علیرضا دستافشان
محافظهکاران، همانطور که پس از انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد 76، از مشارکت بیمانند مردم تحلیلهای کاملاً وارونهای ارائه کردند. این بار نیز به جای دریافت و درک پیام 29 بهمن، همان شیوه را در پیش گرفتهاند و درصدد ارائه تفسیرهای معوجی از حضور کمنظیر مردم در پای صندوقهای رأی هستند. براساس تحلیل محافظهکاران (که به طور مثال در تاریخ 5/12/78 از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد) شرکت گسترده مردم در انتخابات حاکی از این است که سیستم موجود در کشور ما، از همه نظامهای پرسابقه مردمسالاری در جهان، دموکراتیکتر است. آن هم تنها به این دلیل که نسبت شرکتکنندگان در انتخابات به کل واجدان شرایط، عدد بسیار بالایی بوده است و نظیر آن در کشورهای مترقی جهان یافت نمیشود.
قبل از هر چیز باید گفت که استدلال فوق کاملاً بیاساس است. عددی که از تقسیم تعداد شرکتکنندگان بر تعداد کل واجدان شرایط در انتخابات به دست میآید به هیچ عنوان ملاک و معیار دموکراتیک بودن یک نظام حکومتی نیست، بلکه نشانگر میزان یا نرخ مشارکت مردم و یا میزان حساسیت آنان به مسائل سیاسی است.
برای سنجش دموکراتیک بودن یک نظام معیارهای دیگری وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره میکنیم:
1. دموکراسی به معنای حق قضاوت مردم به وجه سلبی است. یعنی مردم باید بتوانند بدون نیاز به خونریزی و خشونت حاکمان را از قدرت به زیر بکشند. حق «نه» گفتن یا «حق نخواستن» مهمتر از حق «آری» گفتن است.
2. نفی درجهبندی شهروندان از دیگر خصیصههای حکومتهای دموکراتیک است. جامعه دموکراتیک جامعه «نقش»هاست، نه جامعه «کاست»ها.
3. حکومت دموکراتیک «عدالتمحور» است، نه «سعادت محور». حکومت دموکراتیک، متولی سعادتمند کردن مردم نیست. بلکه موظف به برقراری عدالت در جامعه است. به عبارت دیگر، تنها شرط آزادی، احترام به آزادی دیگران است. حکومت دموکراتیک در پی مجبور کردن مردم، ولو به خوشبخت شدن نیست.
شرح و تفصیل معیارها و موازین فوق در این مجال اندک نمیگنجد. آنچه اهمیت دارد توجه به این نکته است که نمیتوان معیار نرخ مشارکت مردم در انتخابات را فربه کرد و سایر نکات را نادیده گرفت.
بالا بودن نرخ مشارکت یا حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی از جمله ویژگیهای جوامع در حال گذار به دموکراسی است (و نه جوامع دموکراتیک تثبیت شده) و البته نشاندهنده سطح بالای حساسیت و شعور سیاسی و آگاهی مردمی است که به حقوق خود پی بردهاند.
وقتی در جامعهای دو تفکر دموکراتیک و ضد دموکراتیک در مقابل هم قرار میگیرند و در این میان، مردم فرصتی برای قضاوت بین آن دو پیدا میکنند بدیهی است که به منظور احقاق حقوق خود مشتاقانه و فعالانه در انتخابات شرکت میکنند تا جامعه در حال گذار را به سوی دموکراسی تثبیت شده هدایت کنند. اما به تدریج و با تثبیت دموکراسی، وقتی همه احزاب و گروههای رقیب در انتخابات کم و بیش دیدگاههای دموکراتیک مشابهی داشته باشند و بر سر اصول و مبانی مردمسالاری بحث و مناقشهای در میان نباشد. بالطبع از حساسیت و میزان مشارکت مردم در انتخابات کاسته خواهد شد.
حال میتوان پرسید که به راستی، انگیزه و هدف محافظهکاران از این سیستم موجود در ایران را دموکراتیکترین نظام دنیا معرفی کنند چیست؟ اهمیت این پرسش زمانی آشکار میشود که مخالفت تئوریسینهای این جناح را با دموکراسی به خاطر آوریم. به طور مثال، آقای مصباح یزدی صریحاً گفته بود: «پذیرفتن اسلام با پذیرفتن دموکراسی در قانونگذاری به هیچوجه سازگار نیست»(1). با این وصف آیا اصرار محافظهکاران بر دموکراتیک خواندن نظام (آن هم دموکراتیکتر از همه جا) سوالبرانگیز نیست؟
یکی از مهمترین اهداف محافظهکاران کند کردن روند اصلاحات و حتی متوقف کردن آن است. آنان امیدوارند که با مقایسه میزان مشارکت مردم در انتخابات 29 بهمن در جامعه در حال گذار ایران، با نرخ مشارکت مردم در دموکراسیهای تثبیت شده غربی (که یک قیاس معالفارق است) به مردم ما تلقین کنند که در روند مردمسالاری از همه دنیا پیش افتادهاند و دیگر نیازی به اصلاحات بیشتر نیست.
هشداری که باید به مردم و اصلاحطلبان داد این است که مبادا در دام چنین مغالطهای بیفتند. بیتردید حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی، جای تقدیر فراوان دارد و حاکی از حساسیت بالا و شعور سیاسی مردم ماست، ولی هرگز نباید نرخ مشارکت در ایران را با جوامع مترقی مقایسه کرد و گرفتار غرور و توهمی شد که مخالفان اصلاحات به آن دامن میزنند. وقتی روزی فرارسد که در جامعه ما هم احزاب رقیب در انتخابات، همگی دموکرات باشند، در آن زمان از میزان حضور مردم ما نیز در پای صندوقهای رأی کاسته خواهد شد و این امری کاملاً طبیعی است. ولی تا زمانی که دعوا بر سر خود دموکراسی است، باید همچنان هوشیار و مشارکتجو بود و اهداف اصلاحطلبانه را دنبال کرد.