* فتح: گروهها و احزاب سیاسی در آستانه انتخابات فعال میشوند و به اعلام مواضع سیاسی خود میپردازند. اما در بیست سال گذشته این گروهها به شکلی از ارائه مواضع اقتصادی خود طفره رفتهاند. به نظر شما علت این امر چیست؟ آیا این مسأله را ناشی از بیبرنامگی گروهها و تشکلها میدانید و یا ملاحظات خاص سیاسی در این امر دخیل هستند؟
** سلامتی: بسماللهالرحمنالرحیم. البته در مورد گروهها و احزاب سیاسی دیگر قاعدتاً خودشان باید اظهارنظر کنند که چرا برنامه اقتصادی خودشان را اعلام نمیکنند. و موضع اقتصادی خودشان را تدوین نمیکنند. به نظر من این مطلب چند دلیل دارد: یکی آنکه بعضی از این تشکلها جدید هستند و همین جدید بودنشان موجب شده است که فرصت کافی برای تدوین مواضع اقتصادی، سیاست داخلی و خارجی و فرهنگی پیدا نکنند. بعضی از تشکلها و احزاب به دلیل مشغله زیادی که اعضای آنها دارند، فرصتی برای این امر پیدا نکردند، بعضا هم به دلیل این که کار تشکیلاتی نکردهاند و تازه شروع به کار حزبی و سازمانی کردهاند و خیلی دنبال این که مواضعشان را مشخص بکنند نرفتهاند و بر ایشان جا نیفتاده است که آیا این مسأله ضرورت دارد و آیا لزومی دارد یا خیر. بعضی از گروهها را هم میشود گفت که یک تز اقتصادی ندارند، واقعاً نمیدانند که چه باید کرد و اگر بخواهند مواضع اقتصادیشان را روشن کنند به کار زیادی نیازمند هستند. بعضی دیگر هم به دلیل این که مواضع اقتصادی ارتجاعی دارند. اگر هم اصطلاح ارتجاعی به کار نبریم. باید گفت، مواضع اقتصادیای دارند که با خواست امروز جامعه تطابق پیدا نمیکند. نظراتی را دارند که این نظرات برمیگردد به حداقل 200 الی 300 سال پیش و قبل از آن به این دلیل اگر بخواهند مواضعشان را اعلام کنند. مقبولیتشان در سطح جامعه کاهش خواهد یافت. از این لحاظ استنکاف میکنند از این که دستشان را از نظر اقتصادی برای مردم باز کنند. مثلا باید بگویند که ما به نظام سرمایهداری تجاری معتقد هستیم. به نظام به اصطلاح سرمایهداری عقبافتاده صدها سال پیش معتقدیم.
البته اینها به این مواضع عمل میکنند ولی اگر آن را تبیین و اعلام کنند مقبولیتشان در جامعه کاهش مییابد و اعتماد مردم به آنها از بین میرود. در مورد تشکیلات خود ما لازم به ذکر است که ما از ابتدا در مورد این که باید مواضعمان را در همه موارد تبیین و روشن کنیم. حساس بودهایم و به همین علت تصمیم گرفتیم که عضوگیری نکنیم تا مواضعمان را دقیقا تدوین کنیم تا هرکس که در سطح جامعه بخواهد عضو این سازمان شود با اشراف کافی بر مواضع و دیدگاههای سازمان درخواست عضویت بدهد.
* س: شما به علل عدم اعلام مواضع اقتصادی گروهها و احزاب اشاره کردید و از جمله علتهای این امر را عقبافتادگی این مواضع و نگرانی از اعلام آن و در برخی موارد از تازه کار بودن این تشکلها نام بردید. اما این سوال مطرح است که چرا از این گروهها در آستانه انتخابات با وجود مشغلهها و مسائلی که شما نام بردید، به اعلام مواضع میپردازند؟
** ج: انتخابات یک پتانسیل و هیجان سیاسی را ایجاد میکند که این پتانسیل و هیجان باعث میشود که مردم مطالبات به حق خود را مطرح کنند و نسبت به آن حساسیت نشان بدهند. گروههای سیاسی هم برای این که بتوانند جلبنظر مردم را بکنند ناگزیر میشوند مسائلی را که مورد نظر و خواست جامعه است مطرح بکنند.
* س: یعنی فرصتطلبی سیاسی میکنند؟
** ج: البته گاهی میشود این تعبیر را به کار برد، اما همیشه نمیتوان این تعبیر را به کار گرفت. به این دلیل که بعضی از گروهها مجبور میشوند به تبیین مواضع خود بپردازند. یعنی وقتی که یک حزب مواضع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را مطرح میکند مردم حساس میشوند که پس مواضع دیگر گروهها و احزاب چیست؟ و در واقع این اعلام مواضع باعث میشود که دیگر گروهها و احزاب مجبور شوند که مواضع خودشان را اعلام کنند. و در واقع این یک حالتناگزیری است و نمیتوان گفت که فرصتطلبی صورت گرفته است. در میزگردها و مناظرهها این ناگزیری تشدید مییابد. یعنی برای دانشجویان و شنوندگان این سوال پیش میآید که کسانی که میخواهند لیست نامزدهایشان را بدهند برنامههای اقتصادی آنها چیست؟ در اینجا نمایندگان گروهها و احزاب ناگزیر از اعلام مواضعشان میشوند. اما بعضا هم گروههایی هستند که فقط در آستانه انتخابات به اعلام مواضع خودشان میپردازند. برخی همچون چیزی برای گفتن ندارند از اعلام مواضع خود طفره میروند. گروههایی هم که چیزهایی برای گفتن دارند مخصوصاً وقتی مورد سوال قرار میگیرند مفصلتر به بیان آن میپردازند.
* س: برخی از گروهها و تشکلهای سیاسی در آستانه انتخابات شعارهایی را مطرح میکنند و وعدههایی میدهند که اساسا نه توان و نه امکان عملی کردن آن را دارند و این امر موجب میشود که در صورت انتخاب شدن باعث سرخورده شدن مردم شود نظر شما در اینباره چیست؟
**ج: ببینید وقتی یک حزب یا گروه سیاسی مواضع اقتصادی خودش را اعلام میکند به این معنی است که اگر قدرت را در مجلس یا دولت در دست بگیرد آن سیاستها را اعمال خواهد کرد. به عنوان نمونه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری جناح راست سنتی ناچار شد مواضع اقتصادی خودش را ولو مجمل اعلام کند. آنها اعلام کردند که ما به نظام سرمایهداری تجاری معتقد هستیم و وقتی که قدرت را به دست بیاوردیم به تجارت اولویت میدهیم. یعنی محور اقتصاد را تجارت قرار میدهیم. اینها اگر احیانا دولت را به دست میگرفتند کشاورزی را در درجه دوم و سوم قرار میدادند و محور را تجارت قرار میدادند و در نتیجه در حول محور تجارت کارها شکل میگرفت. چون قدرت را به دست نیاوردند. این مسأله نیز منتفی میشود. حالا اگر یک حزب یا تشکل دیگر میگفت من صنعت را محور قرار میدهم وقتی به قدرت میرسید همین کار را انجام میداد و در صورتی که قدرت را به دست نمیآورد این قضیه منتفی میشد.