روابط عراق و شورای امنیت سازمان ملل یک بار دیگر بر سر مساله فعالیتهای «آنسکام» دچار تنش گردید و این تنش تا مرز حمله نظامی آمریکا به عراق پیش رفت، ولی این بار نیز با از سرگیری همکاری عراق با «بازرسان بینالمللی خلع سلاح» و اعلام مکتوب آن توسط رئیسجمهور این کشور بحران فروکش کرد. علل و عوامل بروز تنش و مواضع کشورها و مجامع بینالمللی در این باره حائز اهمیت است که:
1- علل بحران: حدود هشت سال از حمله نیروهای متحدین تحت رهبری آمریکا به عراق میگذرد. در آن حمله نیروهای متحد با هدفگیری کلیه تاسیسات اقتصادی، صنعتی، نظامی،... عراق، عملیات خود را آغاز کردند و با پایان عملیات نظامی، تحریمهای همهجانبه جهان غرب با راهبری آمریکا علیه این کشور شروع شد.
هرچند تحریم غذا و دارو طی سالهای اخیر از طریق فروش مجدد نفت تا حدودی برطرف شده، اما مجموعه محدودیتها و فشارهای آمریکا که به نام جامعه جهانی علیه این کشور اعمال میشود منشاء یک نسلکشی گسترده در عراق شده است. روند یکنواخت اعمال این تحریمها به گونهای ادامه یافته است که افکار بینالمللی عملا موضوع عراق و مردم این کشور را فراموش کرده است، گویی مساله خاصی در بین نیست و یک ملت به نام جامعه بینالمللی و به کام رژیم آمریکا در معرض انهدام کامل نیست.
بنظر میرسد در چنین شرایطی دولت عراق برای شکستن سکوت بینالمللی و زنده نگهداشتن مساله عراق در افکار بینالمللی جز استفاده از حربه ایجاد بحرانهای دورهای راهی نداشته باشد، به همین دلیل هر بار تا مرز درگیری نظامی پیش میرود و در نقطه آغاز درگیری نظامی شرایط آمریکا را از سر ناچاری و اجتناب از انهدام بیشتر میپذیرد. بنابراین بحرانسازی عراق از این موضع قابل درک است.
2- موضع شورای امنیت سازمان ملل متحد: موضعگیریهای شورای امنیت نیز به دلیل تفاوت مواضع پنج عضو دائم این شورا از قطعیت لازم در مواجهه با این مشکل برخوردار نبوده است. در راس این طرف آمریکا با همراهی انگلیس نیروی نظامی لازم را به منطقه اعزام داشته و با دادن التیماتوم مترصد حمله نظامی بود و در سوی دیگر روسیه با همراهی گاه و بیگاه فرانسه و چین ضمن مخالفت با حمله نظامی به عراق سعی در راضی کردن این کشور برای از سرگیری فعالیت بازرسان بینالمللی خلع سلاح داشت و سرانجام با نامه صدامحسین به کوفیعنان و قبول شرایط این شورا موضوع از نظر سازمان ملل خاتمه یافته تلقی گردید.
هرچند آمریکا و انگلیس تعهدات عراق در این نامه را ناکافی خواندند و اعلام کردند که متن نامه، همکاری بیقید و شرط عراق با بازرسان را دربرندارد ولی عملا موضوع حمله نظامی منتفی گردید.
3- مواضع سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب: این دو سازمان با اتخاذ موضع مخالف با حمله نظامی عملا جانب عراق را گرفتند، در عین حال از عراق خواستند تا از بحرانسازی دست برداشته و با کمیسیون خلع سلاح شورای امنیت همکاری نماید. هرچند دو کشور عربستان و ترکیه پایگاههای لازم را در اختیار آمریکا جهت حمله نظامی قرار دادند، در عین حال سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب با صدور بیانیههای جداگانه بکارگیری راهحل نظامی را در حل بحران عراق محکوم کردند.
4- موضع جمهوری اسلامی ایران به عنوان ریاست سازمان کنفرانس اسلامی: موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران عراق به نوعی تداوم مواضع قبلی سیاست خارجی و مشابه موضع سازمان کنفرانس اسلامی بود و این موضع از منظرهای گوناگون مورد سوال و تامل است.
الف: برخورد آمریکا با عراق در قالب سیاست مهار دوگانه صورت میگیرد. این سیاست توسط بزرگترین دشمن انقلاب اسلامی در مرزهای جمهوری اسلامی با یک کشور مسلمان، آنهم به صورت نظامی انجام میشود.
ب: ایران ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را بعهده دارد و عراق نیز یک کشور عضو این سازمان است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران در قبال تجاوز به یک کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی دارای مسئولیتی مضاعف میباشد.
ج: با توجه به استقبال جامعه جهانی از طرح «گفتوگوی تمدنها»، انتظار از کشوری که مبتکر طرح مذکور بوده این است که براساس این نظر به مقابله جدی و اساسی با درگیریهای نظامی لااقل در مرزهای خود بپردازد و همگان را تشویق به گفتوگو کند.
د: تلاش برای فراهم کردن زمینه مساعد در روابط دوجانبه با عراق که به دنبال هشت سال جنگ خونین بین دو کشور آغاز شده، نیازمند برخورد متفاوتی نسبت به آنچه در جریان بحران صورت گرفته میباشد.
نکات فوقالذکر و پارهای نکات دیگر که به منظور پرهیز از اطاله یادداشت ذکر نشد جملگی گویای این واقعیت است که واکنش دستگاه سیاست خارجی ما در قبال این بحران وافی به مقصود نبوده است.
باید این واقعیت را بپذیریم که اگر بر فرض محال آمریکا در پی سقوط صدام نیز باشد، این حرکت نمیتواند در جهت مصالح ما باشد، چه رسد به اینکه آمریکا در عمل نشان داده است که مشکلش با حاکمیت عراق نیست، بلکه تواناییهای عراق است که مورد نگرانی آمریکاست.
بنابراین فشار بر عراق فشار به ملت مسلمان و مظلوم عراق است و نه حاکمیت آن که گروهی خوش خیال در پی صید ماهی در تور آمریکا هستند. با استفاده از یک دیپلماسی فعال و بهرهگیری از ریاست سازمان کنفرانس اسلامی و موقعیت مناسب بینالمللی نظام، بیش از این به آمریکا اجازه نسلکشی در عراق ندهیم.