ترجمه: رفیعی مهرآبادی
7ـ قطع روابط ایران و انگلیس
اکتبر 1952:
بحرانیترین دوران نخستوزیری دکتر مصدق، قطع روابط ایران و انگلیس از سوی ایران بود. در بیست و دوم اکتبر 1952، مصدق طی یک پیام رادیوئی قطع روابط سیاسی ایران و انگلیس را اعلام داشت. مصدق در این پیام گناه قطع روابط را به گردن انگلستان گذاشت و آن دولت را متهم کرد که قصد برانداختن رژیم وی را با تحریکات داخلی و خارجی دارد.
پس از ملی شدن نفت ایران، دولت انگلیس مشکلات فراوانی برای ایران فراهم آورد که هدف نهائی آن سقوط رژیم دکتر مصدق بود. صرفنظر از تهدیدات نظامی انگلیس، تحریم صادرات نفت ایران بزرگترین انتقامجویی انگلیس بشمار میرفت. چرچیل پا را فراتر نهاد و اقدامات شدیدتری را علیه ایران آغاز کرد: کلیه دارائیهای ایران در انگلیس توقیف شد. عوامل انگلیس در داخل و خارج از کشور برای سرنگون کردن رژیم مصدق تلاش میکردند. دولت انگلیس این اقدامات را نوعی دفاع از حیثیت بریتانیای کبیر در برابر زورگوئی حکومت دکتر مصدق میدانست.(!)
چرچیل در تماسهای تلفنی با آیزنهاور بصراحت گفته بود که «...مصالحه با مصدق لجوج و سرسخت غیر ممکن است و باید به گونهیی حکومت وی را ساقط کرد» ولی آمریکا در این مورد تردید داشت. استعفای مصدق و نخستوزیری چند روزهی قوامالسلطنه، زیر فشار شدید دربار و دیپلماسی فعال انگلیس صورت گرفت. روی کار آمدن مجدد مصدق نشان داد که مبارزهی انگلیس برای براندازی رژیم مصدق به نتیجه نهائی نرسیده است. برنامهی انگلیس این بود که ایران را زیر فشاری اقتصادی قرار دهد و به انزوای سیاسی بکشاند. در پیام رادیوئی مصدق، بمناسبت قطع روابط ایران و انگلیس، اقدامات آشکار پنهانی انگلستان در ایران با بیانی عاطفی بیان شده بود. مصدق به نکته اصلی با زیرکی اشاره کرده بود:
«...برقراری روابط سیاسی بین کشورها، تنها برای دوستی و همکاری متقابل است. در غیر این صورت روابط سیاسی صرفا وسیلهیی برای حفظ منافع و خواستههای یک طرف خواهد بود. در این شرایط مصالح ایران ایجاب میکند که با قطع روابط با انگلیس به تحریکات و خرابکاریهای روزافزون آن دولت خاتمه دهد.» (متن کامل سخنرانی شادروان دکتر مصدق در جراید روز تهران در تاریخ 24/7/1331 موجود است ـ مترجم).
بررسی استاد وزارت خارجه آمریکا نشان میدهد که انگلیس مایل بود شرایطی بوجود آید که مصدق ناگزیر به قطع رابطه سیاسی با آن دولت شود و در انزوای سیاسی قرار گیرد. دین اچن (وزیر خارجه سابق آمریکا) در خاطرات خود مینویسد:
«لسلی روان» وزیر سوخت، انرژی و خزانهداری انگلیس عقیده داشت که هدف اصلی دکتر مصدق مبارزهی جهانی با نفوذ انگلیس در سرزمینهای استعماری آن دولت است. مصدق از انگلیسیها خیلی بدش میآید و آنانرا عامل اصلی بدبختیهای ایران در چند قرن اخیر میداند. سرنگون کردن رژیم مصدق برای حفظ امپراتوری بریتانیا لازم است. این مرد لجوج و سرسخت باید تنبیه و لگدمال شود».
یادداشت رسمی قطع روابط برای سفارت انگلیس در تهران فرستاده شد. «جورج میدلتون» کاردار و سایر اعضای سفارت چند روزه بعد تهران را ترک گفتند و سفارت سویس در تهران عهدهدار امور فرهنگی انگلیس گردید. بدستور وزارت خارجه انگلیس کلیه اعضای انجمن فرهنگی انگلیس در ایران نیز از کشور خارج شدند.
براساس گزارش سفارت آمریکا در تهران، ییش از قطع روابط ایران و انگلیس فعالیت وسیعی علیه رژیم مصدق آغاز شده بود. در این گزارشهای محرمانه، که بخشی از آن پس از سقوط مصدق در روزنامه نیویورکتایمز منتشر شد، نام چند ژنرال معروف ایران وابسته به دربار و نیز نام علیرضا پهلوی برادر شاه مخلوع برده شده است. تعدادی از ژنرالهای ایرانی به سرکردگی سناتور فضلالله زاهدی (منظور سپهبد زاهدی عامل اصلی کودتای بیست و هشت مرداد است ـ مترجم) قصد کودتا و سرنگون کردن رژیم مصدق را داشتند.
بازنشسته شدن برخی از افسران ارشد ایران در این دوران، با توطئه مزبور بیارتباط نبوده است (بنا به نوشته روزنامهی کیهان شمارهی 2825 به تاریخ 21/7/1331 گردانندگان اصلی توطئه عبارت بودند از: سپهبد فضلالله زاهدی، سپهبد شاهبختی، سرلشگر علوی مقدم و سرلشگر حجازی، سرتیپ آریانا و سرتیپ انصاری و برادران رشیدیان این افراد در محل سفارت انگلیس و با حضور سیدضیاءالدین طباطبائی طرح کودتا را ریخته بودند ـ مترجم).
پس از قطع روابط ایران و انگلیس، دولت انگلستان به شورای امنیت علیه ایران شکایت کرد و در عین حال با کمک آمریکا آخرین پیشنهاد مربوط به حل مساله نفت را ارائه داد. در این پیشنهاد که در فوریهی 1953 با موافقت آمریکا تهیه گردید در مورد حمل نفت موجود در ایران، آزاد کردن ارزهای ایران در بانکهای انگلیس، پرداخت ده میلیون دلار بایران (از طرف آمریکا) برای تامین کسر بودجه ایران، پذیرفته شدن اصل ملی شدن نفت ایران بشرط پرداخت غرامت به شرکت نفت ایران و انگلیس براساس میزان تعیین شدهی غرامت از طرف دیوان دادگستری بینالمللی توافق حاصل شده بود.
در مقابل، دکتر مصدق پیشنهاداتی در خصوص چگونگی پرداخت غرامت و جبران خسارات متقابل وارد شده بایران بر اثر تحریم صادرات نفت و آزادی عمل ایران برای فروش نفت به تمام شرکتهای نفتی از جمله شرکت سابق نفت ایران و انگلیس داد. دولت انگلیس بابت لغو یکجانبهی قرارداد 1933، درخواست خسارت مادی کرد.
مصدق در سخنرانی آتشین خود پیشنهاد انگلیس را رد کرد و پرداخت غرامت بابت لغو قرارداد 1933 را غیر عادلانه خواند. مصدق گفت:
«شرکت نفت ایران و انگلیس در جنوب ایران جز چپاول ثروت نفتی ایران کاری نکرده است...». ادامه دارد...