تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۳۶۹۷۹

نقشه انحرافی برای تحریف بیداری اسلامی

مقدمه:‌ اولین اجلاس بین‌المللی جوانان و بیداری اسلامی روزهای 8 و 9 بهمن‌ماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود. دکتر ولایتی در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان، ازجمله مهم‌ترین اهداف برگزاری این اجلاس را تبیین نقش جوانان در نیل انقلاب‌های منطقه به اهداف خود، ارائه الگوی مردم سالاری اسلامی به جای الگوی دموکراسی غربی و تقویت روح خودباوری و اعتمادبه‌نفس ملی در مواجهه با هجمه‌های تبلیغاتی و روانی نظام سلطه دانست. این نشست در حالی برگزار می‌شود که بحث پیوند انتخابات مجلس نهم و بیداری اسلامی نیز که این روزها مطرح است،‌ موجب شد تا دکتر علی اکبر ولایتی در این باره به پاره‌ای شبهات، توضیحاتی ارائه دهد. ایشان در این نشست با اشاره به برخی تحلیلهای انحرافی راجع به بیداری اسلامی گفتند که القای تفکر دست داشتن آمریکا در تحولات منطقه از سوی برخی‌ها برای منحرف کردن تحلیل‌های انقلاب‌های منطقه است تا ریشه اسلامی بودن این حرکتها را نفی کنند. از سوی دیگر دکتر ولایتی با اشاره به زوال تفکرات چپ کمونیست و راست لیبرال درعرصه بین‌الملل، بازگشت به تفکر اسلامی را به طرفداران این دو نظریه توصیه نمود. ایشان همچنین تلاش آمریکا از طریق فشارهای پی در پی سیاسی و حقوقی علیه کشورمان را در منحرف نمودن سمت و سوی انقلاب‌های منطقه از الگوی اسلامی ایران بی‌اثر خواند. مهم‌ترین بخش از اظهارات ایشان در ادامه می‌آید:

اجلاس بیداری اسلامی جوانان
این اجلاس در قالب پنج محور مباحث نظری، فکری، اندیشه‌ای و چارچوب‌های بنیادین بیداری اسلامی و جوانان؛ نقش‌آفرینی جوانان و عوامل ایجاد بیداری اسلامی؛ آسیب‌شناسی (ضعف‌ها و تهدیدها) موج بیداری اسلامی و جوانان؛ جوانان، چشم‌انداز و افق‌های آینده بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی، الگوها، دستاوردها، جوانان و موج بیداری اسلامی برگزار می‌شود.
از جمله اهداف برگزاری این اجلاس عبارت است از: بررسی نقش جوانان در انقلاب‌های منطقه و دستیابی به اهدافی چون احیای اصول و پیاده‌سازی ارزش‌ها و اهداف اسلامی بر‌اساس شریعت اسلام و قرآن، احیای عزت و کرامت اسلامی و ملی کشورهای اسلامی، تشکیل قدرت بین‌المللی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین، عقلانیت، علم و اخلاق، ایجاد فضای تعاملی بین جریانات، شخصیت‌ها، چهره‌ها و انتقال تجارب بین جنبش‌ها، مقابله با دخالت و تأثیرگذاری جبهه کفر و استکبار در ساخت نظام سیاسی جدید، مبارزه با ظلم، ستم و یکجانبه‌گرایی نظام سلطه، استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل.
تونس؛‌ نقطه آغاز تحولات منطقه
در حدود یک سال پیش جوانی در تونس خودسوزی کرد و این جرقه‌ای شد به انبار باروت تونس و در فاصله کوتاهی این خودسوزی جوان منجر به قیام سراسری تونس و فرار زین العابدین بن علی شد. ظاهرا این طور بوده که جوانی به دلیل مشکلات امرار معاش خودسوزی کرد و یک مرتبه همه تونس گویی منفجر شد و این آتش به مصر، لیبی، یمن و بحرین هم سرایت کرد.
در ابتدا بعضی‌ها که عادت به موج سواری دارند گفتند که این، یک حرکت اقتصادی یا آزادی خواهانه بدون اسلام بوده که آمریکا و متحدینش این ایده را تبلیغ کردند و عده‌ای هم در داخل چنین گفتند. حتی بعضی از معارضین جمهوری اسلامی به نوعی بشارت دادند که یک انقلاب رنگین دیگری رسید. در همان زمان مقام معظم رهبری فرمودند این جریان بیداری اسلامی است. بعضی‌ها نیز گفتند این جریان، زیر سر آمریکایی هاست.
این‌ها، دسته‌ای بودند که که در گذشته هر اتفاقی می‌افتاد‍، به مردم ما این تفکر را القا می‌کردندکه سیاست انگلیس است، بالاخره انگلیسی‌ها در این کشور کارهایی می‌کردند ولی کار به جایی رسیده بود که برگی از درخت تکان نمی‌خورد مگر اینکه بعضی‌ها می‌گفتند انگلیسی‌ها پشت قضیه هستند. حالا هم دنباله همین تفکر، چنین حرکت عظیمی در کشورهای اسلامی اتفاق افتاده و بعضی‌ها می‌گویند که پشت سر این حرکت آمریکایی‌ها هستند.
مصر
در مصر، جمال عبدالناصر دو معاون داشت یکی علی صبری معروف به چپ‌گرایی و دیگری انورسادات معروف به راست‌گرایی که آمریکایی‌ها از قبل روی او کار کرده بودند و وقتی ناصر فوت کرد بلوک شرق روی علی صبری و بلوک غرب روی سادات که رئیس‌جمهور شد کار کردند و بیش از چهل سال روی مصر سرمایه‌گذاری انجام دادند که در نهایت، از دولت مصر حکومتی ساختند که علیه فلسطینی‌ها از اسرائیل پیشی گرفت مصر که در چهار جنگ 48، 56، 67 و 73 در چهار جنگ مصر پرچمدار مبارزه با اسرائیل بود، یکدفعه همه چیز برعکس شد و کمپ دیوید امضا شد.
بنابراین باید گفت که مصر محوریت خودش را در حرکت‌های عربی همواره نشان داده است، زمانی که طرفدار مبارزه با اسرائیل و صهیونیست‌ها بود جهان عرب به دنبال مصر بود و وقتی که کمپ دیوید امضا شد انگار گرد مرده در جهان عرب پاشیدند. به هر حال مصر ادامه داد و مردم مصر همان مردمی هستند که این ظرفیت عظیم را دارند که بیداری اسلامی را در جهان عرب پرچمداری کنند.
در حالی‌که بعضی‌ها در داخل تحلیل می‌کردند که دست آمریکاست و بعضی می‌گفتند حرکت لیبرال دموکراسی است اما زمانی که اصلاحات قانون اساسی انجام شد به این ترتیب که قانون اساسی به سمتی برود که تمام قوانینی که ضد اسلام است برچیده شود و هرقانونی که تصویب می‌شود مغایرتی با اسلام نداشته باشد. آن‌هایی که لیبرال بودند و کسانی که طرفدار غرب بودند مخالف رفراندوم بودند ولی رفراندوم انجام شد و هفتادوهفت درصد مردم مصر به او رأی مثبت دادند.
بیداری اسلامی؛‌ ریشه انقلاب‌های منطقه
چند علت باعث شده که مردم انقلابی منطقه به سمت بیداری اسلامی حرکت کنند. یکی این که این ملت‌ها تمام این راه‌ها را رفته‌اند. علت دیگر، آن است که اسلام، الگوی مجسمی است که پیش روی آنهاست و آن هم جمهوری اسلامی است.
ما تاییدات عملی بسیاری هم در قول و هم در فعل از رهبران و بدنه انقلاب‌های منطقه داریم. حال که چنین است و ایران، جمهوری اسلامی، حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری و مردم ما پیشتاز بودند و بقیه تبعیت کردند و همه به اسلام روی آوردند، غربی‌ها به محوریت آمریکا همه امکانات خود را بسیج کردند که یا این حرکت را منحرف کنند یا سرعت آن را کند کنند و بیش از همه روی ایران متمرکز شدند و بیش از هر زمان دیگری قطعنامه بعد از قطعنامه و تصمیم بعد از تصمیم برای محدود کردن ایران و تحت فشار قرار دادن ایران می‌گذارند بلکه بتوانند جلوی این سیل عظیم را بگیرند. بنابراین هر روز که می‌گذرد دلایل بیشتری برای اسلامی بودن این حرکت‌ها در جهان اسلام به دست می‌آید.
فروپاشی دیدگاه‌های چپ و لیبرال
روزگاری،‌کعبه چپ‌گرایان در مسکو بود و امروز خود مسکو هم از آن دست برداشته است. بلافاصله بعد از مسکو، سیستم چینی متحول شد. از کل مارکسیسم و مائوئیسم دهه‌های 60 و 70 چین، چیزی که باقی مانده، تمرکز سیاسی تک‌حزبی متمرکز در حکومت است که در همه چیز جز سیستم تک‌حزبی، تجدید نظر کرده است؛ یعنی آنچه در چین هست، یک نوع کنفسیوسیسم به روز‌شده و متناسب با قرن بیست و یکم است. برای اینکه دیگران به این کشور حمله نکنند، دیواری به طول 5 هزار کیلومتر و به ارتفاع هفت متر به عرض شش متر کشیدند.
در مورد مدل‌های غربی نیز باید گفت وضعیت غرب، درهم ریخته است. آن جزمیتی که در مورد حقانیت لیبرال دموکراسی بود، ترک برداشته است. آقای فوکویاما که بعد از فروپاشی شوروی در اوایل دهه 90، پایان تاریخ را نوشت، حالا کتاب خودش را نقض کرده؛ یعنی لیبرال دموکراسی پایان تاریخ نیست، همان‌طوری که کمونیست‌ها از شکل نهایی تاریخ بشر که کمون نهایی است، دست برداشته‌اند.
طرفداران دیدگاه‌های چپ و لیبرال هم به دلیل اینکه مرکزیت این تفکرات از اعتبار افتاده و هم اینکه تجربیات خودشان در داخل کشورهای اسلامی با شکست مواجه شده، باید راه جدیدی جست‌وجو کنند. لیبرال دموکراسی و سوسیالیسم هر دو شکست خورد. تقلید از آنها هم در کشورهای اسلامی و جهان سوم شکست خورده است. راهی که می‌ماند و راه موجود، تفکر اسلامی است.
تفکر مستقل اسلامی
در کل جهان سوم، تفکر مستقلی جز تفکر اسلامی وجود ندارد که قابل جهانی شدن باشد. هندوئیسم هست که مخصوص هند است. مکتب کنفسیوس هست که مخصوص چین است. اما اسلام داعیه جهانی دارد، صرف‌نظر از اینکه هر شخصی متعلق به چه نژادی است، اسلام همه‌جا قابل پیاده شدن است و پیاده هم شده است. وضعیت در منطقه تغییر کرده و این تغییر ادامه خواهد یافت؛ یعنی سیر تکاملی آن ادامه خواهد یافت و قطعا به وضعیت قبلی برنمی‌گردد؛ این یک حرف قطعی است. معمولا در پیش‌بینی‌های دیپلماتیک، کمتر حرف قطعی می‌زنند.
خاطره‌ای را در این‌باره مطرح می‌کنم. با آقای هلموت کهل، صدراعظم آلمان در دفتر ایشان که مشرف به رود راین بود، نشسته بودیم و او از آقای گورباچف که آن موقع سر کار بود، نقل می‌کرد که در همین اتاق، آقای گورباچف به من گفت: «این رود راین را می‌بینید، اگر آب این رود برگشت، کمونیسم یا شرایط قبلی هم به شوروی سابق برمی‌گردد.» حال اگر عین این حرف را در نظر بگیریم، امکان ندارد که به دلایل مختلف، دیگر امثال بن‌علی، حسنی‌مبارک یا قذافی به تونس، مصر یا لیبی برگردند.
پیوند انتخابات مجلس با جریان بیداری اسلامی
حالا که جهان اسلام به دلایل مختلف تاریخی و سیاسی مجددا به اسلام رو کرده، آن هم اسلامی که جامعیت دارد، حاکمیت سیاسی با مسلمانانی است که به اسلام جامع و به اسلامی که فقط فردی نیست و در اجتماعیات، و اقتصادیات، سیاسیات و دنیا و آخرت و جسم و روح و ماده و معنا حرف دارد تکیه می‌کنند. ما در آستانه سی و سومین سالگرد انقلاب اسلامی با یک مرحله تحولی و یا یک نقطه عطف در تاریخ جهان اسلام مواجه هستیم. اگر این طور است وظایف حکومت جمهوری اسلامی ایران از حالا به بعد خیلی سنگین‌تر می‌شود.
یکی از ارکان بسیار مهم نظام، مجلس شورای اسلامی است. اصول گرایان معتقدند حاکمیت اسلامی، اساس قانون اساسی است و تفاوت ما با دیگر کشورهای اسلامی این است که در این جا حاکمیت ولی فقیه را داریم که کسی است که با انتخاب مجتهدین و صاحبنظران دینی به عنوان رهبری انتخاب می‌شود و کلمه او فصل الخطاب است. این مجلس با توجه مقتضیات زمان و مقطعی که در آن هستیم- که ما در نقطه عطف تاریخ معاصر جهان اسلام هستیم- ایجاب می‌کند که با یک اکثریت قاطع افراد مومن به اسلام حاکمیت اسلام و احیای ارزش‌های اسلامی و جامعیت اسلام باشیم و این را طی زندگی سیاسی خودشان به اثبات رسانده باشند.
اگر غیر از این باشد جمهوری اسلامی ایران که به عنوان یک الگو در عمل مورد استناد و تبعیت جهان اسلام قرار گرفته خدای ناکرده دچار مشکل می‌شود که من بعید می‌دانم این کاروانی که به راه افتاده و پرچمدار آن در این موج جدید بیداری اسلامی در تاریخ معاصر حضرت امام (ره) بودند و ادامه دهنده آن مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای هستند به راه خودش ادامه می‌دهد.
تاکید می‌کنم که البته این مسیر جلو می‌رود حال برخی بخواهند روند را کند کنند. ما دوره‌هایی را در بعد از انقلاب داشتیم که اکثریت مجلس با نظام نبود، نظام از حرکت باز نایستاد. مواقعی را داشتیم که برخی از مسئولین درجه بالای حکومت با کلیت نظام و حاکمیت اسلام و حاکمیت نظام اسلامی توافق چندانی نداشتند و مع ذالک جمهوری اسلامی ایران به راه خودش ادامه داد، هر چند سرعت را کند کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات