یک استاد دانشگاه درباره مواضع متناقض اصولگرایان در مورد حضوراصلاحطلبان در انتخابات، گفت: اصولگرایان نسبت به اصلاحطلبان در یک موضع دوگانه هستند، از یک سو دلشان میخواهد برای اینکه انتخاباتی پرشور، جدی و با حضور همه طیفهای سیاسی کشور داشته باشند، جریانهای سیاسی منتقد نیز به انتخابات راه پیدا کنند و از سوی دیگر نگران این هستند که اگر اصلاحطلبان وارد انتخابات شوند صلاحیت آنها از سوی شورای نگهبان رد شود که این مسئله جنبه بین المللی خوبی نخواهد داشت.
به این جهت که عنوان میشود جلوی حضور جریانهای سیاسی منتقد را برای انتخابات گرفتهاند. صادق زیبا کلام در گفتوگو با ایلنا، افزود: اصولگرایان میدانند که اگر اصلاح طلب ها در انتخابات نباشند انتخابات کم رونق و کم رنگی خواهیم داشت و رقابت بین کسانی خواهد بود که طیف حاکم هستند، به همین جهت با دست پس میزنند و با پا پیش میکشند.
این فعال سیاسی تصریح کرد: اصولگرایان تندرو تحلیل میکنند که تاکتیک اطلاح طلبان این است که با چراغ خاموش حرکت کنند، اما باید عنوان کنم کسی که کوچکترین شناختی را نسبت به اصلاحطلبان داشته باشد میداند که سلولها و حتی کروموزمهای اصلاحطلبان این گونه رفتار نمیکنند که با کلک یا چراغ خاموش حرکت کنند.
وی تاکید کرد: چشمتان را ببیندید و ببینید آیا آقای خاتمی این گونه است که شبانه و با چراغ خاموش حرکت کند؟ این استاد دانشگاه افزود: مضاف بر این هر قدر هم اصلاحطلبان بخواهند با چراغ خاموش حرکت کنند شورای نگهبان و وزارت کشور آنها را میشناسد و رد صلاحیت خواهد کرد. اگر اصلاح طلبی اینقدر زرنگ باشد که در انتخابات شرکت کند و در بررسیها شناخته نشده و رد صلاحیت نشود سوال این جاست که کسی که اینقدر گمنام است چگونه مردم وی را به عنوان اصلاح طلب خواهند شناخت و مورد توجه مردم قرار خواهد گرفت؟
وی با اشاره به اینکه در شهرستانهای کوچک اشخاص به طیفها رای نمیدهند بلکه توجهشان بیشتر به مسائل طایفگی، قومی و ملاحظات منطقه است، تصریح کرد: به این ترتیب اصولگرایان نهایتا به این سمت میروند که هزینه کم رنگ شدن مشارکت در شهرستانهای بزرگ را به جان بخرند و اجازه ندهند اصلاحطلبان وارد رقابت انتخاباتی شوند.
اصولگرایان اختلافات جدی دارند
زیبا کلام در باره آینده انتخاباتی اصولگرایان، با اشاره به اینکه این طیف اختلافات جدی داشته و به سه جریان عمده تقسیم میشوند، گفت: طیف اول را رحیم مشائی - احمدینژاد و در حقیقت جریان درون دولت شکل میدهد. وی همچنین اصولگرایان سنتی منتسب به ۸+۷ را جریان دیگری در اصولگرایان دانست و خاطر نشان کرد: جریان دیگر جبهه پایداری و حامیان آیت الله مصباح هستند که در عرصه انتخاباتی با دیگر گروههای اصولگرا به رقابت خواهند پرداخت.
جبهه پایداری فقط با مشایی مشکل دارد
وی با اشاره به اینکه جریان تند روی دیگر که جبهه پایداری نام دارد در حقیقت طرفدار احمدینژاد بوده و تنها مشکلش با احمدینژاد حمایت وی از رحیم مشائی است گفت: این جبهه به هیچ وجه انتقاد یا مشکلی با سیاستهای اقتصادی، اجتماعی بین المللی و... دولت ندارد بلکه تنها عنوان میکنند که چرا رئیس جمهور رحیم مشائی را کنار نمیگذارد.
استاد علومسیاسی دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه جبهه پایداری کمترین کرسی را در مجلس آینده خواهد داشت گفت: ما بقی کرسیهای مجلس در دست مستقلین و اقلیت مجلس هشتم خواهد بود.
ایران پس از تحریم نفت
صادق زیباکلام، همچنین گفتگویی را با سایت اصولگرای عصر ایران انجام داده که در بخشهایی از آن آمده است:
* تحریم نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا، چه پیامدهایی خواهد داشت؟
** اگر تحریمها فقط از جانب اروپا باشد مشکل چندانی پیش نمیآید؛ زیرا پانزده تا بیست درصد صادرات نفت ایران به اروپا میرود و مابقی نفت صادراتی ما راهی چین، ژاپن، هند و کره جنوبی میشود. اما تجارب قبلی نشان میدهد وقتی آمریکاییها و اروپاییها سیاستی را علیه ایران در پیش میگیرند، اندک زمانی بعد کشورهای دیگر هم به آنها میپیوندند. دلیل این امر نیز مجازاتهایی است که آمریکاییها همراه با تحریمهایشان وضع میکنند.
یعنی کشورهای نقضکننده تحریمهای وضع شده علیه ایران را مجازات میکنند. اگرچه هنوز آمریکا و اتحادیه اروپا به چنین مجازاتهایی اشاره نکردهاند ولی ممکن است در آینده چنین سیاستی را در پیش گیرند و کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و حتی هند را نیز با خود همسو کنند.
برخلاف اینکه گفته میشود در صورت تحریم نفت ایران قیمت نفت به 200 دلار یا بیشتر خواهد رسید، چنین اتفاقی نمیافتد؛ زیرا نفت لیبی به تدریج در حال ورود به بازار بینالمللی نفت است و عربستان نیز کسری ناشی از تحریم نفت ایران را جبران خواهد کرد. علاوه بر اینها، رکود موجود در اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر موجب کاهش تقاضای نفت در جهان شده است.
یعنی به غیر از چین که الان از رشد اقتصادی بالایی برخوردار است، کره جنوبی و ژاپن و کشورهای اروپایی نیاز چندانی به خرید نفت اضافی ندارند زیرا اقتصاد آنها در رکود به سر میبرد. اگر کشورهای دیگر به تحریم نفت ایران بپیوندند و ناوگان آمریکا بخواهد با بازرسیهای خودش مانع از صادرات نفت ایران شود، ایران نیز به طور جدیتری به بستن تنگه هرمز میاندیشد. از طرفی آمریکاییها نیز گفتهاند ما اجازه نمیدهیم تنگه هرمز بسته شود.
درگیری نظامی بین کشورها نیز ابتدا به ساکن به وجود نمیآید. معمولاً چنین مواردی بر روی هم انباشته میشود. موضوع نگرانکننده دیگر، انتخابات آمریکاست. در انتخابات آمریکا، همواره مسائل داخلی این کشور نظیر بیکاری، مالیات و... موضوع بحث و جدل نامزدهای ریاست جمهوری است. اما الان به نظر میرسد که مسائل داخلی چندان محل بحث جمهوریخواهان و دموکراتها نیست.
الان از بخت خوش اوباما، نرخ بیکاری در آمریکا به کمتر از هشت درصد رسیده و رکود موجود در اروپا، در آمریکا وجود ندارد. از طرف دیگر، سیستم تامین اجتماعی ایجاد شده از سوی اوباما، جمع قابل توجهی از اقشار و لایههای محروم جامعه آمریکا را جذب اوباما کرده است. بنابراین مسئله اصلی در رقابت نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا، مسئله سیاست خارجی این کشور است.
الان متاسفانه جمهوریخواهان اوباما را متهم به مماشات میکنند و به مردم آمریکا وعده میدهند که اگر ما به قدرت برسیم با ایران به گونه دیگری رفتار میکنیم. ممکن است اوباما در یکسال آینده، برای اینکه از جمهوریخواهان عقب نیفتد، فشار بر ایران را افزایش دهد. ما باید کمی بیشتر به این مسائل بیندیشیم.
* هدف نهایی تحریم نفت ایران چیست؟ براندازی یا تغییر سیاست هستهای ایران؟
** من فکر نمیکنم این تحریم غایت براندازانه داشته باشد. قطعاً آمریکاییها و اروپاییها میدانند که جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور از حمایت مردمی برخوردار است. آنها در پی تغییر رژیم نیستند بلکه در پی اعمال فشارهای جدیتر بر ایران هستند. تحریمهای اعمال شده علیه ایران تا به امروز بیشتر علیه مردم ایران بوده است. من فکر میکنم جهان غرب به تدریج میخواهد تحریمهایی را علیه ایران اعمال کند که بار اصلیاش بر روی دوش دولت ایران باشد.
اگر صادرات نفت ایران متوقف شود، خودبهخود بر خیلی از پروژههای اساسی دولت ایران نیز تاثیر خواهد داشت. مادامی که نفت ما فروش میرود درآمد دولت ایران نیز کاهش نخواهد یافت. البته من نمیگویم این تحریم بر زندگی روزمره مردم تاثیری نخواهد داشت. ما الان گندم و خیلی از مواد غذایی اولیهمان را از خارج وارد میکنیم.
* اگر ژاپن و کره جنوبی و هند هم نفت ایران را تحریم کنند، این روند در نهایت به کجا میرسد؟
** اگر جمهوری اسلامی ایران به نقطهای برسد که صادرات نفتش متوقف شود، به سمت گزینههای دیگر میرود. یکی از این گزینهها، بستن تنگه هرمز است. من فکر نمیکنم دولت ایران دست روی دست بگذارد و صرفاً فشار غربیها را تحمل کند.
* ممکن است به تدریج فضایی شبیه دهه 1360 را تجربه کنیم؟
** دهه 60 با امروز تفاوتهایی داشت. در دهه 60، وابستگی ما به نفت خیلی کمتر از امروز بود. ما بعد از جنگ، بودجه کشور را با نفت 25 دلار میبستیم. در زمان دولت سابق هم قیمت هر بشکه نفت به 35 دلار رسید. اما بودجه سال 1390 با توجه به نفت 80 دلار بسته است.
این نشان میدهد که امروز وابستگی ما به نفت، خیلی بیشتر از دهه 60 شده است. جمعیت ما هم نسبت به دهه 60 دو برابر شده و واردات ما هم نسبت به آن دهه، چند برابر شده است. بنابراین نمیتوان گفت که ما برمیگردیم به دهه 60. وضعیت ما با آن دهه خیلی فرق کرده است.
* سوال من این بود که شما به چه دلیل میفرمایید درآمد نفتی برای دولت فعلی ایران خیلی حیاتی از دولت مصدق است؟
** زیرا ما حتی بیست سال پیش هم اینقدر به نفت وابسته نبودیم. این را میتوان از قیمت نفت فهمید. قیمت نفت نشان میدهد که وابستگی ما به درآمدهای نفتی، الان خیلی بیشتر از بیست سال پیش است چه برسد به شصت سال پیش.
* بعضیها میگویند ما در دهه 60 تحریم شدیم ولی خودکفایی و تولیدمان در حوزههای گوناگون افزایش یافت و الان هم اگر تحریم شویم، باز همان مسیر را طی میکنیم.
** اگر ما در دهه 60 توانستیم جنگ را پشت سر بگذاریم، ما نفت صادر میکردیم. در هیچ مقطعی از آن برهه زمانی، صادرات نفت ما قطع نشد. در یکی دو سال آخر جنگ که ما به شدت تحت فشار بودیم، ما هنوز سی چهل درصد از درآمدهای نفتیمان را داشتیم. در ابتدای جنگ هم که اساساً در تحریم نفتی نبودیم.
* الان هم 23 سال از پایان جنگ گذشته است و ایران امروز به مراتب شرایط بهتری نسبت به ایران سال 67 دارد.
** اوضاع ما از حیث مدیریت منابع، با توجه به اینکه جمعیت امروز ما دو برابر جمعیت دهه 60 است، باید خیلی بهتر از قبل باشد. اگر ما واردات گندم نداشته باشیم، میتوانیم به خودکفایی در گندم برسیم؟ اگر ما واردات مواد غذایی نداشته باشیم، میتوانیم خودمان این محصولات وارداتی را در داخل کشور تولید کنیم؟ سرانه تولید کشاورزی در دهه 60، احتمالاً خیلی بهتر از سال 1390 بوده است. ضمناً بعد از پایان جنگ، خیلی از روستاییان به شهرها آمدند و جمعیت روستایی ما در 23 سال گذشته کاهش یافته است.
* برخی افراد معتقدند که اگر درآمدهای نفتی دولت کمتر شود و دیگر در این حجم گسترده واردات میوه و برنج و... نداشته باشیم، این امر به نفع رشد تولید این محصولات در داخل کشور است.
** در اینجا فقط بحث تولید محصولات کشاورزی نیست بلکه بحث هزینههای جاری سرسامآور دولت نیز مطرح است. اگر دولت درآمدهای نفتی نداشته باشد، چطور میخواهد این هزینهها را بپردازد؟ در سال 1367 چه میزان از درآمد ملی کشور صرف پرداخت حقوق و هزینههای جاری میشد؟ آن موقع چند نفر حقوقبگیر در جامعه ایران بود و امروز چند نفر حقوقبگیر داریم؟
* اگر نفت ایران تحریم شود، کدام طبقات اجتماعی بیشتر آسیب میبینند؟
** دو گروه کمتر از همه آسیب میبینند. یکی اقشار و گروههایی که فوقالعاده ثروتمندند و افزایش قیمت مرغ و برنج و بنزین هر اندازه هم افزایش یابد، برای آنها مشکلی پیش نمیآید. دوم گروهها و اقشاری که فوقالعاده کمدرآمد هستند و هزینه و مخارج چندانی ندارد و الان مثلاً با ماهی سیصد هزار تومان زندگی میکنند. بیشترین آسیب را اقشار و لایههای متوسط شهری خواهند دید.