تحولات سالهای اخیر و رویدادهایی که کشور در سه دهه اخیر باآنها روبرو بوده، گسترده و فراوان است. حجم تحولات و دگرگونیها به گونه ای است که پرداختن وتحلیل آنها نه می تواند قصد و نیت تدبیر باشد ونه اساسا کالبد شکافی مجموعه دربضاعت دو صفحه نخستین آن قرارمی گیرد.
با این همه و ازمیان حرکتهای اساسی جامعه، یک بخش خاص مورد توجه بوده وقصد آن است که برپایه مولفه های اصلی همین بخش ، مسیری برای بحث گشوده شود.
بنابر آمار و اطلاعات، گفته ها و نوشته ها و نیز عینیت موضوع ، توجه جامعه به تحصیل ، دانش و علمآموزی درطی دوره مورد بحث ازچنان شتابی برخوردار است که با همه همت دست اندرکاران دولتی و غیردولتی و تخصیص امکانات تقاضا درحدی گسترده می نمایدکه شاید در کمتر جامعه ای بتوان نمود ونمونه ای مشابه سراغ گرفت.
- رشد شتابان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و ظرفیت آنها همراه باحضور میلیونها جوان و میانسال در مراکز علمی و فرهنگی و دانشگاهی
- حضور چشمگیر دختران و درصد بالای این حضور در آزمونهای ورودی و مراکز و دوره های دانشگاهی درهمه سطوح
- تنوع وتکثیر دوره های آموزشی و رشد قابل تامل سطوح تحصیلی تا عالیترین سطح
- توجه عمیق جامعه به کیفیت آموزش و پرورش و عنایت ویژه آحاد مردم به مسیر تحصیلی و پرورش فرزندان
اینها بعلاوه عملکرد وسیع بسیاری مراکز علمی و حرفه ای - که بعضا فعالیت آنها از سوی مراجع رسمی مورد اعتراض قرار دارد - نشان می دهد خیزشی بزرگ و علاقه ای قابل توجه و تأمل درگرایش به دانش وکمال در رگهای جامعه جریان دارد و بهطور قطع ، هم انگیزه و هم نتیجه آن بسیار حائز اهمیت است .
امروز علاوه برآنکه درعمده سازمانها و موسسات خصوصی و عمومی و نیز در مناصب و جایگاههای شغلی مختلف شاهد حضور افراد تحصیل کرده و دانشگاه رفته هستیم. بر این نکته نیز واقفیم که سرریز این جمعیت که به هردلیل، مکانی برای خدمت درکشورنیافته و یا برنگزیدهاند، در مناطق دیگر جهان منشاء خدمات علمی بوده و در جمع نخبگان سهمی درخور توجه نسبت به رشد و تعالی بشر امروز دارند. البته و در همین راستا شاهدیم که بسیاری مراکز علمی و دانشگاهی معتبرجهانی با شناخت جامعه ایرانی وتوجه آن به رشدعلمی خود،کوششی وافر دربرگزاری دورههای آموزشی در کشور ما داشته و یا به جذب این استعدادها و آموزش آنها روی آورده اند. حتی درکشورهای روبه رشد نیز به لحاظ عدم تطابق تقاضا با امکانات ایجادشده، به گرایش ایرانیان به علم ودانش وفرهنگ به نگاه بازار فکر کرده و برای آن برنامه دارند.
آنچه حاصل آمده و با آن روبرو هستیم نتیجه مهندسی جامعه نیست و نمی تواند باشد، جامعه بهطور عمومی پویا و دارای تحرک است ، اجزای جامعه را میلیونها انسان بافکر و اندیشه تشکیل می دهند و برآیند تحولات اجتماعی برگرفته از میزان نبوغ و بلوغ و درک این اجزا می تواند باشد. بدین لحاظ باید خرسندباشیم که جامعه جوان امروز ما جامعه ای فهیم ، قابل ، توانمند و بافرهنگ است و به مدد آنچه آموخته وآنچه بشریت امروز از تکنولوژی و ابزار، برآن دست یافته است ، می تواند و باید در تمامی شئون، نقشی در خورتوجه و مناسب و بااهمیت ایفا کند.
مدیریت ، اقتصاد ، فرهنگ ، بهداشت ، فناوری اطلاعات و ارتباطات ، تعلیم وتربیت ، صنعت و تولید و دهها زمینه دیگر عرصههایی هستند که جامعه فرهیخته و اندیشمندما بایدبرآن اثر بگذارد و باید انتظار و توقع داشته باشیم که این مهم، به سرانجام مطلوب برسد.
ترقی و تعالی کشورها نه در ابزار و سخت افزار، بلکه درسرمایه انسانی آنهاست. هرگز در متون ومنابع وسوابق نمی توان کشوری راسراغ گرفت که با مردمی سطحی و بی پایه، جای پایی درمسیرحرکت بشریت برای خود باز کرده باشند، به عکس هرجا صحبت از تحولات بشری می شود به نقش انسان اشاره می رود . لذا آنچه مایه مباهات می تواند باشد آن است که جامعه امروز چه جوان وچه در سنین بالاتر، بیش از تمامی جنبه های دیگربه توسعه خود پرداخته و باید جهان این را بپذیرد و خودمان آن را باورکنیم و آنچه انتظارداریم بر این پایه استوار سازیم .
بنابراین بجاست که به مسیرحرکت جامعه ، درانباشت دانش عمومی و رشد علمی و بلوغ عمومی باورداشته باشیم وبپذیریم که این جمع به اندازه و درخور، انبانی پرتوشه برپشت خوددارد و میتواند مسئولیت های اساسی را پذیرفته و برای بنای جامعه مترقی، بنیان و شالوده ای محکم را پایهریزی نماید.
مدیران امروز و آینده از این جمعند و صنایع و بنگاهها و سازمانها توسط گروههایی از این دست اداره شده و خواهندشد. حال اگر علاقهمندبه آنیم که دستاوردهای کوشش عمومی و تمامی ظرفیت انسانی بهکارگرفته شود و حاصل دهد، ضروریست فرصتها فراهم شود. در نهایت بهنظر می رسد این مهم، بیشتر از اقدامات گسترده پیچیده، به نگاهی متعالی ومناسب نیازمند است.