افشین جعفرزاده
29 بهمن 78، ایرانیان در گزینشی شرکت خواهند کرد که گزاف نیست آن را مهمترین عرصه انتخاب نمایندگان مجلس در سالیان پس از انقلاب بنامیم. گزینشی که میبایستی به تکوین مجلس بینجامد که برگزیدگان و نمایندگان تمامی سلیقهها و بینشهای امروز ایرانیان را دارا باشد، چرا؟!
ایران کنونی در یکی از حساسترین زمانهای تاریخ معاصر به سر میبرد، نیک میدانیم که اشتباه کوچکی چهبسا به بهای از دست رفتن جایگاه ارزشمند ایران در گستره جهانی سبب شده و چشمانداز تیره و تاری برای میلیونها جوان ایرانی فراهم خواهد کرد.
با نگرشی گذرا به یافتههای عددی و دانستههای آماری، ویژگیهای بحرانی ایران کنونی آشکار میشوند. پدیده فرار مغزها در بالاترین میزان خود بوده و بیکاری به شکل گستردهای حتی به لایههای دانشآموخته عالی و دانشگاهی نیز گسترش یافته است و هنجارهای اجتماعی آنگونه در هم ریخته که پدیدههایی چون اعتیاد و بهکارگیری مواد مخدر و افسردگیها و نابسامانیهای روانی بسیار فراتر از بسیاری کشورهای جهان است. این همه شاید کشوری را که هرم سنی بسیار جوانی را دارد، هر آن مستعد به بروز انفجارها و شورشهای کور خیابانی کند. شورشهایی که همگان میدانند کمترین سودی نداشته و پیآمدی به جز آسیبهای گسترده به ثروتهای همگانی نخواهند داشت و در صورت فراگیر شدن، تومار ملتی را درهم میپیچند. چنین آسیبهایی را به روشنی در بحرانهای اسلامشهر، مشهد و... شاهد بودهایم.
بیان تمامی نابسامانیها و نابهنجاریها، مجالی فراتر از این نوشتار کوتاه میطلبد که درد آشکار، اما درمان مشکل مینماید. درمانی که هر گونه سستی در آن بهایی گران در اندازه از کف رفتن پیشرفت ایران فردا خواهد داشت. نگرش خود را فراختر کنیم. دیگران چه کردهاند؟
به روشنی آشکار است که در آستانه ورود به هزاره سوم میلادی، کمتر کشوری بدون پیگیری روندی آشتیجویانه به کامیابیهای سیاسی و اقتصادی رسیده است. دیگر همگان نیک میدانند که هر گونه آسایش و پیشرفتی جز در پرتو پیگیری دگرگونیها و رفرمهای سیاسی ممکن نیست و رشد یکسویه معیارهای اقتصادی بدون فرایند اصلاح سیاسی سرانجامی همچون اندونزی دوران سوهارتو نخواهد داشت. از این روست که اکنون «عبدالرحمن وحید» و «مگاواتی سوکارنو»، رهبران مردمسالار اندونزی در راه آشتی ملی گام نهادهاند و گستره اصلاحات سیاسی حتی کشورهایی همچون سودان و الجزایر و کویت را درنوردیده است. چندی پیش بود که ژنرال «عمر البشیر» رئیسجمهور نظامی سودان دست دوستی به سوی «جعفر نمیری» و «صادق المهدی»، دشمنان پیشین خود دراز کرد و روندی آشتیجویانه را برگزید و «عبدالعزیز بوتفلیقه»، رئیسجمهور الجزایر به رفع اختلافات با رهبران جبهه نجات اسلامی برخاست و افرادی همچون «عباس مدنی» از زندان آزاد شدند و عفو عمومی اعلام شد. اینک در مصر و اردن، وابستگان به «اخوانالمسلمین» حضوری فراگیر در پارلمان ملی دارند و حتی در کشوری همچون کویت، خواست امیر کویت با مخالفت نمایندگان مجلس روبهرو میشود. در ترکیه نیز با هوشیاری «تورگوت اوزال» با گسترش اصلاحات سیاسی از سال 1987، منتقدانی همچون «سلیان دمیرل» و «بولنت احویت» دیگر بار مجال یافتند تا وارد عرصههای سیاسی و پارلمانی شوند و اکنون شگفت آنکه اولی رئیسجمهور و دومی نخستوزیر ترکیه هستند و حزب اسلامگرای فضیلت اگرچه منتقد سیستم کنونی است، اما بزرگترین جریان اپوزیسیون مجلس ملی را تشکیل میدهد و شهرداران شهرهای آنکارا و نظامی و توتالیتر کشورهای آمریکای جنوبی به دموکراسیهای کارآمد چندحزبی کنونی بدل شده است و تورمهای اقتصادی دهشتناک سه رقمی دهه 80 در کشورهایی همچون آرژانتین، مکزیک و برزیل جای خود را به ثبات اقتصادی کنونی دادهاند. اینک حتی کشور مقتدر بریتانیا نیز مجبور به مصالحه با مردمان ایرلند شمالی میشود.
فرایند اصلاح سیاسی گریزناپذیر است و مرور رخدادهای سده اخیر جهان به روشنی گواه آن است که هیچ رفرمی بدون گذر از معبر اصلاحات سیاسی در زمینههای اقتصادی و اجتماعی... به بار نخواهد نشست. اکنون میلیونها ایرانی در جهان آوارهاند و بسیاری دل در گرو سعادت وطن دارند. همگان شاهد پشتیبانی پرشور دهها هزار ایرانی از تیم ملی فوتبال در آمریکا بودیم که دلشان برای ایران میتپید و برای چندمین بار از کامیابی گزینش روند آشتی ملی خبر میداد و چنین روندی جز در سایه بنیاد مجلس فراگیر و دربردارنده تمامی سلیقهها و اندیشههای ملت ایران ممکن نیست. مجلسی که تمام ایدههای انسانی را پذیراست و چون منشوری تمامی رنگها را میپذیرد و در جای خود خوش میدارد و به راستی چکیده و مینیاتور تمامنمای یک ملت است. و اما نظارت استصوابی، حق ویژهای است که مجلس چهارم به شورای نگهبان واگذار کرده است و برخورداری از چنین اختیاری از همان آغاز به چالشهای فراگیری میان مخالفان و موافقان بدل شد. گروه نخست آن را سببساز نوعی انسداد سیاسی و دو درجهای بودن گزینش نمایندگان میدانند که کشور را از داشتن مجلسی فراگیر و مردمی محروم میکند و دیگران با آن موافق بوده و آن را دیدگاه قانونی نمایندگان مجلس چهارم (و نیز تصریح و تایید مجدد نمایندگان مجلس پنجم) دانسته و بر درستی آن پای میفشرند.
در این نوشتار بر آن نیستیم که پیرامون درستی یا نادرستی چنین امتیازی به مجادله برخیزیم و داوری حقوقی کنیم، نظارت استصوابی اینک وجود دارد و به مثابه شمشیر دودمی است در کف هموندان شورای نگهبان و اینان باید بدانند که آیندگان به داوری پیرامون کارنامه کنونی شورای نگهبان خواهند نشست و چنین شورایی میتواند با عملکرد آگاهانه خویش به فضای انسداد سیاسی پایان بخشد و به همگان این فرصت را بدهد تا جایگاه و وزن سیاسی و اجتماعی خویش را در محک نظر ملت ایران قرار دهند و خود را با میزان رای مردمی بسنجند.
اینک شعار ایران برای ایرانیان نویدگر شعوری است که بر آن است تا معاند را به مخالف قانونی و مخالف را به موافق و منتقد بدل سازد و در چنین فضایی است که تقسیمبندی شهروندان به خودی و غیر خودی جز آنکه زمینههای بحران را در کشور فراگیرتر کرده و از پشتوانه مردمی مجلس بکاهد، پیآمد دیگری نخواهد داشت.
ایرانیان گذرگاههای سترگی همچون نهضت مشروطیت، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب مردمی 57 را جز با حضور فراگیر و غیر گزینشی همگانی به سرانجام نرسانیدهاند. ایرانیان طلایهدار بنیاد مجلس ملی در خاورمیانه هستند. نگرش فراخ و آزاداندیشانه هیاتهای نظارت و شورای نگهبان میتواند نویدبخش حماسهای دیگر باشد. حماسهای که در انتخابات گذشته پارلمانی از ملت ایران دریغ داشته شده است. اگر قرار است پیشتاز اندیشه پر ارج گفتوگوی تمدنها باشیم، نخست باید این گفتمان را در خود انجام دهیم، فرصت گرانبهای آشتی ملی را پاس داریم که فردا بسیار دیر است و داوری آیندگان در صورت اشتباه دردناک......!