تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۲۳۶۹۷۶
اصولگرایی و اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم ‏

اعتدال و اخلاق، رمز اجماع‏


مهدی امینیان
از اساسی‌ترین احکام صادره عقلی که منبعث از حسن و قبح عقلی است، نیز از بنیادی‏ترین مقولات و مفاهیم دینی مورد تاکید ائمه اطهار (علیهم السلام) و مرشدان و هادیان دینی، همانا حفظ و رعایت اعتدال و میانه‌روی در تمامی امور و اجتناب شدید از عملکرد تند و افراط‌گونه بوده است. حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در نامه‌ها و خطبه‌های متعدد خویش، مردم و بالاخص مسئولان حکومتی را دعوت به رعایت اعتدال و میانه‌روی در بسیاری از امور می‌نمودند.
برخی از این امور عبارتد از: مدیریت، بخشش و حسابرسی، تجارت، ثناگویی، جمع آوری اموال، خوشی و نگرانی و... که البته در این بین از مبنایی‏ترین مولفه‏های اخلاقی مورد نظر حضرتشان، رعایت اعتدال و میانه روی در دوستی‌ها و دشمنی‌ها در سطوح مختلف روابط اجتماعی و سیاسی بوده است. (نهج‌البلاغه، خطبه‌های 222، 225، 87، و نامه‌های 11، 19، 21، 27، 59، و حکمت‌های 33، 192، 296، 298، 181، 352) ‏
هرچه محدوده و حیطه وظایف فرد از شعاع و وسعت بیشتری برخوردار باشد و دامنه آن از حیطه وظایف فردی و اجتماعی یک شهروند معمولی فراتر رفته به نحوی که شعاع گستردگی آن دربردارنده وظایف متعدد و متکثر اجتماعی در قالبهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کلان باشد، و هرچه فرد در هرم قدرت و مدیریت جامعه، به صدر هرم نزدیک‌تر و در مسند بالایی تکیه زده باشد، حفظ و رعایت قواعد تصمیمات معقولانه، منطقی و معتدلانه بایستگی و اهمیت فوق العاده‏ای می‏یابد. این اهمیت به جهت تاثیرگذاری عمیق و وسیع تصمیمات رهبران و مدیران ارشد جامعه بر جمیع ارکان و زوایای حاکمیت و مردم و ابتلای عموم به عواقب سوء برنامه‌ها و تصمیمات ناصحیح این کارگزاران می‏باشد. ‏
بارزترین افرادی که امر فوق کاملا در مورد ایشان صادق می‌باشد، رهبران دینی و مدیران و رجال سیاسی و فرهنگی جامعه هستند. تاریخ حاکمیتهای مختلف به خوبی این تجربه را به‌دست بشریت داده است که القای دیدگاه‌های ناصحیح و اتخاذ استراتژی غلط و اشتباه در حیطه‏های مختلف تصمیم‏گیری در سطح کلان، لطمات جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه و ثبات و اقتدار نظام سیاسی وارد می‏نماید که البته این لطمات و مضرات در حیطه دین و امور معنوی و از ناحیه رهبران و مرشدان دینی جامعه، بسیار عمیقتر، وسیعتر و جبران ‌ناپذیرتر خواهد بود.‏
در دو ماه اخیر و با هرچه نزدیک‌تر شدن به ایام انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی و داغ‌تر شدن تدریجی کوره انتخابات، شاهد طرح و گسترش مباحثی در خصوص اجماع میان گروه‌های حاضر در جناح «اصولگرا» و چرایی و چگونگی میسر شدن آن می‌باشیم.
افراطیون اصلاحات که در مدت هشت سال حاکمیت خویش بر نهادهای اجرایی و تقنینی همواره اصلاحات مبتنی بر لیبرالیسم را پی گرفته و به نحوی مرموزانه و نفاق گونه خواستار تغییر ماهوی نظام حاکمیت کشور بودند، پس از فتنه 88 نقاب نفاق ایشان به کناری رفته و مردم ایران به جملگی شاهد دشمنی علنی گروه‏های سیاسی منتسب به این جناح سیاسی و تازه ملحق شدگان بدین طیف با آرمانهای انقلاب، امام و شهدا بوده و آحاد ملت ایشان را تمام قد در هیبت معاند، دشمن و برانداز حقیقی جمهوری اسلامی نظاره‏گر شدند. ‏
برخی از سیاستها و استراتژی این معاندین برای بازگشت به قدرت (قبل از فتنه 88) عبارت است از: 1- ایجاد شکاف در صفوف اصولگرایان؛ 2- اقتدارگرا، محافظه کار و انحصار طلب نشان دادن صدر تا ذیل نظام سیاسی کشور بالاخص تمامی افراد و گروه‏هایی که مخالف علنی خویش را با استراتژی براندازانه و خودزنی‏های سیاسی ایشان ابراز می‏داشتند؛ 3- فضا سازی و هجمه رسانه‌ای بسیار گسترده و عمیق در قالب ناکارآمد جلوه دادن دولت و مجلس اصولگرا در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی؛ 4- کارشکنی در روند اجرای سیاستهای اقتصادی کشور با حربه دخالت و ایجاد اختلال در نظام اقتصادی بازار داخلی و...‏
پس از فرار بسیاری از این منافقین و قدرت طلبان به خارج از کشور و پناه بردن ایشان به حامیان واقعی خود یعنی آمریکا، انگلیس و صهیونیسم بین الملل، ایشان در عین داعیه داری نسبت به انقلاب اسلامی!!! با اذن استکبار جهانی، پروژه ایجاد یاس و سرخوردگی در آحاد مردم نسبت به نظام اسلامی را با رنگ و جلای بیشتر و با گستاخی و بی نزاکتی هرچه تمامتر در داخل و خارج از کشور توسط شبکه‏‏های ماهواره‏ای و رسانه‏های صهیونیستی کلید زدند.
یگانه حربه ایشان برای نیل به هدف نامیمون خویش، همچون سیاست موذیانه و نفاق انگیز ده سال گذشته ایشان، همانا ناکارآمد، نشان دادن نظام فعلی جمهوری اسلامی با مدل فعلی ولایت فقیه و نیز باز تولید انحصارطلبی، اقتدارگرایی و رادیکالیسم در چنین مدلی از حکومت، و در نهایت، شکست خورده نشان دادن تمامی سیاستها و آرمانهای انقلاب اسلامی در قالب گفتمان اصولگرایی و اصولگرایان حاضر در بدنه سیاسی کشور است.
البته در ایام انتخابات نیز شاهد اوج نفاق سرکردگان فتنه در قالب تحریم انتخابات مجلس نهم هستیم. تکرار همان پروژه «خروج از حاکمیت» افراطیون اصلاحاتی که در اوایل دهه 80 رقم خورد. جالب آنکه مدعیان فعلی خروج از حاکمیت، در آن زمان، سردمداران این شعار را حداقل در عرصه علنی به شدت تقبیح نموده و حرکت ایشان را مخالفت صریح با آرمانهای امام، انقلاب و شهدا خواندند!!! ‏
وجود اختلاف سلیقه و نظر در روش‌ها و برنامه‌ها (و البته نه در ایدئولوژی‏ها و استراتژی‏های کلان) در میان تمامی گروه‌ها و احزاب سیاسی از جناح‌های مختلف (البته جناح‏های ملتزم به ولایت فقیه و آرمانهای انقلاب)، امری کاملا طبیعی و معمول می‌باشد اما متاسفانه حداقل بنا به دو دلیل ذیل، اهتمام، توان و انرژی لازم جهت ایجاد اجماع در جبهه اصولگرایی، از سوی مدعیان این گفتمان مشاهده نشده، انگیزه و مقتضی این امر از صبغه نه چندان پررنگی برخوردار است.
دلیل اول: کم طاقتی‏ها، کم تحملی‌ها، تکروی‌ها و خود محوری‌های برخی مدعیان اصولگرایی و عدم میانجی‌گری و ریش سفیدی موثر و قابل توجه از سوی پیش کسوتان اصولگرایی میان گروه‏های متضارب و مجادله کننده؛ دلیل دوم: تمرکز بی‏سابقه مدیریت رسانه‌ای معاندین و منافقین مدعی اصلاحات با عقبه صهیونیستی - بهائی خود بر بزرگ‌نمایی و عمیق‌تر کردن اختلاف نظرات در میان اصولگرایان حاضر در دولت و مجلس و نیز اصولگرایان فعال در گروه‌های سیاسی و گرایش‌های مختلف اصولگرا.
در این میان انتخاب استراتژی صحیح و تأثیر گذار از سوی اصولگرایان جهت ایجاد اجماع تام و کامل در میان تمامی گروه‌های حاضر در این جناح، منجر به بی‌تأثیر شدن و به حاشیه رفتن سیاست‌های تخریبی دشمنان داخلی و خارجی نظام خواهد شد.‏ گفتمان اصولگرایی راستین که مطابق تعریف دقیق و حکیمانه رهبری، بازگشت به خط اصیل انقلاب و آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) است با شاخصه‌های خدمت، عدالت، کارآمدی، معنویت و دوری از جنجال و تنش، توانسته است در چند سال اخیر به یک استراتژی پایدار در نگاه مردم و مسئولان نظام تبدیل شده به گونه‌ای که با توجه به شواهد و قراین غیر قابل انکار، کشور در مسیر اصولگرایی با گام‌های بلند، پیش رفته و مسیری بی‌بازگشت را طی می‌نماید.
اصولگرایان با توجه به انتخاب گفتمان اصولگرایی از سوی مردم و اتخاذ رویکردی جدید در انتخابات‌های چند سال اخیر لازمست که اولا، با درک بهتر، آگاهانه‌تر و بنیادی‏تر از چارچوب‌ها، شاخصه‌ها، اهداف و آرمان‌های اصولگرایی راستین من جمله عدالت، خدمتگزاری، کارآمدی، پاسخگویی، معنویت و ... و احتراز از سطحی نگری در این مضامین و مفاهیم اصیل، 1- به تداوم حرکت در این مسیر و نیز سرعت بخشی هرچه بیشتر به این روند حرکتی ادامه داده؛ 2- در برخی شعارها و قالبها متوقف نگشته از کلیشه‌ای نمودن آنها ممانعت ورزند؛ ثانیا با اجتناب از تفرقه، تشتت و انحصارطلبی، و با حفظ اعتدال و میانه‌روی به ایجاد فضایی توأم با همدلی، همراهی و یکرنگی و اتحاد جهت هرچه بهتر و بیشتر محقق نمودن اهداف و آرمان‌های اصولگرایانه پرداخته و به اتخاذ ساز و کاری جهت پوشش حداکثری برای کل جبهه اصولگرایی در انتخابات آتی مجلس اقدام ورزند؛ ثالثا با حفظ امور فوق، جامعه و عموم مردم را از ابتلا به عواقب سوء برنامه‌ها و تصمیمات احساسی و ناصحیح چه در امر اجرا و تقنین و چه در امر خطیر انتخابات مصونیت ببخشند.
متأسفانه در چهار سال اخیر به واسطه برخی تند مزاجی‌ها، کم تحملی‌ها، تکروی‌ها و خود محوری‌ها، شاهد دو دستگی و یا چند دستگی در میان نیروهای اصولگرا در خصوص موضوعات مختلف سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بوده به نحوی که صف‌بندی و جبهه گیری تند و گزنده این افراد و گروه‏های مدعی ولایت، زمینه امیدواری و طمع دشمن به پیروزی علیه نظام و نیز موجبات آزرده خاطری وتلخ کامی شدید برای مردم و بروز برخی عقب افتادگی‏ها در اجرای برنامه چشم انداز بیست ساله نظام اسلامی فراهم نموده است.
افراط در عناد و مخالفت با یکدیگر و خروج از دایره عدالت و اعتدال در سوگیری‏ها و موضعگیری‏ها در مقولات روز کشور و اتهام زنی‏های گسترده و در بسیاری موارد، بی‏پایه و اساس، نسبت به برخی جریان‏های اصولگرایی‏، سنت جاریه برخی مدعیان اصولگرایی در چهار سال یا حتی شش سال اخیر بوده است. مدعیانی که برخی از ایشان علیرغم کِسوت و تجربه در مدیریت، بدون لحاظ کمترین حکمت، درایت و مصلحت در امور، دچار هیجانات سیاسی و سیاست زدگی شده، وحدت جامعه اسلامی را که بنیادی‏ترین مقوله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی است، خدشه دار کرده و هزینه این نظام الهی و مقام عظمای ولایت فقیه را در برابر سیاستهای معاندانه و براندازانه دشمنان جدید و قدیم داخلی و مستکبرین و گرگ صفتان خارجی بیش از پیش فزونی داده‏اند.‏
جالب آنکه این همه در حالی از سوی طیفی از اصولگرایان صادر شده است که ایشان شاهد فشارهای سنگین علیه نظام از سوی معاندین داخلی و خارجی در قالب تحریم‏های اقتصادی، تلاش جهت انزوای سیاسی ایران در منطقه و جهان، هجمه رسانه‏ای به آحاد ملت و سیاه‏نمایی گسترده از وضعیت موجود کشور، حرکات ایذایی - تروریستی در مرزهای کشور، ترور دانشمندان ایرانی و غیره بوده و به عینه، نظاره‏گر ریزش برخی سابقه‏داران انقلاب علیه نظام اسلامی و مدعیان سابق دفاع از حریم ولایت فقیه، البته بواسطه لجاجت، عنادورزی با فرد یا گروه خاص و قدرت طلبی و استکبار درونی بوده‏اند.
حضرت امیر المومنین(ع) شخصی را دیدند که چنان بر ضد دشمنش می‏کوشید که به خود زیان می‏رسانید، حضرت در این‌خصوص فرمودند: «تو مانند کسی هستی که نیزه در بدن خود فرو برد، تا دیگری را که در کنار اوست بکشد!». (نهج البلاغه، حکمت 296)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات