"پس از گذشت شش سال و نیم از دورهی ریاست جمهوری بوش گویا دیگر نه تنها ملت آمریکا بلکه تمامی جهان نیز از سیاستهای احمقانهی وی به ستوه آمدهاند و هیچ کس را یارای تحمل این سیاستها نیست. تحمل روزهای باقی مانده از دورهی ریاست جمهوری بوش به سان آن است که انسان محصور زمان باشد و تمامی ساعتهای دیواری از نشان دادن زمان متوقف شده باشند؛ مثل آن است که دورهی ریاست جمهوری بوش نمیخواهد به پایان برسد؛ شاید هم زمان برای پایان این دوره به کندی میگذرد و صبر ما نیز به تحلیل رفته است."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) روزا بروکس، تحلیل گر روزنامهی لس آنجلس تایمز با ارایهی تحلیلی تحت عنوان "جهان نیز از بوش به ستوه آمده است" می نویسد: «تا چندی پیش روسای جمهور آمریکا به یک چیز معروف بودند آن هم اینکه در سفرهای اروپایی جمعیت بسیار باشکوهی برای استقبال از آنها حضور پیدا میکرد و همه با شوق و اشتیاق از سفر رییس جمهور آمریکا به یک کشور اروپایی سخن میگفتند، اما امروز این وضعیت متفاوت شده است، امروز همان جمعیت با همان شور و اشتیاق در صحنه حاضر است اما نه برای استقبال از رییس جمهور آمریکا بلکه برای محکوم کردن سیاستهای دولت آمریکا. اگر کمی دقت کنیم میبینیم که وضعیت دولت بوش چه در عرصهی داخلی و چه در عرصه خارجی بسیار بحرانیتر از آن است که بخواهیم بر برخی از جوانب آن سرپوش گذاریم. امروز مردم اروپا با حمل پلاکاردهای "بوش تروریست اول" از رییس جمهور آمریکا استقبال میکنند. در ایتالیا 24 تن از جاسوسان سی آی ای به اتهام خارج ساختن نامشروع افراد مظنون به فعالیتهای تروریستی از ایتالیا محکوم شدهاند و بزودی باید در دادگاه قضایی این کشور برای تفهیم اتهام و محاکمه حضور پیدا کنند و در راستای این اتهام هزاران تن از مردم ایتالیا برای محکوم کردن این سیاستهای دولت بوش تظاهرات گستردهای را برگزار کردند. در واتیکان پاپ بندیکت شانزدهم رسما در حضور بوش که برای دیدن از وی به رم سفر کرده بود از سیاستهایش نسبت به جنگ عراق شدیدا انتقاد کرد. در این میان تنها مردم آلبانی از بوش استقبال گرمی کردند که بعدا روشن شد ساعت مچی بوش توسط یکی از این طرفداران سرتا پا شور و شوق ربوده شده است! به هرحال مطمئنا بوش عمق فاجعه را درک کرده است و استقبال گستردهی مردم آلبانی نیز نمیتواند او را فریب دهد.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «بوش به خوبی میداند که با چه وضعیتی در داخل و خارج آمریکا مواجه است. در خارج از آمریکا بسیاری از هم پیمانان اروپایی کاخ سفید که پی به وضعیت دولت آمریکا بردهاند و از آن مهمتر از سیاستهای متعارض و متناقض این دولت به ستوه آمدهاند در بسیاری از موضعگیریهای سیاسی خود نسبت به بسیاری از تعاملها و همکاریها با واشنگتن تجدیدنظر کردهاند. نزدیکترین هم پیمان اروپایی آمریکا یعنی انگلیس درصدد انجام عقب نشینی تدریجی و خروج کامل از عراق تا سال 2008 است. دیگر کشورهای اتحادیهی اروپا نیز با چنین موضعگیریهایی رسما تغییر ریشهیی در بسیاری از استراتژیهای دولت بوش را خواستار شدهاند. در جدیدترین نظرسنجیهای انجام شده که به صورت مشترک توسط شبکه ان بی سی و روزنامهی وال استریت ژورنال انجام گرفت مشخص شد تنها 29 درصد از آمریکاییها سیاستهای دولت بوش را تایید میکنند. این درصد از آرا برای تایید سیاستهای یک دولت از آمریکا طی یک قرن گذشته در نوع خود بینظیر است. جالب آن است که اکثر این 29 درصد از حامیان سیاستهای بوش اکثرا جمهوری خواه هستند وهمین افراد به زودی به صورت تدریجی به منتقدان اصلی سیاستهای بوش تبدیل خواهند شد.»
لس آنجلس تایمز در این تحلیل خود میآورد: «امروز جمهوری خواهان برای انتقاد از دولت بوش و تبرئه کردن خود از عملکردهای این دولت به رقابت با یکدیگر میپردازند و نیز بسیاری از نومحافظهکاران کاخ سفید از انتقاد مستقیم به دولت بوش و زیر سوال بردن بسیاری از سیاستگذاریهای این دولت خودداری نمیکنند. پرس بارلت، اقتصادان معروف آمریکایی و یکی از کارشناسان اقتصادی دولت آمریکا که یک جمهوری خواه است از جمله این افراد است. وی به شدت از سیاستگذاریهای بوش در زمینهی اقتصادی انتقاد کرده و اعلام داشته این گونه سیاستگذاریها ما را به سوی یک تونل تاریک و پرخطر سوق میدهد. ریچارد ویچری، از نومحافظهکاران مطرح آمریکا و باب بار، معاون سابق فرماندار ایالت جورجیا که وی نیز از نومحافظهکاران کاخ سفید است با انتقاد شدید از نقض صریح قانون از سوی بوش اعلام داشتهاند: از حادثهی 11 سپتامبر تا به امروز بسیاری از صلاحیتهای قانونی و قضایی لغو شده است و دستگاه اجرایی آمریکا متاسفانه به رغم اطلاع از این امر در این راستا عمل میکند به گونهای که مسوولان این دستگاه بارها و بارها اعلام داشتهاند که رییس جمهور آمریکا بالاتر از قانون است. دولت بوش از هجوم انتقادات سناتورهای جمهوری خواه نیز در امان نمانده است به طوری که چاک هاگل، سناتور جمهوری خواه مطرح آمریکایی به همراه بسیاری از کارشناسان جمهوری خواه سیاست خارجهی آمریکا از عملکرد و استراتژیهای بوش در جنگ عراق و موضوع تامین امنیت ملی در آمریکا انتقادات بسیار تندی انجام دادهاند. دستگاه قضایی آمریکا نیز به منتقدان اصلی سیاستهای بوش تبدیل شده است، به طوری که دو تن از قضات دادگاههای نظامی که دولت بوش برای محاکهی زندانیان گوانتانامو تشکیل داده رسما این دادگاهها را فاقد صلاحیتهای قانونی برای محاکمهی این زندانیان اعلام کردند. یکی از محافظهکارترین دادگاههای آمریکا نیز اخیرا با اتخاذ موضعگیریای بزرگترین ضربه را به دولت بوش وارد ساخت. این دادگاه اعلام کرد صلاحیتهای بوش برای صدور دستور مستقیم به ارتش جهت دستگیری افراد متهم به فعالیتهای تروریستی بسیار محدود است و وی صلاحیت آن را ندارد که به دستگیری این افراد بدون رعایت مرزبندیهای مشخص اقدام کند.»
در پایان این تحلیل آمده است: «ارتش آمریکا نیز رویهی سیاسی خود در قبال بوش را تغییر داده است و واقعیتهای موجود نشان میدهد که مسوولان و فرماندهان برجسته تا گروهبانان و سربازان ارتش آمریکا نسبت به سیاستهای نظامی دولت بوش معترضاند. رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا بر خلاف بوش معتقد است که بستن درهای گوانتانامو امری بسیار ضروری است. بسیاری از فرماندهان آمریکایی نیز معتقدند که بوش با سیاستهای اشتباه خود منجر به ویرانی ارتش آمریکا شده است و این ارتش را از درون تضعیف کرده است و از همه مهمتر بسیاری از مسوولان و ناظران نظامی آمریکا دربارهی طرحهای بوش در عراق در راس آن طرح افزایش نیروهای آمریکایی معتقدند که این طرحها موفقیت آمیز نیست و به رغم افزایش نیروهای آمریکایی در عراق نمیتوان امیدی به موفقیت این طرحها داشت. نتیجهگیری و جمع بندی که میتوانیم از این بحث به عمل آوریم آن است که بسیاری از واقعیتهای مستند موجود، از شکست قاطع دولت بوش حکایت میکند و برای اثبات این امر نیازی به انجام تحقیقات گسترده و ارزیابیهای دقیق نیست. همین بس که اگر در جمع هزار نفری از شکست سیاستهای بوش سخن بگوییم خواهیم دید که اکثریت این جمع سر خود را به نشانهی تایید تکان خواهند داد. دیگر همه از عملکرد و اقدامات بیسروسامان و تعریف ناشدهی بوش به ستوه آمدهاند. اگر بخواهیم منصف باشیم باید بگوییم بوش در یک وعدهی خود صادق بود و آن هم این است که همه بر یک رای و نظر باشیم و در رای خود اختلاف نظر نداشته باشیم. آری امروز تمامی ملت آمریکا و کل جهان بر یک امر اتفاق نظر دارند و آن این است که همه از ریاست جورج بوش به ستوه آمدهاند!