مقدمه
نبرد 22 روزه غزه یا «جنگ فرقان»1 نقطه عطفی در تاریخ مقاومت فلسطین به شمار میرود. در این جنگ رژیم صهیونیستی به رغم همراهی دولتهای عربی محافظهکار و ایالات متحده آمریکا و استفاده از تمام امکانات نظامی متعارف و غیر متعارف2 نتوانست بر منطقه کوچک نوار غزه که محاصره دائم مانع رسیدن هرگونه تدارکات و امکاناتی به آن شده بود، غلبه کند.
اسرائیل در این جنگ قصد داشت با گسترش عملیات به دو حوزه عملیات روانی و نبرد میدانی در مرحله اول با ایجاد فشار روانی بر مردم غزه و رزمندگان حماس ضمن خلع سلاح روانی آنها، موجبات انزجار و بدبینی آنان را از حماس به عنوان عامل تمام مصائب مردم نوار غزه فراهم کند و سپس با بهرهگیری از توان نظامی حداکثری خود جنبش حماس را سرکوب کند و ضمن در دست گرفتن اختیار نوار غزه، مقاومت حماس را از صحنه فلسطین خارج سازد.
آنچه این مقاله به آن میپردازد عملیات روانی رژیم صهیونیستی در جنگ غزه است. رژیم صهیونیستی با توجه به تجاربی که در جنگ 33 روزه با حزبالله در زمینه عملیات روانی کسب کرده بود و به دلیل شباهتهایی که میان این دو جنبش وجود دارد، سعی کرد ضمن استفاده از سایر عوامل از عنصر تبلیغات و عملیات روانی برای ایجاد شکاف میان مردم نوار غزه و حماس استفاده کند.
ویژگی مشترکی که اسرائیل در دو جنگ 33 روزه و 22 روزه با آن روبهرو بود، جنبشهایی بودند که قدرت خود را از پایگاه مردمی خود اخذ میکردند. اسرائیل که با کشتار مردم جنوب لبنان و پیروی از «استراتژی ضاحیه»3 در جنگ 33 روزه نتوانست پیوند میان مقاومت و مردم جنوب را سست کند، در جنگ 22 روزه درصدد برآمد با تبلیغات در خصوص اینکه جنبش حماس عامل عقبماندگی اقتصادی و وضعیت فعلی نوار غزه است، دو هدف عمده را دنبال کند:
نخست، این رژیم سیاست جداسازی و تفکیک حماس از جبهه مردمی این جنبش را دنبال کرد که آسیبپذیری حماس در برابر اقدامات این رژیم، همچنین موج مخالفتها و درگیریهای داخلی را سبب میشد. دوم، رژیم صهیونیستی با انجام عملیات روانی و تبلیغات فراوان سعی کرد ضمن همراهسازی مردم غزه با سیاستهای خود با جذب عواملی از میان آنان به عنوان جاسوس، حلقه مفقوده این رژیم در جنگ 22 روزه را که کمبود اطلاعات از جنبش حماس بود، جبران کند.
عملیات روانی
قدمت عملیات به اندازه قدمت تاریخ بشری است، ولی آنچه سبب دگرگونی در این زمینه در عصر حاضر شده تخصصی شدن و گسترش عصر ارتباطات است. اگرچه سیاستمداران و ارباب مذاهب از روزگاران پیشین به طور تجربی از تأثیر گفتهها و اعمالی که انسان را به حرکت وامیدارد آگاه بودند، ولی امروزه پیشرفت علم توانسته است مخلوق بشری را به گونهای شکل دهد که برخی نیروهای خارجی را که با دانش وی نظم گرفتهاند به جای طبیعت وی بنشاند. از لحاظ تاریخی میتوان انگارههای وقوع عملیات روانی را در جنگهای گذشته و حتی آثاری از آن را در جنگهای پیامبر(ص) مشاهده کرد.4
باید توجه کرد که عملیات روانی را نمیتوان تنها مجموعهای از تکنیکها دانست که سبب موفقیت در حوزه هدف میشود، بلکه عملیات روانی به همان اندازه که فن و مجموعهای از تکنیکهاست، هنر نیز به شمار میرود. فن و علم است، زیرا راهکارهایی برای اجرا و قواعد خاص خود را دارد و هنر است، زیرا به ظرافت و زیرکی استفادهکننده بستگی دارد.
تعریف عملیات روانی
تعاریف مختلفی از عملیات روانی شده است. طبق اولین تعریف که مورد پذیرش رسمی نیروهای سهگانه ارتش ایالات متحده قرار گرفته است «عملیات روانی به معنی استفاده از هر نوع وسیلهای به منظور تأثیرگذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص است». بعد از ارائه این تعریف، ایالات متحده با بازنگری در آن و سایر موارد ارائهشده سعی در تعریف جدیدی از عملیات روانی کرد. آگاهان با تشکیک در عبارت هدف نظامی و... عملیات روانی را مختص مسائل نظامی و زمان جنگ ندانستند.
دانشنامه ویکی پدیا به نقل از وزارت دفاع ایالات متحده، تعریفی از عملیات روانی ارائه میدهد که شاید بتوان آن را تعریفی کامل دانست. در این تعریف آمده است: «استفاده طراحیشده از تبلیغات و سایر اقدامات روانی با هدف اولیه نفوذ و تأثیرگذاری بر عقاید و احساسات (هیجانات)، نگرشها و رفتار گروههای خارجی دشمن به روشی که از دستیابی به اهداف ملی پشتیبانی کند.» عملیات روانی همچنین به عنوان جنگ اطلاعات شناخته میشود. این نوع جنگ اغلب در شرایط جدید همچون انداختن اعلامیه و مبارزه تبلیغاتی است.5
محدوده زمانی مربوط به عملیات روانی ممکن است کوتاهمدت یا درازمدت باشد که انواع فعالیتهای کوتاهمدت آن شامل موارد زیر میشود:
ـ تبلیغات راهبردی
ـ تبلیغات جنگی
ـ نشر خبر
ـ فریب دشمن به روشی منظم و دقیق
ـ تبلیغات سری
عملیات روانی درازمدت شامل نشر خبر به روش مستمر با استفاده از وسایل مختلف با هدف کمک به سیاست خارجی دولت و بالا بردن شهرت و اعتبار آن و دستیابی به دوستی و تأیید است.6
ابزار عملیات روانی
مهمترین ابزار عملیات روانی در حال حاضر عبارتاند از: تلویزیونها شامل تلویزیونهای عادی، خبری و منطقهای، رادیوهای عادی و ویژه (مانند رادیوهایی که ایالات متحده برای سایر کشورها راهاندازی کرده است. (برای نمونه، صدای آمریکا و رادیو فردا علیه جمهوری اسلامی ایران)، خبرگزاریها، مطبوعات و سایتهای خبری.
از مهمترین شیوهها و مکانیسمهای عملیات روانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مردمانگیزی: عبارت است از برانگیختن مردم و کوششی که میخواهد به نیات سیاسی تودههای مردم روحیهای هیجانزده القا کند که البته ضروری هم نیست به شکل آشفتگی باشد. بنابراین، مردمانگیز7 کسی است که سعی دارد برای چنین انگیزشی فکر و رفتار عده کثیری از زنان و مردان را با القا و تلقین و بعضاً معکوس جلوه دادن موضوعات تحت نفوذ قرار دهد.
تبلیغات: از تبلیغات تعاریف گوناگونی شده، اما نزدیکترین تعریف تبلیغات از زاویه عملیات روانی عبارت است از: «بهکارگیری نسبتاًَ آگاهانه و عمدی نمادهایی چون کلمات، علایم، پرچمها، تصاویر و آثار تاریخی و موزیک و... برای تأثیر بر افکار و اعمال دیگران، توأم با احترام به باورها، ارزشها و رفتارهایی که آنان را بحثانگیز و جدلی میشمارند. به این ترتیب، تبلیغات از ارتباط صرفاً اتفاقی یا تغییر آزاد عقاید یا آموزش متمایز میشود.»
در واقع، تبلیغات با شگردهای مختلف از مهمترین ابزار و واسطه خود یعنی رسانهها بهره میگیرد و پیام را با هدفگذاریهای خاص به مخاطب میرساند.8
شایعهپراکنی: در کتاب روانشناسی شایعه گُردن آلپورت و لئو پستمن شایعه اینگونه تعریف شده است: «شایعه اصطلاحی است که به نظری عینی و معین اطلاق میشود؛ نظری که مطرح شده است تا شنونده به آن اعتقاد پیدا کند. شایعه به طور معمول از طریق صحبت از شخصی به شخص دیگر منتقل میشود، بدون اینکه نیازمند سطحی بالا از برهان و دلیل باشد.»
بسیاری از موارد شایعه از طریق مطبوعات، رادیو و تلویزیون یا سایر وسایل ارتباط جمعی منتقل میشود. اگرچه شایعه به طور معمول دارای موضوعی ویژه است، توجه به آن موقتی است. شایعه، در شرایط مناسب برای موضوع آن، رواج مییابد و سپس میمیرد و دفن میشود؛ هرچند ممکن است بار دیگر وقتی زمینه مناسب و آمادهای یافت، ظاهر شود.9
اهداف عملیات روانی
از مهمترین عملیاتهای روانی یک دولت علیه دولت خارجی دیگر میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. القای غم و اینکه آرزوها و امیدهای فرد یا جامعه دور از دسترس خواهد بود.
2. القای یأس و ناامیدی؛ برای کشاندن افراد یک جامعه به سوی یأس و ناامیدی قبل هر چیز باید مردم را از دولت هدف خسته و بیزار کرد و با تکرار محرومیتها، خرابیها و شکستها با استفاده از عوامل اقتصادی، سیاسی و روانی در آنها سرخوردگی ایجاد کرد.
3. ایجاد رعب و وحشت، تخریب فکری و روانی مردم و نیروهای دولتی؛ با انتشار اخبار جذاب و تازه و انتشار حقیقتی جزیی در قسمتی از خبر میتوان در مخاطب این تأثیر را گذاشت که امانـتداری رعایت شده است تا زمینه مناسب برای پذیرش و واقعی جلوه دادن تفسیر خبر در اذهان به وجود آید.10
افکار عمومی و عملیات روانی
افکار عمومی واژهای غیر دقیق و مبهم است که در مورد تعریف آن اختلاف نظرهایی وجود دارد. عدهای افکار عمومی را واکنشی میدانند که مردم بدون درک روشن از اعتقادات، آراء موقعیت و قضاوتهای خود از خویشتن بروز میدهند و بعضی دیگر افکار عمومی را اتفاق دیدگاههای مردم در مورد یک موضوع میدانند تا زمانی که در جامعهای واحد عضویت داشته باشند.
با گسترش و پیشرفت در حوزه ارتباطات، افکار عمومی نقش بسیار مهم یافته است. امروز با گسترش وسایل ارتباط جمعی مختلف نظیر شبکههای ماهوارهای، اینترنت و رادیوهای برونمرزی که با هدف تأثیرگذاری بر کشور هدف راهاندازی شدهاند، دیگر نمیتوان از کنترل افکار عمومی توسط حاکمیت داخلی نامی به میان آورد. در واقع، روند رو به رشد استفاده از ابزارهای ارتباطی جدید حاکمیتها را با چالشهای جدیدی روبهرو ساخته است.
گسترش ارتباطات همانقدر که به رشد آگاهیهای جوامع انسانی کمک میکند، موجب بروز تهدیدهایی نوین شده است. کشورها نیز با آگاهی از این ابزار پدیده نوظهور برآمدهاند تا در سایه آن حاکمیت خود را فراتر از مرزهایشان گسترش دهند. هدف این کشورها نیز اثرگذاری بر افکار عمومی داخلی است تا ضمن کاستن از هزینههای خود موجبات تغییر و دگرگونی در جامعه هدف را بدون اینکه اثری از خود به جا بگذارند، فراهم سازند. وسایل تبلیغاتی از ابزارهای تغییر افکار عمومی به شمار میروند که کشورها عموماً با استفاده از این تاکتیکها به هدف قرار دادن افکار عمومی مباردت میورزند. ناگفته نماند تاکتیکها و ابزارهای عملیات روانی در جوامعی دارای افکار عمومی آگاه و روشن که دسترسی به جریان اطلاعات دارند و قادر به تجزیه و تحلیل محتوای پیامهای ارائهشده و رمزگشایی از آن هستند، کمتر از جوامع بسته تأثیرگذار است.
یکی از نگرانیهای مهم در قبال افکار عمومی را باید حساسیت افکار عمومی درباره اقناع دانست که سیاستمداران و کارگزاران سیاسی با آن دست به گریباناند. حساسیت عمومی نسبت به اقناع در افکار عمومی را باید در جذابیتها و خواستهای افکار عمومی جستوجو کرد. موفقیت رژیمهای فاشیستی در اروپا در فاصله جنگهای جهانی که با استفاده گسترده آنان از وسایل ارتباط جمعی همراه بود، نمونهای از این مسأله است.11
رژیم صهیونیستی در حمله به نوار غزه سعی کرد ابتدا افکار عمومی این منطقه را هدف قرار دهد و پشتوانه حمایتی حماس را از میان ببرد و از این طریق ضمن ایجاد فشارهای داخلی بر جنبش حماس که خواهان پایان دادن به درگیریها و ایجاد صلح و آرامش بود، زمینه همکاری مردم نوار غزه را با خود فراهم کند.
از مهمترین ابزارهایی که رژیم صهیونیستی از آن برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی حاضر در نوار غزه استفاده کرد، تاکتیک قدیمی تبلیغات بود. این رژیم همزمان با ایجاد اختلال در پخش برنامههای حماس در نوار غزه با بهرهگیری از وسایل مخابراتی از دو تاکتیک تبلیغاتی سود جست. در اولین تاکتیک، این رژیم مسئولیت جنگ را متوجه حماس کرد و ضمن متهم کردن جنبش حماس به عنوان آغازکننده جنگ، خواستار همکاری مردم نوار غزه با ارتش این رژیم به منظور از میان بردن مبارزان حماس و در امان ماندن از حملات ارتش خود شد. در مرحله دوم، این رژیم با در اختیار گرفتن فضای اینترنت سعی کرد ضمن موفق جلوه دادن نیروهای خود در عملیات نظامی (با قرار دادن فیلمهای ویدئویی از عملیات ارتش این رژیم) از حماس چهرهای خشن و غیر انسانی به نمایش بگذارد که شهروندان بیدفاع را مورد حمله قرار میدهد.
عملیات روانی در جنگ 22 روزه
رژیم صهیونیستی با شروع عملیات تجاوزکارانه علیه نوار غزه در ژانویه 2008، از حربههای گوناگونی استفاده کرد. یکی از تاکتیکهای این رژیم که همواره از آن در سطح بینالمللی استفاده میکند، تظاهر به آسیبپذیری و مظلومنمایی است و اینکه هیچگونه قصد تجاوزکارانه ندارد و تنها در پی دفاع از خویش است. برای مثال، گلدامایر در دهه 1970 از موضعی که تظاهر به افعال انساندوستانه داشت، اظهار کرد: ممکن است ما اعراب را به علت قتل کودکانمان ببخشیم، ولی نمیتوانیم آنان را هرگز به خاطر اینکه ما را به قتل کودکانشان وادار کردند، ببخشیم.»
این اظهارات آشکارا با موضع رژیم صهیونیستی از زمان تشکیل در تناقض است.
رژیم صهیونیستی از زمان شروع جنگ 22 روزه دو هدف عمده را دنبال میکرد. این رژیم درصدد بود ابتدا با انجام عملیات وسیع روانی روحیه رزمندگان و مردم نوار غزه را تضعیف و آنها را خلع سلاح روانی کند و با این زمینهسازی مقدمات حمله نظامی و نابودی کامل مقاومت را فراهم آورد.
در این راستا رژیم صهیونیستی از مجموعه تاکتیکهایی برای اثرگذاری بر مقاومت فلسطین و مردم نوار غزه استفاده کرد که به طور مختصر به آنها اشاره میشود.
تاکتیکهای عملیات روانی رژیم صهیونیستی
1. پرتاب گلولههای کاغذی12
یکی از ابزارهای مورد استفاده رژیم صهیونیستی برای عملیات روانی طی جنگ 22 روزه اعلامیههای تبلیغاتی بود که از آسمان بر فراز غزه فروریخته میشد. این اعلامیهها به عنوان سلاحی اقناعی همواره طی درگیرهای نظامی نقش اساسی در تخریب روحیه و واداشتن نظامیان به تسلیم شدن به دشمن و همزمان عدم همکاری مردم با نیروهای نظامی دارد.
اعلامیههایی که رژیم صهیونیستی بر فراز غزه میریخت به زبان عربی بود. این اعلامیهها که صادره از فرماندهی نیروهای دفاعی اسرائیل بود، ساکنان نوار غزه را در مورد مسئولیت جان خود و خانوادههایشان مورد خطاب میداد و از مردم میخواست محل سکوهای پرتاب موشک و نیروهای حماس را معرفی کنند.13 این اعلامیهها در مناطق درگیری و مشخصاً روی شهرهای بیت لاهیا، بیت حانون، اردوگاه جبالیا و نواحی شرقی و جنوبی شهر غزه و روستای المغراقه و شهر رفح ریخته شد. در این اعلامیهها ضمن دعوت به عدم همکاری مردم با حماس و عدم ارائه کمک به رزمندگان و پناه ندادن به آنها، تأکید شده بود که این اطلاعات محرمانه باقی خواهد ماند.
یکی از اعلامیهها ادعا میکرد که حماس مانع دستیابی و تحقق صلح در منطقه و نیز مانعی در برابر رونق و رفاه اقتصادی فلسطینیها در نوار غزه است.14
رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه علیه حزبالله نیز از این اعلامیهها استفاده کرده بود. ایالات متحده نیز طی تجاوز نظامی به افغانستان در سال 2001 اعلامیههایی را علیه طالبان بین مردم از هوا فروریخت که محتوای آن به عدم وفاداری به طالبان و دادن اطلاعات در مورد اماکن آنها و... مربوط میشد.15
هدف رژیم صهیونیستی از پخش این اعلامیهها در دو چیز خلاصه میشد:
الف) جلب همکاری اهالی غزه و کسب اطلاعات در مورد مقاومت حماس؛ یکی از علل مهم عدم موفقیت رژیم صهیونیستی طی جنگ 22 روزه کمبود اطلاعات از مکان استقرار رزمندگان مقاومت و موشکهای آنان بود که اسرائیل از این طریق سعی بر غلبه بر آن داشت.
ب) اسرائیل در این اعلامیهها سعی کرد با تحریک نیاز اساسی هر انسان یعنی امنیت و صیانت از خانواده خود، حماس را عامل عدم امنیت و آسیبپذیری اهالی غزه معرفی و از طریق دو هدف را دنبال کند: نخست، با گره زدن امنیت فرد و خانواده با اقدامات حماس مردم را تشویق به دادن اطلاعات برای سالم ماندن و بقای فرد و خانواده کند. دوم، با معرفی حماس به عنوان عامل مشکلات و مصائب آنها، زمینه را برای ایجاد مخالفت با حماس و نافرمانی و طغیان داخلی آماده سازد.
پیامهای تلفنی
از اقدامات دیگر رژیم صهیونیستی در این جنگ هدفگیری افکار عمومی در نوار غزه بود. افکار عمومی تا زمانی که امور به شیوه خودکار و عادی جریان دارد و با مسائل عمومی براساس عادات و قوانین برخورد میشود، مشکلی ندارد و هیچکس خود را به فکر کردن مشغول نمیکند، زیرا به ندرت فردی تنها به سبب نقد مطلبی به تفکر میپردازد، ولی وقتی مشکلی بروز کرد سؤالها آغاز میشود. رژیم صهیونیستی با آگاهی از این مسأله سراغ افکار عمومی رفت و سختترین فشار را بر آنان وارد کرد.
این رژیم برای ایجاد رعب و وحشت بین غیر نظامیان و ساکنان نوار غزه که بازخورد آن به مخالفت با حماس تبدیل میشود، از پیامهای تلفنی تهدیدآمیز استفاده کرد. این تماسهای تلفنی که بعضی تنها صدای ضبطشده بود و بعضی به صورت زنده و مستقیم پخش میشد، به زبان عربی با خطاب قرار دادن ساکنان خانه مدنظر اخطار میداد تنها چند دقیقه فرصت دارند خانه خود را ترک کنند قبل از اینکه خانه ویران و مورد بمباران واقع شود.16
در ابتدا با مطرح شدن این مسأله، اولین چیزی که ممکن است در ذهن شنونده خطور کند، حس نوعدوستی و انسانیت این رژیم است که حاضر به صدمه دیدن غیر نظامیان در جریان درگیری نیست، اما با نگاهی به آمار کشتهها که اغلب آنان کودکان بیگناه بودند، خط بطلانی بر این فرضیه کشیده میشود.
براساس اظهارات حَمْدِی شکورا، حقوقدان در مرکز حقوق بشر در غزه، با وجود صدها تماس تلفنی با خانوادهها در مورد اخطار بمبارانِ خانههایشان تنها 37 خانه تخریب شده است.17
در واقع این رژیم با اقدام خود درصدد ایجاد ناامنی ذهنی و روانی میان مردم نوار غزه بوده است. گفتنی است این پیامها تنها محدود به اخطار برای بمباران نماند، بلکه در تماسهای دیگری از افراد درخواست میشد با حماس و مقاومت تعامل و همکاری نداشته باشند. برای مثال، حاج سلیمان قداره (40 ساله) از تماسی تلفنی در نیمه شب میگوید که موجب وحشت و ترس او شد. فرد تماسگیرنده ضمن معرفی خود از ارتش اسرائیل، او را از رابطه و همکاری با سازمانهای تروریستی مانند حماس برحذر داشت و از او خواست از این سازمانها دوری کند.18
نبرد سایبری یا مجازی
یکی از ابزارهای مهمی که رژیم صهیونیستی از آن برای توجیه حملات خود و تضعیف روحیه رزمندگان حماس استفاده کرد، اینترنت بود.
اینترنت پدیده جدید دنیای ارتباطات است که با خود ابزار گوناگونی برای تعامل و تبادل فرهنگی یا تهاجم به همراه آورده است.
سایتهای خبری، وبلاگهای خبری و تحلیلی، گروههای اینترنتی، فضاهای گفتوگوی مجازی (چترومها) و... هر کدام فضایی مجازی ایجاد میکنند که در آن تبادل اطلاعات و اخبار انجام میگیرد. سایتهای بسیاری به علت ارائه اخبار و اطلاعات خاص شهرت جهانی یافتهاند و وبلاگهای متعددی به مدد اطلاعرسانی در حوزه جنگ مخاطبان میلیونی پیدا کردهاند.19 یکی از این دستاوردها در زمینه اینترنت شبکههای اجتماعی مانند یوتیوپ، فیسبوک و تویتر هستند.
رژیم صهیونیستی با شروع جنگ با ایجاد پایگاهی در یوتیوپ و قرار دادن ویدئوهایی از حملات خود دو هدف را دنبال کرد:
1. تبری جستن از اتهاماتی مبنی بر کشتار بیگناهان و اثبات این مسأله که این رژیم تنها جنگجویان حماس را هدف قرار میدهد و بیگناهان و غیرنظامیان از حملات این رژیم مصون هستند.
2. تضعیف روحیه رزمندگان حماس و نشان دادن برتری نظامی و تکنولوژیک خود در صحنه نبرد؛ برای نمونه میتوان به ویدئویی اشاره کرد که در آن تعدادی از مردان در حال حمل و نقل لولههای طولانی در صندوق عقب اتومبیل بودند و اسرائیل تأکید داشت این لولهها موشکهای قسام است. هنگامی که این ماشین توسط اسرائیل منهدم شد، ارتش اسرائیل اعلام کرد تنها افراد نظامی و جنگجویان را مورد حمله قرار میدهد.
در کنار یوتیوپ، اسرائیل به استفاده از شبکه اجتماعی تویتر پرداخت. یکی از این شبکهها توسط کنسولگری اسرائیل در نیویورک برای توجهی خشونت و تجاوز به نوار غزه ایجاد شد. این شبکه قابلیت ارتباط مستقیم و بحث زنده کاربران را در محیط اینترنت با یکدیگر فراهم ساخته بود.20
تخریب وجهه رهبران و رزمندگان مقاومت
یکی از تاکتیکهای عملیات روانی ترور شخصیت است. زمانی که نتوان فردی را ترور فیزیکی کرد یا نباید افرادی مورد ترور فیزیکی قرار گیرند، سعی میشود با عوامل تبلیغاتی، عملیات روانی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی، شخصیتهای مطرح و مؤثر در جناح مقابل را زیر ذرهبین کشید و با بزرگنمایی نقاط ضعف آنان را ترور شخصیت کرد. اصطلاحی که امروز برای ترور کردن از طریق وسایل ارتباط جمعی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد Terrorouision است. این عامل باعث میشود رهبران ذینفوذ نزد مخاطبان دچار بیمنزلتی و تخریب چهره شوند.21
رژیم صهیونیستی در طول جنگ از این تاکتیک علیه رهبران و رزمندگان حماس استفاده کرد. رژیم صهیونیستی رهبران مقاومت را به ترس و مخفی شدن از انظار عمومی (برای مثال در مورد دکتر محمد الزهار) زمانی که غزه بمباران میشود و مردم با سختی دست به گریباناند، متهم کرد.
از سوی دیگر این رژیم با قصد درهم شکستن روحیه طرفداران و مردم تصاویر کاریکتاتوری از رزمندگان گردانهای عزالدین قسام را منتشر ساخت که لرزان از ترس در حال فرار از میدان جنگ بودند.22 شایان ذکر است رژیم صهیونیستی از این تاکتیک طی جنگ 33 روزه با حزبالله نیز استفاده کرد و ضمن تهیه کاریکاتورهایی از سران حزبالله آنها را به ترس و آلت دست دولتهای دیگر متهم کرد.
در مقابل این تخریب چهره مسئولان مقاومت، مسئولان رژیم صهیونیستی در حرکتی فریبکارانه با حضور در رسانههای دیداری مراتب تأسف خود را از کشتار افراد بیگناه اعلام کردند.
در ژانویه 2008 تزیپی لیونی، وزیر خارجه اسرائیل، گفت که از کودکان غزه نفرت ندارد و این غمانگیز است که حماس از کودکان به عنوان سپری در جنگ با ارتش اسرائیل استفاده میکند و از سوی دیگر، نخستوزیر این رژیم، ایهود اولمرت در ژستی انساندوستانه به روزنامه معاریو گفت هنگامی که پدر سه کودک فلسطینی کشتهشده در رسانهها را دید، گریه کرد.23
رژیم صهیونیستی با این تبلیغات میخواست خود را دولتی دموکراتیک و نوعدوست معرفی کند که به حقوق انسان احترام میگذارد و تنها در پی دفاع مشروع از خود است.
ایجاد اختلال در برنامههای صوتالاقصی
این رژیم با هدف ایجاد سکون خبری و قطع ارتباط حماس با مردم نوار غزه و در نتیجه گسترش شایعات که محصول ابهام و عدم اطلاعرسانی خبری است، با استفاده از برتری فنی خود در پخش برنامههای صوتالاقصی اختلال ایجاد کرد و همزمان با استفاده از رسانههای خود و سایر رسانههای در خدمت این رژیم تبلیغاتی را در خصوص اینکه حماس جنبش تروریستی است و در خدمت فلسطین نیست و دشمن صلح و ابزاری در دست ایران است، منتشر ساخت.24
اقدامات متقابل حماس
اقدامات حماس برای مقابله با عملیات روانی رژیم صهیونیستی را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
1. مسئولان حماس قبل از آغاز درگیری و طی آن مجموعهای از اظهارات را برای انجام عملیات روانی مطرح ساختند که هدف آن جلوگیری از اقدام نظامی اسرائیل و تضعیف روحیه اسرائیلیها بود. برای مثال، مسئولان حماس اعلام کردند شگفتیهای بسیاری در انتظار سربازان اسرائیلی است. همچنین حماس تهدید به ربودند سربازان اسرائیلی کرد.
2. حماس در برنامههای تلویزیونی الاقصی در 10 ژانویه نام شهرهای اسرائیلی هدف گرفته شده به وسیله موشک را اعلام کرد و به طور ضمنی تلآویو را گزینه بعدی حمله دانست.
3. حماس پیامهای کوتاهی را برای تلفن همراه شهروندان اسرائیلی فرستاد که در آنها اخطار به موشکباران شده و اعلام شده بود راکتها همه جا هستند و پناهگاهها از شما محافظت نمیکنند.
4. طی جنگ، حماس از گلعاد شالیت، سرباز ربودهشده اسرائیلی، به عنوان سلاحی روانی استفاده کرد.
5. حماس همچنین با استفاده گسترده از فضای اینترنتی ضمن نمایش کشتار اسرائیلیها در نوار غزه که تأثیرات بسیاری در پی داشت، جنایات اسرائیل را با آلمان نازی مقایسه کرد.25
نتیجهگیری
رژیم صهیونیستی در جنگ غزه به رغم بهکارگیری تمام ابزارهای تبلیغاتی و رسانهای خود نتوانست به اهدافی که دنبال میکرد، دست یابد. اقدامات متقابل جنبش حماس در برابر عملیات روانی رژیم صهیونیستی موجب عقیم ماندن بسیاری اقدامات این رژیم شد.
پخش تصاویر کشتار کودکان و بیگناهان غیر نظامی در اینترنت توسط حماس که در بمبارانهای رژیم صهیونیستی به وضع دلخراشی کشته شده بودند، جامعه بینالمللی را دچار شوک کرد و اعتراضات فراوانی را سبب شد. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی که امیدوار بود با در دست گرفتن فضای اینترنت حملات روانی خود را علیه حماس وسعت بخشد، با اقدامات متقابل هکرهای مسلمان روبهرو شد که با حضور در فضای سایبری سایتهای رژیم صهیونیستی را هک و حملات وسیعی را علیه سایتهای این رژیم سازماندهی کردند.
مجموعه اقدامات این رژیم نیز که درصدد تخریب شخصیت رهبران و رزمندگان مقاومت بود، مقبولیت چندانی میان مردم نیافت. در این میان، تنها عاملی که تأثیر اساسی در نوار غزه باقی گذارد و صهیونیستها در آن به موفقیت دست یافتند، ایجاد رعب و وحشت از طریق تماسهای تلفنی و تهدید به بمباران و عملیاتهای تخریب گسترده بود.