* فتح: در تعریف کلی و در مقایسه با ایران برایم جالب است بدانم روندی را که برای توسعه هند انتخاب کردهاید مبتنی بر شیوههای سوسیالیستی است یا سرمایهگذاری و یا ترکیبی از هر دو است یا این که راهحلی بومی را ابداع کردهاید.
** در مرحله اول توسعه کشور ما اعتقاد عمومی بر این بود که ما به یک اقتصاد مختلط نیازمندیم. ما از همان آغاز تلاش میکردیم الگویی از توسعه را در پیش بگیریم که در آن طرحهای دولتی و طرحهای خصوصی بتوانند در یک چارچوب نظام حقوقی برابر با یکدیگر رقابت کنند. اما در مرحله اول توسعه تکیه اساسی بر نقش دولت بود زیرا کشور ما بسیار فقیر و توسعهنیافته بود و مهارتهای تولیدی به ندرت یافت میشد. بنابراین احساس شد که استفاده کند. به طور همزمان اعتقاد بر این بود که از آنجا که منابع ما کمیاب هستند لازم است بخش خصوصی توسط اولویتهایی که از سوی دولت تعیین میگردد هدایت شود. از همینرو کنترل زیادی بر بخش خصوصی اعمال کردیم، با گذشت زمان متوجه شدیم که این الگو به ما کمک کرده تا اقتصادمان را تنوع بخشیم اما نرخ رشد اقتصادیمان پایین بود. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که باید در نقش دولت تجدیدنظر کنیم و هنوز باور داشتیم اقتصاد ما باید از الگوی اقتصاد مختلط پیروی کند. ما پی بردیم بسیاری از کارخانهها وقتی توسط بخش خصوصی اداره میشوند بهرهوری بالاتری دارند در حالی که شرکتهای دولتی توانایی ایجاد تحولات سریع همزمان با رشد تکنولوژی را ندارند. بنابراین در دهه اخیر سیاست خود را تغییر دادیم و به تدریج به جای گسترش بخش عمومی به بخش خصوصی فضای رشد بیشتری دادیم. البته ما بخش عمومی بسیار بزرگی داریم و یک شبه نمیتوانیم خود را از آن رها کنیم. اگرچه میکوشیم بین بخش عمومی و خصوصی رقابت ایجاد کنیم ولی در برخی موارد بخش عمومی چنان بزرگ است که مجبوریم با مشکل ناکارآمدی بسازیم. مشکل دیگر این است که هر چند دولت کارخانه و صنعت احداث میکند ولی در بخش بهداشت، کشاورزی و آموزش و پرورش به اندازه کافی سرمایهگذاری نکرده و لازم است دولت در بخش بهداشت، آموزش و پرورش، محیط زیست و کشاورزی نقش فعالتری ایفا کند. این چیزی است که ما در صدد انجام آن هستیم و در این زمینه تجربه 10 ساله داریم. نتیجهای که گرفتهایم دوگانه است. از سویی نرخ رشد بسیار خوب است. در دهه 90 نرخ رشد 5/6 درصد بوده و برخی سالها حتی به 7 درصد نیز رسیده است. اما از سویی هند هنوز کشوری بسیار فقیر است و 35 تا 40 درصد از مردم هنوز زیر خط فقر مطلق به سر میبرند. برای این که ما بتوانیم در مناطق روستایی ایجاد شغل کنیم و تولید کشاورزی ما افزایش یابد و همه کودکان بتوانند به مدرسه بروند و از تحصیل مناسب برخوردار شوند و همه شهروندان به امکانات بهداشتی اساسی دسترسی داشته باشند همه اینها به وجود منابع بستگی دارد. ما هنوز نتوانستهایم امور مالی بخش دولتی را چنان که باید و شاید متحول کنیم. بنابراین سرمایهگذاری در زمینه بهداشت و آموزش و پرورش به رغم نیازی که وجود دارد به اندازه کافی صورت نگرفته است. زیرا مشکلات مالی را نمیتوان به سادگی حل کرد. ما میکوشیم درآمد حاصل از مالیات را افزایش دهیم ولی کسانی که از این امر متضرر میشوند مخالفت میکنند و کسانی که از یارانههای دولتی بهرهمند میشوند دست به اعتراض میزنند. این یکی از مشکلات دموکراسی است که همواره بین کسانی که فایده میبرند و کسانی که ضرر میکنند تقابل وجود دارد. این مجموعه مشکلاتی است که ما با آن مواجه هستیم و برای حل آنها ناگزیر باید بخش مالی دولتی را بازسازی کنیم.
* کشورهایی که در مسیر توسعه قرار میگیرند بویژه دعوت از شرکتهای چندملیتی و میزان واگذاری سهام با آنها مواجه میشوند. شما قضیه را چگونه حل کردهاید و سهم سرمایهگذاری شرکتهای چندملیتی چه میزانی است؟
** ما نگرش آزادسازی سرمایهگذاری خارجی را برگزیدهایم. ما حتی قبل از سال 90 نیز سرمایهگذاری خارجی داشتیم اما به شدت تحت کنترل بود و در بخش صنعتی صورت میگرفت و در اغلب موارد سرمایهگذاران خارجی فقط میتوانستند حداکثر 40 درصد سهام را داشته باشند. اما با در پیش گرفتن سیاست آزادسازی سرمایهگذاری در حال حاضر سرمایهگذاران خارجی به جز برخی موارد خاص در موارد دیگر میتوانند تا 51 درصد و در برخی موارد 74 و در برخی موارد حتی 100 درصد مالکیت شرکتها را در اختیار داشته باشند. ولی اینگونه شرکتها باید از قوانین ما پیروی کنند و در آن صورت با آنها مانند سرمایهگذاران ملی رفتار میشود.
* پس معتقدید سیاست آزادسازی سرمایهگذاری به نفع مردم هند نتیجه داده است؟
ما این سیاست را حدود 7 یا 8 سال است که در پیش گرفتهایم و این اقدام مطمئنا به ایجاد موازنه در پرداختهای هند کمک کرده است. درسال 91 اقتصاد ما در آستانه فروپاشی قرار داشت و ذخیره ارز خارجی ما ته کشیده بود ولی قبول است. در سال 91 که جنگ خلیجفارس اتفاق افتاد قیمت نفت بالا رفت و اقتصاد ما به شدت ضربه دید اما در ماههای گذشته نیز قیمت نفت افزایش یافته است اما هیچکس در هند درباره آن سخن نمیگوید زیرا اقتصاد ما قوی است. صادرات ما با نرخ 10 تا 12 درصد در حال افزایش است. عایدات نامرئیما نیز قوی است. با این حال اگرچه موازنه پرداختهای ما بهبود یافته است اما سهم آن در سرمایهگذاری کلی اندک بوده است. بنابراین هنوز خیلی زود است که بگوییم در پیش گرفتن این سیاست تاثیر عمدهای در اقتصاد هند داشته است. مطمئنا این سیاست به رقابتهای بیشتری در صنعت هند دامن زده است. بنابراین صنعت هند در حال بازسازی خود است و میکوشد بر ناکارآمدی خود غلبه کند. اما رقابت همچون شمشیری دولبه است. به کسانی که قوی هستند کمک میکند ولی به آنهایی که ضعیفند آسیب میزند. آزادسازی سرمایهگذاری میتواند به شرکتهای کوچک و ضعیف آسیب بزند. از اینرو باید کمک کنیم که شرکتهای هندی در بازار داخلی هند و نیز در بازارهای خارجی قدرت رقابت پیدا کنند.
* سعی میکنید اقتصادتان را در چه زمینهای متمرکز کنید در زمینه صنعت، کشاورزی، بازرگانی یا ترکیبی از همه اینها، اگر اولویت شما صنعت است به کدام بخش از صنعت اهمیت بیشتری میدهید؟
** در مرحله اول توسعه هند ما تلاش کردیم منابع خود را بیشتر در زمینه صنعت متمرکز کنیم. همچنین سعی کردیم ظرفیت اقتصادی هند در زمینه صنعت سنگین و مهندسی، در زمینه نیرو، راهآهن توسعه پیدا کند. بنابراین در این مرحله ما به جای توجه به تجارت کوشیدیم کالاهای صنعتی مهم را که از خارج وارد میکردیم در داخل تولید کنیم. در مرحله جدید ما باید بتوانیم از سرمایهگذاریهایی که در بخش صنعتی کردهایم بهرهبرداری کنیم و بر صادرات خود بیفزاییم ولی متاسفانه صنایع ما قدرت و کارآیی لازم را برای رقابت با صنایع خارجی ندارند و این صنایع اکنون تحت فشار قرار دارند که خود را مدرن کنند و بر کارآمدی خود بیفزایند. در بخش کشاورزی نیز سرمایهگذاری کردهایم ولی نه در حد مورد نیاز، انقلاب سبز به ما کمک کرده است. اما بهرهوری کشاورزی هند هنوز بسیار پایین است. ما باید در زمینه آبیاری سرمایهگذاری بیشتری بکنیم. آبیاری تنها عاملی است که میتواند تولید کشاورزی و نیز اشتغال در کشاورزی را بالا ببرد. ما در عمل تنها 30 درصد از زمینهای قابل کشت خود را آبیاری میکنیم اما در واقع میتوان این حجم را به 50 درصد زمینها رساند. بنابراین باید در زمینههای یافتن منابع آب و نیز توسعه زمینهای قابل کشت سرمایهگذاری بیشتری بکنیم.
* نقش شهر و روستا در روند توسعه شما چگونه است؟
** 65 درصد از جمعیت هند در روستاها زندگی میکنند. بنابراین فکر میکنم توسعه روستاها پیوند نزدیکی با توسعه کشاورزی دارد. از این رو ناگزیر باید کشاورزی را توسعه دهیم و همزمان خدمات اساسی مانند بهداشت، آموزش و پرورش، جادهها، تامین آب آشامیدنی و... را نیز باید به روستاها ارائه کنیم.
* کشور شما تجربه گرانباری دارد. کشورهایی که میکوشند در جاده توسعه قرار گیرند نسخهها و توصیههایی را از نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی دریافت میکنند. براساس این توصیهها این کشورها باید قیمت ارز را شناور کنند، درهای خود را به روی کالاهای خارجی باز کنند، و تولیدکنندگان داخلی را در مخاطره رقابت با رقیبان قوی خارجی قرار دهند. تا چه حد شما چنین توصیههایی را میپذیرید؟
** ما روابط بسیار خوبی با IMF و بانک جهانی داریم. ما در آوریل دهه 90 به کمک آنها نیاز داشتیم اما این مرحله را پشت سر گذاشتیم و بنابراین در حال حاضر برنامه مشترکی با IMF نداریم. اما با شما موافقم که ناگزیر قیمت ارز خارجی باید منعکسکننده توان واقعی پول ملیمان باشد. برای مثال اگر نرخ تورم بالا باشد و ما بخواهیم قیمت ارز را ثابت نگه داریم در این صورت موفق نخواهیم شد. از سویی بازار نیر همواره نشاندهنده ارزش واقعی پول نیست بنابراین قیمت ارز باید براساس یک نظام شناور هدایت شده تعیین شود. معتقدم که آزادسازی تدریجی همراه با آمادهسازی کشور برای روبهرو شدن با چالشهای آزادسازی میتوانند مفید باشد زیرا حس رقابت کمک میکند که شرکتها تکنولوژی بهتری را به کار گیرند و نیز کارآیی خود را بهبود بخشند. باید توجه داشته باشیم که رقابت به قویها کمک میکند ولی میتواند به زیان ضعیف باشد. بنابراین اگر اقتصاد کشور از هم بپاشد نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد. از اینرو چالش اصلی این است که با آزادسازی تدریجی از مزایای آزادسازی استفاده کنیم و خطر فروپاشی شرکتهای داخلی را به حداقل برسانیم.
* هند جمعیت بزرگی دارد. چه تدابیری میتوان اندیشید که با باز شدن مرزها از خطر عادت کردن مردم به مصرف کالاهای خارجی جلوگیری کرد. در کشور پرجمعیتی مانند هند یا چین هرگونه کالایی از خوب تا بد خریدار پیدا میکند و به مصرف میرسد؟
** اگر نرخ مبادله و نرخ تعرفهها نرخ مناسبی باشد در این صورت هیچوقت میزان واردات از میزان صادرات تجازو نخواهد کرد.
* در کشور شما طبقه ثروتمند که کمتر از 7 درصد جمعیت را تشکیل میدهد بخش عمده سرمایهها را در دست دارند. چگونه میتوان تضمین کرد که سودهایی که در کشور شما ایجاد میشود از طبقات بالا به طبقات پایین منتقل شود فکر میکنم که لازم است هند تحول فرهنگی عظیمی را ایجاد کند. در بخشهایی از کشور شما حتی برخی از افراد انسان به شمار نمیروند در حالی که برخی دیگر هر چیز قابل تصوری را دارند؟
** تنها راه مقابله با نابرابری در هند و بسیاری از کشورهای دیگر ایجاد وضعیتی است که در آن فرصتهای شغلی افزایش پیدا کند و در کنار آن شبکه تامین اجتماعی به وجود بیاید تا در فرایند تغییرات اقشار فقیر و ضعیف آسیب نبینند. اما این کاری نیست که یکباره و سریع انجام شود بلکه لازم است که دولت بیشتر به مناطق فقیر توجه کند و منابع بیشتری را به بخش کشاورزی اختصاص دهد چرا که بخش بزرگی از کشاورزان فقیر هستند. دولت باید منابع بیشتری را در زمینه بهداشت و آموزش با توجه ویژه به مناطق محروم مصرف کند. به طور هم زمان باید نظام مالیاتی بهبود پیدا کند تا بتوانیم مالیات بیشتری از اقشار پردرآمد بگیریم و از طریق عنایت ویژهای به اقشار و مناطق محروم و فقیر بشود. در برخی موارد در زمینه کشاورزی زمین از اهمیت بالایی برخوردار است. در بخشهایی از هند برنامههای اصلاحات ارضی داشتیم و کوشیدهایم زمینها را به نفع اقشار کمدرآمد باز توزیع کنیم. البته در برخی موارد موفق بودهایم و در برخی موارد موفق نبودهایم.
* در کشور ما گاهی دولت تا 50 درصد از سود به دست آمده توسط افراد را مالیات میگیرد. در هند بالاترین میزان مالیات بر درآمد چقدر است؟
** بالاترین رقم در هند 36 درصد است. البته این نرخ مالیات در مورد شرکتها اعمال میشود ولی بالاترین مالیات بر درآمد در مورد افراد 33 درصد است.
* با این نظام مالیاتی شما موفق نخواهید شد شکاف طبقاتی را پر کنید. برای رسیدن به این هدف چه تدبیری اندیشیدهاید؟
** ما بیش از آن که در فکر پر کردن فاصلهها باشیم در فکر از بین بردن فقر هستیم. در فرآیند توسعه ممکن است فاصلهها حتی افزایش یابد اما افراد بیشتری به بالای خط فقر ارتقا پیدا کنند. توجه بیش از حد به نابرابری باعث شد که ما به طور عمده روی بخش دولتی تاکید کنیم. ما میگفتیم که اگر بخش خصوصی گسترش پیدا کند نابرابری نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین با این بهانه از اقتصاد دولتی حمایت میکردیم. اما متاسفانه آن الگو موفق نشد زیرا شرکتهای دولتی کارآمد و سودآور نبودند، در نتیجه مجبور بودیم از طریق یارانهها بودجه آنها را تامین کنیم. بنابراین با بیمیلی به این نتیجه رسیدم که دیگر نمیتوانیم به آن شیوه ادامه دهیم بلکه باید سیاست توسعهبخش خصوصی را در پیش بگیریم و در کنار آن از طریق بهبود نظام مالیاتی و نیز تامین اجتماعی و توسعه تاسیسات زیربنایی و تسهیلات بهداشتی و آموزشی با فقر مقابله کنیم.
* در کشور ما بخش قابل توجهی از درآمد دولت از طریق مالیات تامین میشود اما این مالیات از جیب کارمندان دولت برداشته میشود برای مقایسه با ایران، میزان مالیات در اقتصاد ملی هند چقدر است؟
** حدود 16 درصد از تولید ناخالص ملی ما از طریق مالیات تامین میشود.
* در کشور شما برخی از طبقات سودهای کلانی از معاملات تحصیل میکنند. چه میزان از این سودهای کلان به صورت مالیات جذب دولت میشود؟ آیا تعیین 36 درصد به عنوان نرخ حداکثر مالیات بر درآمد سیاست ثابت شما است یا سیاست شما مبتنی بر این است که مردم را در آینده به دادن مالیات بیشتری تشویق یا وادار کنید؟
** نرخ واقعی مالیاتهای ما بسیار بالاتر از این رقم بود. اما ما این رقم را کاهش دادهایم تا شاید این کار باعث شود مردم داوطلبانه مالیات بیشتری بپردازند. زیرا که بالا بودن نرخ مالیات نیز باعث خواهد شد بسیاری از پرداختن مالیات بگریزند و فساد و رشوهخواری رایج شود. پایین بودن نرخ مالیات میتواند به بهبود اخلاقی مردم کمک کند و از این طریق درآمد دولت افزایش یابد.
* لطفا توضیح بیشتری در این باره بدهید؟
** زمانی بالاترین نرخ مالیات ما 95 درصد بود اما همه تلاش میکردند که تقلب کنند و از زیر بار پرداخت مالیات فرار کنند. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که باید خود را از این وضع نجات دهیم. از این رو نرخ مالیات را تا حدی پایین آوردیم که یک فرد دارای اخلاق منطقی آن را معقول و مطلوب بیابد. این در واقع منطبق بر روانشناسی انسانی است که ما میکوشیم از آن استقبال کنیم.
* آیا نرخ مالیات در هند برای درازمدت برنامهریزی شده است یا ممکن است تغییر کند؟
** این نرخ ثابت نیست و ممکن است هر سال تغییر کند.
* آیا ممکن است روزی بیاید که نرخ مالیات در هند تا حدی افزایش بیاید که به پای کشورهایی مانند انگلیس یا کشورهای اسکاندیناوی برسد و برای مثال 70 درصد سود را دربربگیرد؟
** فکر نمیکنم که در یکی دو سال آینده تغییری در نرخ مالیات داشته باشیم حداقل عمر من کفاف آن را نمیدهد. البته معتقدم که باید نظام مالیاتی هند مدرن بشود. ما کشور فقیری هستیم و مدیریت مالیاتی ما چندان توسعهیافته نیست. فکر نمیکنم مقایسه هند با کشورهای پیشرفته کار درستی باشد.
* نرخ بیکاری در هند چقدر است؟
** نرخ بیکاری در کشور ما بالا نیست و حدود 5 تا 6 درصد است. اما بیکاری در جامعه ما معنا ندارد. زیرا که بخش عمده جمعیت ما برای خودشان کار میکنند و خود اشتغال هستند. به خاطر این که آنها در بخش کشاورزی فعالند نه در کارخانهها. بنابراین مفهوم بیکاری در اینجا با کشورهای غربی فرق میکند. در اینجا تامین اجتماعی وجود ندارد بنابراین اگر کسی شغل نداشته باشد برای تامین معاش خود حتما کار میکند. بنابراین ارقام بیکاری رقمهای پایینی را نشان میدهد ولی درصد فقر حدود 36 درصد است.
* این رقم قبل از در پیش گرفتن سیاست آزادسازی بوده است یا بعد از آن؟
** من آمار جدید را در دست ندارم ولی به طور کلی در مناطق شهری میزان بیکاری کاهش یافته است اما در مناطق روستایی افزایش کرده است.
* چه میزان از درآمد دولت از کارخانجات و بخش خصوصی تامین میشود و چه میزان به طور مستقیم از جیب مردم عادی و کارمندان گرفته میشود؟
** عایدات مالیات بر درآمد در هند بسیار کوچک و در حدود 5/1 درصد از کل تولید ناخالص ملی است و 5/1 درصد دیگر از طریق مالیات بر کارخانجات تامین میشود. بنابراین حدود 3 درصد از تولید ناخالص ملی از طریق مالیات بر درآمد و مالیات شرکتها تامین میشود.
* در 5 تا 10 سال گذشته میزان ورود سرمایه خارجی به هند چه میزان بوده است؟ در این زمینه چقدر موفق بودهاید؟
** سالانه حدود 5 تا 6 میلیارد دلار.
* این که خیلی پایین است؟
** همینطور است.
* علت پایین بودن سرمایهگذاری خارجی چیست؟
** به خاطر این که سرمایهگذاران خارجی فکر میکنند سرمایهگذاری در هند کار مشکلی است و اگر چه سیاست ما عوض شده ولی دیدگاه سرمایهگذاران نسبت به ما هنوز عوض نشده است. هدف دولت این بوده که این میزان 10 میلیارد دلار باشد ولی در این کار هنوز موفق نبوده است.
* این برای ما خیلی جالب است. ما در کشور خودمان در طول ده سال میلیاردها دلار را به هدر دادهایم. درآمد حاصل از فروش نفت را نیز باید به این مبلغ افزود. اما شما با حدود یک میلیارد جمعیت در این حد سرمایهگذاری خارجی داشتید. من میخواستم از نسبت سهم کشورهای مختلف از جمله آمریکا، اروپا و ژاپن در سرمایهگذاری در هند سئوال کنم ولی فکر میکنم باید از این سوال صرفنظر کنم؟
** چنان که گفتم نرخ سرمایهگذاری خارجی در هند پایین است. اما نرخ سرمایهگذاری داخی ما خیلی بالا و در حدود 36 درصد تولید ناخالص ملی است. نرخ پسانداز ما حدود 24 درصد تولید ناخالص ملی است. در حالی که ورود سرمایه خارجی به هند در ده سال گذشته بیش از 1 تا 5/1 درصد از تولید ناخالص ملی نبوده است.
* یکی دیگر از مشکلاتی که ما در کشورمان با آن روبهرو هستیم بوروکراسی است. در کشور شما وضعیت چگونه است و چه طرحی در این زمینه دارید؟
** معتقدم که ما باید حجم بوروکراسی را کاهش دهیم. ما به همین منظور کمیتهای را تشکیل دادیم که عملکرد دولت را مورد بررسی قرار داد. این کمیته پیشنهاد کرد که ظرف ده سال آینده اندازه دولت باید از نظر نیروی انسانی 30 درصد کوچک شود. اما دولت متوجه شد که این کار مشکل است چرا که کارمندان، کارگران و اتحادیههای کارگری در برابر آن مقاومت میکنند. بنابراین شرایط سیاسی برای کوچک کردن اندازه دولت مساعد نیست.
* بودجه ارتش در هند چقدر است؟
** بودجهای که برای نیروهای مسلح در هند مصرف میشود بیش از 5/2 درصد از تولید ناخالص ملی ما نیست. این رقم در مقایسه با استانداردهای بینالمللی خیلی پایین است.
* من دقیقا آنچه را که میگویید درک میکنم و میدانم شما چه مشکلی دارید چرا که ما همه این مراحل را طی کردیم ولی اکنون در نقطهای هستیم که نمیدانیم چه بکنیم. آنچه که شما درصدد انجام آن هستید ما انجام دادیم ولی نتیجهای نگرفتیم. امیدوارم که شما موفق باشید؟
** جامعهها واحدهای بسیار مشکل و پیچیدهای هستند. کسی نمیداند که جامعهها را چه عاملی حرکت میدهد. اقتصاد دو کشور نیز شبیه هم نیستند. بنابراین فکر میکنم که برنامههای اصلاحی و توسعه در هر کشوری باید متناسب با ویژگیهای آن کشور طرحریزی شوند. ما کشوری بزرگ با تنوع بالا هستیم. ما کشوری هستیم که در آن تفاوتهای بسیاری در سطوح توسعه وجود دارد. بنابراین در فرایند توسعه همه این مسائل را باید در نظر بگیریم تا همه مناطق و افراد ارتقاء پیدا کنند.
* شما چه درسی از تجربه خودتان گرفتهاید؟
** درسی که ما گرفتهایم این است که اگر طرحی را درست آغاز کنید در واقع به نیمی از هدف رسیدهاید. باید به جای این که برنامههایی را آغاز کنید و در وسط راه به ناکارآمد بودن آنها پی ببرید بهتر است که نخست درباره آنها به خوبی بیندیشید. برای این که در پدیدههای اجتماعی اگر کاری را درست آغاز نکنید منافعی را ایجاد میکنید و حتی وقتی پی ببرید که باید تغییر مسیر بدهید دیگر دیر شده و تغییر روش مشکل میشود.
* در کشور ما پس از 20 سال تجربه هنوز درباره روش مناسب برای توسعه اتفاقنظر وجود ندارد و هنوز این موضوع مورد بحث است. میخواستم بدانم که در کشور شما آیا چنین اتفاقنظری خوب یا بد وجود دارد یا نه؟
** تجربهای که ما در سالهای اخیر داشتهایم اگرچه نمیتوان گفت مورد تایید همه است اما بخش اعظم احزاب سیاسی معتقدند که ما در مسیر درست حرکت میکنیم.