6- حربه جاذبههای جنسی
غریزه «جنسی» کشش و جاذبهای است که همراه سایر غرایز و جاذبهها در نهاد و درون آدمی تعبیه شده است.
غریزه جنسی یکی از نعمتهای بزرگ خداوند متعالی و عامل بقای نسل و تداوم حیات بشر در زمین میباشد. از این نعمت الهی باید در چارچوب قوانین و احکام شرع مقدس و از طریق حلال و با ازدواج شرعی و قانونی بهرهبرداری نمود. چنانچه از این غریزه بطور مشروع بهرهبرداریهای مثبت شود، حد مطلوب و شرعی استفاده از غریزه جنسی تحقق یافته است و قوانین حیاتبخش اسلام بر این بهرهبرداری صحیح تأکید و توصیه فراوان دارد و همواره تشویق و ترغیب به «ازدواج» میکند و آن را سنتی بزرگ و حیاتی به شمار میآورد.
با آنکه خداوند متعال راه بهرهبرداری صحیح و مطلوب و مورد نیاز بشر را از این غریزه هموار نموده است، با این وصف افراد و گروههایی از انسانها به استفادههای ضدانسانی و نامشروع از غریزه جنسی میپردازند.
بهرهبرداریهای نامشروع از غریزه جنسی به دو صورت انجام میپذیرد:
صورت اول عبارت است از شهوترانیهای حرام و گسترش مراکز فساد و فحشاء برای منافع اقتصادی شیادان و سرمایهداران.
صورت دوم استفادههای نامشروع سیاسی توسط گروههای ملحد و منحرف است.
فرقه تروریستی منافقین از جمله گروههایی است که از جاذبههای جنسی در مسیر تحقق اهداف سیاسی و نظامی خویش، بهرهبرداری نامشروع مینماید.
منافقین برای جذب نیرو و بکارگیری آنان در مسیر تحقق اهدافشان که در نهایت به اقدامهای جنایتبار تروریستی میانجامد، از حربه جاذبه جنسی بعنوان یک روش بسیار مؤثر بهرهبرداریهای فراوان میکنند.
سیر حرکات منافقین پس از پیروزی انقلاب که با عضوگیری و تبلیغ انجام گرفت و به جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب و مردم ختم گردید، بخوبی این واقعیت را به اثبات میرساند.
عضو تروریست سازمان منافقین به آغاز و انجام این دوره از فعالیت سازمان و نحوه استفاده از جاذبههای جنسی در بهرهبرداریهای جنایتآمیز از هواداران اشاره میکند.
«سازمان با مطرح کردن شعار به ظاهر زیبای برابری زن و مرد، از همان اول فعالیت خود، از دخترها سوءاستفاده کرد. از فروش نشریات گرفته تا قرارها و نشستهای تشکیلاتی قبل از 30 خرداد 60 تا تهیه خانه تیمی و... سوءاستفادههائی که در نشستهای سازمانی که افراد با دخترها دارند و یا حرکتهای جمعی که میشد مثل کوه رفتن و رژه و ورزش و... همه و همه باعث تحریک پسرها میشد و عملاً زمینههای فساد باز میشد... از طرفی هم خطوط حفاظتی و امنیتی مطرح بود که باید اجرا میشد. در نتیجه احتیاج به محملسازی بود و همین محملسازی راه را برای هر فساد باز میکرد... مثلا برای اجاره خانه تیمی با محمل زن و شوهر در نقطهای از شهر احتیاج به دختر بود. این مسئله را مسئولین بالاتر مشخص میکردند که فلان پسر با فلان دختر باید در یک خانه باشند. خوب همین دستور مسئول بس است. بعد هم مسئول میگوید شما زن و شوهر هستید و بروید خانه اجاره کنید. این ازدواج تشکیلاتی میشود و هر وقت هم مسئولین بالاتر تشخیص میدادند که مثلا فلان دختر باید مکانش را عوض کند و با یک پسر دیگر در نقطهای دیگر خانه بگیرند، در نتیجه آن ازدواج به هم خورده و با فرد دیگری ازدواج تشکیلاتی میکند که این بستگی به مسئولیتها و نظر مسئولین بالاتر دارد و هر وقت تشخیص بدهند که باید جا و فرد عوض شود، وی باید عوض کند! همین ازدواج تشکیلاتی که به این صورت است یکی از علتهای بزرگ فحشاء در لانههای فساد (خانههای تیمی) است.» (20)
فساد و شهوترانی در آن دسته از خانههای تیمی که در اثر شرایط و نوع فعالیتها از دختران و زنان تهی بود، به گونهای دیگر انجام مییافت و آن عبارت بود از «همجنسبازی». سازمان همانگونه که در شیوع فساد و فحشاء بین هواداران دختر و پسر هیچ مانعی قرار نمیداد و شرایط را برای گسترش هرچه بیشتر آن جهت بهرهبرداریهای لازم فراهم میآورد، زمینهساز ترویج همجنسبازی بین هواداران مذکر و مجرد خود نیز بود. عضو نادم منافقین در اینباره چنین میگوید:
«در رابطه با سازمان و افراد آن، ایمان و ایدئولوژی و ترس از خدا اصلاً وجود نداشت. به این ترتیب کنترلی برای شهوت وجود ندارد و باید به طریقی ارضاء شود، حال به چه طریق و چگونه؟ بستگی به عوامل و موانع راه و مسیر حرکت دارد... اگر دختر در خانه تیمی باشد به آن روش این شهوت را ارضاء میکند، اما نباشد چه؟ چه کار میکند؟ این موقع است که دست به «همجنسبازی» میزند. در این رابطه هم اگر دقت شود سازمان تمام شرایط را آماده کرده. خانه افراد مجرد اکثراً یک اتاقی و با محمل کارگری بوده است. در آن خانههای تک اتاقی نیز معمولاً یک یا دو نفر اجاره میکردند و در عمل چهار یا پنج نفر یا بیشتر در آن میخوابیدند که این بخصوص در رابطه با واحدهای عملیاتی بیشتر بود. چهار پنج نفر در یک اتاق با آن خواستها مسلماً همان فساد را بدنبال دارد...» (21)
یکی دیگر از تروریستهای سازمان منافقین به نام «حمیدرضا کیانوش قویم» به این واقعیت اشاره میکند که سازمان با مطرح کردن مسأله «عادیسازی روابط»، عامل شیوع فساد در بین اعضاء و هواداران بود. عادیسازی باعث شد که به «شرابخواری» و «زنا» و «لواط»روی بیاوریم و این اعمال پلید تنها در فاز نظامی صورت نمیپذیرفت، که در فاز سیاسی نیز زمینهها را برای آلودگی به مسائل جنسی مهیا میکردند.
همچنین این تروریست نادم اعتراف میکند که آلودگیهای جنسی که سازمان به عمد عامل شیوع آن بود، به دلیل غافل کردن انسان از خدا و از بین بردن تقیدی چون پاکی و عفاف، باعث میشد که ما به راحتی دست به جنایت و کشتار بزنیم. (22)
به این ترتیب جاذبههای جنسی و ارضاء آن بطریق حرام و نامشروع بصورت وسیلهای برای انحراف جوانانی که در دوران بحران بلوغ جنسی قرار داشتند، مورد بهرهبرداری شیطانی قرار میگرفت و سازمان منافقین از این عامل برای تروریستپروری و مطیع و رام کردن هواداران جوان خود در برابر دستورات تشکیلاتی قتل و انفجار بیشترین استفادهها را میبرد. این بهرهبرداریها هماکنون نیز به بدترین وجه در اردوگاههای سازمان در عراق صورت میپذیرد و یکی از انگیزههای جوانان فریب خوردهای که از مرزها میگذرند و برای آموزش عملیات بمبگذاری به اردوگاههای منافقین روی میآورند، آزادی روابط نامشروع بین دختر و پسر در اردوگاههای منافقین است.(23)