تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۳۶۹۹۸
فاز جدید بیداری اسلامی در گفتگوی 9 دی با سعدالله زارعی؛

حالا نوبت عربستان است

اسماعیل یاسینی مقدمه: تحولات جریان بیداری اسلامی با فرارسیدن سالگرد انقلاب مصر و تشکیل پارلمان این کشور با اکثریت قاطع گروه های اسلامگرا و همچنین فرار دیکتاتور یمن به بهانه درمان به آمریکا، وارد فاز جدیدی شده است. به نظر می رسد ثمرات مبارک این جریان یکی پس از دیگری در کشورهای منطقه به بار می نشیند و گروه های سیاسی اسلامگرا به تدریج زمام امور را در کشورهای عربی – اسلامی به دست می گیرند. به منظور بررسی ابعاد تحولات جدید بیداری اسلامی، به ویژه در حوزه تحولات یمن و مصر، گفتگویی را با جناب آقای سعدالله زارعی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و یکی از چهره های آشنای مخاطبان هفته نامه 9 دی، ترتیب داده ایم که از نظرتان می گذرد.

* جناب آقای زارعی؛ تحولات اخیر یمن با فرار عبدالله صالح به آمریکا ابعاد تازه ای پیدا کرد. لطفاً در ابتدا توضیحاتی درباره تاریخچه این کشور بفرمایید:
** تحولات یمن در مجموعه شبه جزیره عربستان از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است. چراکه شبه جزیره عربستان برای غرب به منزله انبار انرژی محسوب می شود و روی کار آمدن یک رژیم ناهمخوان غرب در یمن به معنای ایجاد یک حفره بزرگ در مجموعه شبه جزیره و در مجموعه انرژی غرب است. تردیدی وجود ندارد که تحولات یمن تأثیر آنی بر بقیه کشورهای این منطقه بر جای می گذارد چراکه یمن از لحاظ فرهنگی و تاریخی نقطه کانونی عربیت به حساب می آید. از نظر تاریخی ریشه عرب قحطانی یمنی ها هستند و از نظر مذهبی، این کشور همیشه کانون حکومت های مذهبی بوده است.
حکومت حضرت سلیمان (ع) و حضرت داوود(ع) در قبل از اسلام در منطقه یمن یادآور این نکته است که این منطقه کانون خیزش مذهبی در جهان است. یمنی ها در حدود 1100 سال رژیم مذهبی تحت عنوان نظام امامت داشتند که آخرین امام زیدیه یمن به نام امام حمیدالدین سال 1962 از حکومت ساقط شد و قبل از آن تا اواسط قرن سوم هجری، زیدیه بر یمن حکومت می کردند.
* یمن از لحاظ استراتژیک دارای چه جایگاهی در منطقه است و اهمیت استراتژیک این کشور در منطقه تا چه میزان است؟
** علاوه بر این، یمن بر بخش وسیعی از دریای سرخ و اقیانوس هند مسلط است. مرزهای جنوبی یمن مشرف بر اقیانوس هند و مرزهای غربی این کشور مشرف بر دریای سرخ است. تنگه استراتژیک باب المندب که نقطه آغازین دریای سرخ است، اولین تنگه استراتژیک دنیا به حساب می آید و دریای سرخ مهمترین کانال آبی و آبراه دنیا محسوب می شود. همچنین یمن دارای جزایر استراتژیکی هست که از آن جمله باید به جزیره بزرگ « سوقطره» - یا با ادبیات لاتین « سوکوترا»- مشرف به تنگه باب المندب، اشاره کرد.
اگر یمنی ها اراده کنند، قادرند با بستن این تنگه، جریان آزاد نفت از دریای سرخ را تحت تأثیر قرار بدهند. نکته دیگر اینکه یمنی ها مردمی بسیار سخت کوش و پر تلاش هستند و فرهنگ اصیلی دارند که در بین کشورهای شبه جزیره، فرهنگی دست نخورده و بکر است. آموزه های مذهبی در این کشور حرف اول را می زند و مردم سخت کوش یمن تا پای جان در دفاع از عقاید و دینشان ایستاده اند و مقاومت می کنند.
* این ویژگی‌های استراتژیک که بیان فرمودید، چه تأثیری بر سیر تحولات جریان بیداری اسلامی در این کشور داشته است؟
** همانطور که اشاره کردم، یمنی ها مردم سلحشور و سخت کوشی هستند و این روحیه سلحشوری می تواند بر شبه جزیره تأثیر بگذارد و به منطقه جنوب و غرب عربستان سعودی سرایت نماید. شهرهای مکه و مدینه، دو شهر استراتژیک عربستان و شهرهای طائف و تبوک در این منطقه قرار دارند که با توجه به تفاوت مذهبی این مناطق با مذهب حاکم بر عربستان – مردم این مناطق شافعی و مالکی مذهب هستند - تعرضات در این منطقه می تواند شدت بیابد و بر منطقه الوسطی و یا نجد که پایتخت عربستان در این منطقه قرار گرفته است، تأثیر بگذارد.
علاوه بر این، یمن بر سه استان جنوبی عربستان، یعنی استان های عسیر، نجران و جیزان مشرف است و از نظر مذهبی، یک وحدت مذهبی بین یمنی ها و زیدی های استان جیزان و اسماعیلی های استان های نجران و عسیر وجود دارد لذا تحولات یمن می تواند این سه استان را نیز متأثر کند.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه اهالی استان الشرقیه عربستان هم - که بزرگترین استان این کشور است و به تنهایی بیش از 32 درصد خاک عربستان را در بر می گیرد – شیعه های اثنی عشری هستند، پیوستگی استان الشرقیه به مرکزیت الاحسا با سه استان زیدی و اسماعیلی مذهب عربستان و سه استان مالکی و شافعی غرب این کشور، می تواند برای اقلیت حنبلی حاکم بر عربستان سعودی نگران کننده باشد. بنابراین، موقعیت یمن در بین انقلاب های منطقه عربی، موقعیت بسیار حساس و استراتژیکی هست.
نکته دیگر درباره یمن این است که در فاصله سال های 1382 تا کنون، یک جریان چریکی و مذهبی خالص در استان های شمالی یمن رشد کرده است که به آنها نیروهای الحوثی می گویند، این نیروهای الحوثی بین سال های 1382 تا 1388 ، در 6 جنگ که بین اینها و رژیم عبدالله صالح درگرفت، موفق شدند در همه جنگ ها پیروز شوند. برجسته ترین پیروزی آنها در جنگ ششم بود که از شهریور 88 تا بهمن این سال ادامه پیدا کرد و در نهایت حوثی ها، رژیم صالح را وادار به پذیرش شرایط خود کردند، در حال حاضر هم نیروهای حوثی بر استان های حجه، عمران و صعده مسلط هستند و حکمرانی این سه استان در اختیار آنهاست.
این نیروهای مبارز خالص که عمیقاً به مذهب شیعه زیدی وفادار هستند و به جمهوری اسلامی ایران نیز بسیار علاقمند هستند، می توانند در آینده یمن نقش کلیدی را بازی کنند و این مسئله برای غرب و رژیم های غربی در شبه جزیره عربستان بسیار خطرناک است.
*  آقای زارعی؛ ما از ابتدای شکل‌گیری جریان بیداری اسلامی در یمن شاهد بوده‌ایم که این تحولات به شدت پیچیده است و به نظر می‌رسد که جریان تحولات به کندی پیش می‌رود، به نظر جنابعالی دلیل این پیچیدگی تحولات در یمن چیست؟
** بعد از شروع انقلاب های عربی، مردم یمن هم انقلاب خود را در مرحله جدید آغاز کردند و از اواسط اسفندماه، یمنی ها به صف انقلاب های منطقه پیوستند و تا الآن هم در صحنه باقی مانده اند. به طور قطع در بین 5 کشور مصر، تونس، لیبی، بحرین و یمن، یمنی ها بیشترین مقاومت را از خود نشان داده اند و حتی برای یک روز هم خیابان ها را ترک نکرده و در برابر انواع توطئه ها و فشارها ایستاده اند و اقدامات مشترک آمریکا، عربستان، کویت، قطر، اردن و اروپا نیز نتوانسته تأثیری بر حرکت انقلابی یمن بر جای بگذارد.
لازم به ذکر است که یمنی ها تا کنون، انقلاب شان را به شیوه کاملاً مسالمت آمیز پیگیری کرده اند. علیرغم اینکه بر اساس آمارها، بیش از 50 میلیون اسلحه سبک و نیمه سنگین در اختیار جمعیت حدوداً 22 میلیونی یمن قرار دارد و با توسل به اسلحه می توانستند به راحتی بر ارتش غلبه کنند اما، طی 11 ماه گذشته، در شرایطی که مظلومانه به شهادت می رسیدند و ارتش علی عبدالله صالح در صنعا، حدیده و تعز مردم را به گلوله می بستند، مردم مسلمان و مسلح یمن به سمت استفاده از اسلحه نرفتند که این مسئله جنبه مدنی و رشدیافتگی اجتماعی مردم یمن را به تصویر کشید.
البته یمنی ها دو، سه نقطه ضعف داشتند که این مسئله سبب کندی حرکت آنها شد. از جمله می توان به این واقعیت اشاره کرد که قسمت جنوبی یمن با توجه به سابقه تاریخی، به جای اینکه به انقلاب بپیوندد، خط انفصال یا تجزیه را دنبال می کردند و در تلاش بودند تا یمن جنوبی را به شرایط قبل از 1991 که مستقل بود و تحت حکومت یک رژیم چپگرا با مرکزیت عدن اداره می شد، برگردانند لذا تمایلی به کمک به جوانان انقلابی صنعا نداشتند.
از سوی دیگر، نیروهای الحوثی در شمال یمن به دلیل اینکه در حد فاصل صعده و صنعا، شهر عمران قرار داشت و این شهر مرکز طایفه حاشد تحت رهبری شیخ صادق الاحمر - پسرعموی علی عبدالله صالح – بود و عبور نیروهای حوثی از صعده به سمت صنعا موجب درگیری با طایفه حاشد در استان عمران می شد، لذا حوثی ها از ورود به صنعا و کمک به جوانان انقلابی اجتناب کردند که این مسئله تأثیر زیادی در کندی حرکت انقلاب یمن داشت.
در این شرایط، عربستان و به طور کلی شورای همکاری خلیج فارس از این نقطه ضعف استفاده کردند و در صدد برآمدند طرح هایی را بر جوانان تحمیل کنند. مهمترین این طرح ها، طرح سپر جزیره، مبتنی بر انتقال قدرت از صالح به فرد دیگری بود - که فرد مورد نظر آنها، شخصی از خاندان الاحمر بود- که البته این طرح به نتیجه نرسید اما عربستان در ادامه تلاش کرد تا مسیر انتقال قدرت را از علی عبدالله صالح به سمت « منصور عبد ربه»، معاون وی هموار کند و این کار را هم کرد. در عین حال مردم انقلابی یمن زیر بار حکومت»عبد ربه» نرفتند و اعلام کردند رژیم باید ساقط بشود و صالح نیز باید محاکمه شود.
باید به این نکته تأکید کرد که اگر عربستان سعودی توانسته است در یمن کاری انجام دهد نه به دلیل قدرت عربستان بلکه به دلیل شکاف هایی هست که بین جنوبی ها و نیروهای جوان صنعا از یک طرف و محذوریت های حوثی ها در استان صعده از طرف دیگر وجود داشته است. چشم انداز تحولات یمن این است که قطعاً یمنی ها، بقایای رژیم صالح را طی ماه های آینده ساقط می کنند و مسلماً یک رژیم مردمی اسلامگرا که با آمریکا و عربستان سعودی زاویه جدی خواهد داشت، روی کار خواهد آمد و ما شاهد یک نظام مردمی دینی در این کشور خواهیم بود.
* جناب آقای زارعی؛ در اولین سالگرد انقلاب مصر، پارلمان این کشور با اکثریت گروه‌های اسلامگرا تشکیل شد. یکی از مهمترین مباحث، تقابل پارلمان و شورای عالی نظامی در مصر است. به نظر جنابعالی برگزاری انتخابات پارلمانی تا چه میزان در آینده سیاسی مصر تأثیرگذار است و اساساً آینده سیاسی مصر با وجود تقابل جدی پارلمان و شورای عالی نظامی چگونه خواهد بود؟
** اتفاقاتی که در مصر از طرف مردم افتاد کاملاً با خواسته آمریکا و شورای نظامی در تقابل بوده است. یعنی اولاً برگزاری انتخابات را مردم بر نظامی ها تحمیل کردند، نظامی ها می خواستند انتخابات را در سپتامبر ( شهریور) برگزار کنند ولی مردم موفق شدند این انتخابات را سه ماه به تأخیر بیندازند. در واقع پذیرش انتخابات از سوی نظامی ها یک اتفاق مردمی بود که به وقوع پیوست. اتفاق دوم، پیروزی اسلامگراها بود. غربی ها و رژیم های همگرای غرب در منطقه تلاش وافری کردند تا بتوانند جریان لائیسم را در مصر حفظ کنند.
تبلیغات گسترده ای روی وجهه مردمی شخصیت های لائیک مانند «عمروموسی»، «محمد البرادعی» و «ایمن نور» انجام شد و تلاش شد تا احزاب غربگرا به عنوان احزاب مردمی و سخنگوی انقلاب مصر معرفی شوند تا بدین وسیله انتخابات به نفع اینها مدیریت شود و در نتیجه، تغییر و تحولات مصر در محدوده جریان لائیک حفظ شود، یعنی یک گروه لائیک برود و یک گروه لائیک جایگزین شود. ولی مردم در انتخابات نزدیک به 80 درصد به احزاب اسلامگرا رأی دادند.
لازم به ذکر است که این انتخابات با مشارکت حدود 52 درصد واجدین شرایط رأی برگزار شد که البته با توجه به نوع انتخابات پارلمانی در دنیا، کاملاً طبیعی بود. این در حالی است که در گذشته انتخابات مصر با مشارکت 20 درصد واجدین شرایط رأی برگزار می شد. لذا این حدنصاب پاسخی به ادعاهای کسانی بود که می گفتند تعداد کمی از مردم در انقلاب مصر شرکت کرده اند و تعداد کمی به اسلامگراها متمایل هستند.
اسلامگراها موفق شدند این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارند و موفقیت بسیار بزرگی بود. مرحله دوم این بود که با وجود برگزاری انتخابات، شورای عالی نظامی انتظار داشت که اولاً تدوین قانون اساسی را در دست بگیرد و پارلمان دخالتی نکند و ثانیاً تغییرات قانون اساسی را به حداقل کاهش بدهد و قانون لائیک مصر را که میراث انقلاب لائیک های ناسیونالیست در زمان «جمال عبدالناصر» بود، به نوعی حفظ شود.
این خواسته شورای عالی نظامی با اعتراض اخوان المسلمین و سایر گروه های اسلامگرا روبرو شد و در نهایت با یک روز مقاومت، ارتشی ها پذیرفتند که قانون اساسی جدید توسط مجلس نمایندگان مصر تدوین شود نه توسط شورای نظامی. با این وصف تغییر قانون اساسی جزو شئونات مجلس جدید مصر است و قطعاً اسلامگراها به تغییرات جزئی بسنده نمی کنند و تغییرات عمده را در قانون اساسی دنبال خواهند کرد.
بر همین اساس هم یک هیئت 100 نفره از نمایندگان مجلس به ریاست رئیس مجلس، که رئیس حزب عدالت و آزادی هم هست، کار تدوین قانون اساسی را با الگوی اجرای شریعت دنبال می کنند که این یک پیروزی بسیار بزرگی بود که اسلامگراها به دست آوردند.
مسلماً مجلس چارچوبی برای فعالیت نظامیان در نظر خواهد گرفت و به طور قطع نظامیان مصری موقعیت گذشته خود را نخواهند داشت و ارتش مصر مجبور است که در یک چارچوب نظامی و امنیتی فعالیت بکند و از دخالت در سیاست پرهیز کند. قطعاً در آینده نزدیک، مجلس مصر پس از تصویب قانون اساسی و تشکیل دولت موقت، انتخابات ریاست جمهوری را برگزار می کند.
اولین نشانه های عقب نشینی شورای عالی نظامی هم آشکار شد، ما شاهد بودیم که شورا اعلام کرد که حالت فوق العاده لغو می شود. البته این وضعیت خوشایند غرب و رژیم های غربگرای منطقه مانند عربستان و رژیم صهیونیستی نیست، قطعاً در این مسیر سنگ اندازی هایی نظیر انفجارات تروریستی که در عراق با قصد بی ثبات کردن اوضاع صورت می گیرد، انجام خواهد شد اما در نهایت این مردم مصر هستند که بر سرنوشت شان مسلط می شوند.
* گروه‌های اسلامگرا، به ویژه اخوان المسلمین درباره رابطه با رژیم صهیونیستی مواضعی را مطرح کرده‌اند، از جمله اینکه وضعیت معاهده کمپ دیوید به رفراندوم گذاشته خواهد شد، از سوی دیگر طی چند روز گذشته ما شاهد رفت و آمد یک گروه آمریکایی با حضور کارتر، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در زمان معاهده کمپ دیوید بودیم، به عنوان آخرین سؤال، جنابعالی آینده روابط مصر و رژیم صهیونیستی را با توجه به این تحولات چگونه می‌بینید؟
** اینکه مصری ها مسئله تعیین وضعیت معاهده کمپ دیوید را به آرای مردم واگذار کنند، یک حرکت زیرکانه و هوشمندانه است. در شرایطی که حکومت مصر هنوز شکل نگرفته و اسلامگراها هنوز بر اوضاع مسلط نیستند، مواضع دو پهلو و غیر شفاف در مورد موضوعاتی نظیر پیمان کمپ دیوید بسیار حکیمانه است. اینکه مصری ها هیئت های آمریکایی و اروپایی را می پذیرند و در مورد رابطه با غرب موضع منفی صریح نمی گیرند نیز هوشمندانه است چراکه مصری ها در شرایط حاضر نیاز به حساسیت زدایی دارند و باید کار خود را در فضای آرامی پیگیری کنند.
بنابراین نباید اینگونه اظهارنظرها و رفت و آمدها مبنای قضاوت در مورد آینده کشور مصر و یا هر کشور انقلابی دیگری قرار بگیرد کما اینکه اگر ما به انقلاب اسلامی ایران نگاه کنیم، مواضع حضرت امام خمینی (ره) در خصوص رابطه ایرن و غرب در پاریس و مسئله روی کار آمدن طیفی از ملی گراها در ایران، نباید مبنای قضاوت در مورد ماهیت انقلاب اسلامی قرار می گرفت. که البته برخی از جمله غربی ها با برداشت خطا درباره اظهارات حضرت امام (ره) در پاریس، گمان می کردند که ایران از یک مسیر غیر مذهبی عبور می کند و در نهایت غرب می تواند ایران را به شکل دیگری در اختیار داشته باشد.
به همین دلیل که این قضاوت ها درباره ایران اشتباه است، به همین دلیل نیز قضاوت درباره اینکه فلان شخصیت اخوان المسلمین درباره غرب فلان جمله را گفته و یا درباره اسرائیل موضع صریح نگرفته اشتباه خواهد بود. مسلماً اسلامگرایی مصری ها با غربگرایی و روحیات جهادی مصری ها با رفتار مسالمت آمیز با اسرائیل منافات دارد و داعیه تمدنی مردم مصر هم با پذیرش تمدن دویست ساله لائیک غرب سازگاری نخواهد داشت و ما قطعاً در آینده شاهد یک حکومت قوی مردمی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی در مصر خواهیم بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات