ابطال تحلیلهای دشمن و آثار خون شهدای هفتم تیر
بنیصدر و دار و دسته خائنش معتقد بودند با انفجار سالن سخنرانی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که میعادگاه شخصیتهای مهم مملکتی برای انجام مذاکرات بود، جمهوری اسلامی را ساقط خواهند نمود.
آمریکا و عمال او در سراسر جهان به یاوههای بنیصدر و گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی سخت دل بسته بودند و در انتظار سقوط حکومت اسلامی در ایران لحظهشماری میکردند.
این تحلیل و این انتظار در گزارشات و مطالبی که رسانههای گروهی استکبار در سراسر جهان پخش مینمودند، بخوبی مشهود بود. «نیوزویک» در اینباره چنین مینویسد:
«دشمنان (امام) خمینی این هرج و مرج را اولین قدم مرحله قیام برضد انقلاب تفسیر میکنند در ظاهر بنظر میرسد که رژیم (امام) خمینی در زیر حمله تمام جناحها در حال خرد شدن باشد. همه روزه گروه ضربت چپیها در کمین وفاداران آیتالله نشستهاند... و هر روزه بنیصدر، درست بعد از اینکه چند نفر دیگر کشته میشوند، به یکی دیگر از روزنامهنگاران غربی میگوید که رژیم کمتر از یک ماه دیگر سقوط خواهد کرد... (امام) خمینی ورقهای زیاد دیگری برای بازی در دست ندارد، او حدودا بیش از ده نفر دیگر در اطراف خود ندارد.»
«وال استریت ژورنال» چاپ آمریکا مینویسد:
«ناظران آمریکایی و اروپایی در ایران، انفجار خونین دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی را که بوسیله روحانیون اداره میشود مهمترین حرکت علیه رشد فزاینده ملاها تلقی میکنند.»
«جمهوریت» ترکیه در اینباره چنین مینویسد:
«بدون شک ایران از مدتها پیش در لبه پرتگاه قرار گرفته... بنظر میرسد که در ایران، همه خود را از (امام) خمینی کنار کشیدهاند و تعداد آنهایی که چه بنا به دعوت امام و چه بنا بدعوت دوستان امام به کوچه و خیابان میآیند کم شده و مبدل به گروهی بنام چماقدار شدهاند.»
رسانههای گروهی استکباری که جریانات قبل از انفجار را بخوبی دنبال مینمودند و در سطح جهان اینگونه وانمود میکردند که ایران دچار بحران سرگیجهآوری شده که آنرا در معرض موت قرار داده است، پس از واقعه انفجار بر این تحلیلهای مغرضانه خویش افزودند و وسیلهای شدند برای خام نگاه داشتن افکار مردم جهان نسبت به آنچه در ایران میگذرد. همچنین بدین طریق استحکام بخشیدن پایههای سست و لرزان گروههای محارب و شخصیتهای سیاسی شکست خورده را از اهداف نامقدس خویش قرار داده بودند.
برخی دیگر از اخبار و تحلیلهای این رسانههای استعماری را بقول خودشان درباره شکست جمهوری اسلامی در اثر فاجعه هفتم تیر از نظر میگذرانیم:
«نیوزویک» مینویسد: «بنیصدر معتقد است که فقط دو تن از مقامات مهم در دستگاههای دولتی باقی ماندهاند. فقط یک انفجار دیگر و از آن پس، همه چیز تمام میشود.»
«فرانکفورتروندشاو» چاپ آلمان از قول بنیصدر چنین گزارش میدهد:
«بنیصدر به مجله اشپیگل چاپ هامبورگ اظهار داشت در کمتر از چند ماه دیگر به کشورش باز خواهد گشت و روحانیون دیکتاتور حاکم بر ایران هیچ شانسی برای باقی ماندن ندارند.»
همچنین یک نشریه دیگر آلمانی مینویسد:
«آنطوری که رئیسجمهور سابق در مصاحبه خود میگوید، نیروهای مسلح، روشنفکران و سایر گروههای ملی مهم را پیرو خود میداند و اضافه میکند که تنها 15 درصد از جمعیت در پشت سر (امام) خمینی رهبر انقلابی که توانسته است خود را با اعمال روشهای فشار در قدرت نگه دارد قرار دارند.»
آنانکه جز به مادیت نمیاندیشند و از دنیا جز «خور» و «خواب» نفهمیدهاند چگونه میتوانند پا از تحلیلهای مادیگرایانه خویش فراتر نهند؟!
راستی چگونه است که اینان لحظهای سر از آخور دنیا بیرون نمیآورند تا حقایق را مشاهده کنند و بر ذلت و زبونی و تحیر و سرگردانی خویش اشک بریزند و راه را از چاه بازیابند؟!
چرا نمینگرند که این ملت خداجوی را نمیتوان با اینگونه اعمال از میدان خارج ساخت؟
و چرا تکیهگاه این امت را که دست غیبی حضرت باریتعالی است نمیبینند و از این توجهات و عنایات و معجزات پند نمیگیرند؟
آیا جز این است که خداوند بر دلهاشان مهر زده و بر گوشها و چشمهاشان پرده کشیده که فهم حقایق نمیکنند؟ و آیا جز خودشان و میل و اراده خودشان عاملی باعث این تحیر و سرگردانی و گمراهی شده است؟
اینان توجهات پروردگار بزرگ را ندیدند و ایمان استوار چون کوه مردم را به هیچ انگاشتند و وعده پیروزی حق بر باطل را تکذیب کردند و سرانجام با تمام توان و قدرتشان با اینکه دست در دست هم نهاده و سخت به پیروزی خویش امیدوار بودند، شکست و ذلت خود را با چشم مشاهده کردند.
انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و بشهادت رسیدن بهشتی مظلوم و 72 تن از یارانش علیرغم میل و خواستهی ستمپیشگان زمان جز به نفع اسلام تمام نشد و جز اعتلای کلمه حق به ارمغان نیاورد.
سرانجام بوقهای تبلیغاتی استکبار جهانی بالاجبار و با حسرت تمام اعتراف کردند که نظام اسلامی ایران علیرغم آنچه که پیشبینی میشد همچنان استوار و پابرجاست! روزنامهنگار «شیکاگو تریبیون» اعتراف میکند که: «انفجار دفتر مرکزی آشکارا برای نابودی رهبریت ایران طرحریزی شده بود، اما شواهد اولیه حاکی از آن است که تلاش کارگزاران بمب، علیرغم از میان رفتن شماری از چهرههای برجسته حزب جمهوری، در مجموع با شکست روبرو شده است... حادثه بمبگذاری آتش جنگ داخلی را در ایران شعلهور نساخت و در ضمن برخلاف انتظار، موجب طغیان عمومی مردم را بر علیه رهبران روحانی بازمانده فراهم نیاورد، برعکس، دولت همچنان با کفایت به انجام وظایف خود پرداخته و در گردآوری دهها تن از تروریستهای مظنون و اعدام آنها پس از یک محاکمه کوتاهمدت با مشکلی روبرو نبوده است.»
«فاینشال تایمز» نیز اینچنین اعتراف میکند:
«در حالیکه حادثه انفجار بمب کم و بیش به پایان رسیده است، ایران آیتالله خمینی تاکنون نشان داده است که بیش از تصور هر یک از مخالفان، قدرت ادامه حیات را دارا میباشد.» آری، آنان که از قدرت اسلام و نیروی معنویت ناشی از آن، هیچ اطلاعی ندارند و سر در لاک خویش گرفتهاند و میپندارند با کشتن و از میان برداشتن عناصر مومن و فعال، انقلاب ملت مسلمان ایران را تسلیم امیال و خواستههای شیطانی خویش میکنند، سخت در جهل و گمراهیاند.
این مدعیان دفاع از خلق به پیروی از اربابان خود فرزندان اسلام را در خون غوطهور ساختند تا عزم استوار ملت مسلمان ایران را سست کنند و با ایجاد خوف و وحشت در جامعه آنان را از ادامه نهضت بازدارند. ولی از اندیشه باطل و جاهلانه خود نتیجه معکوس گرفتند و عیب بزرگشان همانا عدم شناخت اسلام و ایمان اسلامی بود که در تمام اعضا و جوارح مومنین به این آئین مقدس جاری و ساریست.
حضرت امام در پیام خویش به مناسبت فاجعه هفتم تیر این حقیقت را مورد اشاره قرار میدهند:
«...عیب بزرگ شما و هوادارانتان آن است که نه از اسلام و قدرت معنوی آن و نه از ملت مسلمان و انگیزه فداکاری او اطلاعی دارید، شما ملتی را که برای سقوط رژیم پلید پهلوی و رها شدن از اسارت شیطان بزرگ دهها جوان عزیز خود را فدا کرد و با شجاعت بیمانند ایستاد و خم به ابرو نیاورد، نشناختهاید. شما ملتی را که معلولانشان در تختهای بیمارستان آرزوی شهادت میکنند و یاران را به شهادت دعوت میکنند نشناختهاید. شما کوردلان با آنکه دیدهاید با شهادت رساندن شخصیتهای بزرگ صفوف فداکاران در راه اسلام فشردهتر و عزم آنان مصممتر میشود، میخواهید با به شهادت رساندن عزیزان ما این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید!
شما تا توانستید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمتهای ناجوانمردانه حمله کردید که آنها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاد و کوس رسوایی همهتان بر سر بازارها زده شد در سوراخها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زدهاید که بخیال خام خود ملت شهیدپرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمیدانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست.
اکنون اسلام به این شهیدان و شهیدپروران افتخار میکند و با سرافرازی همه مردم را دعوت به پایداری مینماید و ما مصمم هستیم که روزی رخش ببینیم و این جان که از اوست تسلیم وی کنیم...»(8)
آنانکه میخواستند با این عمل ننگین مردم مسلمان را از صحنه بیرون بکنند، خود از صحنه بیرون رفتند و مردم شهیدپرور مسلمان ایران نه تنها از صحنه خارج نشدند، بلکه منسجمتر از گذشته و در اوج آگاهی و شناخت و ایمان نسبت به انقلاب مقدس اسلامیشان، همچنان پایدار و استوار در راه صیانت از انقلاب و رهآوردهای آن فداکاری نموده و روزبروز بر این ایثار و گذشت اصرار میورزند.
دشمن کینهتوز میخواست با این عمل ننگین به آنچه که در طول مدت ریاست جمهوری بنیصدر نتوانسته بود انجام دهد، برسد لکن این مکر نیز به خودشان بازگشت و ایران اسلامی اگرچه شخصیت والایی چون شهید بهشتی را از دست داد و اگرچه 72 انسان عاشق و مخلص و دلسوز انقلاب با عروج خونینشان انقلاب اسلامی را از خدمات ارزنده خویش محروم ساختند، لکن آنچه بدست آمد قابل مقایسه با آنچه از دست رفته نبود. آنچه از این خونها حاصل شد عبارت است از تثبیت نظام جمهوری اسلامی و نجات اسلام و انقلاب از بزرگترین فتنه و توطئه.
خون بهشتی و یارانش جریانهای باطل را رسوا ساخت.
خون بهشتی و یارانش مردم مسلمان را که در اثر تبلیغات مسموم به اشتباه افتاده بودند، بیدار ساخت و اراده و تصمیم استوارشان را برای مقابله با دشمنان و حفاظت از اسلام و انقلاب تقویت نمود.
و خون بهشتی و یارانش اسلام را از فتنهای بزرگ رهانید و آنرا حیاتی تازه بخشید.
8- صحیفه نور، ج 15، ص 51