* اشتغال یکی از چالش های کشور است و دولت اعلام می کند که در این زمینه موفق بوده است. آیا کاهش میزان بیکاری و ایجاد بیش از 2 میلیون شغل را قبول دارید؟
** متاسفانه در حال حاضر دولت آمارهایی ارایه می دهد که به هیچ وجه با واقعیت های جامعه همخوانی ندارد و نه تنها مردم این آمارها را باور ندارند بلکه مسوولان دولتی هم که این ارقام را اعلام می کنند به آنها اعتقادی ندارند، زیرا غیر واقعی است. این آمارهای غیر واقعی به ویژه در بحث اشتغالزایی و میزان واقعی بیکاری، به یکی از چالش های کشور تبدیل شده و چنانچه دولت با مردم صادق نباشد و بخواهد بیش از این به شعاردادن بپردازد تبعات جبران ناپذیری خواهد داشت. یکی از این موارد وعده ایجاد اشتغال و رفع معضل بیکاری است.
مدتی است که آقای احمدی نژاد اعلام می کند می خواهیم 2 میلیون و 500 هزار شغل ایجاد کنیم. اما سوال من اینجاست که چگونه می خواهد این وعده را محقق کند و ابزارهای این سیاستگذاری کلان چیست؟ آیا می خواهد وام خوداشتغالی بدهد، که ممنوع شده و پرداخت نمی شود؟ در مورد کارخانجات و بنگاههای اقتصادی نیز که وضعیت اسفبار است و آنچه که در بازدید از کارخانجات دیده ایم، یا تعطیل شده یا نیمه تعطیل هستند. آمار اشتغال دولت غیرواقعی است و باید از آقای احمدی نژاد بپرسیم این آمار را از کجا می آورد؟ به همین دلیل اعتقاد دارم مجلس باید در مورد آمار بیکاری و شعارهای اشتغالزایی دولت تحقیق و تفحص کند.
* این در مورد تمام کارخانجات صدق نمی کند. اکنون کارخانجات بسیاری فعال هستند که نمی توان انکار کرد.
** فعال هستند اما با آن چیزی که استاندارد است فاصله معناداری دارند. اکنون واحدی که باید 24 ساعته کارکند، متاسفانه کمتر از 12 ساعت کار می کند و آن صنایعی که باید 12 ساعت کارکنند کمتر از 5 ساعت کار می کنند! در استان بوشهر که مثال بزنیم، در منطقه پارس جنوبی در گذشته نزدیک به 100 هزار نفر شاغل بودند که امروز بسیار پایین تر از آن آمارهاست. در مورد کالای همراه ملوان که با سرمایه گذاری مستقیم مردم انجام می شد، در گذشته نزدیک به 380 هزار نفر مستقیم و غیرمستقیم شاغل بودند، اما دولت این فعالیتها را تعطیل کرده و اکنون این 380 هزار نفر بیکار شده اند.
در بحث لنج و کشتی و کالاهایی که از خارج به کشور وارد می کردند، دولت به صورت یک طرفه این فعالیت را تعطیل کرده و تمام آنهایی که از این طریق کسب درآمد و روزی می کردند، اکنون شغلی ندارند. آیا دولت نمی داند که همراه با این لنجها، کارگران بسیاری رفت و آمد می کردند و نان خود و خانواده شان را به دست می آوردند و اکنون با کم لطفی دولت، این افراد بیکار شده و به خیل بیکاران پیوسته اند! البته از این دست موارد در سراسر کشور بسیار است که همگی حکایت از ناکارآمدی و سو»مدیریت دولت دارد. بنا بر این اگر دولت می خواهد آماری بدهد، بهتر است به نوعی آنها را تنظیم کند که نه تنها مردم را قانع کند، بلکه باور کردنی باشد.
* استدلال شما برای رد آمارهای اشتغالزایی دولت چیست؟ اینکه در بوشهر اشتغال با مشکل رو به رو شده، دلیلی بر بحران اشتغال کل کشور هست؟
** این ادعای مجلس و نمایندگان مردم در خانه ملت نیست، بلکه کارشناسان اقتصادی که بر این مساله تسلط دارند اعلام کرده اند اگر تمام شرایطی که دولت پیش بینی کرده است، محقق شود، تنها می توان 250 هزار شغل ایجاد کرد و این آرای اعلام شده از سوی دولت غیرواقعی است.
* اگر غیرواقعی است و شغلی در این اندازه ایجاد نشده است، چرا دولت این وعده ها را می دهد؟
** دولت طرح های غیرکارشناسی زیاد ارائه می دهد که ایجاد شغل در این اندازه و حل معضل بیکاری هم یکی از آنهاست! مگر در مورد طرح تامین آتیه نوزادان قرار نبود به هر نوزادی که متولد می شود، یک میلیون تومان بدهد و به حساب یک تعدادی هم این مبلغ را واریز کرد، اما نه تنها طرح خودش را ادامه نداد، بلکه از آن دسته نوزادانی هم که یک میلیون تومان پرداخت کرده بود، پس گرفت و مردم با مراجعه به بانکها، با حساب خالی رو به رو شدند. یا در مورد دادن یک هزار متر زمین به هر خانواده، یا در مورد ساختن خانه ویلایی برای هر خانواده، یا در مورد اینکه در ایران فقیر وجود ندارد و بسیاری موارد دیگر که دولت وعده های رنگین بلکه رویایی داده که هرگز به واقعیت نمی پیوندد.
* گمان می کنید تبعات دادن وعده های غیرعملی یا به تعبیر شما رویایی، چه باشد؟
** امروزه حرف های غیرواقعی مطرح می شود که تقریبا برای مردم عادی شده و نه تنها کسی آنها را باور نمی کند، بلکه عکس آن عمل می کنند. امروز دولت اعلام می کند که قصد دارد قیمت سکه را کنترل کند اما چون مردم می دانند که این شعارها رویایی است به جای آن که سرمایه های خود را از بازار سکه خارج کنند مقداری هم پول قرض می کنند و سکه بیشتری می خرند زیرا می دانند که این دولت توان اجرای برنامه های خود را ندارد و این را در مورد بازارهای دیگر مانند ارز نیز می توانید مشاهده کنید.
اما نگرانی ما از این نیست که دولت حرف غیرواقعی می زند، بلکه نگرانی ما از این است که دادن وعده های غیرعملی به یک عرف تبدیل شود و هر مسوولی که از این پس اداره امور کشور را به دست گرفت، با دادن وعده های بی مورد، در بین مردم ایجاد توقع کند. آنگاه است که شرایط کشور خطرناک خواهد شد، زیرا جمع کردن این همه وعده داده شده البته بدون پشتوانه، کاری غیر ممکن است.
امروزه کارگران بیش از آنکه نگران اشتغالزایی باشند نگران از دست دادن شغل های فعلی خودشان هستند. به عقیده من دولت اول باید به فکر حفظ مشاغل موجود باشد و سپس به ایجاد شغل جدید بیندیشد. من به جرات می توانم ادعا کنم که در سطح استان بوشهر البته به غیر از شهر بوشهر، یک اشتغال پایدار که دولت در آن نقش داشته باشد، ایجاد نشده است.
* آمار دقیقی از میزان بیکاری دارید؟
** اکنون آمار دقیقی از بیکاران ندارم اما با توجه به اعتراضهای مردمی و آنچه که در قالب درخواستهای مردم از نمایندگان مطرح می شود که بیش از همه چیز مردم درخواست کار یاسفارش برای کار می کنند، به عقیده من در حال حاضر معضل بیکاری نه تنها جدی بلکه در مرز بحرانی است. اگر اغراق نکرده باشیم به جرات می توان گفت که در هر خانواده ای یک بیکار وجود دارد.
* بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی چقدر است؟
** بیکاری فارغ التحصیلان و دارندگان تحصیلات عالیه وحشتناک است. امروزه تحصیلکرده دانشگاهی بیکار به اندازه ای زیاد شده که افرادی با داشتن مدرک تحصیلی لیسانس و حتی فوق لیسانس حاضر هستند در یک اداره آبدارچی باشند اما موفق به یافتن این قبیل مشاغل عادی هم نمی شوند. افرادی با داشتن مدرک تحصیلی فوق لیسانس به من مراجعه و اعلام کرده اند که حاضر هستند نگهبان یک اداره باشند اما متاسفانه نمی توانند این قبیل مشاغل را نیز به دست بیاورند. امروزه برای به دست آوردن شغل آبدارچی یا نگهبانی هم باید پارتی داشته باشید و این برای کشوری با این همه ذخایر ملی تاسف آور است.
* در این شرایط به نظر می رسد که دولت باید به تولیدات داخلی اهمیت بدهد و مانع ورود کالای خارجی بشود اما شاهد هستیم که دولت درهای کشور را به روی انواع کالاهای خارجی باز گذاشته است نظر شما در این مورد چیست؟
** واردات بی رویه در مورد برخی کالاها سوال برانگیز بوده است اما در مواری نیز دولت توان تولید برخی کالاها را در داخل کشور ندارد و ناگزیر به واردات است. اما عقیده من بر این است که دولت مدیریت لازم برای حمایت از کالای داخلی را ندارد زیرا اگر می توانست برخی کالاها را تولید کند و تولیدکننده را حمایت کند هرگز در این اندازه و با این همه انتقاد، دست به واردات نمی زد.
* به نظر شما کشور ما توانایی لازم را دارد که کالا ها یا محصولا ت وارداتی را تولید کند؟
** تولید در دو مقوله قابل بحث است. اول اینکه توان بالقوه تولید یک کالا در کشور وجود دارد، کارخانجات متعددی در یک زمینه توانمند و فعال هستند و تنها نیاز به سرمایه گذاری دارند. در این حالت دولت باید جلوی واردات را بگیرد و سرمایه ها را به سوی تولید داخل هدایت کند. اما سوال من اینجاست که دولت تا چه اندازه توانسته این وظیفه اش را انجام دهد؟ دولت تا چه اندازه توانسته نقدینگی لازم را به کارخانجات تزریق کند؟ اکنون بانک های کشور به صراحت اعلام کرده اند که در زمینه اعطای تسهیلات کاری نمی کنند و سه قفله کرده اند. امروزه بانکها اعلام کرده اند که منابع مالی لازم را نداریم. اکنون بودجه های کشور به سوی کارهایی هدایت شده که مساله دار است!
تولیدکننده بیچاره نیز که دسترسی به سرمایه گذار خارجی ندارد تا بتواند سرمایه مورد نیازش را جذب کند. بنا بر این مصرف کننده اعلام نیاز می کند و دولت ناتوان در تامین نقدینگی واحدهای تولیدی، اقدام به واردات می کند تا اگر نمی تواند صدای اعتراض تولیدکننده را با دادن تسهیلات و حمایت های قانونی ساکت کند، دست کم صدای مصرف کننده را با وارد کردن کالای خارجی ساکت کند. حالت دوم این است که توان بالقوه تولید یک کالا در کشور وجود ندارد و دولت باید زیر ساختهای آن را آماده کند. در این حالت هم که کشور برنامه ریزی منسجمی ندارد تا بتواند برنامه هایش را جلو ببرد.
* اما دولت برنامه های توسعه را دارد و باید بر اساس سند چشم انداز 20 ساله حرکت کند. چگونه می گویید کشور برنامه ندارد؟
** وقتی دولت اعتقادی به قانون ندارد، چطور می توان به این برنامه ها ا میدوار بود؟ در بحث برنامه چهارم توسعه شاهد بودیم که دولت کمتر از 50 درصد برنامه را اجرا کرده و دلیل آنرا فاصله داشتن اهداف برنامه با نظرات دولت اعلام کرده است. بنا بر این باید منتظر باشیم که اگر دولت بعدی هم آمد اعلام کند که آنچه دولت احمدی نژاد در قالب برنامه پنجم توسعه نوشته و مجلس هشتم آنرا تصویب کرده را قبول ندارد و اجرا نمی کند. بنا بر این ملاحظه می کنید که مشکل اول کشور ما، بی اعتقادی مسوولان به ویژه دولتمردان به برنامه های از پیش تعیین شده است.
دولت باید قانونمند باشد. اگر دولت برنامه ای را قبول ندارد، راه و رسمش این نیست که بگوید قانون را اجرا نمی کنم، بلکه راهکار عاقلانه بر اساس نظام برنامه ریزی کشور حکم می کند که در آن مورد اصلاحیه بدهد، مجلس هم اصلاحیه را به بحث بگذارد تا اگر نمایندگان مردم آن قوانین مصوب مجلس قبلی را نپذیرفتند، تغییرات لازم داده شود. اما اگر نمایندگان تغییرات پیشنهادی را نپذیرفتند، دولت با هر تفکری، باید و ناچار است که آن قوانین را اجرا کند.
* به عقیده شما باید واردات بشود یا ورود کالا به کشور ممنوع شود؟
** من نمی گویم که درهای کشور را به روی هر کالایی باز بگذارند، بلکه به نظر من کالاهایی که می توانیم در داخل به صورت 100 درصدی یا با درصد بالا تولید کنیم از ورود کالای مشابه آن جلوگیری شود. اما آن کالاهایی که امکان تولید در داخل وجود ندارد، با نظارت و بررسی دقیق به کشور وارد شود نه آنکه هر جنس بنجلی را وارد کشور کنند.
* این بحث شما در مورد صنعت است یا در مورد محصولات کشاورزی نیز حامی واردات هستید؟
** شک نکنید که محصولات کشاورزی باید با دقت وارد شود اما خیلی از محصولات مانند موز و آناناس را که در ایران تولید نمی شود، باید وارد کنند. اشکال کشور ما در این است که متاسفانه پرتقال که ایران توانمندی قابل توجهی در تولید آن را دارد، وارد می کنند. البته واردات نیز مساله دار شده و دست های مافیایی در کار است. اگر موز به کشور وارد می شود، فقط به وسیله افراد خاصی وارد می شود. متاسفانه به جرات می توان ادعا کرد که در کشور ما واردات برخی کالاها در انحصار عده ای خاص قرار دارد.
* استان بوشهر یک منطقه کشاورزی است. آیا واردات کشاورزی به این بخش از اشتغال استان شما صدمه زده است؟
** کشاورزان ما مشکلات بسیاری دارند. برق، آب، کود، سم، و دستمزد نیروی کار معضلات بخش کشاورزی است. اما در مجموع مردم به هر حال کار خودشان را انجام می دهند. اشکال اینجاست که متاسفانه دولت همکاری لازم را با کشاورزان نمی کند و باعث نارضایتی مردم شده است.
* یارانه نقدی چه میزان بر اشتغال زایی تاثیر گذاشته است؟
** عده ای از مردم که تعداد زیادی بچه دارند، از دریافت یارانه نقدی راضی هستند. زیرا اگر کار ندارند، حداقل ماهیانه یک مبلغی می گیرند و این مبلغ باعث می شود تا از گرسنگی نمیرند. اما مساله اینجاست که در یک سطح ثابت رو به پایین درجا می زنند و رشدی نمی کنند. فردی که یارانه می گیرد و شغلی ندارد، فقط می تواند نان خالی برای زن و فرزندش تامین کند. اما مساله اینجاست که اگر می خواهد این مبلغ را خرج نان سفره اش کند، باید مراقب باشد، زیرا اکنون همین اندازه که یارانه می گیرد، باید بابت هزینه آب، برق، گاز و کرایه حمل و نقل بپردازد و یک چیزی هم اضافه بدهد. بنا بر این یارانه نقدی برای یک قشر اندک روستایی آن هم در کوتاه مدت خوب است. باید اعتراف کنیم که هدفمندی یارانه ها برای صنعت و کشاورزی زیان بار بوده است.
* پیشنهاد شما چیست؟
** به عقیده من دولت مسیر را اشتباه می رود. دولت به جای اینکه یارانه نقدی را به مردم بدهد و اشتغال را این گونه به نابودی بکشاند، بهتر بود که این نقدینگی ها را در بخش تولید سرمایه گذاری می کرد و از کارفرمایان می خواست که تولید را به سوددهی برسانند و سود سهام را به مردم بدهند. اکنون تبعات هدفمندی یارانه ها برای محرومان سنگین تمام می شود. متاسفانه کمیته امداد و بهزیستی تمام کسانی را که یارانه بگیر هستند از پوشش حمایت خود اخراج می کند، زیرا معتقد هستند دریافت همین یارانه اندک مانع محروم بودن آنهاست در حالی که این گونه نیست و محرومان نیز یارانه را بابت پرداخت هزینه حامل های انرژی از دست می دهند.