ثمانه اکوان: با افزایش تنشهای لفظی میان ایران و آمریکا طی چند ماه اخیر، کارشناسان نظامی ایالات متحده با مسالهای به نام احتمال حمله نظامی به ایران روبهرو شدهاند. این افراد که خود شاهد حمله نظامی آمریکا به عراق و افغانستان بودهاند، امروز به یکی از بزرگترین منتقدان جنگ تبدیل شده و اعتقاد دارند حمله به ایران تلهای است که آمریکا را در خوشبینانهترین حالت، به سرنوشت چندین سال قبل خود یعنی جنگ ویتنام دچار میکند.
اگر تا امروز مخالفان جنگ، گروههای صلحطلب و برخی سیاستمداران این کشور بودند، امروز کارشناسان نظامی نیز به این افراد اضافه شدهاند تا به دولت اوباما هشدار دهند جنگ با ایران نهتنها آمریکا را با مشکلات دوچندان روبهرو میکند بلکه اقتصاد جهانی را نیز مورد هدف قرار داده و از این مسیر متحدان آمریکا را نیز به رویارویی با این کشور میکشاند. یکی از این کارشناسان نظامی به نام دکتر آدام بی. لاوزر، عضو هیات علمی دانشگاه نیروی هوایی ایالات متحده، در یادداشتی در سایت خبری CNN به عواقب فاجعهبار حمله نظامی– هرچند محدود- آمریکا به ایران پرداخته است.
در این یادداشت که به نام « 5 دلیل برای حمله نکردن به ایران » به انتشار رسیده، آمده است: با اقدام تازه باراک اوباما رئیسجمهور و لئون پانتا وزیر دفاع در کاهش بودجه نظامی آمریکا، به نظر میرسد تلاش آمریکا برای متوقف کردن فعالیتهای هستهای ایران به مراتب کمتر از گذشته به معنای حمله نظامی به این کشور تفسیر شود.
با کاهش تعداد 80 هزار سرباز در ارتش که در راستای کم کردن حجم بودجه دفاعی دولت صورت گرفته است، احتمال انجام «عملیات آزادی ایران» بشدت کم شده و جنگطلبان را با دلسردی مواجه کرده است. تعداد افرادی که قبول ایران هستهای را گزینهای مطلوب میدانند در خارج از ایران، تعداد کمی است. با این حال افکار عمومی و مردم ایالات متحده این روزها بیشتر از هر چیز به مباحث مربوط به ایران و احتمال وقوع جنگ آمریکا با این کشور اسلامی توجه نشان میدهند.
شرایط سیاسی آمریکا آن هم در سال برگزاری انتخابات به گونهای است که در مناظرههای انتخاباتی، رقیبان بر سر حمله نظامی به این کشور از یکدیگر سبقت میگیرند اما در میان مردم قضیه به گونه دیگری است و نمیتوان صدای معترضان را با به صدا درآوردن طبلهای آغاز جنگ خفه کرد. 5 نکته مهم در تصمیمگیری درباره ایران وجود دارد که شایسته است تصمیمگیران سیاسی ایالات متحده به آن توجه کنند:
اول: ایران دارای قدرتمندترین نیروی نظامی است که ایالات متحده طی دهههای اخیر با آن مواجه شده است. ایران را به هیچوجه نمیتوان با پاناما، سومالی، هائیتی، بوسنی، صربستان، افغانستان یا عراق مقایسه کرد. در تمام این مثالها ارتش ایالات متحده با اتکا به برتری خود در نیروهای زمینی، هوایی و دریایی وارد کارزار شده است. این در حالی است که ارتش ایران به مراتب قویتر و قدرتمندتر بوده و پس از حدود یک دهه تحلیل و بررسی استراتژی و تاکتیکهای ارتش آمریکا در عراق و افغانستان، بهخوبی با این روشها آشنایی دارد.
شاهد این ادعا رزمایش جدید نیروی دریایی ایران در خلیجفارس و تنگه هرمز است. نیروی دریایی ایران به طور منظم در آبهای ساحلی این کشور تمرین داشته و در مبارزه ساحل به دریا بسیار ماهر و توانمند است. نیروی دریایی در این رزمایش نشان داد که حتی ممکن است بتواند برای انتقام گرفتن از کشورهای اروپایی و آمریکایی که این کشور را تحریم کردهاند تنگه هرمز را کاملا ببندد و با این توانایی بهخوبی میداند مدت زمان کافی برای ویران کردن اقتصاد جهانی با بسته نگه داشتن تنگه هرمز چقدر است.
تمرینات اخیر نیروی دریایی ارتش ایران نشان داد این کشور یک استراتژی مدون و منظم برای بسته نگه داشتن تنگه هرمز دارد و در صورت درگیری با نیروهای آمریکایی نیز احتمال تلاش برای غرق کردن و از بین بردن نیروهای آمریکایی در تنگه وجود دارد. این مساله به تنهایی باعث مختل شدن روند حمل و نقل در این منطقه شده و قیمت نفت را دیوانهوار بالا میبرد. اگر جنگی پیش آید، سیستمهای دفاع هوایی پیشرفته کشورهایی مانند ایران ممکن است در نهایت به پیچیدهترین سیستمهای دفاع یکپارچه ضدهوایی تبدیل شود که آمریکا تاکنون با آن برخورد کرده است.
آنها حتی ممکن است قادر به تحمیل تلفاتی به نیروهای هوایی ایالات متحده باشند که نمونه آن را حتی در جنگ ویتنام هم ندیدهایم و شکست در این موضع یکمساله کاملا غیرقابل قبول است. برخلاف عراق، ارتش منظم ایران و سپاه پاسداران با دیدن نخستین سرباز آمریکایی که در خاک آنها فرود آمده، سلاحهایشان را زمین نگذاشته و تسلیم نمیشوند. سپاهیان ایران بیش از هر کس دیگری در نظام جمهوری اسلامی جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان را به چشم دیده و درسهای خود برای مقابله با نیروهای آمریکایی را به خوبی فراگرفتهاند.
تلههای وزارت اطلاعات
دوم: وزارت اطلاعات ایران. سرویس امنیت و اطلاعات ایران یکی از قدرتمندترین سرویسهای اطلاعاتی دنیاست و ماموران این وزارتخانه طی 30سال گذشته بهخوبی عوامل مخالف نظام را در داخل و خارج از ایران شکار کرده و در تلههای اطلاعاتی خود انداختهاند.
از سوی دیگر مطمئنا این سرویس اطلاعاتی در غرب و در داخل آمریکا نیز بیکار ننشسته و در صورتی که کشورش با بحرانی از سوی آمریکا مواجه شود، دست به اقدامات تاکتیکی میزند. هنوز هم اسناد معتبری درباره دخالت منصور ارباب سیر در پروژه ترور سفیر عربستان در آمریکا وجود ندارد اما اگر همین فرضیات سیستم قضایی آمریکا هم درست باشد، خود نشاندهنده چگونگی نفوذ اطلاعاتی ایران در بطن جامعه آمریکاست.
سوم: نیروی حزبالله که همیشه از طرف ایران حمایت شده، با 3 دهه تجربه در مبارزه با اسرائیل گوش به فرمان ایران است تا در صورت لزوم اقدامات خود را در راستای انجام ضدحملههای گسترده در سراسر جهان آغاز کند. حزبالله تنها در ایران و لبنان وجود ندارد. حزبالله یک شبکه بینالمللی بسیار قدرتمند است. به باور مردم آمریکا حزبالله یک تهدید فرضی است اما باید این سوال را مطرح کنیم که چه زمان این تهدید فرضی به تهدید واقعی تبدیل میشود؟ پاسخ این است: زمانی که آمریکا به ایران حمله نظامی کند.
چهارم: قابلیتهای سایبری ایران قابل توجه و رو به رشد است. حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران به احتمال زیاد با پاسخ بلادرنگ ایرانیان و آغاز حملات سایبری به آمریکا روبهرو میشود. به احتمال زیاد این حملات سایبری بخشهای دولتی و خصوصی را مورد هدف قرارداده و منجر به ویران کردن، خاموش کردن سیستمهای حساس اطلاعاتی یا از بین بردن اطلاعات میشود.
ارتش آمریکا باید استراحت کند
پنجم: پس از یکدهه جنگ در منطقه خاورمیانه، ارتش آمریکا بیش از هر زمان دیگری به استراحت نیاز دارد. جنگ عراق و افغانستان عوارض خود را روی زنان و مردان ارتش آمریکا، خانواده آنها و زندگی اجتماعیشان گذاشته است و باید مدتی از این مسائل به دور بود. گذشته از این یک «حمله محدود» به ایران یا تاسیسات هستهایاش به یک جنگ گسترده و فرسایشی تبدیل شده و بازسازی ارتش و همچنین تامین هزینه جنگ برای دولت آمریکا بسیار سخت خواهد بود.
زمانی که به مساله حمله به ایران فکر میکنیم، مساله مهم که حتما باید به آن توجه شود، درک درست از اهداف 2 کشور در شروع جنگ است. اینکه ایرانیان برای دفاع از خود و کشورشان میجنگند، در مقابل انگیزه آمریکاییها برای شروع جنگ بسیار تعیینکننده است و به همین دلیل باید به درک درست از دلایل حمله به ایران رسید. حتی یکحمله محدود به تاسیسات هستهای ایران با پاسخ این کشور در پایگاههای محدود آمریکا در کشورهایی مانند عراق و افغانستان مواجه خواهد شد.
یک حمله محدود و کوتاه به پایگاههای آمریکا و نیروهای آمریکایی توسط ایران میتواند ترس مردم منطقه از برخورد با نیروهای آمریکایی را از بین برده و 2 کشور شیعهنشین دیگر– عراق و افغانستان– را به تحرکات بیشتری علیه آمریکا وادارد. یک نکته مهم در این میان وجود دارد. محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران تهدیدات زیادی علیه آمریکا و اسرائیل مطرح کرده است اما این تهدیدها هیچگاه اجرایی نشده است. حال سوال اصلی اینجاست که چرا آمریکا سعی دارد با کشاندن ایران به زمین جنگ، کاری کند که تمام این تهدیدات عملی شود؟
برای ایالات متحده تشخیص میزان خطرناک بودن دستیابی ایران به سلاحهای هستهای ارزشی حیاتی دارد با این حال مردم آمریکا هنوز هم با تبعات جنگ با عراق و مسائل اقتصادی به وجود آمده از این مساله درگیر هستند و مسلما به جنگی دیگر تن نمیدهند. مشکلات اقتصادی موجود در جامعه آمریکا هم اجازه هیچ اقدام نظامی علیه ایران را نمیدهد و امیدواریم دولت بهخوبی به این مساله واقف باشد.