جریانات مدعی براندازی در حال حاضر به سه دسته قابل طرح تقسیم می شوند:
1.احزاب و گروههای با گرایش کمونیستی
2.احزاب و شخصیت های سلطنت طلب
3.سازمان مجاهدین خلق (منافقین)
پتانسیل ها و نقاط ضعف جریانات اپوزیسیون فوق عبارتند از:
نقاط قوت احزاب کمونیست در جریان اپوزیسیون:
سابقه معارضه ریشه ای با جمهوری اسلامی
گرایش ایدئولوژیک به عنوان عامل انسجام بخش
نقاط ضعف احزاب کمونیست:
فقدان پذیرش مطلق اجتماعی بهدلیل اختلاف ریشه ای با باورهای دینی جامعه
کهنه بودن ایدئولوژی و از میان رفتن زمینه جهانی
بدنه هواداران بسیار ضعیف
ناهمخوانی با سیاست و اقتصاد جاری و عدم پذیرش دولت گرایی توسط مردم
انزوای شدید در میان اپوزیسیون
رادیکالیسم ناهمساز با انسجام اپوزیسیون
نقاط قوت و ضعف سلطنت طلب ها در جریان اپوزیسیون:
نقاط قوت:
حمایت نسبی بعضی از جریانات درون آمریکا ،انگلیس و بویژه رژیم صهیونیستی از جریان سلطنت طلب
حمایت گروهی از باقیماندگان رژیم سلطنتی سرنگون شده
نقاط ضعف:
بخش اعظم جریان اپوزیسیون درزمره مخالفان رژیم پهلوی بهشمار رفته و با جمهوری اسلامی در معارضه با انقلابیون مسلمان همسو بوده اند.
مردم ایران درانقلابی بزرگ این رژیم را سرنگون کرده ومخالف شدید رژیم سلطنتی بوده اند.
فقدان کاریزمای لازم برای رهبریت جریان سلطنت طلب (بهدلیل شخصیت فاقد اتوریته)چنانچه حتی سلطنت طلب ها هم در پذیرش او (رضا پهلوی) اختلاف شدید دارند.
عدم پذیرش حاکمیت مبتنی بر سلطنت درفرهنگ اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی وفقدان عنصر تمکین سنتی که لازمه حاکمیت سلطنتی است.
نقاط قوت و ضعف مجاهدین خلق (منافقین) در جریان اپوزیسیون:
نقاط قوت:
تشکیلات منسجم تا حد یک فرقه مذهبی
مجاورت در مرزها
نقاط ضعف:
چهره کاملا منفی در ذهن مردم ایران بهدلیل رادیکالیسم و تروریسم
چهره منفور در ذهن مردم ایران بهدلیل همکاری با دشمن ایران(صدام)در زمان جنگ
عدم پذیرش توسط سایر جریانات اپوزیسیون بهدلیل انحصار طلبی سازمان
فقدان وجهه دموکراتیک
وجود قشر بزرگ و واجد انگیزه از قربانیان ترور این سازمان درون کشور که امکان به قدرت رسیدن را به این سازمان نمی دهند.
جمعبندی:
مجموع ارزیابی نقاط قوت و ضعف جریانات مذکور حاکی از آناست که دو عامل فقدان پذیرش اجتماعی در میان مردم ایران و ناتوانی در مواجهه مستقل با جمهوری اسلامی به اپوزیسیون فقط این امکان را می دهد که منتظر آشوب نشسته یا چشم امید به قدرت های خارجی داشته باشند. سایر جریانات متفرقه اپوزیسیون هم توان و انسجام لازم را برای براندازی نداشته وشرایط حاکی از آناست که تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی آشوب است و بس.
بنابراین هرجریان انتقادی فقط قادر است خود را تحت نام اصلاحات تعریف کرده و با پذیرش چارچوب های قانونی عمل نماید. نیروهای برانداز با منشاء خارجی هم در حال حاضر دریافته اند که هر گونه براندازی نظام اسلامی بر فرض محال اگر هم ممکن باشد،پایان یک مرحله نبوده بلکه آغاز دورانی از آشوب هایهای سیاسی و اجتماعی درون کشور و منطقه خواهد بود.