تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۳۶۵۲۸

روسیه و تنش‌های سیاسی


بی‌تردید مهم ترین رویداد سیاسی داخلی روسیه در سال میلادی 2011، انتخابات چهارم دسامبر (13آذرماه) برای تعیین سرنوشت پنج ساله 450 کرسی مجلس دوما یا سفلی پارلمان بود که در آن، حزب حاکم (روسیه واحد)، احزاب (کمونیست روسیه)، (روسیه عادل) و (لیبرال دموکرات) حاضر در دوره پنجم دوما، با گذر از مرز حداقلی کسب هفت درصد آرا، موفق به تثبیت حضور دوباره خود شدند.
در این انتخابات، حزب حاکم به رهبری «ولادیمیر پوتین» نخست وزیر کنونی با کسب 49 درصد آرا، 236 کرسی دوما را تصاحب کرد.
این حزب با وجود پیروزی در انتخابات با ریزش جدی آرا مواجه شد و حدود 80 کرسی پارلمان را از دست داد و به این ترتیب، اکثریت مطلق را که برای تصویب لوایح قانونی بدون نیاز به ائتلاف با احزاب دیگر پارلمانی لازم است، از دست داد.
انتخابات دوما به عنوان معیار پیش بینی و سنجش موفقیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که قرار است چهارم مارس 2012 برگزار شود، اهمیت فراوانی دارد.
در انتخابات دوما، حزب روسیه واحد نیمی از آرا را به دست آورد و به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که پوتین رهبر این حزب، حمایت 50 درصدی مردمی را دارد و نتایج آخرین نظرسنجی بنیاد افکار عمومی روسیه نیز این برآورد را تایید کرد.
نتایج انتخابات پارلمانی همچنین باعث بروز برخی نارضایتی ها بین گروه های سیاسی دست راستی و لیبرال ها شده است، به نحوی که در هفته های اخیر در دو تظاهرات در پایتخت روسیه و نیز اجتماعات اعتراض آمیز در چندین شهر، به نتایج انتخابات دوما اعتراض کرده و خواهان رأی گیری مجدد شدند.
حکومت روسیه نیز تلاش کرد، با اتخاذ سیاست هایی، اعتراضات به نتایج انتخابات را مورد توجه قرار دهد و موجبات حفظ آرامش کشور را در شرایطی که حدود دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، فراهم کند.
در همین رابطه، (دیمیتری مدودف) رئیس جمهور روسیه وعده داد لایحه انتخابی بودن استانداران به جای انتصاب آنها را به دوما ارائه کند.
این خواسته از زمان انتصابی شدن استانداران در 10سال پیش همواره از طرف مخالفان حکومت به عنوان یکی از شاخص های بی توجهی به حقوق مردم مطرح بود و عقب نشینی دولت در این زمینه از سوی مخالفان دستاورد بزرگی در راستای نهادینه کردن مردمسالاری در روسیه تلقی می شود.
فضای سیاسی داخلی روسیه در سال جاری همچنین شاهد رویدادهای مهم دیگری همچون برکناری (سرگئی میرونوف) رئیس شورای فدراسیون (مجلس سنا) روسیه از سمت خود بر سر اختلاف با سران حزب حاکم (روسیه واحد) بود و موجب شد پس از ترک این مسئولیت به ریاست حزب روسیه عادل برگزیده شود. هرچند به دنبال این اتفاق، بسیاری از کارشناسان سیاسی احتمال دادند حزب روسیه عادل به رهبری میرونوف در انتخابات دوما بتواند رقابتی جدی و نزدیک با حزب حاکم داشته باشد، ولی نتایج انتخابات دوما و قرارگرفتن حزب روسیه عادل در جایگاه سنتی سومی نشان داد که میرونوف سیاستمداری نیست که بتواند برای سران حزب حاکم تهدیدی جدی باشد.
راه اندازی حزب (راستگرا) توسط (میخایل پروخروف)
میلیاردر روس در آستانه انتخابات دوما از دیگر رویدادهای عرصه سیاست داخلی روسیه بود که جنجال زیادی برانگیخت.
وی در روزهای نخست تشکیل حزب خود از آمادگی برای به چالش کشیدن حزب حاکم در انتخابات و حتی قبول سمت نخست وزیری در صورت ارائه پیشنهاد خبر داد.
البته عمر حزب «راستگرا» بسیار کوتاه بود و در مدت کمتر از دوماه، این تشکیلات حزبی نوپا به دلیل اختلافات داخلی از هم پاشید تا این ظن را درمیان تحلیلگران سیاسی دامن بزند که این تشکل سیاسی با چراغ سبز کرملین به وجود آمد و با نظر آنان نیز از صحنه رقابتها کنار رفت تا نتواند خطری برای ادامه حکومت حزب روسیه واحد ایجاد کند.
نظام سیاسی حاکم بر روسیه در سال 2011 همچنین برای خنثی کردن تبلیغات پردامنه رسانه های غربی و نیز وابسته به جریان های سیاسی داخلی مخالف مبنی بر انحصارطلبی حزبی و محدودکردن شمار احزاب رقیب در انتخابات مختلف، با ارائه لایحه ای به مجلس، حدنصاب لازم برای ورود احزاب به دوما را از هفت به پنج درصد کاهش داد.
همچنین لایحه ای ازطرف مدودف به مجلس روسیه پیشنهاد شده است که براساس آن، ثبت احزاب سیاسی تسهیل می شود.
در مجموع می توان گفت، سال 2011 با اعتراضات گسترده معترضان به نتایج انتخابات دوما و نام نویسی از نامزدی انتخابات آتی ریاست جمهوری به پایان رسید.
روابط روسیه و آمریکا
روابط روسیه و آمریکا که از سال 2010 با اعلام نوسازی روابط از طرف باراک اوباما و مدودف روند خروج از رکود یافته بود، از نیمه دوم سال 2011 بار دیگر به سردی گرایید و تنش های دوجانبه پس از انتخابات دوما به شدت افزایش یافت.
علت اصلی سردی روابط، طرح سامانه موشکی آمریکا در اروپا است که به بهانه تأمین امنیت موشکی این قاره و دفاع از آن در برابر تهدید موشکی برخی کشورها ولی در واقع با هدف تضعیف توانمندی دفاع راهبردی روسیه و تأمین برتری واشنگتن در آینده اجرا می شود.
آمریکا که سال میلادی گذشته گام های عملی استقرار سامانه موشکی خود در قاره اروپا را برداشت، تابستان سال 2011 با رومانی موافقتنامه استقرار بخشی از تجهیزات را امضا کرد و اجازه یافت سامانه رهگیر «اس.ام-3» را در این کشور مستقر کند.
براساس این توافق، یکی از اجزای این سامانه در پایگاه هوایی سابق رومانی به کار گرفته خواهدشد.
در ماه سپتامبر توافقنامه سال 2005 آمریکا و لهستان و پروتکل الحاقی سال 2010 درباره پدافند موشکی، اعتبار مجدد یافت که براساس آن پایگاه موشک های رهگیر آمریکایی (اس.ام-3) در این کشور اروپای شرقی نیز مستقر می شود.
به گفته وزیرخارجه روسیه آمریکا قصد دارد در دریای سیاه، بالتیک و شمال تسلیحات موشکی خود را بر روی ناوها مستقر کند و مجموع این طرح ها، باعث نگرانی شدید روس ها شده است که اجرای هر بخش از آن را تهدیدی برای امنیت راهبردی خود دانسته اند.
رئیس جمهور روسیه 23 نوامبر نسبت به عواقب استقرار این سامانه موشکی به آمریکا هشدار داد و به عنوان یکی از تدابیر از امکان استقرار موشک های تاکتیکی اسکندر درمنطقه کالینین گراد خبر داد.
وی تأکید کرد که در صورت بروز وضعیت نامساعد در زمینه سامانه موشکی آمریکا در قاره اروپا، روسیه از برداشتن گام های بعدی در زمینه خلع سلاح و کنترل تسلیحات خودداری می کند.
مدودف خاطرنشان کرد: باتوجه به وجود رابطه مستقیم میان تسلیحات راهبردی تهاجمی و دفاعی، دلایلی برای خروج کامل از قرارداد «استارت-2» پیش می آید و حق خروج از این قرارداد را برای خود محفوظ می دانیم.
روسیه به عنوان نخستین گام عملی در این زمینه، یک ایستگاه ردیابی در منطقه کالینین گراد واقع در غرب این کشور را راه اندازی کرد.
با آشکار شدن قصد آمریکایی ها مبنی بر پیشبرد مرحله ای طرح جهانی سپر دفاع موشکی و بی توجهی کامل به منافع و نگرانی های کرملین، روسیه سیاست نوسازی روابط دو کشور را که به ابتکار مدودف و اوباما از حدود یک سال قبل آغاز شده بود، در محاق تنش ها فروبرد و کارشناسان از برگشت وضعیت حاکم بر روابط دو کشور به دوره جنگ سرد سخن گفتند.
روابط دو کشور افزون بر طرح سپر دفاع موشکی از برنامه های رایج مداخله جویانه واشنگتن نیز متاثر بود، به طوری که وزارت خارجه آمریکا چند ماه قبل بدون توجه به ضرورت تصویب طرح های داخلی این کشور در کنگره برای تبدیل شدن به قانون، در اقدامی یک جانبه نام 60 مقام ارشد روس را به اتهام ارتباط با پرونده موسوم به «ماگنیتسکی» در فهرست سیاه قرار داد.
وکیل روس شرکت انگلیسی سرمایه گذاری «هرمیتیج» در روسیه 16 نوامبر 2009 در زندان «ماتروسکایا تیشینا، در مسکو درگذشت و وزارت خارجه آمریکا نیز منع سفر این مقامات را به اتهام دخالت در مرگ این وکیل اعلام کرد.
به دنبال این اقدام، کارشناسان سیاسی اعلام کردند که خاکستر آتش اختلافات روسیه با آمریکا خاموش نشده و باید هر از چند گاهی منتظر شعله ور شدن آن بر سر موضوعات مناقشه آمیز میان کرملین و کاخ سفید بود.
داستان «فهرست سیاه» آمریکایی ها با اقدام متقابل روس ها در تهیه فهرست طولانی تر به طور موقتی فروکش کرد. البته تحولات منطقه در قالب بیداری اسلامی کشورهای عربی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و تکروی غرب به سرکردگی آمریکا در این زمینه که زیان های مادی و سیاسی فراوانی به شکل معلق ماندن قراردادهای دوجانبه و تضعیف جایگاه روسیه در معادلات منطقه ای را به دنبال داشت، شکاف موجود در روابط کرملین و کاخ سفید را عمیق تر کرد.
مجموعه رخدادهای مرتبط با تحولات منطقه و کیفیت جهت گیری غرب درباره آنها که شاخص ترین آن استفاده ابزاری از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل درباره لیبی و بمباران مردم این کشور بود، مسکو را به این نتیجه رساند که کوتاه آمدن بیشتر در برابر زیاده خواهی های غرب جایز نیست.
روابط آمریکا و روسیه سال 2011 را تحت تاثیر تنش های ناشی از گسترش مرحله ای سپر دفاع موشکی و اختلاف دو کشور در زمینه تحولات جاری منطقه پای پشت سر گذاشت تا کرملین و کاخ سفید منتظر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دو کشور در سال آتی به عنوان کلید اصلی تعیین خط مشی آتی مناسبات دو رقیب قدیمی در سطوح مختلف باشند.
روابط روسیه و کشورهای همسود
درسالی که گذشت روسیه روابط با کشورهای جامعه مشترک المنافع را که توسعه مناسبات با آنها در اولویت سیاست خارجی کرملین تعریف شده است، تقویت کرد و همه کشورهای عضو این جامعه شامل 11 جمهوری شوروی سابق در این روند سهم داشتند.
روسیه و کشورهای همسود درسالی که گذشت چهار اجلاس سران برگزار کردند که یک مورد از آنها (رسمی) و بقیه غیررسمی بود و این امر به خوبی اهمیت توسعه روابط با این کشورها را که پس از فروپاشی شوروی سابق همواره نقش حیاط خلوت را برای مسکو ایفا کرده اند، نشان می دهد.
دراین نشست ها مسایل مختلف در مسیر توسعه جامعه مشترک المنافع و تقویت روندهای همگرایی میان کشورهای این مجموعه به ویژه در عرصه های اقتصادی، فناوری و امنیتی بررسی و تصمیم هایی در این عرصه ها گرفته شد.
در آخرین اجلاس جامعه همسود که اوایل دسامبر در مسکو برگزار شد، درباره همگرایی اقتصادی کشورهای این جامعه توافق حاصل شد.
اما در میان این کشورها، روسیه روابط و همکاری های اقتصادی را با کشورهای قزاقستان و بلاروس در سطح گسترده تری توسعه داده است، به طوری که در ابتدای سال 2011، اتحادیه گمرکی میان این سه کشور آغاز به کار کرد و ماه دسامبر هم با امضای موافقتنامه ای بین آنها درباره ایجاد فضای اقتصادی واحد توافق حاصل شد.
در میان کشورهای جامعه همسود، روسیه با بلاروس نزدیک ترین روابط را داشته و سال 2011 هم این روابط تقویت شد و حجم مبادلات بازرگانی بین دو کشور به مرز 20 میلیارد دلار در سال رسید.
روسیه همچنین با بلاروس قرارداد ایجاد نیروگاه هسته ای در این کشور امضا کرد که هزینه های آن را نیز با ارائه وام 10 میلیارد دلاری تامین می کند.
مسکو روابط با آستانه را هم در سال گذشته تحکیم کرد که از جمله توافق های شاخص می توان به ایجاد سامانه پدافند موشکی مشترک اشاره کرد که از سوی بسیاری از کارشناسان نظامی به عنوان اقدام متقابل کرملین به طرح های توسعه طلبانه غرب در ساختار سپر دفاع موشکی تلقی شد.
روسیه قبلا نیز سامانه مشابهی را با بلاروس ایجاد کرده است که این تلاش ها به منظور مقابله با سامانه موشکی آمریکا در اروپا صورت می گیرد و اجرای آن عملا آغاز شده است.
 روابط روسیه و اتحادیه اروپا
مسکو و اتحادیه اروپا در سال 2011 روابط خود را توسعه دادند و به عنوان دو شریک در عرصه های مهمی همچون اقتصاد، انرژی و فناوری های پیشرفته به پیشرفت های چشمگیری دست یافتند.
در واقع روابط روسیه و اتحادیه اروپا به دلیل نقش ممتاز مسکو در تامین بیش از 30 درصد از انرژی مورد نیاز قاره سبز از یک طرف و حجم بیش از 260 میلیارد دلار مبادلات تجاری پیچیدگی های خاصی دارد و دو طرف در عین اختلافات عمیق و تاریخی، منافع راهبردی مشترکی دارند که هیچ یک نمی توانند از آن چشم پوشی کنند.
در همین رابطه، روسیه و اتحادیه اروپا سال گذشته میلادی همانند سال های پیش دو اجلاس سران برگزار کردند که اجلاس نخست در خردادماه در شهر «نیژنی نووگراد» روسیه و اجلاس دوم هم اوایل دسامبر در بروکسل برگزار شد.
روسیه در مذاکرات با اتحادیه اروپا بر لزوم عقد موافقتنامه برای لغو متقابل نظام روادید برای سفر اتباع روس و کشورهای اروپایی تاکید کرد و این در حالی است که سران این اتحادیه با احتیاط در این زمینه رفتار کرده و نقشه راهی را برای حل و فصل تدریجی مسایل در این عرصه پیشنهاد کردند.
در مذاکرات با اتحادیه اروپا در قالب اجلاس سران، همچنین مسئله همکاری در عرصه انرژی با توجه به تامین 30 درصدی نفت مصرفی کشورهای اروپایی و 40 درصد گاز وارداتی آنها از طرف روسیه، حائز اهمیت فراوان بود.
روسیه بارها اعلام کرد که منشور انرژی اتحادیه اروپا موسوم به «پاکت سوم» را که در آن برجدا بودن سیستم سوخت رسانی از سیستم توزیع در کشورهای اروپایی را نمی پذیرد.
البته روسیه با اروپا دارای روابط و مناسبات دولایه ای است و در حالی که با ساختار کلی کشورهای این قاره در قالب اتحادیه اروپا مناسبات مشخص و تعریف شده ای دارد، روابط با پایتخت های اروپایی در وضعیت متفاوتی قرار دارد و طیفی از دوستان و مخالفان را شامل می شود.
بر این اساس، مسکو با برلین و پاریس روابط تا حدودی مستحکم و نزدیک دارد، در حالی که مناسبات با انگلیس به دلیل پاره ای مسایل از قبیل پرونده مرگ «لیتوینکو» جاسوس روس در انگلیس و نیز موضوع مرگ وکیل روس شرکت انگلیسی «هرمیتیج» از شش سال قبل متشنج بوده است.
روابط روسیه و ناتو
روابط روسیه و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) درسال 2011 به دو بخش تقسیم می شود به این معناکه مناسبات با این سازمان تا اواسط خرداد ماه گذشته که آمریکا بخشی از نقشه خود برای طرح سامانه موشکی قاره اروپا را اعلام و ناتو از آن حمایت نکرده بود، روند عادی خود را می پیمود.
درواقع روابط روسیه و ناتو که پس از مناقشه اوستیای جنوبی در تابستان 2008به شدت آسیب دیده بود، درسال 2010 از سرگرفته شد و مسکو به عنوان حسن نیت با ترانزیت محمولات غیر نظامی آمریکا به افغانستان از طریق قلمرو خود موافقت کرد.
اما طرح سامانه موشکی آمریکا بار دیگر بر روابط مسکو و ناتو سایه افکند و مسکو دوباره تلاش این پیمان برای ایجاد تاسیسات نظامی در مجاورت مرزهای خود را تهدیدی برای امنیت روسیه اعلام کرد.
دراین شرایط،تصمیم روسیه برای دادن پاسخ به سامانه موشکی آمریکا در قاره اروپا مانند استقرار موشک های پیشرفته اسکندر در بخش های غربی خاک خود، بر تنش های میان روسیه و ناتو افزود و دبیرکل ناتو این اقدام کرملین را مایه تاسف خواند.
بروز مسائل و تنش ها در روابط روسیه و ناتو درسال گذشته مانع توسعه روابط مسکو با برخی کشورهای عضو این پیمان نشد و مهم ترین رویداد در این زمینه، عقد قرارداد فروش چهار ناو بالگرد بر «میسترال» فرانسوی به روسیه به ارزش یک میلیارد و 200میلیون یورو بود.
البته عقد این قرارداد از طرف سران ناتو به ویژه آمریکا استقبال نشد و با ناراحتی شاهد فروش ناو پیشرفته یک کشور عضو به روسیه بودند که در دکترین ناتو کشور دوست محسوب نمی شود.
با توجه به سلطه بی چون و چرای آمریکا در ناتو و نیز اظهارات اخیر مقام های روس که برگزاری اجلاس آتی سران روسیه - ناتو درسال 2012 در شیکاگو را بی فایده خوانده اند، انتظار نمی رود که روابط دو جانبه سال آینده شاهد تحرک جدی باشد.
از سوی دیگر، با توجه به اصرار مقام های آمریکایی مبنی بر پیشبرد تدریجی طرح سپر دفاع موشکی و خودداری از دادن هر گونه تضمین کتبی مبنی بر هدف نبودن نیروهای راهبردی روسی، پیش بینی می شود سردی درمناسبات کرملین و ناتو درسال 2012 نیز ادامه یابد.
می توان گفت که عرصه سیاسی روسیه در دو بعد داخلی و خارجی درسال سپری شده 2011 آمیزه ای از موفقیت های نسبی و تلخکامی ها بود که روند تحولات داخلی و بین المللی درسال 2012 زوایای ناپنهان آن را بیشتر آشکار خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات