مصطفی سلماننژاد
همانگونه که ایجاد تحولات بزرگ نیازمند برنامهریزی و کارهای دقیق و وسیع است؛ برای مقابله با انحرافات بزرگ در تاریخ بشر نیز باید انقلابهایی بنیادین صورت گیرد که توانایی رویارویی با آن را داشته باشند. اگر بشریت در تاریخ پرفراز و نشیب خود با انحراف و فاجعه بزرگی چون فتنه سقیفه روبهرو شد، برای اصلاح آن باید انقلابهایی بنیادین و عمیق برخلاف مسیر این جریان صورت میگرفت و انقلاب مبارک ملت بصیر و همیشه در صحنه ایران را که در بهمن 57 به قله پیروزی رسید، میتوان گامی بزرگ در این راستا دانست.
این انقلاب، تحولات گسترده و عمیقی را در جامعه ایران پدید آورد که از جمله میتوان به تحولات اعتقادی، فکری، سیاسی، اجتماعی و علمی اشاره کرد. رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از جانبازان قطع نخاعی در مهرماه امسال در اینباره فرمودند: «کشور ما، نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران کار بزرگی را انجام داد. آن حادثهای که در ایران اتفاق افتاد و مسیر تاریخ را عوض کرد واقعاً در قالب الفاظ نمیگنجد. حالا سی سال از انقلاب گذشته، وقتی سیصد سال بگذرد کسانی که ناظرند و این حادثه عظیم را میبینند، آنها حس میکنند که چه اتفاقی افتاد، چه پیچ عظیمی در تاریخ امت اسلامی و فراتر از آن در تاریخ بشریت اتفاق افتاده. کار بزرگی شده ماها بخشهای کوچکی از آن را حس کردیم و لمس کردیم و دیدیم و میبینیم.»
(بیانات در دیدار جمعی از جانبازان قطع نخاعی 1390/07/06)
تردیدی نیست که در این شرایط، عقبه و دنباله این فتنه - آمریکا و رژیم صهیونیستی- ساکت نخواهند نشست و با تمام قوا به مقابله با این پدیده خواهند آمد. تجربه نشان داده در طول چند دهه گذشته هر چه نفوذ و نورانیت این انقلاب افزایش یافته، دشمنی این شیطانیان انسی نیز آشکارتر شده است. رهبر معظم انقلاب، در سخنان حکیمانه خود محورهای این دشمنی را چنین برمیشمارند: «من برنامههای استکباری جهان علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه میکنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. دشمنیهای استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه میشود.»(1) در این مجال میکوشیم تا با توجه به حوادث دردناک ولی مبارک بهشهادت رساندن دانشمندان هستهای ایران، محور سوم را بهصورت مختصر مرور کنیم.
هر چند ریشهها و دلایل متعددی را میتوان برای این اقدامات منفعلانه برشمرد که نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای دیگر نظیر عراق نیز به صورت هدفمند اجرا شده و در حال اجراست؛ ولی به طور قطع یکی از آنها جلوگیری از پیشرفت علمی جوامع دیگر و حفظ سلطه علمی و سیاسی خود است.
اگرچه روزی آمریکا و نظام سلطه از علم برای تسلط سیاسی و فرهنگی بر سایر ملل استفاده میکردند و به تعبیر مقام معظم رهبری، این علم ابزاری برای تسهیل زورگوییها و گرفتن حداکثری و دادن حداقلی و به یک معنا رمز قدرت آنها بهشمار میرفت، اما امروزه این رابطه نامتعادل در حال از بین رفتن است و این همان چیزی است که آنها را به وحشت انداخته و سعی میکنند به هر شکلی از وقوع آن جلوگیری کنند.
آمریکا و نظام سلطه -بخوانید رژیم صهیونیستی- تا چندی قبل با آیندهسازی و تصویر ظهور عیسی مسیح(ع) در سال 2000 برای مردم جهان، به استقبال تسلط کامل خود بر ملتهای دنیا میرفتند که براساس آن، غیر یهودیان میبایست از بین میرفتند و یا بهعنوان زیردستان یهود به زندگی خود ادامه میدادند. در این مسیر، علم بهترین ابزاری بود که میتوانست برای تحقق اهداف شوم آنها بهکار گرفته شود ولی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مرور زمان، نه تنها این انحصار علمی بهشدت رنگ باخته بلکه «جهتِ» مسیر علمی رایج نیز در حال تغییر بنیادی است. به واقع ایران اسلامی از یک سو با پیشرفتهای خیرهکننده علمی و فناوری خود، هیمنه علمی نظام سلطه را درهم شکسته و از سوی دیگر، با محور قرار دادن اخلاق و معنویت، علاوه بر نابودی پایههای قدرت و سلطه آنها، توجه فطری ابناء بشر را به خود جلب نموده است؛ بشری که در اثر علم بیسر و ته امروزی، خویشتن را در نابودی و خسران میبیند.
اما برنامههای نظام استکبار در مقابله با جریان علمی انقلاب اسلامی ایران را میتوان بهصورت خلاصه بدین صورت برشمرد:
1. ابتدا در راستای تهاجم فرهنگی خود سعی کردند این ملت و انقلاب را بدون بنیه علمی و عقلی معرفی کنند و انقلاب آنها را به یک اعتراض ملی تنزل دهند در حالی که این خلاف واقعیت بود و رهبر معظم انقلاب این نقشه شوم را چنین نشان دادهاند: «امروز دشمن یکی از کارهایش این است که وانمود کند جبهه انقلابی و اسلامی، یک جبهه عاری از علم و تخصص و استعداد و اینطور چیزهاست. این، یکی از آن شاخههای تهاجم فرهنگی است که من بر آن تأکید میکنم. این یک تهاجم فرهنگی است با ابزار فرهنگی. میخواهند در چشمها اینطور وانمود کنند؛ در حالی که درست عکس این است.»(2)
2. تلقین روحیه وابستگی و تقلید از غرب، از بین بردن اعتماد به نفس و به عبارتی ترویج حس حقارت علمی بهطوری که کوشیدهاند تا به همه بقبولانند که دیگران ضعیف و فاقد قدرت اداره و تفکرند و علم و پیشرفت را در انحصار خود معرفی و چنین وانمود کنند که خودشان باید تمدن و پیشرفت را به ملتها بدهند.
3. خسّت در انتقال علم و طبقهبندی علوم توسط آنها بهطوری که با اینکار مانع میشدند دیگران به بخشهای خاصی به بالاتر دسترسی پیدا کنند، در مقابل با بیشرمی به سرقت مغزهای برجسته کشورها پرداخته و این در حالی است که یکی از سرمایههای اصلی هر ملتی که با هزینههای چشمگیر بهدست میآید، انسانهای نخبه و متفکر آن هستند که جای خالی آنها جبرانشدنی نیست.
4. طراحی برنامههای حسابشده برای ترویج بیبندوباری در بین دانشجویان، سرگرم کردن آنها به امور غیرعلمی به گونهای که وظیفه اصلی خود را فراموش کنند؛ بخصوص در دو دهه اخیر پیشرفت فناوری و ارتباطات، این امر را برای آنان آسان کرده و در این زمینه نیز فعالیتهای زیادی صورت گرفته است.
5. از بین بردن دانشمندانی که در راه پیشرفت علمی کشور خود گام برداشته و به تولید علم میپردازند و یا به شکلی این جریان را تقویت میکنند. جالب اینکه از دو سال گذشته این نوع اقدامات تروریستی شدت یافته است؛ به گونهای که آشکارا پرده از برنامههای خود در این راستا بر میدارند و آن را اقدامی لازم میدانند!
اینگونه برنامهها بهترین دلیل بر متزلزل بودن بنیان وجودی این بنا (نظام سلطه) است و اقدام اخیر آنها در ترور شهید احمدیروشن هم اوج درماندگی آنها را نشان میدهد و رهبر معظم انقلاب در اینباره فرمودهاند: «اگر من بخواهم آن لُب تلقی و برداشت خودم را به شما عرض کنم این است که مراکز استکبار جهانی در مقابله با حرکت اسلامی که نماد واقعیاش جمهوری اسلامی است، دارند آخرین تلاشهای خودشان را میکنند.»(3)
بیتردید، همانگونه که این شجره طیبه با جنگ تحمیلی 8 ساله و آن همه خونهای پاک شهیدان ما محکمتر، بانشاطتر و معنویتر گردید و تا امروز نیز نظام از برکات آن بهرهمند است؛ شهادت جهادگران عرصه جهاد علمی چون دکتر علیمحمدی، دکتر شهریاری، رضائینژاد و احمدیروشن باعث برکت و رونق روز افزون حرکت نوپای علمی نظام ما خواهد شد. حرکتی که به دنبال دستور ولی امر مسلمین و قافله سالار کاروان انتظار و احساس مسؤولیت احمدیروشنها تازه شروع شده است و صد البته دشمنان نیز به خوبی دریافتهاند که این اقدامات ضد انسانی خللی در حرکت علمی ملت ایران ایجاد نخواهد کرد بلکه باعث سرعت گرفتن بیشتر آن میگردد، چرا که این علم، بومی و محصول احساس مسؤولیت سربازان ولایت و شهیدانی است که با خون سرخ خود این نهضت را زنده نگه داشتهاند. باش تا صبح دولتت بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است.