* آقای نوری، شما اصلاحطلبی را چه میدانید؟
** یک سیستم زنده و پویا مانند یک ارگانیزم دارای حیات میبایست دائما در حال بازنگری و اصلاح خود باشد. کلمه Reformation (رفرم) در خود تداوم را مستتر دارد. ضمن این که خاصیت هر واحد زنده تولد دوباره و بازسازی است.
نظامی که خود را بینیاز از اصلاحات بداند یک نظام زنده و پویا نیست البته اصلاحات با تحولات بنیادین و دگرگونیهای ناگهانی کاملا متفاوت است. اطلاحطلبی عناصری از صبر، عمق نظر و بینش دقیق را میطلبد و بیشک با جنجالآفرینی و استغنای از تدبیر و اندیشه برداشتن هیچ گام اصلاحطلبانهای ممکن نخواهد بود.
* آیا وحدت گروههای دوم خرداد شکننده است؟ و اساسا آیا این اتحاد در صورت پیروزی آنان در مجلس ششم ادامه خواهد یافت؟
** شکننده بودن اتحاد اصلاحطلبان به نظر من اصطلاح دقیقی نیست. هر ائتلاف و اتحادی را میبایست در دو وجه مورد مطالعه قرار داد. یکی سطح بنیادین و استراتژیک قضیه است. من تصور میکنم اکثر قریب به اتفاق نیروهای اصلاحطلب به این واقعیت مهم پی بردهاند که تحولات دموکراتیک و جامعهشناختی از یک سو و تغییر مناسبات بینالمللی از سوی دیگر ضرورت بازنگری در شیوههای رفتاری را به خوبی نشان داده است. بنابراین در این زمینه نیروهای اصلاحطلب نه تنها دارای یک اتحاد شکننده نیستند بلکه کاملا متفقند. در مورد مسائل جزئی از جمله روابط ساختاری یا تعیین کاندیداهای به خصوص و... اینها مسائلی است که به نظر من با نهادینه شدن اندیشههای حزبی و سعهصدر فردی قابل حل خواهد بود.
* نظر شما در مورد آنچه که تقسیمبندی «خودی ـ غیرخودی» عنوان میشود، چیست؟
** اولا چنین تقسیمبندی پایه و مبنای حقوقی و قانونی ندارد. دوما اگر هم کسانی به این تقسیمبندی معتقد باشند، بایستی شاخصهای هر گروه را تعیین کنند. در وهله سوم، اگر ما به چنین مفهومی فکر کنیم، این در رابطه با مردم و حکومت است و نه بالعکس. به این ترتیب که از نظر مردم کسانی که با استفاده از فرصتهای نابرابر و با روشهای غیردموکراتیک به قدرت دست یافته باشند، غیرخودی هستند و کسانی که با استفاده از فرصتهای برابر و با روش دموکراتیک به قدرت برسند، خودی هستند.
* حذف نیروهای دگراندیش و خارج از حاکمیت از صحنه انتخابات یا امکانهای دیگر را چگونه ارزیابی میکنید؟
** به نظر من چارچوب رفتار سیاسی در جامعه بایستی قانون اساسی باشد. هر نوع عملکرد خارج از قانون اساسی ـ که میثاق ملی و فصل مشترک نیروهای داخل نظام است ـ در اصل ضربه زدن به ثبات نظام و تخطی از میثاق ملی است. بنابراین حذف غیرقانونی هر نیرویی ـ در اصل تضعیف نظام است. خیال باطلی است که عدهای گمان کنند با حذف اندیشههای منتقد و مخالف میتوانند به ثبات قدرت برسند، خیالی باطل است.
* برخی خاتمی را اصلاحطلبی میانهرو و عبدالله نوری را اصلاحطلبی رادیکال میدانند، شما چه عقیدهای دارید؟
** میان موقعیت آقای خاتمی و آقای نوری تفاوتهایی وجود دارد. همچنین در هر مقایسهای باید به این مهم توجه داشت که اصلاحات یک سیستم منسجم و به هم پیوسته است که در آن هر جزء وظیفه متناسب با قابلیت، موقعیت و توان خود را به عهده دارد. اگر جبهه اصلاحطلبان را در ایران یک مجموعه به هم پیوسته بدانیم. به نظر من هر دو این بزرگواران براساس مختصاتی که برشمردم وظیفهای خاص خود بر دوش دارند.
* چرا اغلب اصلاحطلبانی که پس از دوم خرداد بیشتر شاخص شدهاند، به نقد گذشته خود نمیپردازند؟
** کسی که به نقد رفتار خود نپردازد را اصلا نمیتوان اصلاحطلب دانست. اصلاحطلبی با نگاه منتقدانه به گذشته و برای آن که گذشته را چراغ راه آینده قرار دهیم، عجین است.
* برخی معتقدند عبدالله نوری پس از انتشار «خرداد» و تماس بیشتر با بدنه اندیشمند جامعه و اصلاحطلبان به نتایج و دستآوردهای جدیدی رسید و یا برخی عوامل دیگر در موضعگیریهای ایشان موثر بود. نظر شما چیست؟
** باور آقای عبدالله نوری بر دفاع از حقوق مردم به هیچوجه تغییر پیدا نکرده بلکه در ظرف زمانی و مکانی متفاوت به شکلهای مختلف بروز کرده است. ضمن این که اصولا کسب یک دیدگاه تکاملی برای هر شخصیت سیاسی یک نقطه مثبت و قابل احترام محسوب میشود.
* آیا در صورت ورود به مجلس، خود را متعهد به دفاع از حقوق مخالفان میدانید؟
** من خود را متعهد به پاسداری از حقوق مصرح تمامی ملت ایران در چارچوب قانون میدانم. البته خوشبختانه قانون اساسی این امکان را پیشبینی کرده است که اگر اراده قاطبه مردم بر تغییر بندهایی از آن تعلق گرفت. امکان این تغییر وجود داشته باشد.
* به نظر شما مجلس ششم در مواجهه با مقولههایی همچون «آزادی احزاب سیاسی مستقل و منتقد»، «لغو نظارت استصوابی»، «نظارت بر عملکرد نهادها» و... چگونه عمل خواهد کرد؟
** عملکرد نمایندگان مردم در مجلس ششم با عملکرد مردم در روز 29 بهمن، نسبت مستقیم دارد. بدیهی است که اگر ملت ایران با ارادهای عمیق و با پافشاری بر اصول اصلاحطلبانه و با شرکت گسترده در پای صندوقهای رای به نمایندههایی رای دهند که بر پیگیری و تحقق حقوق ملت و پیشبرد جدی اصلاحات تاکید داشته باشد. شاهد تحول اساسی در بسیاری از مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه خواهیم بود. همه باید بدانیم که ایران زمین کشوری است با امکانات خدادای فراوان، نیروی انسانی جوان و درصد قابل ملاحظهای از متخصصان که آن را در موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیک فوقالعادهای قرار داده است. اکنون ایران میتواند دروازه طلایی ورود به بازار گسترده آسیای میانه و منطقه قفقاز باشد. البته لازمه تحقق این امر ادامه روند اصلاحات و همگونی و همخوانی با موازین جهانی در عین حفظ عزت ملی و اصول اعتقادی این ملت باشد. از سوی دیگر، رقم قابل توجهی از سرمایههای ایرانی در خارج از کشور وجود دارد که در صورت ایجاد یک بستر آرام و شرایط امن، قابل جذب است. به هر حال حضور گسترده ملت در پای صندوقهای رای و انتخاب نمایندگان اصلاحطلب میتواند آیندهای درخشان برای این سرزمین رقم زند.