علاقهمند به مسائل سیاسی شدهاند. بنابراین از آن جایی که ما همیشه در کار افراط و تفریط ید طولایی داشتهایم عدهای میترسند که جامعه با بحرانهای سیاسی پیش آمده آن قدر در سیاست غرق شود که به قول معروف از این سوی بیفتد.
علیرضا آزادی، روزنامهنگار میگوید: «من مطالعه کردهام. این به ادبیات جامعه ما بازمیگردد. ما برای سیاستزدگی دو دوره را میتوانیم در نظر بگیریم دوران قبل و بعد از دوم خرداد... در واقع جامعه با توجه به جوی که در جامعه حاکم بود. نسبت به سیاست یک واکنش منفی نشان میداد و در سیاست کمتر دخالت میکرد اما این اتفاق بعد از دوم خرداد کاملا عوض شد و مردم نسبت به سیاست یک نگاه خوشبینانهتری پیدا کردهاند. به اعتقاد من جامعهای سیاستزده میشود که سیکل باطلی در محافل سیاسی آن وجود داشته باشد».
دکتر غلامرضا علیزاده مدرس دانشگاه در این باره میگوید: «در دو دهه اخیر جامعه ما به سمت سیاسی شدن حرکت کرده است و میتوان گفت نگرشی به مسائل مطروح تحت تاثیر تحولات سیاسی شکل گرفته و برای همین هر پدیدهای عادی از دریچه سیاسی نگریسته میشود.
اگرچه به قول بعضی از جامعهشناسان هر پدیده اجتماعی زیربنای سیاسی هم دارد. ولی جامعه ما سادهترین موضوعات مطرح شده را نیز با سمت و سوی سیاسی میبیند. به همین دلیل جامعه در بسیاری از موارد مقابل تحولات و مناسبات مطروحه در سطح جامعه حساس است و این کار مدیریت کلان جامعه را با مسئولیت بیشتری همراه میسازد.
برای کشوری چون ایران، بازتاب هرم سنی جوان، نگرش سیاسی به قضایا نه تنها بعد منفی ندارد. بلکه دارای آثار بسیار مثبتی نیز هست و واقعیت این است که در تاریخ معاصر ایران، همواره تحولات سیاسی بر مجموعهای از سازوکارهای جامعه سنگینی خود و اراده خود را تحمیل کرده است، به تعبیری نگرش سیال در جامعه ما متاثر از یک زمینه تاریخی است».
وی درباره ریشههای تاریخی بحث سیاسی شدن جامعه میگوید: «نگاه سیاسی به موضوعات اجتماعی و پدیدهها در جامعه ما تحت تاثیر فرهنگ تاریخی انقلاب مشروطیت به بعد و همچنین تحولات 50 ساله دوران پهلوی و بیشتر از آنها تحت تاثیر روند تحولات سیاسی دو دهه اخیر شکل گرفته است. جامعه ما باید از پتانسیلهای موجود در ایجاد زمینههایی که همیشه فقدان آن علل عقبماندگی جامعه ما بوده است سود جوید و با گسترش فضاهای توسعه سیاسی امکان تحقق ابعاد دیگر توسعه نیز فراهم آید.
اکثر اندیشمندان متفقالقول هستند در کشورهایی مثل ایران هرگونه سیاستگذاری و برنامهریزی و رفع هرگونه بحران اقتصادی و اجتماعی با توسعه سیاسی و حرکت قدرت به سمت عقلانیت، کاهش اقتداربخش سیاست بر سایر بخشها قابل اجراست و امکان عملی شدن مییابد. و به نظر میرسد جامعه با نگرش سیاسی خود ضرباهنگ حیات اجتماعی خود را در فرآیند بهینهسازی پیش میبرد.
قفل سیاسی و کلید آن
دکتر مرتضی مردیها درباره روند سیاستزدگی میگوید: «نکته مهمی که ما باید بدانیم این است که سیاست همه چیز جامعه نیست. وقتی میبینیم کسانی که باید به کار تحقیق بپردازند، به اقتصاد بپردازند درگیر کارهای سیاسی میشوند. خب این در مجموع راندمان مجموعه کشور را کم میکند. ولی از سوی دیگر وقتی میبینیم تا حدودی عدهای ناگزیر وارد سیاست میشوند. در بسیاری از مسائل مثل هنر و زندگی خصوصی و ورزش اگر بخواهند عبور کنند به در بستهای برخورد میکنند ک با قفل سیاست بسته شده است. این جاست که بسیاری از انرژیها تلف خواهد شد. اما اگر راهکاری برای این بخواهید در نظر بگیریم، باید گفت که چارهای نیست فعلا راهحلی به نظر نمیآید. باید به تدریج از این بحران عبور کنیم و به موازات جریان اصلاحگرایان به حوزههای کمتر سیاسی و بیشتر اقتصادی و فرهنگی و ارزشهای دیگر بپردازیم. این مشکل هم اگر تحت اعمال فشار نباشد موانع سیاسی قرار نمیگیرد. مشکل هم تخفیف پیدا میکند. این نکته را من تاکید میکنم که ما گریزناپذیر بودن و چارهناپذیر بودن بحث سیاستزدگی را باید در نظر بگیریم.
این که عدهای مطبوعات را معمار بحرانهای سیاسی میدانند باید گفت: «روزنامهها معمار بحران نیستند. آنها تنها خبر بحران را درج میکنند.