تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۳۶۷۶۷

تقابل با سکولاریسم


حجت‌الاسلام و المسلمین احمد رهدار
سکولاریسم در طول حیاتش تطوری را طی کرده است. همچنان که اسلام در طول حیاتش تطور داشته است. روزگاری اسلام فقط مفهوم بود. بعد تبدیل به گزاره و سپس تبدیل به تئوری و بعد از آن به نظام بدل شد و بر این باوریم که در آینده بدل به تمدن خواهد شد.
سکولاریسم نیز دارای سیری بوده است. ممکن است در ابتدا یک عهد بوده باشد و زمانی تبدیل به مکتب یا دین یا جهان‌بینی و در نهایت بدل به یک برنامه زیستی و حیاتی شده باشد. با وجود این برخلاف برخی اساتید بر این باور نیستم که سکولاریسم از هبوط انسان آغاز شده است. جریان شرک و الحاد در تاریخ دارای تفاوت ماهوی با جریان سکولاریسم در عصر ماست. بی‌شک جریان سکولاریسم یک جریان جدید و مستحدث است. مهمترین دغدغه انبیای الهی در طول تاریخ این بود که می‌خواستند از میان خدایگان متکثر، خدای واحد را به بشر معرفی کنند. اگر هم در طول تاریخ قبل از جریان سکولاریسم، انکار خداوند صورت گرفته، از جهل بوده است. اما قصه سکولاریسم در عصر ما، قصه جهل بشر نیست. در عصر مدرن، انسان مدرن در ساحت آگاهی خود، استغنا از خدا پیدا کرد. یعنی دو نحوه زندگی را برای خود ترسیم نمود؛ زندگی انسان با خدا و زندگی انسان منهای خدا.
و در نهایت انسان مدرن گونه دوم را برگزید. در حالی که قصه انبیا و بشر عمدتاً قصه استغنا از خدا نبوده است. در این بستر که معتقدم سکولاریسم پدیده‌ای جدید است، هر چند به صورت دفعی ایجاد نشده و دارای پیش‌زمینه‌های تاریخی در اعماق تاریخ است، اما در هر حال صورت محصل سکولاریسم در عصر مدرن است.
زمانه ما زمانه‌ای است که بسیاری از ساحت‌هایی که سکولاریسم در آنها نامحرم بوده، اینک محرم شده و بسیاری از لایه‌های پنهان و آشکار حیات اسلامی ما هم امروز آغتشه به مظاهر و چه بسا بنیادها و بنیان‌های سکولاریسم شده است. اما در چنین زمانه‌ای وظیفه مسلمان‌ها چیست؟ چند نکته را به عنوان راهبرد یادآور می‌شوم:
1-بر این باورم که سکولاریسم یک برنامه زیستی است و بیش از اینکه این برنامه را در مفاهیم و ذهن‌ها جست‌وجو کنیم، در متن زندگی انسان‌ها باید آن را بجوییم. البته اهل فکر و اهل نظر باید کار خود را انجام دهند و مفهوم سکولاریسم را تبیین کنند اما قبل از این کار سکولاریسم در یک جهانی در قلب ما وجدان و فهم شده است. شاید بعضی چیزها را ما نتوانیم کلاسه کنیم اما فهم‌شان می‌کنیم. درک وجدانی و فهم یک چیز ضرورتاً مساوی با درک علمی آن چیز نیست. اهل نظر سکولاریسم را به ساحت علم می‌کشانند و البته علم هم یک جهان ندارد. اما منظور ما در اینجا سکولاریسم علمی نیست. سکولاریسمی است که ما در متن حیات و زیست‌مان آن را حس می‌کنیم.
به طوری که حتی یک فرد بیسواد هم متوجه می‌شود که مظاهر حیاتی نسل‌های امروزی بسیار متفاوت شده است و این تفاوت از جنس تفاوت‌های نسل‌های پیشین با یکدیگر نیست. باید برنامه را با برنامه حذف کرد. «حذف از طریق جایگزینی است». در برابر برنامه‌های متکثر و ریز جریان سکولار، دین باید برنامه بدهد و نه آموزه. این رسالت متفکران دینی را تشدید می‌کند. این کفایت نمی‌کند که ما بگوییم دین ما آموزه‌های غنی دارد. میان آموزه‌ تا عمل راه بسیار است. آموزه‌ها باید تبدیل به راهبرد و برنامه شوند. به هر میزانی که نظریه‌های راهبردی دین برای زندگی افراد بیشتر شود، جا برای نظریات سکولاریستی تنگ‌تر می‌شود.
2- هر جایی که دین از دیالوگ عقلانی با مردم عقب و ناتوان مانده، منفذهای خوبی برای ورود سکولاریسم ایجاد شده است. سکولاریسم از جاهایی وارد شده که دین نمی‌تواند با مردم دیالوگ کند. ما به هر میزانی که عقلانیت آموزه‌های دینی را بهتر برای مردم تبیین کنیم به همان میزان عرصه برای سکولاریسم تنگ‌تر می‌شود. اگر دین دارای ساحت‌هایی به نام ساحت‌های تعبد است، عقلانیت تعبد هم باید تبیین شود. به هر میزانی که دین، مردم را به اغنا (و نه ضرورتاً به اثبات) برساند موفق‌تر است.
3- عصر غیبت عصری است که به هرحال در «غیاب ولی» عرصه برای مردم تنگ‌است. به طور طبیعی حتی اگر جریان فعال سکولاریسم هم نبود، عصر غیبت پر از حفره‌های زیستی بود. جریان دین می‌تواند از سویی با اجتهاد کارآمد، فعال کردن حوزه‌های اجتهادی و از سویی با تبیین عقلانی و متکثر و متورم قضیه انتظار، حفره‌های دوره غیبت را پرکند. به هر میزانی حفره‌های عصر غیبت پر شود راه برای اهل دین هموارتر و برای ورود سکولاریسم سخت‌تر می‌شود.
4- نکته دیگر، تجربه و عبرتی است که باید از موطن سکولاریسم یعنی غرب گرفته شود. در غرب دین، دین فردی است. دین مسیحیت به مثابه یک دین فردی به خودی خود تفاسیر عقل بریده از وحی را در مقیاس اجتماع مجاز می‌کند. در غرب دین رازگونه، تأویلی و اسطوره‌ای است. اگر آموزه‌های دین صرفاً رازگونه و تأویلی تبیین شود، عقل را مجاز می‌کند که به تفسیر عینیت زیست بنشیند. در غرب اتفاقاتی افتاده که تأمل جهان اسلام در آن اتفاقات مانع می‌شود که دوباره آن اتفاقات در جهان اسلام تکرار شود و راه برای جریان سکولار به متن عالم اسلامی باز شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات