تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۳۷۱۱۲
منافقین و سیاست تشدید تضاد و بحران

ماهیت و عملکرد خط نفاق (بخش بیست و ششم)


درگیری‌ها و اختلافهای درون گروهی سازمان منافقین از یکسو، و بی‌توجهی قدرتهای استکباری و احساس بی‌اعتمادی نسبت به احتمال بدست گرفتن قدرت در ایران توسط این سازمان از سویی دیگر، اهل نفاق را در یک «بن‌بست» زجرآور قرار می‌داد.
سازمان منافقین در جستجوی راههایی برآمد تا اولاً نیروهای خویش را از تشتت و سرگرمی به مسائل درونی بازدارد.
ثانیاً از عزت و اقتدار و امنیت حاکم بر نظام اسلامی ایران بکاهد و اینگونه وانمود کند که ایران بحران زده و ناآرام و درگیر اختلافات ملی و قومی و مذهبی است.
ثالثاً حضور خود را در ایران به اثبات برساند و اربابان غربی را از این تشویش و نگرانی که سازمان از قدرت حضور در ایران بی‌بهره است، خارج سازد.
رابعاً حسن ظن و رابطه مسالمت‌آمیز کشورهای اروپایی با ایران را زیر سئوال ببرد و به اختلاف و اصطکاک مبدل سازد.
منافقین راه رهایی از بن‌بست و تجدید حیات خویش را در اتخاذ سیاست شیطانی «ایجاد تضاد و تشدید بحران» یافتند و مصمم شدند با اجرای این سیاست در ایران از تزلزل و بی‌ثباتی خویش جلوگیری کنند.
منافقین برای نیل به این مقصد طرحهای شیطانی خویش را آماده کردند و اقدامات خیانت‌آمیز ذیل را برای تحقق اهداف ضدانسانی‌شان به مرحله عمل درآوردند.
الف ـ بمب‌گذاری در حرم مطهر امام رضا(ع)
منافقین در یک اقدام جنایت‌بار با بمب‌گذاری در حرم مطهر حضرت ثامن‌الائمه علی‌بن‌موسی الرضا(ع) در روز عاشورا جمعی از زائران بی‌گناه را به فجیع‌ترین وضع به شهادت رساندند.
این اقدام وحشیانه که اوج قساوت و بی‌دینی و الحاد گروهک تروریستی منافقین را به نمایش گذاشت، با هدف و انگیزه ایجاد درگیری و اختلاف بین شیعیان و برادران اهل سنت صورت گرفت.
منافقین پس از فاجعه عاشورای رضوی طبق برنامه از پیش تعیین شده در بین مردم شایع کردند که گروههای وهابی که مخالف عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هستند اقدام به بمب‌گذاری در حرم رضوی به منظور برهم زدن تقدس حرم و اعلام مخالفت و انزجار با مذهب تشیع کرده‌اند. این شایعه با سرعت هرچه بیشتر گسترش یافت و بطور طبیعی پای اهل سنت را به میان کشاند و محرک درگیری بین شیعه و سنی شد.
منافقین به زعم باطل خود زمینه‌ها را برای انتساب عمل انفجار در حرم رضوی به اهل سنت آماده و مهیا می‌دیدند و شیعیان را کاملاً متقاعد می‌یافتند. زیرا از دیدگاه آنان با توجه به مسئله مسجد فیض مشهد که متعلق به اهل سنت بود، احتمال انتساب انفجار حرم رضوی به اهل سنت و ایجاد درگیری مذهبی قوی می‌نمود. مسجد فیض در جریان طرح تعویض خیابان تخریب شده بود، همانگونه که معقول و معمول است خانه‌ها و مغازه‌ها و مساجد برای طرح تعریض خیابانهای تهران خراب می‌شود و این روش در سراسر دنیا متداول است، ولی منافقین با توجه به وجود این زمینه قبلی سعی در ایجاد تضاد و درگیری بین شیعه و سنی نمودند و برای تحقق این هدف فضا را آلوده و آماده پذیرش این شایعات کردند.
منافقین پس از بمب‌گذاری در حرم مطهر امام رضا(ع) برای اینکه بین شیعه و سنی اختلاف و تضاد و درگیری ایجاد کنند سعی در به مرحله عمل درآوردن نیمه دوم طرح خائنانه خود نمودند. این طرح عبارت بود از بمب‌گذاری در یکی از مساجد اهل سنت در زاهدان.
منافقین قصد داشتند با انفجار بمب در مسجد اهل سنت، این عمل خائنانه را به شیعیان منتسب سازند و آن را نوعی اقدام تلافی جویانه در قبال انفجار در حرم رضوی معرفی نمایند و بدین ترتیب تضاد و بحران بین شیعه و سنی را به اوج برسانند!
براساس اعترافات بهرام عباس‌زاده که در حین حرکت بسوی زاهدان برای انجام مأموریت خائنانه خویش دستگیر می‌شود، در اوایل سال 73 در تماسی که سازمان منافقین با این اشخاص می‌گیرد به وی دستور داده می‌شود که جهت انجام یک مأموریت مهم سریعاً از کشور خارج شود و خود را به عراق برساند. این عضو منافق از کشور خارج شده و در پادگان ابوغریب واقع در سی کیلومتری بغداد به آموزش بمب‌گذاری و انفجار می‌پردازد. پس از اتمام دوره آموزش به بغداد منتقل می‌شود و بعد از توجیه لازم صبح روز تاسوعا به همراه دو تن از افراد سازمان و نیز دو تن از افسران عراقی به سمت مرز ایران حرکت می‌کند. او پس از دریافت نقشه مسیرهای عبور و مرور از افسران عراقی، نیمه‌های شب از مرز غرب وارد کشور می‌شود.
براساس توجیهات و برنامه‌های قبلی قراری برای این عنصر منافق در منطقه‌ای واقع در جنوب تهران گذاشته می‌شود. بهرام عباس‌زاده سرقرار حاضر می‌شود و پس از لحظه‌ای «مهدی نحوی» هم دوره‌ای خویش به هنگام آموزش بمب‌گذاری و انفجار در بغداد و عامل بمب‌گذاری در حرم مطهر امام رضا(ع) را مشاهده می‌کند.
مهدی نحوی یک قمقمه آب را که در آن بمبی جاسازی شده بود به همراه نقشه و آدرس مسجد مکی زاهدان به بهرام عباس‌زاده تحویل می‌دهد و تأکید می‌کند که قمقمه حاوی بمب را در هنگام نماز جمعه در میان جمعیت نمازگزار قرار بدهد و در توجیه این مأموریت به او می‌گوید: «با توجه به حادثه روز عاشورای مشهد، مأموریت تو می‌تواند شروعی برای درگیری میان سنی و شیعه در کشور باشد.»
با دستگیری بهرام عباس‌زاده، رشته‌های منافقین پنبه می‌شود و سیاست شوم و خبیثانه آنان در ایجاد تضاد و درگیری بین شیعه و سنی به شکست منتهی می‌گردد.
نقشه بمب‌گذاری منافقین در حرم مطهر حضرت معصومه(س) و حرم مطهر حضرت امام خمینی نیز که در ادامه همان توطئه شوم صورت می‌پذیرفت، با دستگیری عوامل بمب‌گذار که دو زن منافق بودند، خنثی می‌شود.
منافقین با بمب‌گذاری در حرم مطهر امام رضا(ع) و کشتار زائران و عزاداران بی‌گناه به دشمنان اسلام و انقلاب از جمله آمریکا و اسرائیل اطمینان کامل دادند که در مسیر تحقق اهداف پلید آنان در مبارزه با اسلام از انجام هیچ جنایتی فروگذاری نمی‌کنند. منافقین قبلا در تلاشهای خود و با عملکردهای خائنانه‌شان این واقعیت را به اثبات رسانده بودند، لکن در ادامه همان حرکات با انجام این جنایت بزرگ دشمنان انقلاب بیشتر و بهتر اطمینان می‌یافتند که تلاشهای تبلیغای منافقین که در اثر آن سعی دارند آمریکا و اسرائیل را متقاعد کنند که از دین و دینداری و هرچه که مرتبط با اسلام و مسلمانی باشد بیزار هستند، با هتک حرکت حرم رضوی و کشتار زائران بی‌گناه در «عمل» به اثبات رسیده است.
ب ـ ایجاد تنش در روابط ایران و کشورهای اروپایی
برهم زدن روابط ایران با برخی از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و آلمان یکی دیگر از طرحهای منافقین برای نیل به هدف اولیه تشدید بحران در ایران بود.
توجه و گرایش روزافزون کشورهای اروپایی به ایران بعنوان منبع قدرت و کشوری که توانسته است بیش از هشت سال در برابر یک جنگ نابرابر مقاومت ورزد و دوران بازسازی را با قدرت هرچه تمامتر سپری سازد، بزرگترین ضربه بر پیکر سازمان تروریستی منافقین به شمار می‌رفت.
در چنین شرایطی قدرت اظهار وجود از منافقین سلب می‌شد و دیگر کشورهای اروپایی هیچ حسابی برای آنان باز نمی‌کردند و امکانات مختلف تبلیغی و اهرمهای سیاسی را در اختیارشان قرار نمی‌دادند.
منافقین برای برهم زدن رابطه مسالمت‌آمیز ایران با کشورهای غربی و قطع همکاری‌های اقتصادی آنان با نظام اسلامی، حمله به سفارتخانه‌ها و مراکز وابسته به برخی از کشورهای اروپایی و نسبت دادن آنها به عناصر مسلمان و انقلابی و وابسته به نظام اسلامی را طرح‌ریزی کردند.!
منافقین دو تیم عملیاتی را مأمور حمله به سفارت و مراکز متعلق به فرانسه کردند. حملات منافقین به مراکز وابسته به فرانسه خنثی شد و عناصر یکی از تیمهای عملیاتی توسط نیروهای ایران به هلاکت رسیدند. همچنین دو تن از اعضای منافقین به نامهای اسدالله بهرامی و پرویز ظرافتخواه که به منظور شرکت در عملیات حمله به سفارت فرانسه در تهران وارد کشور شده بودند به هنگام فرار از مرز استان ایلام طی درگیری با واحد عملیاتی وزارت اطلاعات به هلاکت رسیدند.
حمله به مراکز وابسته به سایر کشورهای غربی نیز با شکست اولین طرح عملیاتی منافقین خنثی شد و بدین ترتیب توطئه شوم این فرقه تروریستی به منظور برهم زدن رابطه مسالمت‌آمیز ایران با کشورهای اروپایی دفع گردید.
ج ـ حمله به اقلیتهای مذهبی و قتل رهبران کلیسا
منافقین از مدتها قبل جمهوری اسلامی ایران را ناقض حقوق بشر معرفی کرده و به آزار و قتل مخالفان سیاسی و اقلیتهای مذهبی متهم می‌کردند.
منافقین برای نیل به این هدف شوم و ضدانسانی به انتشار گزارشات و اخبار کذب و انتقال آن به مجامع بین‌المللی می‌پرداختند و بدین طریق مدتها این گروهک ملحد و مزدور منبع اطلاعاتی این مجامع به شمار می‌رفت و اخبار و گزارشات سراسر دروغ توسط آنها در سطح جهان منتشر می‌شد!
همانگونه که اشاره شد با تداوم حیات عزتمند نظام اسلامی و استواری موقعیت اسلام و انقلاب در سطح جهان و توجه و گرایش روزافزون کشورهای اروپایی به ایران و تمایل به ایجاد رابطه اقتصادی با این کشور، منافقین بار دیگر موقعیت خویش را در خطر دیدند و درصدد کسب مجدد وجهه مناسب برآمدند.
این بار سفاکان و قساوت‌پیشگان منافق از راهی مطمئن‌تر برای ناامن معرفی کردن جامعه ایران و تضییع حقوق اقلیتها وارد شدند، و این راه، قتل و کشتار رهبران مذهبی کلیسا در ایران بود!
به تنی چند از اعضای منافقین مأموریت داده می‌شود که با برخی از رهبران کلیسا ارتباط نزدیک و صمیمی برقرار کرده و آنان را به محلهای موردنظر کشانده و به قتل برسانند و سپس این عمل ننگین را به نظام اسلامی ایران نسبت دهند.
کشیش میکائیلیان اولین قربانی این طرح خائنانه بود. منافقین با برنامه‌های از پیش تعیین شده کشیش میکائیلیان را به منظور استفاده از موعظه و ارشادهای کلیسا به خانه‌ای تیمی می‌کشانند و با شلیک چند گلوله به زندگی او خاتمه می‌دهند.
فرزانه انامی یکی از عوامل مؤثر در این عمل ناجوانمردانه درباره هدف سازمان منافقین از این قتل می‌گوید:
«قرار بود پس از قتل کشیش میکائیلیان در خارج تبلیغ کنیم که وی توسط رژیم دستگیر شده است. آنگاه سازمان‌های حقوق بشر برای آزادی وی به تلاش و تبلیغ علیه ایران بپردازند. پس از مدتی اعلام کنیم که وی بر اثر شکنجه در زندان کشته شده است. هدف از قتل کشیش‌های مسیحی، انتساب آن به نظام و تبلیغات علیه نقض حقوق بشر در ایران بود.»
منافقین برای شناسایی و ترور دو نفر دیگر از کشیش‌های مسیحی به اصفهان سفر می‌کنند که به انجام این عمل شوم توفیق حاصل نمی‌نمایند.
افشای اسناد جنایت
انفجار بمب در حرم مطهر حضرت امام رضا(ع)، حمله به مراکز متعلق به کشورهای اروپایی، و قتل رهبران مسیحی ایران، راه و روشهایی بود که منافقین قصد داشتند به این وسیله با ایجاد تضاد و تشدید بحران در ایران به کسب موقعیت جدید و اثبات حضور قدرتمندانه بعنوان نیروهای قابل توجه و مخالفت نظام اسلامی نائل آیند و کشورهای غربی را علیه ایران بشورانند.
یک ماه پس از وقوع این جنایات توسط منافقین، نیروهای امنیتی در جریان بررسی‌ها و تحقیقات خود در یک خانه تیمی واقع در یکی از شهرهای مرزی غرب کشور به اسنادی از منافقین دست یافتند که حاوی خطوط اصلی سیاستها و نقشه‌های تروریستی این گروهک برای بر هم زدن اوضاع داخلی ایران می‌باشد.
در سندی مباحثات 43 ساعته فروردین سال 73 اعضای برجسته گروهک تروریستی در شورای مقاومت ملی جمع‌بندی می‌شود و پس از تأیید جهت اجرا به عوامل سازمان منافقین ابلاغ می گردد.
در بند 3 این سند درباره طرح شوم منافقین برای ایجاد تضاد و تشدید بحران در ایران چنین آمده است:
«شورا باید با بهره‌گیری از امکانات موجود تمامی تلاشهای خویش را به منظور دامن زدن به اختلافات قومی، طایفه‌ای و مذهبی در ایران بکار بسته تا از یک سو زمینه بحران داخلی را فراهم و از سوی دیگر اعتراض مجامع بین‌المللی و دولتهای غربی را علیه ایران فراهم کند.چرا که تاکنون با هر یک از شخصیت‌ها و پارلمان‌های کشورهای اروپایی پیرامون رژیم ایران صحبت شده است حاضر نیستند علیه رژیم اقدامی بنمایند و لذا اعترافات مجامع بین‌المللی علیه رژیم را تنها می‌توان در دامن زدن به اختلافات دینی، مذهبی و اقلیتها جستجو نمود و ما اطمینان داریم که به هر حال غربی‌ها هم اگر نخواهند واکنش نشان دهند با افکار عمومی در غرب روبرو خواهند شد و بطور حتم و یقین وارد فضای ایجاد شده خواهند شد و ما نیز می‌توانیم به این موج با تبلیغات گسترده دامن زده و غرب را نسبت به آینده ایران مأیوس و زمینه‌های همکاری اقتصادی، سیاسی و... را به آخر رسانده و رژیم را دچار بحران بین‌المللی نمائیم.»
در بند 4 این سند منافقین یکی از اهداف شوم خود از تداوم سیاست قتل و انفجار در ایران را اثبات حضور غیرقابل انکار سازمان بصورت مهمترین نیروی مخالف نظام و انقلاب معرفی می‌نمایند:
«پارلمان و شخصیت‌های کشورهای اروپایی و آمریکایی بطور مکرر عنوان می‌دارند که ما هیچ‌گونه حضوری از گروهها را در ایران نمی‌بینیم و ریم ایران از نظر سیاسی تثبیت شده است. لذا ما باید تمامی توان خود را بکار گیریم تا ثابت نمائیم که نیروی مخالف رژیم ایران و مورد اطمینان و اعتماد غرب می‌توانیم باشیم.»
این اسناد، گویای به بن‌بست رسیدن منافقین و تمسک به حربه‌ها و شیوه‌هایی است که بگونه‌ای مانع از مرگ سیاسی آنان شود و دیگر در چهره موجهی از این گروهک را در سطح جهان ترسیم و مطرح نماید.
اقدامات منافقین در ایجاد بحران داخلی نه تنها به اهداف مورد نظر منتهی نشد، که چهره اهل نفاق را بیش از پیش رسوا نمود و تنفر و انزجار عمومی مردم ایران و مخالفتها و اعتراضهای جهانی را برانگیخت.
همچنین باعث تشدید و تقویت وحدت ادیان و مذاهب و توجه بیشتر به ضرورت شناسایی عوامل وابسته به قدرتهای استعماری و حفظ روحیه بیداری و هشیاری در برابر شایعات و تبلیغات مسموم دشمنان و کوشش هرچه بیشتر در جهت استحکام بخشیدن به مبانی وحدت ملی گردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات