تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۳۶۸۳۲

تونس یک سال پس از پیروزی


سعدالله زارعی
24 دی ماه سالروز پیروزی انقلاب تونس و اولین انقلاب از سلسله انقلابهای عربی به حساب می آید. مردم تونس این نکته را پنهان نمی کنند که سلسله جنبان انقلاب های این منطقه بوده و مسئولیت خاصی در حفظ و تداوم این انقلاب ها دارند و در واقع هم می توان روند تحولات تونس را آئینه تمام نمای تحولات در کشورهای عربی به حساب آورد.
تونس با فرار بن علی به یک خانه تکانی اساسی دست زد. آمریکا، عربستان، فرانسه و... تلاش می کردند تا نظام سیاسی تونس چرخش نکرده و تحولات در حد رفتن بن علی باقی بماند آنان بخصوص در مورد تحولاتی که سبب پیروزی اسلام گراها شود، بسیار حساس بودند از این رو بعد از بن علی اصرار داشتند که کارها در دست بقایای این رژیم باقی بماند و ضمنا بر همگان معلوم باشد که چیزی عوض نشده و از انقلاب خبری نیست آنان نماد این موضوع را حفظ نخست وزیر بن علی و ادامه کار به وسیله او- محمد الغنوشی- قرار داده بودند اما مردم اجازه ندادند انقلاب آنها در حد یک تغییر کوچک اداری باقی بماند و از این رو خیابان «بورقیبه» که حالا خیابان انقلاب خوانده می شود شاهد ادامه حضور سنگین انقلابیون بود.
محمد الغنوشی دو هفته پس از «ریاست جمهوری موقت» ناچار به کناره گیری شد و نیروهای انقلاب به آرامی قدرت را بدست گرفتند برای ناظران واقع بین مشخص بود که تحولات تونس در دایره نظام های شناخته شده سنتی یا غربی قرار نخواهد گرفت و مردم بعد از 57 سال تجربه بار دیگر به نظام غربی-عربی تن نخواهند. داد تحلیل گران می دانستند که مردم دنبال پاسخ جدید هستند و این پاسخ جز در حوزه دین یافت نمی‌شود.
آمریکایی ها پس از مدتی انکار و تلاش برای تداوم سکولاریزم سیاسی بطور ضمنی به قدرت اسلام گراها اعتراف کردند ولی در عین حال وانمود کردند که می توانند اهداف خود را از طریق اسلام گراها هم محقق کنند و شروع کردند به خبرسازی که بله ما با راشد الغنوشی به توافق رسیدیم که به روند صلح خاورمیانه بپیوندد و روابط تونس با رژیم صهیونیستی را ادامه دهد و... این در حالی است که اساسا اسلام گراها اگر به قدرت می رسند به دلیل موج اسلام گرایی است که در توده های مردم وجود دارد و احزاب اسلام گرا تا زمانی نماینده مردم مسلمان هستند که به آرمانها و اصول اسلامی پایبند باشند با این وصف مردم مسلمان کجا و موافقت با روند سازش اسرائیلی-عربی! و مردم مسلمان کجا و رابطه با رژیم صهیونیستی! اما البته این گونه دلخوش کردن به موضوعی که بلاموضوع است از استیصال غرب در این مواجهه خبر می‌دهد.
تونس اولین آزمون اسلام گرایانه خود را در انتخابات آبان ماه گذشته داد در این انتخابات احزاب گوناگونی اعم از چپ، راست، لیبرال، سوسیالیست، ناسیونالیست و ... حضور داشتند و در میانشان یک جریان اسلام گرا هم وجود داشت و از قضا از توانایی تبلیغاتی و مالی زیادی هم برخوردار نبود. انتخابات با پیروزی حدود 43 درصد اسلام گراها، حدود 18 درصد حزب سوسیالیست و حدود 15 درصد یک حزب لیبرال و حدود 25 درصد افراد مستقل برگزار شد. برجسته ترین رهبر شناخته شده تونس آقای راشد الغنوشی روحانی برجسته و رهبر جریان النهضه بود. وقتی جریان او در انتخابات بیشترین آراء را بدست آورد، با صراحت اعلام کرد که ما حکومتی شرعی و بر مبنای اجرای احکام و قوانین اسلامی تشکیل خواهیم داد.
همزمان غنوشی به بحث ها پیرامون تعامل با غرب و رژیم وابسته به آن خاتمه داد. او در مصاحبه با بی بی سی گفت: یک مسلمان نمی تواند بقاء رژیم اسرائیل ر ا تحمل کند و آزادی فلسطین موضوعی نیست که قابل مذاکره باشد.
بعد از برگزاری انتخابات مجلس از یک سو ساختارهای جدید شکل گرفتند و از سوی دیگر زمان تدوین قانون اساسی جدید تونس بر مبنای تحولات آغاز شد: جنبش النهضه پست نخست وزیری که مهمترین نهاد کشوری است را در دست گرفت ریاست جمهوری را به حزب سوسیالیست تونس داد و ریاست مجلس را حزب لیبرال تونس در دست گرفت و این همه در حالی است که وقتی اکثریت مجلس با اسلام گراها باشد، مجلس و رئیس آن چاره ای جز حرکت در چارچوب اهداف اسلام گراها ندارند.
ریاست جمهوری هم تا حد زیادی یک پست تشریفاتی و در عین حال سمبلیک می باشد و سخنگوی سیستم به حساب می آید جالب این است که رئیس جمهور سیوسیالیست تونس بلافاصله پس از روی کار آمدن اعلام کرد که حکومت تونس قطعا حکومتی اسلامی خواهد بود.
در مورد تدوین قانون اساسی، تونسی ها یک کلید واژه داشتند و آن «حکومت بر مبنای شریعت» بود بر این اساس یک هیات 100 نفره مرکب از نمایندگان مجلس به ریاست راشد الغنوشی تشکیل شد و از اوایل دی ماه کار تدوین قانون اساسی جدید را آغاز کردند و اینک در میانه راه می باشند. تدوین قانون اساسی تونس که اولین قانون اساسی انقلاب های اخیر منطقه به حساب می آید نقش مهمی در شکل دهی و مفهوم بخشی به این انقلاب ها ایفا خواهد کرد و از این رو موضوعی منطقه ای و حتی بین المللی است و دقیقا به همین دلیل غرب با حساسیت فراوان روند نوشتن قانون اساسی تونس را زیر نظر گرفته است اما باید بگوئیم هر چه زمان می گذرد از امید غرب برای اثرگذاری بر انقلاب های منطقه کاسته می‌شود.
هیات تدوین قانون اساسی تونس از یک سو مبنا را «شریعت» قرار داده و از سوی دیگر بشدت نیازمند تجربه ای امروزی و در عین حال اسلام گراست. در این بین بعضی با اشاره به سنی بودن مردم تونس گمان کرده اند چشم تونسی ها به آنکارا دوخته شده و «مدل ترکیه» تنها راه حل تونس و دیگران است. غرب بخصوص از این موضوع زیاد حرف می زند تا از یک سو به خود دلداری بدهد و از سوی دیگر به این امید که راه حلی پیدا شود. اما اگر ما واقع گرا باشیم درمی یابیم که اساسا مدل حکومتی شریعت گرا بنام ترکیه وجود خارجی ندارد. اقتصاد ترکیه-خوب یا بد- یک شعبه از اقتصاد سرمایه داری است.
سیستم سیاسی ترکیه خوب یا بد یک شعبه از لیبرال دموکراسی است، سیستم امنیتی آن هم بخشی از سیستم ناتو است در عرصه فرهنگی هم ترکیه کار سیستم مندی انجام نمی دهد و بخصوص در حوزه شریعت هیچ کاری صورت نگرفته است بعنوان مثال علیرغم آنکه 9 سال از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان و گل می گذرد هنوز حتی یک لایحه اسلامی به پارلمان ارائه نشده کما اینکه پارلمان هم مستقلا در این خصوص کاری انجام نداده است. با این وصف اساسا چیزی بنام مدل ترکیه در عالم واقع وجود ندارد تا کسی به دروازه های آنکارا چشم بدوزد.
این نکته ای است که غرب از آن خبر دارد و ضمنا می داند که اسلام گراها توجهی به دولت آنکارا ندارند. دولت آنکارا بخصوص در ماجرای سوریه نشان داد که ماشین سیاسی آن نه برای سست کردن جبهه دیکتاتورهای وابسته و فاسد بلکه در مسیر سست کردن جبهه ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی به کار افتاده است. از منظر دیگر مردم در کشورهای عربی اصولا به تجربه امپراتوری عثمانی و اقتدار آناتولی نگاه منفی دارند کمااینکه این تجربه قیم مابی در جریان سفر سه ماه پیش اردوغان به قاهره بار دیگر بروز کرد و با پاسخ شدیداً منفی اخوان المسلمین مواجه گردید.
با این وصف مردم تونس برای تدوین نظام سیاسی خود و نوشتن قانون اساسی به کدام تجربه اسلامی و در عین حال منطبق با مقتضیات زمان می توانند چشم بدوزند؟ درست در حین تدوین قانون اساسی، مقاله ای در سایت الجزیره قطر به قلم آقای راشد الغنوشی به چاپ رسید. این مقاله بلند یک سره به حمایت از انقلاب اسلامی ایران و اندیشه حضرت امام خمینی(ره) و محکوم کردن فشارهای غرب علیه ایران اختصاص داشت در یک فراز این مقاله آمده بود: «بزرگترین هنر و افتخار امام خمینی این بود که در ایران فقه اهل بیت علیهم السلام را پیاده کرد» این مقاله به خوبی نشان داد که اسلام گراها به کدام نقطه بعنوان تجربه ای موفق و افتخار آمیز نگاه می‌کنند.
جالب این است که اگر کمی خاکستر آتش غرب که بصورت فتنه ها و تبلیغات مسموم علیه کشورهای اسلامی پراکنده شده است را کنار بزنیم می بینیم که این انقلاب اسلامی است که در حال تکرار در شمال آفریقا و غرب آسیاست.
اسلام گرایی مدل ایران در همین 10 سال اخیر یک کشور اشغال شده را آزاد کرد و به شکل گیری دولتی مقتدر و در عین حال مردمی مدد جدی رساند. اسلام گرایی مدل ایران غرب را وادار کرد که در اجلاس 2010 لیسبون بیرون بردن نیروهای نظامی ناتو از افغانستان را امضا کند. اسلام گرایی مدل ایران جنگ 33 روزه سنگین غاصبان اسرائیلی را به نفع ملت لبنان پایان داد و این اتفاقی بدیع بود چرا که کشوری کوچک بدون داشتن امکانات حداقلی دفاع هوایی بر قدرت بزرگ هوایی زمینی و دریایی اسرائیل پیروز شده بود.
اسلام گرایی مدل ایران در جنگ عجیب 22 روزه یک ملت مظلوم و در محاصره و فاقد توانایی های پیچیده نظامی را بر رژیمی مقتدر پیروز کرد. مدل اسلام گرایی ایران، کشوری را به دنیا نشان می دهد که 33 سال در مقابل انواع فشارها مقاومت کرده است.
با این وصف اگر قانون اساسی تونس بر مبنای شریعت در حال نگارش است، نزدیکترین قانون اساسی به آن قانون اساسی جمهوری اسلامی است و بیاد آوریم همین 4 دهه پیش را که قوانین اساسی و مدنی کشورهای اسلامی اکثرا از روی نسخه فرانسه به زبانهای محلی تدوین شد و باز بیاد بیاوریم که در ابتدای انقلاب اسلامی عده ای با نسخه ای از قانون اساسی فرانسه وارد تهران شدند تا کماکان حقوق و سیستم غرب بر ایران سیطره پیدا کند و خدا را شکر که علمای مجاهد و بصیر راه رفته و به بن بست رسیده را نرفتند و امروز می توانیم به کشورها بگوئیم که چرا مدل فرانسه نه و چرا مدل اسلام آری.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات