ارنو لوپرمانتیه و ونسا اشنایدر / ترجمه: علی شیخان
امید نیکلا سارکوزی به یک عذرخواهی بزرگ است و فراموش شدن همه گافها، حرکتهای اشتباه و روشهای ناشایستی که به مخدوش شدن تصویر او در انتخابات ریاستجمهوری پیشرو انجامیده است. اینها مسایلی هستند که دوره تازه پنجساله ریاستجمهوری و ذهنیت فرانسویها را درگیر خود کرده است. شب پیروزی سارکوزی (1) در انتخابات ریاستجمهوری در ششم می سال 2007، سفر دریایی با قایق تفریحی (2)، انتصاب پسرش در راس نهاد دولتی توسعه مناطق دفاعی(3) (EPAD) در سال 2009 و دیگر زیادهرویهایی که هنوز هم ادامه دارد؛ اشتباهاتی به معنای واقعی اساسی. هرچند یکی از مشاورانش عقیده دارد که او باید یکبار دیگر نیز انتخاب شود. اما سارکوزی اگر هم خرابکاریهای دو سال اولش را نداشت، حال که خود را آماده رویارویی با یک کاندیدای قدر به نام فرانسوا اولاند میکند، میداند که جهت کسب اقبال عمومی باید تغییر کردنش را به اثبات برساند و برای ترمیم تصویرش چه چیزی بهتر از اعتراف به گناهانش وجود دارد؟ نیکلا سارکوزی شنبه گذشته در محل اقامتش در گویان، سعی کرد با ترفندی خاص در برابر حدود 15خبرنگار از آنچه در صورت ورود احتمالی به کارزار انتخاباتی انجام خواهد داد، بگوید.
درمان، نشانه متمدن بودن است
در میان رازگوییهای دروغین و ابراز پشیمانیهای راستین، در واقعیتی گرفتار شده است که تنها یک هدف دارد و آن هم رساندن این پیام است: «من آن آدمی که فکر میکنید، نیستم.»آن چیزی که در میان تمام انسانهای بزرگ تاریخ برایم جالب است، آنکه آنها به نتیجه دلخواهشان نرسیدند و در واقع هیچیک به موفقیت دست نیافتند. من همیشه عقیده داشتم که اولین مسوول اشتباهاتم خودم هستم و مسوولیت همه آنها را بر عهده میگیرم. تنها راه قبول بالا رفتن سن و سال، سعی در بهترین بودن است. باید به اشتباهات خود معترف بود. بلد بودن راههای خود ارزیابی بسیار حیاتی است.» اما شرکت در یک دوره درمانی برای او هیچ مفهومی ندارد. چنانکه در اظهارنظری عجیب میگوید: «من هرگز چنین نیازی را حس نکردهام، اما اگر چنین نیازی هم وجود داشته باشد، این درمان بینهایت مفید است و در واقع نشانه متمدن بودن است.»
نیکلا سارکوزی برقراری گفتوگوهای رسمی با خبرنگاران را که تا پیش از این مخدوش شده بود، ترجیح میدهد. او آن شب با صراحت به بیان اشتباهاتش میپردازد. در مورد انتصاب پسرش، ژان، در سال 2009 در رأس یک نهاد دفاعی گفت: «متاسفم. او هم عذاب زیادی کشید. اما من ندیدم که مشکلی پیش بیاید. برای این پست حقوقی داده نشد، او نه دفتر کاری داشت، نه منشی و نه رانندهای. اما به هر حال یک اشتباه بود، هرچند اگر یکی از دوستانم هم بود، امکان داشت باز هم همین اشتباه را میکردم.»
مساله بعدی سفر پر سروصدای او به مصر و اردن در اواخر سال 2007 به همراه کارلا برونی بود.«به عقیده من، این یک سفر معمولی به مصر در تاریخ 25 تا 31 دسامبر بود، هرچند این هم حرکتی اشتباه تلقی شد. مردم فرانسه زمانی که مرا شاد و سرحال دیدند، به خودشان گفتند: او ما را رها کرده است. اما نوئل امسال (2011) به تعطیلات نرفتم، زیرا با بحران موجود، در نظر افکار عمومی فرانسه حرکت جالبی نبود.»
موضوع بعدی مسایل پیرامونی رشیده داتی (وزیر دادگستری دولت سارکوزی) و راما یاده (دبیر امور ورزش دولت) پیش از کنار گذاشتن آنها در اواسط دوره پنجساله ریاستجمهوری بود.« بدون شک این اشتباه من بود که خیلی سریع و بیش از حد و اندازه به آنها پست دادم. با ناتالی [کوشیوسکو- موریزه] (وزیر کنونی محیطزیست، توسعه پایدار، راه و مسکن) همکاری بهتری داشتم. او زمانی که به این مسوولیت مهم رسید، آمادگی آن را از قبل پیدا کرده بود. چنین دقتی را در مورد دو نفر دیگر بهکار نبردم و مسوولیت آن را هم برعهده میگیرم.» اما بابت این انتصابات هیچ عذرخواهی را نمیپذیرد. «فرانسه کشور خشنی است، به همین خاطر حضور افراد مختلف در تیم ضروری است. من نه تنها از نو شروع میکنم، بلکه فراتر از آن هم خواهم رفت. تکمحوری بودن شیراک یا سوسیالیستها اقدام جالبی نیست که در فرانسه انجام گیرد.»
سقوطهای دوباره
البته اولین باری نیست که رییسجمهور فرانسه بابت آنچه که هست، عذرخواهی میکند. در ژوییه 2009 در مصاحبه با هفتهنامه «نوول ابزرواتور» نیز ابراز ندامت کرد. او در پاسخ به پرسش این هفتهنامه درخصوص جواب تندوتیز سارکوزی به لوران ژوفرن، مدیر نشریه لیبراسیون در اولین کنفرانس مطبوعاتیاش در ژانویه 2008 گفت: «آیا من مغرورترین رییسجمهور این کشور از آغاز دوران ماموریتم بودهام، بهطور حتم نه». و بعد اضافه کرد: «من مرتکب اشتباهاتی شدهام. اما آیا تمام سرزنشهایی که نثارم میشود، عادلانه است؟ باز هم نه.»سارکوزی بارها و بارها دچار سقوط شده است. چنانکه در زمینه مسایل خانوادگی هم دچار مشکل شد. او متوجه نیست انتخاب پسرش در رأس امور دفاعی در افکار عمومی نمیگنجد. سارکوزی در مصاحبهای با نشریه فیگارو در اکتبر 2009 درحالیکه دچار مشکل شده، میگوید: «این مجادله چه کسی را هدف گرفته است؟ موضوع پسرم نیست، بلکه خود من هدف هستم. آنهایی که در جریان انتخاب من کارهای نبودهاند و حرفی برای گفتن ندارند حال تلاش میکنند با بداخلاقی و بدجنسی در تمام زمینهها به من حمله کنند اما این مسایل شهروندان فرانسوی را به اشتباه نمیاندازد.»
در زمینه مسایل سیاسی هم یک سال بعد، پس از سخنرانی چالشبرانگیز گرنوبل درخصوص مهاجران (4)، سارکوزی بر مواضع خود پافشاری میکند. آنقدر عصبی است که در زمینه حقوقبشر همه چیز را به چالش میکشد و در جریان کنفرانس خود در سفر به بروکسل در سپتامبر 2010، از کمیسر اروپایی حقوقبشر، ویوین ردینگ لوکزامبورگی بهشدت انتقاد میکند. او در مصاحبه تلویزیونی روز 16 نوامبر 2010 میگوید: «من از واژگان حساسیتبرانگیز مربوط به هویت ملی بهطور شفاهی صرفنظر میکنم. اما روی کاغذ خیر.»
«بیش از حد صمیمانه»
امروز نیکلا سارکوزی در گام برداشتن تردید دارد. آیا باید به همین حد از اعترافات مطبوعاتیاش رضایت دهد یا آنکه ابراز تاسفهایش از شهروندان فرانسوی را ادامه دهد؟ ممکن است در مصاحبه تلویزیونی امروزش در این خصوص صحبت کند. اما او پیش از نگارش نامه، کتاب یا هر نوع نگارش کتبی دیگر برای شهروندان فرانسوی، بهشدت با خودش درگیر است. در این خصوص هنوز هیچ تصمیم قاطعانهای نگرفته است. او 21 ژانویه گذشته گفت: «نمی دانم دست به چنین اقدامی خواهم زد یا نه. البته در نهایت باید این کار را انجام دهم، این یک اقدام بزرگ شخصی و بیش از حد صمیمانه خواهد بود. هرچند ناخوشی این زمان من تصویری است و همه چیز در تصویر اتفاق میافتد، این را کسی میگوید که آن را بسیار تجربه کرده است. اما نامهای که میخواهم بنویسم کاملا شخصی است. در حال حاضر جزییات آن را ننوشتهام، روزنامهای هم برای خودم ندارم. اما اگر قرار باشد مسایل را بیان کنم، بهطور کامل شرح خواهم داد.»
اطرافیانش در این خصوص اختلافنظر دارند. آیا بیان این مسایل باید به حوزههای شخصی محدود شود یا آنکه گزینههای سیاسی را هم در بر گیرد؟ دوستش بریس هورتفو میگوید: «در این خصوص اختلافنظر وجود دارد. ابراز پشیمانی در مورد مسایل سیاسی همانند خطر باز شدن در جعبه سیاه است. برخی موافق کشف حقیقت نیستند. اما برخی دیگر که خودم هم جزو آنها هستم، اعتقاد دارند که باید این بسته شخصی بهویژه مسایل مربوط به ابتدای دوره ریاستجمهوری شکافته شود.» اما برونو لومر، وزیر کشاورزی موافق کشف حقیقت نیست. او در گفتوگو با شبکه یوروپ 1 گفت راستگرایان تنها به دنبال «سرافکندگی» حزب ما هستند.
ژوپه: «اشتباهات داستانی»
آلن ژوپه، وزیر امورخارجه، بسیار خویشتندار است و میگوید: «رقبای زیادی از ما انتقاد میکنند که نیازی به مبالغه نیست. شیراک معتقد بود هرگز نباید به اشتباهات اعتراف کرد. گرماگرم دعوا، زمان مناسبی برای این کار نیست.» در عین حال به این نکته اشاره میکند که «اشتباهاتی انجام گرفته است، اما این اشتباهات نسبت به آنچه که انجام شده حکم داستان و قصه را دارد.»
در عین حال باید به این نکته اشاره کرد که شهروندان فرانسه میخواهند که رییسجمهورشان اقتدار این جایگاه را حفظ کند. یکی از رهبران حزب سارکوزی (همبستگی برای یک جنبش مردمی UMP) میگوید: «نه میتوان مثل تماشاگران فیلمهای مبتذل حریص بود و نه میتوان از بیان بعضی مسایل طفره رفت.» سارکوزی در مصاحبه با نوول ابزرواتور گفته بود: این مسایل به دوران سختی از زندگی شخصیام برمیگردد و باید در چند جبهه میجنگیدم.» اما در عین حال اعتراف میکند که «اشتباه کردم.» کلود آلگر، وزیر سابق سوسیالیست دولت فرانسه در کتابی که چندی پیش با عنوان «سارکو یا مجتمع زورو» به چاپ رسید، مینویسد: «اگر این مرد گاهی اشتباه کرده، بهخاطر عشق به این زن (کارلا برونی) بوده است. جدایی از همسر سابقش سارکوزی را از حالت تعادل خارج کرد. اما آیا دوست داشتن یک زن گناهی برای یک مرد یا حتی رییسجمهور، محسوب میشود؟» آیا بهراستی نیکلا سارکوزی باید این مسایل را روی کاغذ بیاورد یا از خیر آن بگذرد؟