* در چند سال اخیر زمانی که کارشناسان روابط دولت و مدیریت شهری را بررسی میکنند به این نتیجه میرسند که مسئولان دولتی به مدیریت شهر تهران نگاه سیاسی دارند. این نگاه در طولانی مدت چه تبعاتی میتواند برای شهروندان و مدیریت پایتخت ایجاد کند؟
** قبل از اینکه به تاثیرات نگاه سیاسی دولت در کوتاه و بلند مدت در مدیریت کلانشهرها به ویژ تهران بپردازیم لازم است که کمی در خصوص وضعیت مدیریت کلان کشور و نوع نگاه مسئولان به مدیریت شهری بپردازیم.در حال حاضر آنچه در مدیریت کلان کشور اهمیت زیادی دارد، مدیریت کلانشهرهاست. مسئله قابل تامل در بررسی وضعیت مدیریت کشور دربعد از انقلاب، این است که مفهوم مدیریت شهری اولین چالش مدیریتی در بعد کلان بوده است.
در واقع عدم درک صحیح دولتمردان از مدیریت شهری باعث بروز چالشهایی برای شهروندان و اداره کنندگان کلانشهرها شده است. در بحث مدیریت واژه تصمیم و عقلانیت از الزامات است.در حال حاضر تصمیمات انفعالی که در مورد مدیریت شهری در کلانشهرها شاهد هستیم متاثر از عوامل درونزا و برونزای شهری است. بخشی از این عوامل را میتوان متاثر از مهاجرتهایی که نتیجه تصمیمات مدیریت کلان است دانست.
تفاوتهای معنی دار درآمدی و وضعیت معیشتی جامعه، مهاجرتهای اجباری را به کلانشهرها تحمیل میکند که در نهایت منجربه زاغه نشینی و حاشیه نشینی در کلانشهرها میشود. یعنی قبل از اینکه به خود شهرها برگردد به تصمیمات کلانی که در مدیریت ملی و به بیانی دولت گرفته میشود.
در مجلس هفتم تلاش نمایندگان مجلس این بود که کمیسیونی به نام کمیسیون مدیریت شهری ایجاد شود. چون آمارها نشان میداد که در 50 سال گذشته جمعیت کلانشهرها که نسبت آن در گذشته 25 درصد شهرنشین و 75درصد روستا نشین بوده است، در 30 سال اخیر این نسبت برعکس شده و الان بالغ بر 75 درصد جمعیت کشور شهرنشین هستند. این بررسیها مشخص میکرد که مسائل شهری مانند مسکن، حمل و نقل عمومی، مسائل اجتماعی شهری، سیمای شهر به شدت مهم است و باید تمامی این مسائل در یک کمیسیون فعال مجلس بررسی شود اما چون در مجلس هفتم تشکیل این کمیسیون به دلیل فرصت کم ممکن نبود در یک سال و نیم آخر مجلس هفتم تصمیم به ایجاد فراکسیون مدیریت شهری در مجلس گرفت.
خوشبختانه در اجرای این ایده با جواب مثبت تمامی نمایندگان مجلس روبهرو شدیم بهگونهای که بالغ بر 234 نفر از نمایندگان مجلس عضو چنین فراکسیونی شدند. نکته جالب این فراکسیون این بود که ملاحظات سیاسی در آن جایی نداشت و اصطلاحاتی مانند گروه اقلیت و گروه اکثریت در آن معنایی پیدا نمیکرد. یکی از دستاوردهای آن تبصره 13 بود که با کمک دولت به یاری کلانشهرها رفتیم. اما از بعد از مجلس هفتم متوجه میشویم که نگاه دولت به مدیریت شهری کلانشهرها به ویژه تهران تبدیل به یک نگاه سیاسی یکسویه شده است.
در این میان هماهنگی و سازگاری در بحث مدیریت شهری به شدت مهم است و کلانشهر تهران که نزدیک به یک ششم جمعیت کشور را در خود جای داده است اینچنین کلانشهری که ایجاد کننده امکانات اجتماعی و ملی نیز هست مستلزم یک کارآیی بالاست و این کارآیی نیازمند هماهنگی بین دولت و مدیریت شهری است.
* به همین دلیل بود که شما تصمیم گرفتید ایده مدیریت واحد شهری را در مجلس هفتم مطرح و آن را پیگیری کنید؟
** بله.طرحی که ما به عنوان رئیس فراکسیون مدیریت شهری در مجلس هفتم مطرح کردیم، ایجاد مدیریت یکپارچه و واحد شهری بود. منظور ما از مدیریت واحد شهری بیشتر هماهنگی بین دستگاهها، تقسیمات و سیاستها بود و براین مسئله تاکید داشتیم که این اقدامات موازی که به عنوان مثال وزارت کشور و یا برخی از دستگاههای دولتی با مدیریت شهری تهران دارند در یک انسجام رفتاری و در یک محیط دوستانه و هماهنگی به سمت تصمیمات عقلایی و تخصیص بهینه منابع پیش برود.
* با وجود رویکردی که شما در طرح مدیریت یکپارچه شهری داشتید اما نوع نگاه دولت به مدیریت شهر تهران بیشتر سیاسی است تا دوستانه؟
** بله. متاسفانه تصمیمات، اقدامات و اخباری که شاهد هستیم در چند سال بعد از تشکیل فراکسیون مدیریت شهری و متعاقبا تبصره 13 و... این است که به جای هماهنگی در برخی از موارد شاهد تناقضات تصمیمگیری هستیم و برخی موارد به جای همکاری با عدم همکاری روبهرو هستیم. مهمتر از همه بعضی از شائبههایی که نگاههای سیاسی را در تصمیمگیریهایی که میتواند در مدیریت کلانشهر تهران تاثیرگذار باشد نسبت به نگاههای اقتصادی، اجتماعی و زیر ساختی ارجحیت پیدا میکند. قطعا این مسئله نمیتواند مسئله سادهای باشد.
* یک مسئلهای که در چند سال اخیر در حوزه نگاه مسئولان دولتی در مدیریت شهر تهران مطرح شده است و بارها همین مسئولان دولتی در مصاحبههای مطبوعاتی خود به آن پرداخته اند؛این بوده است که اختیاراتی که به لحاظ اجرای اصل 44 قانون اساسی به مدیریت شهری واگذار شده است مانند مدیریت حمل و نقل عمومی به ویژه مترو و... دولت دوباره تمایل به دولتی کردن این اختیارات دارد.
این بازگشت به گذشته توسط مسئولان دولتی چه معنایی میتواند داشته باشد آیا این مسئله نیز برگرفته از همان نگاههای سیاسی دولت به مدیریت شهر تهران است و یا نقض اصل 44 قانون اساسی. شما این رویکردها را چگونه تحلیل میکنید؟
** عدم هماهنگی که بین دولت و مدیریت شهری در برخی از حوزهها مانند عدم تخصیص منابع و امکاناتی که برعهده دولت است،دیده میشود باعث بروز مشکلاتی برای پایتخت شده است. برخی از این مشکلات نیز به دلیل نگاه سیاسی دولت و مداخلات سیاسی دولت در مدیریت شهر تهران است. دولت باید مدیریت کلان در تمامی مسائل و اقدامات داشته باشد اما این بدان معنا نیست که نباید از نظرات دولت استفاده نکرد اما باید به این مسئله نیز مسئولان دولتی توجه کنند که تصمیم گیری و اجرای برنامهها در حوزه شهر تهران برعهده مدیریت شهری است.
آنچه که در ارائه این طرحها جای تعجب دارد، جدا از هر نوع قضاوتی که میتواند به این رویکرد دولتمردان وجود داشته باشد این است که با توجه به اینکه حجم بالای کارها برعهده دولت قرار دارد، چه بهلحاظ تعهداتی که قانون اساسی برای دولت ایجاد کرده است و چه تعهداتی که در تخصیص بودجهها برعهده او گذاشته شده است؛ قطعا نباید ماموریت و مسئولیتهای جدید را خود متقبل شود و بنابراین آنچه انتظار است، این است که دولت در حوزههایی که سالها برعهده او بوده و در عین حال امکان واگذاری آن به بخش خصوصی و غیردولتی وجود دارد برای کارآیی بیشتر خود و امکان افزایش ظرفیتهای خود از توانایی حوزههای دیگر استفاده کند.
طرح دولتی کردن برخی از امور محوله به مدیریت شهری از سوی مسئولان دولتی قطعا میتواند جای تعجب داشته باشد که دولت در فضایی که کوچک کردن شعار اصلی اواست و متعاقبا اصلی مانند اصل 44 و مهمتر از همه چالشهایی که فراروی دولت در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، معماری، فرهنگی و... قرار دارد؛ احتیاج دارد که به اصطلاح عامه خود را سبک کند. با واگذاری امور به نهادهای دیگر این امکان برایش بهوجود میآید که ظرفیتهای خالی برای کارآیی بیشتر خود در حوزههایی ایجاد کند. درنتیجه دولتی کردن مترو یک تناقضی است که بازگشت به عقب را در مسئولان دولتی نشان میدهد.
* اگر بخواهیم به صورت جزئیتر طرحهای دولت در حوزه مدیریت شهر تهران را بررسی کنیم به اداره شهر تهران توسط 11 فرمانداری میرسیم. بهنظر میرسد دولت مصر برای اجرای این طرح است. باتوجه به اینکه شما جز اولین نمایندگانی بودید که به ایجاد مدیریت واحد شهری اعتقاد داشتید آیا چنین طرحی به مدیریت واحد شهری لطمه وارد نمیکند؟
** اداره شهر تهران به بحثهای کارشناسی قویتری نیاز دارد که دولت به جای مطرح کردن این طرحها باید به آن بپردازد. من نمیخواهم در این زمینه اظهارنظر غیر کارشناسی کنم چرا که هیچ چیز از این طرح که دولت مصر به انجام آن در تهران است برای هیچ کس مشخص نیست. اما این را بگویم که دولتمردان باید به این مسئله توجه داشته باشند که کلانشهر نیست، ابر شهر هم نیست بلکه یک کشور شهر است.
یعنی با توجه به حدود جغرافی این شهر و مناسبات سیاسی و اقتصادی که در آن وجود دارد، قطعا باید از ظرفیتهای ملی بیشتر در این شهر استفاده شود.تهران شهری است که فضای سیاسی امنیتی و اجتماعی آن میتواند تمام کشور را تحت تاثیر قرار دهد اما این به مفهوم قطعهقطعه کردن و در قالب تعدد فرمانداریها نیست.نمی توان چنین طرحی را بدون اینکه یک عقبه کارشناسی قوی و استدالی و اقناعی داشته باشد،اجرایی کرد. من اگر اختلاف نظر خود را با این طرح بخواهم بگویم، این مسئله را مطرح میکنم که این طرح عقبه کارشناسی ندارد و بیشتر یک سلیقه سیاسی شخصی است که از سوی مدیریت کلان سیاسی و اقتصادی کشور مطرح شده است.
* مسئله دیگری که درخصوص عملکرد دولت در حوزه مدیریت شهری در چند سال اخیر قابل بررسی است، طرح ایدههایی است که در نهایت بعد از گذشت زمان از سوی مسئولان دولتی مردود میشود و اجرایی نمیشود. مانند احداث مونوریل در تهران که بدون کارشناسی این طرح مطرح و مقدمات آن نیز انجام شد اما بعدا با مخالفتهایی که کارشناسان به اجرای این طرح داشتند دولت به این نتیجه رسید که اجرای آن در تهران امکانپذیر نیست و یا طرحهایی که این اواخر در کمیته اضطرار آلودکی هوای تهران مطرح شد مانند آب پاشی تهران برای کاهش آلودگی هوا اما بعد از گذشت یک سال استانداری تهران اعلام کرد که دولت در کاهش آلودگی هوا شکست خورده است. به نظر شما اجرای چنین ایدهها و طرحهایی در تهران چه تاثیری در مدیریت پایتخت خواهد داشت؟
** معتقد هستم این مسائل قبل از اینکه به چالشهایی در مدیریت شهر تهران و سایر کلانشهرها منجر شود،باید نمایندگان مجلس به نقش تعیین کنندهای که مجلس در مدیریت کلان شور و مدیریت شهر تهران از باب نظارتی دارند بیشتر عمل کنند و به اهرمهای نظارتی که مطابق قانون در اختیار آنها گذاشته شده است اعتقاد بیشتری داشته باشند.به عقیده بنده ضعف برخورد نظارتی مسئولان مجلس در رد و یا تصویب این طرحهای تاثیرگذار است.
از سوی دیگر نقش مهمی که نمایندگان تهران که بیشترین تعداد از کل نمایندگان مجلس را به خود اختصاص دادهاند میتواند در بهبود روابط بین دولت و مدیریت شهری و جلوگیری از چنین طرحهایی تاثیرگذار باشد.این در حالی است که متاسفانه میبینیم بیشتر نمایندگان مجلس در یک فضای سیاسی قرار گرفتهاند.این مسائل باعث شده است تا طرحهای شکست خورده دولت به چالشهای جدی برای شهروندان تبدیل شود. فعالانه برخورد کردن مجلس هم هدیهای به مدیریت شهر تهران است و هم هدیهای به شهروندان و دولت که متاسفانه نمایندگان مجلس در این زمینه سکوت کردهاند یا منفعل عمل میکنند.
* در دورهای قبلی وضعیت نظارت مجلس چگونه بود؟
** در دوره مجلس هفتم حداقل سعی میشد که نظارتها به صورت دقیق انجام شود.اکثر نظارتهای مجلس در دور هفتم هم در جهت ارشاد و هم در جهت کمک و در نهایت برای پیشرفت بیشتر در دو حوزه کلان کشور و مدیریت کلانشهرها به ویژه تهران بود. در آن زمان مطالبی که از سوی نمایندگان مطرح میشد به نفع اداره کشور بود.
به یاد دارم زمانی که تبصره 13 با تصویب مجلس ایجاد شد در آن زمان دولت برای توسعه حمل و نقل عمومی طرح تعدد اتوبوسهای تهران را مطرح کرده بود. این طرح بهصورت غیرکارشناسی از سوی مسئولان دولتی مطرح شده بود و مطالعاتی روی آن انجام نشده بود که با ارائه آن به تبصره 13 نمایندگان با اجرایی شدن آن مخالفت کردند در جریان این مخالفت نمایندگان طرح افزایش و توسعه حمل و نقل ریلی شهری را به جای افزایش تعداد تاکسیها و اتوبوسها در پایتخت مطرح و پیشنهاد دادند.
با ارائه این پیشنهاد از سوی مجلس، دولت مجاب شد که این طرح به مراتب بهتر از طرحی است که او پیشنهاد داده است که در آینده مشکلات بیشتری را برای پایتخت به وجود میآورد.تمام این تصمیمگیریهای عاقلانه نتیجه تعاملات دوستانهای بود که در مجلس هفتم ایجاد میشد.