1. شعارها و مولفههای تبلیغی
گروهها، تشکلها و احزاب سیاسی که در جریان رقابتهای انتخاباتی ششمین دوره مجلس شورای اسلامی در صحنه فعال شدهاند، هر یک شعارهایی را برای جلب افکار عمومی و کسب آرای مردم به نفع کاندیداهای مورد حمایتشان، برگزیدهاند. در جدول شماره 1، عناوین 17 گروه سیاسی و به همراه شعارهای تبلیغاتی آنها قید شدهاند.
در میان همه این شعارها، میتوان حداقل 29 مولفه تبلیغی را به ترتیب زیر استخراج نمود: ملیت، اسلام، امام، امنیت، آزادی، عدالت، خاتمی، اقتصاد و رفاه، وحدت و وفاق، توسعه، ارزشها، معنویت، دوم خرداد، اصلاحات، مجلس مقتدر، نظام پاسخگو، اندیشه حزبی، حقوق زنان، تعاون، حل مشکلات مردم، اندیشه، مدیریت، نشاط، ایمان، آرام، امیدوار، سرافراز، مهربان و اعتدال.
در مجموعه این شعارها، مولفههای فوق در 80 موضع، مورد استفاده گروهها قرار گرفتند.
در جدول شماره 2، 12 مولفهای که در میان شعارهای تبلیغاتی، از بیشترین فراوانی برخوردارند، آمده است. این جدول نشان میدهد مولفههای ملیت، اقتصاد و رفاه بیش از سایر مولفهها در شعارهای تبلیغاتی گروهها به کار گرفته شده، در حالی که به مولفههای اسلام، معنویت و ارزشها کمترین توجه معطوف شده است.
2. ملیت در اوج، ارزشها در محاق
چگونگی بهرهبرداری گروههای سیاسی از مولفههای تبلیغاتی، نشاندهندۀ آن است که از نگاه اغلب این گروهها جامعه ما امروز در شرایطی به سر میبرد که برای جلب افکار عمومی و کسب حمایت و رأی مردم، باید شعارهایی سردهند که عنصر «ملیت» در آن جایگاه برجستهای داشته باشد. حتی به نظر میرسد به زعم برخی، استفاده از عنصر «مذهب» در شعارهای تبلیغاتی، نه تنها بر اقبال مردم به آنها نمیافزاید، سهل است که سهمشان را از آرای مردم، کاهش میدهد.
حتی اگر با این تحلیل مخالف باشیم، نمیتوانیم واقعیتهای موجود در جامعه، خصوصاً درنسل جوان و تغییرات ایجاد شده در فضای عمومی را نادیده بگیریم.
3. احزاب پیشرو یا دنبالهرو؟
احزاب و تشکلهای سیاسی، علاوه بر این که بر قدرت حاکم و توزیع و جابهجایی منابع قدرت سیاسی تاثیر میگذارد، نقشهای موثری در ساماندهی فضای سیاسی و اجتماعی جامعه دارند.
درست است که احزاب از یک سو باید مطالبات و خواستههای مردم را دریافت کنند و ضمن انتقال آن به حاکمیت، برنامههای خود را در جهت مطالبات و خواستههای محوری مردم تنظیم نمایند اما از سوی دیگر، این تشکلها به عنوان عناصر نخبه جامعه، وظیفۀ دیگری نیز برعهده دارند و آن این است که در مواقع لزوم، در جهت تصحیح و هدایت مطالبات شهروندان به سمت شاخصهای مطلوب و جلوگیری از انحراف آن تلاش کنند.
بنابراین، همچنان که بیاعتنایی نخبگان و عناصر متشکل سیاسی نسبت به خواستههای عمومی، به جدایی آنان از مردم و ناکارآمدیشان منجر میشود، پیروی از مطالبات سامان نیافته و تمایلات واکنشی و احساسی شهروندان نیز احزاب را نسبت به واقعیتهای جامعه که لزوماً در جهت مثبت جریان ندارد، منفعل و دنبالهرو خواهد ساخت.
4. احزاب و واقعیتهای موجود
مجموعه روابط جاری شهروندان در فضای عمومی جامعه را از جهتی میتوان به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش رفتارهایی است که براساس وجدان عمومی و هم جهت با هویت تاریخی (ملی و مذهبی) جامعه صورت میپذیرد و بخش دیگر، رفتارهایی است که در واکنش نسبت به روشهای صاحبان قدرت در اعمال سیاستهای فرهنگی و اجتماعی طی سالهای گذشته، بروز و ظهور پیدا میکند.
اگر بخشی از آحاد مردم خصوصاً در میان نسل جوان نسبت به مولفههایی که بر آنها تحمیل میشود، از خود واکنش نشان میدهند، حرجی بر آنان نیست ولی از احزاب و گروههای نخبه پذیرفته نیست که برای کسب مقبولیت بیشتر، دنبالهرو تمایلات واکنشی شهروندان باشند.
کار احزاب، عقلانی کردن مطالبات عمومی و تعدیل بار احساسی و عاطفی رفتارهای سیاسی و اجتماعی در جامعه است.
متاسفانه، برخی گروهها که در ایجاد وضعیت موجود شریک و سهیماند، به جای تصحیح نوع نگاه و شیوههای گذشته خود، امروز فقط به «گیشه» فکر میکنند و هدفی جز پر کردن صندوق آرای خود ندارند.
5. نگاهی مثبت
علیرغم نکاتی که ذکر شد، اصل افزایش تمایلات عمومی مردم به سوی مولفههایی همچون ملیت، آزادی، اعتدال، آرامش و نشاط و پذیرش آن توسط عناصر صاحب قدرت، امر ممدوحی است و باید از آن استقبال کرد اما اولا باید امیدوار بود که این پذیرش تنها به مقطع انتخابات محدود نشود و ثانیاً موجب بیتوجهی نسبت به سایر اصول و مولفههایی همچون مذهب، معنویت، ایمان و ارزشها نگردد.