دکتر علیاصغر شعردوست
خجسته باد سالروز ولادت مهاجری که برای گسترش دین خدا و هدایت امت به قلمروی روی آورد که مردمانش در طول تاریخ اسلام، مهر دوستی و محبت او و خاندانش را چونان گوهر جان خویش پاس داشتهاند و خود و هویت تاریخی و فرهنگی خود را با قرار گرفتن در دایرۀ محبت خاندان رسول اثبات نمودهاند. به دیگر سخن، اگر این خاندان شریف، سایۀ حمایت و محبت خویش را بر سر ملت ما نمیافکندند، ما نیز در عرصۀ تاریخ، در اقوام دیگر مضمحل میشدیم. حضور ما در عرصۀ تاریخ، مرهون و مدیون قرار گرفتن در سایۀ همای سعادت اهل بیت است و حضرت ثامنالحجج، نخستین کوکب سعادتی است که در آسمان ایران پرتوافشانی نمود. گرچه پیام پیامرسان توحید در آغاز، کنگرههای قصر کسری را فرو ریخت و تا قبل از هجرت حضرت رضا(ع)، ایران عرصۀ تجلی آفتاب معنویت شده بود، اما حضور او در جمع دوستداران مشتاقی که جان مهرآمیزشان با پیام حضرت دوست پیوند خورده بود، به ما توان زیستن داد.
آن روز که موکب مبارکش به نیشابور رسید، پیامی را از حنجرۀ مبارکش به گوش مردم رساند که رسول وحی بیان کرده بود. آن روز که رسول با بار سنگین رسالت بر دوش، از غار حرا پایین آمد، خطاب به تودۀ مردم فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا».
پیامی که امام شهید در نیشابور در جمع مشتاقان و مخلصان بیان فرمود نیز ادامۀ همان کلامی بود که در جهان را در معرض دگرگونی و تحول قرار داد.
ابنصباغ مالکی در کتاب فصول المهمه مینویسد: «حضرت ایشان فرمود: حدیث کرد مرا پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمدباقر از پدرش علی زینالعابدین از پدرش حسین شهید کربلا، از پدرش علیبن ابیطالب که گفت: عزیزم و نور چشمانم! رسول خدا ـ صلیالله علیهوآلهوسلم ـ فرمود: جبرئیل حدیث کرد مرا و گفت: شنیدم پروردگار سبحانه و تعالی میفرماید: کلمۀ «لاالهالاالله» دژ من است،هر که آن را بگوید به دژ من وارد گشته است و آنکه به دژ من وارد شده، از عذاب من ایمن و آسوده است.»
امام رضا(ع) را به گونههای متفاوتی میشناسند. گروهی حضرتش را شفابخش بیماریهای متوسلان به اهلبیت میدانند، عدهای حضرتش را مظهر بخشش و تجلی رحمت خداوندی در مقابل مستضعفان و مستمندان توصیف میکنند و بعضی دیگر آن بزرگوار را نمونۀ عالی مهربانی و عطوفت میدانند که با ضمانت زندگی آهو، اوج شفقت و پاسداری از زندگی و مخلوقات خداوند را به نمایش میگذارد. در کنار این عده، امام رضا(ع) از دید گروه دیگری از دانشمندان، مظهر و نمونۀ سیاست الهی و مبارزۀ سیاسی علیه ظلم و تزویر است.
آن امام برحق در شرایطی به مقابله با مزوران و ریاکاران شتافت که آنان در پی آن بودند که ولایت عهدی او را دستمایۀ فریب مردم مسلمان و پیروان پاک اهل بیت عصمت و طهارت کنند. در آن شرایط، سیاست الهی امام هشتم، مکر دشمنان خداوند را برملا ساخت و راهی تازه فراروی مبارزان شیعه گشود.
علاوه بر این برداشتها، برخی از دانشمندان علیبن موسی(ع) را که جامع علوم غیب و شهود بود، تجلی علم الهی دانسته و این خصیصه را مهمترین وجه شخصیت آن بزرگوار میدانند؛ و بعضی دیگر به دلیل تقوی و ورع و خلق نیکو و بیمانندش، وی را مظهر سبحانیت پروردگار میشناسند. اما به راستی کدام یک از این وجوه شخصیتی گویای حقیقت وجودی آن ولی خداوند است؟ بیگمان هر یک از این خصوصیات، نشانگر گوشهای از ژرفای وجود امام رضا(ع) است. امام هشتم به همان اندازه از علم خداوند بهره برده است که از پاکیزگی و پرهیزکاری الهی. رحمت و مغفرت الهی به همان حد در وجود علیبن موسی(ع) تجلی یافته که کیاست و تدبیر او؛ و مبارزه علیه ظالمان به قدر مهربانی با انسانها، در مشی این فرزند رسول گرامی(ص) یافت میشود.
حقیقت آن است که امام رضا(ع) مظهر یک انسان کامل است. انسانی که تمامی خصایص برجسته و تمامی ویژگیهای انسانیت را در اوج و کمال خو داراست. انسان کامل در هر شرایط، به طریقی، نور حق و عدالت و سعادت از وجود خد ساطع میکند.
انسان کاملی همچون امام رضا(ع) در دشوارترین شرایط سیاسی و اجتماعی گام به سرزمین ایران میگذارد و به قطب عاشقان و شیفتگان طریق رستگاری بدل میشود. به یمن وجود امام هشتم(ع)، ایران به قلب دنیای اسلام بدل میشود و بزرگترین نهضتهای تاریخ اسلام در آن شکل میگیرد. برای امروز، و همیشۀ تاریخ، امام رضا(ع) شخصیتی آرمانی برای ایرانیان و تمامی مسلمانان آزادۀ جهان خواهد بود و حرم مصفای او میعادگاه تمامی انسانهایی شده است که قدم به طریق عرفان و سعادت گذاشتهاند.
حضرتش عطر ولایتی است که از بوستان محمدی(ص) در سرزمین ایران پراکنده شد و طی اعصار و قرون، میلیونها شیعه را مشتاق خود کرد. این میهمان غریب که اکنون جهانی به حلقۀ دوستیش درآمدهاند، صورت نمادین دوستی ملت ما با خاندان شریف نبوت است.