یک کارشناس مسایل سیاسی، راهبرد نظامی جدید آمریکا را باعث تشدید تنشها بین پکن و واشنگتن دانست.
«یوان پونگ»،کارشناس مسایل آمریکا از موسسه مطالعات بینالمللی معاصر چین گفت: راهبرد نظامی بازنگری شده آمریکا ممکن است اقدامات تلافیجویانه را از سوی چین به دنبال داشته باشد.
وی افزود: چین بارها سیاست خود را دفاعی توصیف کرده است اما ظاهرا واشنگتن قصد ندارد به فشارهای خود بر پکن پایان دهد.
«یوان» پیش بینی کرد که روابط چین و آمریکا در پی علنی شدن این راهبرد نظامی به سردی بگراید.
وی گفت: پکن باید برای این اقدام آمریکا و مقابله با آن چارهاندیشی کند.
دولت چین هنوز به طور رسمی موضع خود را در قبال راهبرد نظامی آمریکا که توسط اوباما در پنتاگون علنی شد، بیان نکرده است.
با این حال پکن در ماههای گذشته بارها اعلام کرد که با مداخله آمریکا در دریای جنوبی چین و تایوان مخالف است.
دولت چین در اواخر مهرماه امسال سفیر آمریکا در پکن را درباره تصمیم واشنگتن به فروش 6 میلیارد دلار سلاح پیشرفته به تایوان احضار کرد.
در همیـن حـال دریـادار « یانگ یی » از افسران ارشد نیروی دریایی چین در این رابطه گفته است که آمریکا با ارایه راهبرد نظامی جدید نشان داد که همچنان مایل به «مشکل آفرینی» در منطقه است.
وی در مقالهای که در روزنامه «گلوبال تایمز» چاپ پکن منتشر شد، آورده است: به طور مشخص در این راهبرد نظامی، هدف آمریکا در شرق آسیا چین است. وی میافزاید: آمریکاییها از همان زمانی که راهبرد بازگشت به آسیا و اقیانوس آرام را مطرح کردند، این منطقه و امنیت آن را به مخاطره انداختند.
رسانههای گروهی چین طی هفتههای اخیر با انتشار گزارشهای انتقادی، آمریکا را یک «مشکل ساز» در جهان توصیف کرده اند.
کارشناسان و رسانههای چینی معتقدند، آمریکا با خروج از افغانستان و عراق در پی محاصره چین و مانع ایجاد کردن در رشد این کشور است.
به باور کارشناسان، ارایه راهبرد جدید نظامی آمریکا میتواند سرآغاز جنگ سرد میان واشنگتن - پکن باشد.
رئیسجمهوری آمریکا با اعلام راهبرد نظامی جدید اعلام کرد ایالات متحده با کاهش نیروهایش در اروپا، حضور بیشتری در قاره آسیا خواهد داشت.
باراک اوباما چندی پیش به طور رسمی سند راهبرد نظامی این کشور را که مورد بازنگری قرار گرفته، منتشر کرد.
برپایه این خط مشی، ایالات متحده باید توانایی خود را برای پیروزی در یک جنگ حفظ کند و همزمان این ظرفیت را داشته باشد تا مانع رسیدن دشمن به اهداف خود در منازعه دوم شود.
این سند راهبردی، از اهداف پیشین نظامی آمریکا که برای دو جنگ همزمان تعریف شده بود، فاصله گرفته است.
این خط مشی تازه همچنین از ارتش آمریکا میخواهد که موازنه قوا را به سمت آسیا - اقیانوس آرام سوق دهد و همزمان آمادگی خود برای مقابله با تروریسم را حفظ کند.
تاکید بر حضور بیشتر نیروهای آمریکایی در آسیا، به دلیل رویارویی با افزایش توان نظامی جمهوری خلق چین در منطقه شرق آسیاست.
* خوی نظامیگری
در چنین شرایطی، رسانههای دولتی چین در گزارشیهای انتقادی، از آمریکا خواستند «خوی نظامیگری» را کنار بگذارد.
راهبرد جدید نظامی آمریکا که در آن منطقه آسیا و اقیانوس آرام (جایی که منافع اصلی چین در آن نهفته است) را هدف قرار داده، باعث عصبانیت چینیها شده است.
اوباما در این باره توضیح داد که بر اساس این راهبرد، آمریکا برای تقویت حضور نظامی خود در آسیا و اقیانوس آرام، دامنه نیروی زمینی و حضور نظامی در اروپا را کاهش میدهد.
خبرگزاری رسمی چین در واکنشی تند و انتقادآمیز در این رابطه نوشت: این راهبرد جدید اگرچه در بخشی چون کاهش بودجه نظامی در یک دهه آینده مطلوب مینماید، اما نشاندهنده جاه طلبیهای نظامی آمریکا در برخورد با مسایل است.
«شین هوا» خاطر نشان کرد: آمریکاییها در بحران اقتصادی بدی گرفتار شدهاند که نتیجه دو جنگ آنها با عراق و افغانستان است.
این خبرگزاری تصریح کرد: در یک دهه گذشته آمریکاییها دو جنگ با این کشورها به راه انداختند که نتیجه آن هزینهای بالغ بر یک هزار میلیارد دلار و از دست رفتن جان صدها هزار نفر بود.
«شین هوا» با اشاره به اینکه تجربه تاریخی نشان داده مداخله جوییهای نظامی هرگز ارمغان آور صلح و موفقیت برای هیچ کشوری نیست، از آمریکا خواست از تجربیات دردناک گذشته خود عبرت گرفته و نقشی سازنده در آسیا و اقیانوس آرام بازی کند.
خبرگزاری رسمی چین تاکید کرد: آمریکا باید خوی نظامی گری و گستاخیهای خود را برای همیشه کنار بگذارد.
روزنامه «گلوبال تایمز» چاپ پکن نیز مقاله خود را به موضوع تغییر در راهبرد نظامی آمریکا اختصاص داد. این مقاله تحت عنوان «طرح پنتاگون، بازی را در آسیا تغییر میدهد» مینویسد: پنتاگون طرح جدید نظامی خود را منتشر کرد. این طرح قرار است طی 10 سال، هزینههای نظامی آمریکا را کاهش و به سیاست توانایی در دو جنگ همزمان پایان دهد.
این روزنامه به نقل از مقامات پنتاگون، هدف از این تغییرات را محاصره چین دانست و نوشت: در مقابل این تغییرات بوجود آمده در راهبرد آمریکا، چین باید هوشیار باشد و عاقلانه عمل کند.
در این مقاله آمده است: آمریکا و چین در حال رقابت بی سابقه تاریخی هستند. در سالهای دوران جهانی شدن، دو کشور از نظر اقتصادی به یکدیگر نزدیک شدهاند. به طوری که این شرایط به آمریکا اجازه محاصره و محدود کردن کامل چین را نمیدهد و در این رابطه، پرداختن به سیاست محدود سازی آمریکا، باید به عنوان یکی از اهداف اصلی فعالیتهای دیپلماتیک چین درآید.
گلوبال تایمز تاکید کرد: چین باید با تمامی قوا سیاست مقابله با راهبرد نظامی آمریکا را آغاز کند.
چین در سال میلادی که گذشت مجبور شد در بسیاری از مسایل با آمریکا مواجهه پیدا کند. مواردی چون جنگ غرب در لیبی، اختلاف در سازمان تجارت جهانی، حضور آمریکا در دریای جنوبی، تلاش واشنگتن برای افزودن بر نیروی نظامی در آسیا و اقیانوسیه و فشار برای بالا بردن ارزش یوان، از جمله این چالشها بود.
چین همچنان امسال با مسایل دیگری چون بالا رفتن بهای نفت که ناشی از اشغالگریها و سیاستهای نابخردانه واشنگتن بوده، تنش در خاورمیانه و آفریقا، دخالت در امور تایوان و بسیاری از موضوعات سیاسی و اقتصادی دیگر روبرو شد.
در این میان یکی از سختترین چالشهای چین، تلاش آمریکا بر تقویت حضور نظامی در منطقه آسیا و اقیانوسیه است؛ جایی که نیروی دریایی چین نیز در آن حضور دارد.
کارشناسان میگویند هر حرکت نظامی آمریکا در منطقه آسیا و اقیانوسیه، آسیای شمال شرقی و حتی آسیای جنوب شرق، واکنش چین را به دنبال خواهد داشت.
به خصوص آنکه مقامهای چین دریافتهاند آمریکاییها سعی دارند در اطراف چین اتحاد نظامی شکل دهند و نمونه آن تلاش واشنگتن برای بهبود روابط با میانمار و ایجاد پایگاه در استرالیا است.
«پینگ گوانگ چیان» استراتژیست چینی میگوید: بزرگترین آزمایش دیپلماسی چین در سال 2012 میلادی تحولات ژئوپلتیک منطقهای ناشی از راهبرد نظامی جدید آمریکا در آسیا و اقیانوس آرام است.
وی میافزاید: راهبرد آسیا و اقیانوسیه آمریکا، بزرگترین چالش برای نظم جاری جهان است. این وضعیت میتواند تحولات ساختاری و راهبردی جدی ایجاد کرده و به چالشی برای امنیت ملی چین تبدیل شود.
با این حساب، بزرگترین وظیفه دیپلماتیک چین در سال 2012 میلادی از نظر این پژوهشگر چینی، تقویت قدرت اقتصادی و سیاسی برای مقابله با سیاستهای مداخله گرانه آمریکا در منطقه است.
منازعات دریای جنوبی چین مشکلی فزاینده برای چین است. این کشور بر مالکیت بر منطقهای تاکید میکند که کشورهایی نظیر فیلیپین و ویتنام هم بر آن ادعای مالکیت دارند و با حضور آمریکا، رزمایشهای مکرر برگزار کرده اند.
دریای جنوبی چین دارای منابع بسیار غنی نفت و از راههای پرتردد آبی در جهان است.
روزنامه سنگاپوری «لیانخه زائو بائو» در این باره مینویسد: آمریکا و متحدانش به طرز حیرتآوری برای منزوی کردن چین در منطقه دریای جنوبی تلاش میکنند. واشنگتن درصدد افزودن بر اختلافهای پکن با همسایگان است.
به نوشته این روزنامه، آمریکا نمیخواهد وارد نبرد نظامی با چین شود اما میکوشد این کشور رو به رشد جهان را محدود کند. از سوی دیگر، چین از رشد اقتصادی به عنوان یک ابزار برای تحت فشار قراردادن آمریکا بهره میگیرد؛ کشوری که در سال 2011 یکی از سختترین سالهای مالی خود را تجربه کرد و با نرخ بالای بیکاری و جنبشهای مردمی روبرو شد.
«وانگ یی جو»، از موسسه مطالعات بینالمللی دانشگاه پکن در این باره گفت: ما باید قدرت تولید خود را افزایش داده و از منابع به بهترین نحوی بهرهبرداری کنیم. ما در دریای جنوبی باید با چالشها مقابله کنیم. نباید اجازه دهیم آمریکا چین را در خاورمیانه و آسیا و اقیانوس آرام محدود کند.
در امور اقتصادی نیز وضعیت، مشابه با امور سیاسی است.
آمریکا و اروپا دو قطب بزرگ اقتصادی جهان در سال 2011 میلادی با بحران مالی، بحران اعتبارات و بحران بدهی روبرو شدند.
آنها در واقع از سال 2008 دست در گریبان چنین مشکلاتی بودهاند، اما این مسایل اکنون سر باز کرده است.
برآوردها نشان میدهد که رشد اقتصادی آمریکا در سال آینده میلادی بین 5/2 تا 3/3 درصد خواهد بود، اما نرخ بیکاری در این کشور بین 3/8 دهم تا 9 درصد برآورد شده است.
این بهآن معناست که آمریکا در سال 2012 میلادی همچنان با چالشهای مالی و اشتغال روبرو خواهد بود. در این شرایط مشکلات و چالشهای چین نیز افزایش خواهد یافت.
زمانی که بحران در اروپا و آمریکا ادامه پیدا کند، تقاضای آنها برای کالاهای چینی کاهش خواهد یافت و در مقابل، آنها از چین میخواهند تا با خرید اوراق قرضه به نجات اقتصاد غرب از بحران کمک کند. این کمک تاکنون از سوی چین پذیرفته نشده است.
چین میخواهد که آمریکا و اروپا جایگاه بین المللی اقتصادی و بازار این کشور را به رسمیت شناخته و در عین حال تحریمهای تسلیحاتی را برطرف کرده و در زمینه ارزی کمتر به این کشور فشار وارد آورند.
«لی دائو کویی» مشاور کمیته سیاستگذاری بانک مرکزی چین در این خصوص هشدار میدهد و میگوید: تضعیف اقتصاد اروپا و آمریکا، تحولات و سناریوهای پیچیدهای را برای چین رقم خواهد زد.
به هر صورت به نظر میرسد که در زمینه اقتصادی و سیاسی، جهان در سال 2012 میلادی آسیبپذیرتر از هر زمانی باشد. این برای چین نیز یک چالش خواهد بود.
«یان شوئه تونگ » از دانشگاه «چینگ هوا» پکن معتقد است: چین نمیتواند در آینده سیاست بیطرفی داشته باشد. این کشور مجبور است برنامههای مدون سیاسی برای مقابله با چالشها داشته باشد.
وی میگوید: ما نمیتوانیم با کشورهایی که در برخی از بخشها پیشرو هستند وارد نبرد شویم، اما در عین حال نباید مسئولیتهای بینالمللی و جهانی خود را در قبال موضوعات روز جهان نادیده بگیریم.
* ذهنیت جنگ سرد
همچنین «لیو جین مین»، معاون وزیر خارجه چین از کشورهای آسیایی دعوت کرد با ذهنیت جنگ سرد مقابله کنند.
وی تاکید کرد که کشورهای این قاره نباید اجازه دهند این ذهنیت در حل و فصل مسایل منطقهای بر گفت و گوهای آنها تاثیر بگذارد.
این تقریباً نخستین واکنش رسمی چین به راهبرد نظامی جدید آمریکا برای منطقه آسیا و اقیانوس آرام بود.
در پی دخالتهای آمریکا، چین در خصوص دریای جنوبی با برخی همسایگان خود که از سوی واشنگتن حمایت میشوند، از جمله ویتنام و فیلیپین دچار اختلاف شده است. مقام چینی با اشاره به تلاش آمریکا برای ورود گسترده به آسیا و اقیانوس آرام گفت: وظیفه آسیا مقابله با ذهنیت جنگ سرد غرب است.
وی افزود: آسیا یک قاره با ثبات و صلحآمیز است. در مسایل دریایی و امنیت انرژی نیز صلح و ثبات وجود دارد. نباید اجازه داد این شرایط تغییر کند. قاره آسیا باید با همکاری منطقهای بیشتر، اعتماد متقابل راتقویت کند.
معاون وزیر خارجه چین مذاکرات شش جانبه، سازمان همکاری شانگهای و «آ. سه. آن» را از دستاوردهای مهم همکاری کشورهای آسیایی در سالهای گذشته دانست.
چین روابط بسیار گسترده تجاری با آسیا دارد و تقویت همکاری با این قاره را خواستار است.
چین اعلام کرده است یکی از محورهای اصولی سیاست خارجی این کشور درسال 2012 میلادی، تقویت همکاریها با قاره آسیا خواهد بود.
ارزش مبادلات تجاری چین با کشورهای قاره آسیا در 2011 میلاد، به 965 میلیارد و 200 میلیون دلار رسید و 21 درصد نسبت به سال2010 افزایش یافت.
چین بزرگترین شریک تجاری «آ. سه. آن» است. ارزش مبادلات چین با این اتحادیه آسیای شرقی بیش از 330 میلیارد دلار در سال است.
مسابقات تسلیحاتی
در این میان، چین برای استیلا بر آبهای غرب اقیانوس آرام و عقب راندن ناوهای آمریکا از این آبها، در حال نوسازی ساختارهای بنیه نظامی خود به ویژه توسعه ناوگان دریایی و موشکی خود است.
تقابل چین و آمریکا برای برتری نظامی بر آبهای اقیانوس آرام موضوعی است که روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» به تشریح آن پرداخته و مینویسد: «از سال 1945 آمریکا بر آبهای غرب اقیانوس آرام احاطه داشته است. ناوگانی از ناوهای هواپیمابر به وزن 97 هزار تن و هریک به وسعت 5/4 جریب بر آبهای منطقه استیلا دارند. در تمامی این سالها، این ناوگان به راحتی و بدون هیچ هراسی در آبهای منطقه رفت و آمد میکردند.
اما این شرایط امروز متحول شده است. اینک چین دست به نوسازی قوه نظامی خود زده است و عمده طراحیهای این ساختار جدید با هدف دور کردن ناوهای هواپیمابر آمریکا از سواحل چین شکل گرفته است.
در شرایط جدید، این آمریکاست که ناگزیر به مطابقت دادن بازی نظامی خود با چین است.
هر دو کشور بدون آنکه کلامی در این مورد به زبان آورده باشند در سکوت کامل وارد یک رقابت تسلیحاتی ونظامی شدهاند که نتیجه به هر روی، موازنه قدرت را در منطقه دچار چرخش خواهد کرد.
پنتاگون تمایل ندارد از یک ستیزه بالقوه نظامی با چین صحبت کند و بر خلاف شوروی در دوران جنگ سرد، پکن را دشمن آشکار خود نمیشناسد.
«میکله فلورنوی» معاون وزیر دفاع آمریکا در امور سیاسی ماه گذشته در سفری به چین، به یکی از ژنرالهای ارتش خلق چین گفت: آمریکا درفکر محاصره دریایی چین نیست و ما چین را دشمن نمیشناسیم.
اما مقامات نظامی چین هر از گاهی راجع به آماده شدن برای یک نبرد در اقیانوس آرام صحبت میکنند،بدون آنکه مشخص کنند دشمن کیست.
چین در طرحهایش برای نوسازی بنیانهای نظامی خود در حال ساخت مدل جدیدی از موشکهای بالستیک است که قدرت پروازی آن، این موشک را تا فراز استراتوسفر (طبقه فوقانی) جو بالا خواهد برد. این موشک قابلیت آن را دارد که بر روی عرشه یک ناو هواپیمابر آمریکایی منفجر شده و تمامی دریانوردان آن را به کام مرگ کشانده و عرشه پروازی ناو را فلج کند.
طبق اعلام رسانههای چین، این موشک جدید قادر است یک کشتی در حال حرکت را در مسافت 1700مایلی هدفگیری کند.
به گفته کارشناسان دفاعی آمریکا، طراحی این موشک به کیفیتی است که نقطهای را هدفگیری کند که بالاتر از ارتفاع مورد رصد موشکهای کروز و پایینتر از میدان هدفگیری موشکهای بالستیک است.
به گفته کارشناسان نظامی، حتی اگر سیستمهای دفاعی آمریکا قادر به سرنگون کردن یک یا دو فروند از این موشکها باشد، چین میتواند همزمان ناو هواپیمابر را هدفگیری کند.
موشک در دست تولید چین، با این فرضیات میتواند ناوهای هواپیمابر آمریکا را دورتر از سواحل چین هدف گیری کند. بدین ترتیب جتهای جنگنده آمریکا به سختی قادر خواهند بود به فضای چین نفوذ کنند یا در صورت بروز جنگ در سواحل چین، برتری هوایی آمریکا به دشواری بر این موشکها غلبه خواهد کرد.
آمریکا هم دست به کار است و نیروی دریایی آن در حال تولید هواپیماهای بدون سرنشین دوربرد است که میتواند از روی ناوهای هواپیمابر به پرواز در آمده و آسمان دریاها را در نوردد و در مرتفعترین نقطه کشتی فرود آید و این عملیات در ارتفاعی بسیار بالاتر و ایمنتر از یک هواپیمای دارای خلبان انجام خواهدشد.
افزون بر آن، نیروی هوایی آمریکا هم در فکر آن است که ناوگانی از بمب افکنهای بدون خلبان خود را به شیوهای طراحی کند که قادر باشند پروازهای گشت بر فراز آبهای اقیانوس آرام انجام دهند.
بازی چین و آمریکا، به دریا و هوا محدود نمیشود، بلکه دو کشور این بازی را تا فضا هم امتداد دادهاند.
نگرانی آمریکا از این است که چنانچه ستیزهای میان دو کشور درگیرد، چین شبکه ماهوارهای آمریکا را که بر کار هواپیماهای بدون سرنشین کنترل دارد و همچنین شبکههای نظامی داخل آمریکا را هدف حمله قرار خواهد داد. ادامه دارد...