علی صالحآبادی
حضور گسترده و بیسابقه مردم در پای صندوقهای رای در روز جمعه، همگان بویژه نخبگان را در تهران و شهرستانها غافلگیر کرد.
این حضور و رای به اصلاحطلبان و عدم تمایل مناسب به آقای هاشمی رفسنجانی در تهران پدیدهای است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه حضور تودهای مردم پیامی است به دستاندرکاران نظام که به خواست اکثریت تن دهند. مطالبات آنها را جدی تلقی و سیاستهای کلیشهای و مردمگریز گذشته را در ابعاد سیاسی و فرهنگی اصلاح کنند. مسئولان باید «پرونده حذف» را مختومه و با جوانان با مهربانی و عطوفت برخورد کنند و بدانند که استفاده از نظریه استصوابی نه تنها برای بقای آنها سودمند نیست؛ بلکه مردم را در برابر آنها مصمم و رادیکالتر میکند.
آنان در مواقع ضروری، ناگهان به عرصه میآیند و اینچنین همه را مات میکنند. جناح راست اگر عاقلانه بیندیشد به این نتیجه میرسد که «جلوی ضرر از هرجا که گرفته شود، نفع است» و «ماهی هر وقت از آب گرفته شود تازه است»، بنابراین جناح انحصار که با رفتار و سیاستهایش تاکنون ضررهای هنگفتی به کشور وارد کرده و به همین خاطر هم مردم از آنها گریزان شدهاند، در حال حاضر و پس از اعلام رسمی نتایج انتخابات بر سر یک دو راهی و پیچ خطرناک قرار گرفته است. آنان یا روش گذشته را ادامه خواهند داد که در این صورت به بیراهه رفته و یا در دره سقوط خواهند کرد. بنابراین زمان اتخاذ تصمیم، همین حالاست و نه آینده.
در روزهای اخیر برخی نظرسنجیهای امیدوارکننده از سوی بعضی گروهها در مورد وضعیت آقای هاشمی در بین 30 نفر نامزد نمایندگی شهر تهران انتشار یافت که با واقعیتهای موجود در متن مردم فاصله داشت و این، نشانگر دور بودن دستاندرکاران برخی احزاب از واقعیتهاست نزدیکان و مشاوران آقای هاشمی رفسنجانی شرایط وی را در افکار عمومی مشابه مجالس اول تا سوم میدانستند و صداوسیما هم همگام با آنان بر همین باور بود. ایشان در مجالس دوم و سوم در بین 30 نفر، نفر اول بود و بیش از 80 درصد آرای رأیدهندگان تهرانی را با خود همراه داشت. در انتخابات ریاست جمهوری سال 68 حدود 92 درصد آرا را کسب کرد که در نوع خود بیسابقه بود. این رقم در دوره دوم ریاست جمهوری وی به 58 درصد نزول کرد.
این افول در همان موقع میتوانست زنگ خطری برای مرد قدرتمند جمهوری اسلامی باشد و منجر به اتخاذ سیاستها و روشهای نوین باشد که نشد و در عوض روشهای قبلی از جمله سیاستهای تعدیل و سیاستهای فرهنگی تداوم یافت و آقایان میرسلیم و فلاحیان در پستهای خود ابقا و تقویت شدند و به ناهنجاریهای اجتماعی و سیاسی به گونهای افزودند که جبران آن هرگز ممکن نشد. انتخابات روز جمعه حماسهای پرشور و در تاریخ 20 ساله کشور بیسابقه بود. نحوه حضور مردم و گرایش آنها به اصلاحطلبان و عدم حمایت از کاندیداتوری آقای هاشمی کلیدیترین فرد نظام جمهوری اسلامی نشانی از عزم ملتی است که به پا خاسته و با رای خود قصد دارد اوضاع را تغییر دهد و مطالبات خود را به کرسی بنشاند.
مردم هنگامی که در انتخابات دوم خرداد و شوراها به وضوح دیدند رای آنها خوانده میشود و در اوضاع عمومی کشور موثر و سرنوشتساز است، در روز 29 بهمن به گونهای در عرصه انتخابات حضور بهم رساندند که میتوان آن را «نمادین» یک رفراندوم برای کشور تلقی کرد تا انتخابات. بنابراین لازم است همه دوستداران اصلاحات حضور مردم را پاس بدارند و مطالبات مردم را نخست شناسائی و بهترین راههای عملی تحقق آن را نیز مدنظر داشته باشند.
نخبگان و فعالان سیاسی نیز فرصت را غنیمت شمرده و ضمن احترام به آرا مردم همگام و همسو با نمایندگان مجلس که جریان غالب آن اصلاحطلب است، در زمینه نهادینه شدن مطالبات و خواستههای مردم گام بردارند. در صورت جدی دانستن این مقولات و توجه به آنها میتوان انتظار تداوم حضور مردم را در آینده انتظار داشت در غیر اینصورت جناح اصلاحطلب کنونی نیز مشابه جناح انحصارطلب، در آینده با «نه» مردم روبرو خواهد شد. چرا که این مردم هستند که جنبش اصلاحطلبی را به پیش میبرند.