* با توجه به اینکه در حال حاضر دولت شدت بیشتری به دور چهارم سفرهای استانی داده علت اصرار بر انجام سفرهای هیات دولت را چه میدانید؟
** خب به انتخابات نزدیک میشویم و سفرهای استانی باز هم در دستور کار قرار گرفته است.
* سفرهای استانی چه ربطی به انتخابات مجلس دارد؟
** ربط دارد؛ به هر انتخاباتی نزدیک میشویم این سفرها شدت میگیرد.
* پس این سفرها مثبت بوده که دولت به عنوان یک راهکار برای جلبنظر مردم جهت حمایت از کاندیداهای مورد نظرش از آن استفاده میکند؟
** نه، موفقیتی در کار نبوده. مجموع سفرهای هیاتدولت به استانها بهنظر من در سه فصل قابل دستهبندی است؛ اعتباری، تسهیلاتی واداری.
* و دولت در کدام دسته موفق بوده؟
** موفقیت که نمیتوان گفت اما از حیث توجه، به مصوبات اداری توجه شده.
* بر اساس چه مستنداتی این ادعا را میکنید؟
** بر اساس گزارشهای مختلف نهادهای نظارتی که سفرهای استانی دولت را بررسی کردهاند و مطالعاتی که از وضعیت سه دوره سفر هیات دولت داشتم. مثلا در حوزه انتخابیه خودم (ایلام) که یکی از محرومترین نقاط ایران است مصوبات اداری تا حدود زیادی اجرایی شدند.
* مثل چه مصوباتی؟
** مثلا اینکه ساختمان فلان اداره را به اداره دیگری بدهند.
* خب این چه ایرادی دارد؟
** برای جابهجایی ساختمان یک اداره که نیازی به سفر هیات دولت نیست. در گذشته هم این کارها انجام میشدند یعنی اجرای این کارهای عادی نیاز به سفر دولت یا تشکیل جلسه هیات دولت ندارد. کلاس این مصوبات در گذشته پایینتر از سطح دولت بود؛ یعنی در جلسات کمیتههای برنامهریزی استان و شهرستان به این مسایل و مصوبات پرداخته میشد و هیچ مشکلی هم پیش نمیآمد. مثلا رنگآمیزی سلفسرویس یک دانشگاه چه نیازی به تشکیل جلسه هیاتدولت دارد.
* واقعا چنین مصوباتی هست؟
** مثلا یکی از مصوبات دور اول سفرهای استانی بحث تجهیز سلفسرویس دانشگاه ایلام بود یا اینکه مثلا در فلان روستا مدرسه احداث شود؛ حرف این است که اینها از وظایف عادی دولت است. یک دسته مصوبات دیگر داریم که مصوبات تسهیلاتی هستند؛ مثلا مصوب میکنند که فلان مبلغ وام برای پروژههای عمرانی و تولیدی فلان استان پرداخت شود که این دسته از مصوبات عمدتا اجرایی نشدند.
* در واقع همان مصوباتی که در صورت اجرا تاثیرگذار میبودند، کمتر اجراشدند؟
** صورت مساله ساده است؛ وعدههایی که داده میشود برای پرداخت تسهیلات یکسری تکالیف را متوجه بانکها میکند اما بانکها توان پرداخت تسهیلات را ندارند.
* چرا؟
** چون الان بانکها قفل هستند. بانکهایی که توان پرداخت یک وام هفتمیلیون تومانی خرید خودرو را ندارند قطعا نمیتوانند وامهای کلانتر را برای پروژههای تولیدی و اشتغالزا پرداخت کنند. حالا میخواهد دستور رییس دولت باشد یا هر کس دیگر. ما از این دست مصوبات در دور اول سفرها خیلی داریم که تحقق پیدا نکردند. دور دوم و سوم هم که پیشکش. مثلا در جریان دور اول سفرها تصویب شده بود که 650 میلیارد تومان برای پروژههای تولیدی در استان ایلام اختصاص پیدا کند که در سفرهای بعدی تا 800 میلیارد تومان بالا رفت، ولی از این 800 میلیارد تومان حدود 200 میلیارد تومان اختصاص داده شده. مصوبات تسهیلاتی سفرها پرداخت نشدند و دولت هم خودش این موضوع را میداند. البته در مورد مصوبات دور اول سفرها باز مبلغ خیلی کمی پرداخت شد چون آن موقع بانکها هنوز از نظم دولت قبل منتفع بودند و بنیهای برای پرداخت تسهیلات داشتند؛ منتها در دور دوم و سوم سفرها دیگر بانکها رمقی برایشان باقی نمانده بود تا پولی را پرداخت کنند.
* یعنی نمودار مصوبات اجراییشده در دور اول بیشتر بوده، دور دوم کمتر از اول و سوم کمتر از دوم؛ دور چهارم چه میشود؟
** بله، به تحقق مصوبات غیراداری دور چهارم هم هیچ امیدی نیست.
* و نسبت به این موضوعها تذکر دادهاید؟
** در جلسهای به اعضای دولت توصیه کردیم که دنبال مصوبه جدید نباشند و بیشتر بر همان پیگیری مصوبات گذشته تمرکز کنند که انجام شوند.
مثالهای شما در مورد عدم تحقق مصوبات همه در مورد سرنوشت مصوبات سفر هیات دولت به استان ایلام است، شاید در کل کشور اینگونه نباشد.
در کل کشور وضعیت تحقق مصوبات سفرهای استانی به همین شکل است. استان من که ایلام است و محروم، مصوباتش در این وضعیت است، وای به حال استانهای توسعهیافته. این مطالبی را که خدمتتان عرض میکنم تجربیات منطقی خودم و مطالعاتی است که از وضعیت سفرهای استانی در جاهای دیگر داشتم و همینطور مبتنی بر گزارش نهادهای نظارتی است.
* مثل چه گزارشهایی؟
** گزارشهایی هست که تاکنون فرصت انتشار نیافتهاند؛ گزارشهایی که نشان میدهند مصوبات سفرهای استانی تحقق نیافتهاند. از نمایندگان استانهای مختلف هم بپرسید همین را میگویند و از عدم تحقق مصوبات مینالند.
* چرا از این سفرها تحقیق و تفحص نکردید؟
** از گذشته همواره پیگیر این موضوع بودم، بحث تحقیق و تفحص از سفرها را هم در مجلس مطرح کردم چون در ابتدای مجلس هشتم بود و نمایندگان خیلی اطلاعات چندانی از عدم اجرای این مصوبات نداشتند. تازهکاربودن نمایندگان باعث شد تا تحلیل جامع و درستی از عدم اجرای این سفرها نداشته باشند و به انجامش رای ندادند. در واقع نمایندگان اصولگرا چون کار ویژهشان را حمایت همهجانبه از دولت اصولگرا میدانستند و اصطلاحا در حمایت از دولت داغ بودند خیلی سردی عدم اجرای مصوبات را حس نمیکردند و قبول نداشتند. اما الان همه از وضعیت اجرایی نشدن مصوبات سفرها ناراضی هستند.
* یعنی نمایندگان اصولگرا هم عدم اجرای مصوبات را تایید میکنند؟
** بله، اصولگرایان از اینکه وعدههایی داده شده و این وعدهها عملیاتی و اجرایی نشدند خرسند نیستند. الان میدانند که واقعا وضعیتی نیست که در مورد مصوبات اعتباری و تسهیلاتی خیلی امیدوار به اجرا باشند، چون الان بانکها برای مصوبات تسهیلاتی، منابع خاصی در اختیارشان نیست که از آن پرداخت کنند. بانکها الان وضعیتشان خیلی بد است؛ بدهیهای بسیار کلانی به بانک مرکزی دارند، مطالباتشان را هم نتوانستند دریافت کنند، پس نمیتوانند پرداخت جدیدی داشته باشند. باید به صراحت بگویم مصوبات تسهیلاتی که در دور چهارم مصوب میشوند، اجرایی نمیشوند.
* و دسته دیگر از مصوبات، مصوبات اعتباری است؟
** در این مصوبات دولت متعهد میشود که در فلان منطقه سرمایهگذاری میکند.
* خب اینکه خوب است.
** نه، چون در خیلی از مناطق محروم میگویند به شرط اینکه بخش خصوصی مشارکت کند دولت تا 49 درصد در اجرای پروژهها مشارکت میکند. این دسته از مصوبات هم اجرا نشدند و همچنان روی کاغذ ماندند؛ مثلا من یک مورد را از دور دوم سفرها خدمتتان عرض میکنم. یکی از مصوبات اعتباری، احداث هشت کارخانه بزرگ در استان ایلام بود. شاید بگویم که شاهبیت سفر دولت به استان ایلام در دور دوم سفرها همین مصوبه بود که هنوز اجرا نشده است. یا مثلا در ارتباط با بروجرد تصویب کردند در صورتی که بخش خصوصی مشارکت کند دولت هم مجوز میدهد که در بروجرد فرودگاه احداث کنند. مگر دولت قرار است اگر بخش خصوصی در جایی خواست فرودگاه احداث کند مانع شود؛ مگر قرار است مجوز ندهد که میآید چنین مصوباتی را مطرح میکند. این مصوبات که من به آنها مصوبات تعارفآمیز یا تبلیغاتی لقب دادم مصوباتی هستند که نمیدانم اصلا فلسفه وجودیشان چه هستند. باید بگویم در جاهایی که دولت برنامهای ندارد و توانش در حدی نیست که کار عمرانی کند به شکل تبلیغاتی مصوباتی تعارفآمیز را روی کاغذ مینویسد.
* ریشه این تعارف بیشتر در استاندارها و مسوولان استانی است یا هیات دولت؟
** در هر دو؛ دل مردم را خوش میکنند که دولت به فلان مشکل یا خواستهشان توجه کرده است. این مصوبات عمدتا پاسخ نادرست و غلط به مطالبات مردم است. مثلا در بروجرد آرزوی دیرینه مردم این است که در آنجا فرودگاه داشته باشند، دولت این مصوبه را داشته، در واقع نخواسته بگوید که خود دولت این پروژه را اجرا میکند و نخواسته برای خودش تعهد ایجاد کند. در نتیجه گفته در صورتی که بخش خصوصی در اینجا فرودگاه احداث کند دولت مجوزش را میدهد، یعنی مگر قرار است در جاهای دیگر اگر بخش خصوصی کاری کند دولت به بخش خصوصی مجوز ندهد یا مانع شود. مثلا در استان ایلام گفتند اگر بخش خصوصی در یکی از شهرستان برای احداث پتروشیمی مثلا در دهلران سرمایهگذاری کند دولت هم تا 10 درصد مشارکت میکند. این هم واقعا از آن طنزهاست که اگر بخش خصوصی بخواهد 90 درصد را تامین کند آن 10 درصد را هم دولت مشارکت میکند؛ چه سرمایهگذاری برای 10 درصد خودش را محتاج به دخالت دولت میکند. اینگونه مصوبات در واقع پاسخ ناصحیحی به مطالبات صحیح مردم است.
* ظاهرا مسابقهای بین استاندارها وجود دارد و تلاش میکنند که هر استانی مصوبات بیشتری داشته باشد و جلسه هیات دولتش بیشتر طول بکشد؛ ریشه این امر را بیشتر چه میدانید؟
** شما ببینید فقط در یک استان خاص نیست، در همهجا این اتفاق افتاده و این نشان میدهد که رویهای در خود دولت هست که اعلام کنند فلان تعداد مصوبه را در فلان منطقه داشتند؛ یعنی هر چه تعداد مصوبات را بالاتر نشان دهند افتخار بیشتری نصیبشان شده اما به فکر این نیستند فردا نارضایتی و ناامیدی که به دنبال عدم اجرای این مصوبات ایجاد خواهد شد و بیاعتمادیای که نسبت به مسوولان به وجود میآید و سرمایه اجتماعیای که از دست میرود را چگونه جبران میکنند. اگر ارزشیابی شود با توجه به هزینههایی که پرداخت میشود واقعا ارزش دارد که اینچنین وعدههای برآوردهنشدنی به مردم داده شود، قطعا که جواب منفی است.
* اما برخی معتقدند این سفرهای استانی ایده جدید دولت احمدینژاد بوده و کشورهای دیگر درخواست الگوبرداری از این ایده را دارند.
** نمیدانم واقعا چه کشورهایی این درخواست را کردند. چنین وضعیتی صحت ندارد و بنده نمیتوانم بپذیرم که واقعا اینچنین درخواستهایی واقعی باشد. البته در مورد هدفمند شدن یارانهها هم این حرفها زده میشود؛ این ادبیات در واقع تبدیل به یک الگوی رفتاری شده تا به طرفداران نشان دهند این کارها آنقدر مثبت است که از جاهای دیگر هم درخواست الگوبرداری میشود.
* شما به عنوان یکی از منتقدان آیا تا به حال گزارشی در این زمینه تنظیم کردهاید؟ با توجه به اینکه تحقیق و تفحص شما رد شد، اساسا گزارشی از این سفرها تهیه شده؟
** گزارشهایی هست که انتشار یا عدم انتشارش به نظر برخی مسوولان ارتباط دارد. اما مسوولان دولتی هم که در ارتباط با آن بحث تحقیق و تفحص به کمیسیون بودجه و محاسبات مجلس آمدند ارزیابی مناسب و دقیقی برای گفتن نداشتند که به ما بگویند.
* یعنی آماری نداشتند؟
** آمار خاصی به آن معنا نداشتند؛ البته بعضا آمارهایی را اعلام میکردند که واقعی نبود.
* یعنی گزارش مبسوطی از سه و نیم دور سفر هیات دولت به سراسر کشور وجود ندارد؟
** خیر. وقتی کار نشده، گزارشی هم ارایه نمیشود. حالا اگر این مصوبات تحقق یافته بود 1000 گزارش کتبی و تصویری ارایه شده بود.
* پس اگر وجود ندارد، چطور یک اتفاقی چهار دور تکرار میشود. چون دولت همواره قبل از اینکه وارد جایی شود اعلام میکند که 98درصد مصوبات اجرا شده.
** یک سری گزارشها را استانداران میدهند و تایید عملکرد خودشان است. چند عدد را بالا و پایین کردن که کاری ندارد. آنچه که من خودم ملاحظه کردم و به دستم رسیده و در جریان تلاش برای توصیف تحقیق و تفحص از سفرهای استانی برای بنده ارسال شد این است که گزارشهایی که استانداران میدهند چندان واقعی نیست. مبنای اینکه اعلام میکنند در فلانجا این درصد پیشرفت مصوبات داشتیم هم، همین گزارشهاست.
* شما هیچوقت سوال نکردید که چرا نتیجه این 98درصد اجرا را نمیبینید.
** ما به کرات این مسایل را مطرح کردیم. در ارتباط با حوزه انتخابی خودم این را عنوان کردم که اگر این مصوبات 98درصد اجرایی شده، پس نتایجش کجاست که ما نمیبینیم؟ اگر اجرا شدند باید این عمران و آبادانی در زمین باشد، مصوبات سفرهای استانی را در آسمان که اجرا نکردند.
* پس شما میگویید اصرار دولت بر ادامه این سفرها به دلیل وجه تبلیغاتی است؟ با کدام دلیلی این بحث تبلیغاتمحوری را مطرح میکنید؟
** مثلا در ارتباط با بیکاری یک بحران خیلی جدی الان در کشور وجود دارد. رهبری هم بارها به این موضوع اشاره کرده که دولت به معضل بیکاری توجه کند. دولت نمیتواند مشکلات را حل یا سازندگی ایجاد کند اما به نحوی میخواهد اعلام کند که مشکل را حل کرده؛ در مورد سال گذشته اعلام شد که یک میلیون و 600 هزار شغل ایجاد شده و برای امسال هم اعلام کردند 5/2 میلیون شغل ایجاد میکنند.
* خب این چه اشکالی دارد؟
** اشکالش در این است که عملا اگر این وعدهها درست باشد، باید تا آخر سال چهارمیلیون و صد هزار شغل ایجاد شود.
* اینکه خوب است؟
** اگر این اتفاق بیفتد، ما نیاز به وارد کردن نیروی کاری از خارج داریم. چون خودشان میگویند که در سال گذشته سه میلیون نفر بیشتر بیکار وجود نداشته که اگر اینطور باشد، باید حدود یک میلیون نفر نیروی کار از خارج از کشور تا آخر امسال وارد کنند. با این اوصاف مشکل اشتغال حل شده و باید به فکر توسعه خوابگاهها برای اسکان کارگران خارجی بود. ولی ما میبینیم که واقعیت اینطور نیست و به هر خانوادهای که وارد میشویم یک نفر که هیچ، چند نفر بیکار دارد.
* پس چرا میگویند جاهایی که آقای احمدینژاد میروند استقبال زیادی از او میشود؟
** استقبالی که صورت میگیرد بیشتر از آنچه که به دلیل حب احمدینژاد باشد، به دلیل نیازهای مردم است. میخواهند نامههایشان را برای رفع و رجوع زندگی روزمره تحویل دهند؛ البته بنده منکر نیستم که ایشان به هر حال طرفدارانی هم دارد. اما خیلی از کسانی که به استقبال ایشان میروند کسانی هستند که برای طرح مشکلاتشان به سمت ایشان هجوم میبرند.
* و همین مثبت نیست؟
** این مثبت تلقی نمیشود؛ یعنی این خواستهها و نیازهای مردم است که برآورده نمیشود. چند دوره مردم در جریان سفرهای استانی مسایل و مشکلاتشان را طی نامههای فراوان اعلام میکنند و بعضی اوقات تعداد نامهها با تعداد خانوارها در یک استان برابری میکند؛ کجای این افتخار دارد؟ از طرف دیگر ما میبینیم این نامهها پاسخهای مناسب و مثبتی هم دریافت نمیکنند.
* اما در دولت جایی وجود دارد که میگویند نامهها را آنجا تجمیع و بررسی میکنند و بعد پاسخ داده میشود و اینجا هم آماری میدهند که مثلا به 98 درصد نامهها پاسخ داده شده.
** ما پاسخها را دیدهایم. خیلی از نامهها درخواست شغل است که به فلانجا ارجاع میدهند که بررسی شود و این را به عنوان پاسخ تلقی میکنند. بررسی شود، به معنای این نیست کسی که بیکار است حتما سرکار برود و مشکلش حل شود؛ آن نامه با پارافی مبنی بر اینکه بررسی شود، به ادارهای میرود و با پاسخ اینکه ظرفیت استخدام نداریم و اگر ظرفیتی بود از طریق رسانهها اعلام میشود، مواجه خواهد شد. اگر اینطور باشد من نماینده خیلی از این نامههای استانی مینویسم. بنده به عنوان نماینده به کسانی که به دفترم مراجعه میکنند میگویم که اغلب این نامهها به لحاظ اجرایی، ارزشی ندارند اما به درخواستشان نامه مینویسم. اگر واقعا این نامهها به عنوان عملکرد دولت محسوب شود، ما هم از این نامهها زیاد مینویسیم؛ تعداد همین نامهها و افزایش آنکه عمدتا برای کار است و وام نشان میدهد هم میزان فرصتهای شغلی و هم وضعیت اقتصادی در شرایط مناسبی نیست. اگر بود، مردم بیکار نبودند از صبح توی صف نامهنویسی بایستند و درخواست کار و وام کنند. اگر مصوبات سفرهای قبلی انجام شده، اگر فرصتهای شغلی بنا بر اعلام دولت ایجاد شده، اگر 98 درصد برنامههای دولت تحقق پیدا کرده، پس این همه نامه نشان از چیست؟ این هجوم برای بیان مشکل از کجا میآید؟ خیلیها که به من مراجعه میکنند همواره به آنها میگویم این نامهها هیچ ارزشی ندارد، به نامههایی که برای استخدام میبرند هیچجا ترتیباثر داده نمیشود. این نامهها بیشتر از آنچه که نشاندهنده عملکرد دولت باشد، نشانه وضع نابسامان اقتصادی است.
* و این سفرها ادامه مییابد؟
** به نظر من به دلیل همان رویکرد تبلیغاتی تا انتخابات ریاستجمهوری آینده ادامه مییابد.
* و این چه ربطی به انتخابات ریاستجمهوری آینده دارد.
** قطعا احمدینژاد هدفهای دیگری را از این سفرها دنبال میکند. در کوتاهمدت به انتخابات نهم نگاه دارد و در بلندمدت برای دور آتی انتخابات ریاستجمهوری برنامههایی دارد.
* اگر این نامهها نشان وضعیت نامطلوب است، تنها نمیتوان به دولت انتقاد کرد چون مجلس هفتم و هشتم در اختیار اصولگرایان بوده.
** با وجود اینکه دولت و مجلس در اختیار اصولگراها بوده و همهچیز کاملا در اختیار اینها بوده، میبینیم که عملکردشان عملکرد قابل دفاعی نیست. اگر بود، نوبتی از زیر بار آن شانه خالی و همدیگر را به کمکاری متهم نمیکردند. در واقع نه به لحاظ اقتصادی توانستند پاسخگوی نیازهای مردم باشند و نه به توسعه سیاسی پرداختند. آنان همواره به دولت اصلاحات انتقاد میکردند که بحث توسعه سیاسی را مطرح میکند و توسعه اقتصادی را نادیده گرفته نهایتا با وجود درآمدهای هنگفت نفتی که برابری میکند با دولتهای گذشته و در اختیار اصولگراها بوده؛ نه به توسعه اقتصادی و نه به توسعه سیاسی توجه جدی نکردند.
* چرا الان برخی از اصولگراها بهخصوص در مجلس میگویند حاکمیت کاملا در اختیار اصولگراها نبوده و دولت خیلی اصولگرا حساب نمیشود!
** به دلیل عملکردی که دولت داشته اصولگراها هم سعی میکنند به نحوی بگویند احمدینژاد اصولگرا نیست تا در نگاه مردم به شریک بودن در عملکرد دولت متهم نشوند. اما به هر حال مجلس و دولت در اختیارشان بوده و این توجیه مناسبی برای وضعیت کشور نیست. زیرا اصولگرایان هم شریک عملکرد دولت هستند.
* نقش مجلس در این وضعیت چیست؟
** مجلس هفتم و هشتم تا حدودی در اختیار طیف طرفدار دولت بود. گرچه اینها همواره اکثریت را در اختیار نداشتند اما بر همه اصولگراها تاثیرگذار بودند و در بسیاری از موارد سایر اصولگرایان را با خودشان همراه کردند. از این لحاظ میتوان گفت که توانستند در آرایش داخلی مجلس تاثیرات بسیار زیادی داشته باشند. حتی در مواردی هم به شگردهای غیردموکراتیکی متوسل میشدند و اجازه نمیدادند که نطق نمایندگان اصلاحطلب به خوبی ادا و انتقادها مطرح شود؛ اما حالا میبینیم خیلی از نمایندگان شاخص اصولگرا منتقد دولت شدهاند و راهشان را جدا کردهاند.
* در واقع عملکرد دولت باعث شد مجلس اصولگرا کمکم از دولت دور شود و اصولگرایان قید حمایتهای همه جانبهشان را بزنند.
** اختلافاتی بین خود اصولگراها پیشآمد. در دور دوم ریاستجمهوری، احمدینژاد سعی کرد خودش را مستقل از بقیه اصولگراها نشان دهد و اصولگراها را دنبال خودش بکشاند. نمیخواست به عنوان نیروی آنها مطرح باشد. میخواست آنها به عنوان نیروی احمدینژاد شناخته شده باشند و این جا بود که چالشهای بیشتری میان اصولگراها شکل گرفت و به سمت دو قطبی طرفدار دولت و منتقد دولت پیش رفتند.
* با توجه به اینکه در آستانه انتخابات هستیم، به نظر شما این روند همچنان ادامه مییابد؟
کشور ما کشوری است با 75 میلیون نفر جمعیت، که تنوع دیدگاهها و سلایق امر واقعی است. میطلبد که در عرصه سیاسی به سمتی پیش برویم که این تنوع دیدگاهها و سلایق را لحاظ کنند. اگر قرار بر این باشد که یک گروه بخواهد ادعای نمایندگی کل ملت را داشته باشد، پاسخ مناسبی به دیدگاهها و نظرات مردم داده نمیشود.
* آیا برای عدم ادامه روند یکپارچه شدن ارادهای میبینید؟
** اگر دنبال برونرفت از این شرایط و اگر دلسوز کشور هستند، باید اجازه دهند که از فرصتهای فکری دیگر استفاده شود. من امیدوارم این فرصت ایجاد شود و منافع شخصی و گروهی جای خودشان را به منافع ملی دهند.
* الان در فاصله دو ماه به انتخابات هستیم. آیا نشانههای جدی از گشایش میبینید؟
** نه! خیلی امیدی به گشایش خاصی نیست. دستکم تا پایان دولت. آن طوری که ما الان میبینیم مشارکت وسیع و گسترده اصلاحطلبان وجود ندارد قطعا مجلس آینده در اختیار اصولگرایان خواهد بود.
* و اصلاحطلبان تلاش جدی برای گرفتن قدرت دارند؟
** نه!
* پس پیشبینی شما این است که این روند یعنی حاکمیت اصولگراها دستکم تا دو سال دیگر ادامه دارد؟
** شاید هم بیشتر.