احسان مهرابی
* تاثیر جنگ 33 روزه در روابط ایران و لبنان چگونه بود؟
** برای این سوال شاید مناسب باشد ابتدا به تاثیرات جنگ 3۳ روزه به تحولات لبنان اشاره کنیم و سپس تاثیر این تحولات را بر روابط ایران و لبنان بررسی کنیم. جنگ 33 روزه به اعتراف دوست و دشمن به پیروزی حزبا... منجر شد و اسرائیل به هدفهایی که از جنگ دنبال میکرد به این معنا که اسرائیل اعلام کرده بود میخواهد وارد لبنان شود تا اولا سربازهای اسیر شده خود را آزاد کند و دوم اینکه قدرت دفاعی و پرتاب موشک حزبا... را به اسرائیل از بین ببرد ولی این جنگ متفاوت با سایر جنگ با اعراب 33 روز طول کشید و سرانجام با قطعنامه 1701 جنگ تمام شد و جنگ از شرایط نظامی وارد یک مرحله سیاسی شد تفسیر این جمله این میشود که اسرائیلیها و غربیها قطعنامه 170۱ را برای تاثیرگذاری در داخل لبنان به کار گرفتند و این باعث شد که فشار بسیار سنگینی از خارج علیه مقاومت لبنان به وجود بیاید. دومین اتفاق این بود که ارزیابی از مقاومت لبنان منجر به یک اختلافنظر شد. یعنی نیروهای داخلی لبنان که در دوران جنگ توانسته بودند وحدت خود را حفظ کنند بعد از جنگ در ارزیابی نتایج جنگ دچار اختلافنظر شدند این اختلافنظر در ارزیابی منجر به ایجاد اختلاف و تقسیم حاکمیت در لبنان به دو گروه طرفداران دولت و مخالفین دولت شد.
* نقش ایران پس از این اختلافات چگونه بوده است؟
** متاسفانه برخی لبنانیها ایران را متهم کردند که از مخالفان دولت لبنان نظیر حزبا...، حرکت عمل، آقای عون و گروهها و شخصیتهای طرفدار معارضه که در طوایف مختلف لبنانی هم هستند حمایت میکند. همانطور که بسیاری از لبنانیها هم دولت لبنان را متهم به وابستگی به غرب و آمریکا متهم کردند.
در حالی که دولت ایران تا آنجایی که من اطلاع دارم بیشترین تلاش را برای ایجاد وحدت بین تمام گروهها به کار گرفت اما طبیعتا خواستههای دو طرف به قدری از هم فاصله داشت و دارد که امکان متحدشدنشان وجود نداشت. تلاشهایی که ایران برای همراه کردن فرانسه و عربستان سعودی به منظور ایجاد تفاهم در داخل لبنان انجام داد بسیار مهم بود و فراموششدنی نیست. اگر یک اراده سیاسی در دولت عربستان، فرانسه و سوریه وجود داشته باشد کمک زیادی به حل اختلافها در لبنان میکند. مصلحت ایران هم متحد ماندن لبنان است.
* اشاره کردید به رایزنیهای انجام شده با فرانسه و عربستان، این رایزنیها چه تاثیری داشت و ایران در این رایزنیها چه ابتکاری میتواند داشته باشد؟
** شاید بهتر باشد برای روشن شدن موضوع به نقش ایران، عربستان، سوریه و فرانسه در لبنان اشاره کنم. در لبنان 1۸ طایفه که از 18 مذهب هستند و اعضا و وابستگان مذاهب شکل طایفهای پیدا کردند و براساس تعداد جمعیت خودشان در حاکمیت حضور پیدا میکنند و متاسفانه تمام تلاشهای انجام شده از قرارداد طائف در 198۹برای تبدیل نظام طایفهگری به نظام ملی لبنانی بیفایده بوده است. این باعث میشود که لابی طایفهها با دوستان خودشان در خارج لبنان بسیار قدرتمندتر از لابی در سطح سایر کشورها باشد. مارونیها با فرانسه یک رابطه ویژه تاریخی دارند و بعضا به فرانسه تکیه میکنند همانطور که شیعیان به ایران اعتماد دارند و تکیه میکنند و همانطور که سنیها به تعدادی از کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و سوریه تکیه میکنند.
* با این تفاسیر ایران چه ابتکاری میتواند داشته باشد؟
** گروه المستقبل که دولت را در اختیار دارد از دوستان آقای حریری هستند. آقای حریری روابط خوبی با عربستان داشت دوست صمیمی ملکعبدا... بود و حتی تابعیت عربستان را هم داشت. در شرایط حاضر بهترین راه فعال شدن عربستان سعودی و فرانسه در کنار ایران و سوریه است تا با دستیابی به یک ابتکار اختلافها را کاهش دهند. این سبک میتواند لبنانیها را به یک توافق برساند و کماکان یک چنین سبک و سیاقی میتوان به وحدت لبنان کمک کند.
* با توجه به حمایتهای ایران از حزبا... لبنان این ابتکار ممکن است؟
** بدون شک ایران نمیتواند نسبت به سرنوشت شیعیان لبنان که سمبل این شیعیان امروز حزبا... است بیتفاوت باشد. منتها این به این معنا نیست که اگر یک دولت قانونی در لبنان وجود داشته باشد ایران صرفا سراغ دفاع از حزبا... میرود این تصور اشتباه است. اما در حال حاضر با خروج تمام وزرای شیعه از دولت لبنان و براساس تفسیری که از مقدمه قرارداد طائف میشود دولت از نظر مخالفان یک دولت قانونی نیست. امروزه در درون لبنان یک وضعیت عادی حاکم نیست و کسی از ما توقع ندارد بپذیریم دولت فعلی لبنان قانونی است و از این دولت حمایت کنیم و از حزبا... حمایت نکنیم. روش منطقی این است که ما مسیری را انتخاب کنیم که تحت عنوان مقرراتی که تحت عنوان میثاق طائف پذیرفتهاند بر سر یک میز بنشینند و تفاهم کنند.
* آیا لازم نیست ایران کمی از حمایت خود بکاهد تا این تفاهم شکل بگیرد؟
** حمایت ایران از شیعیان متعلق به دوره جمهوری اسلامی نیست و شیعیان رابطه تاریخی با مردم و شخصیتهای سیاسی داشتهاند و حتی در رژیم گذشته هم از آنان حمایت میشده است لذا امکان حذف این ارتباط هیچوقت وجود نداشته است حال چگونه ممکن است ایران در شرایطی که دولت لبنان به خواستههای شیعیان لبنان و معارضان لبنان از طوایف شیعه، سنی و مارونی و سایر طوایف لبنان هستند و طیف وسیعی از مردم لبنان را تشکیل میدهند اهمیت نمیدهد ایران مانند یک دولت قانونی با آن مراوده داشته باشد.
* پس به این ترتیب روابط ایران با دولت لبنان باید چگونه باشد؟
** من معتقد نیستم که دولت ایران رابطه خود را با دولت لبنان قطع کند بلکه معتقدم به عنوان یک گروه از لبنانیها که اکثریت را در پارلمان دارند ایران باید با آنها هم رابطه داشته باشد و از فرصتها و تواناییها و ظرفیتهای خود برای حل مشکلات بین مخالفان و طرفداران دولت لبنان بدون اینکه غیرقانونی بودن و قانونی بودن را مطرح کند و وارد جزئیات شود استفاده کند. ایران این ظرفیت را دارد به ویژه وقتی عربستان، فرانسه و سوریها نقش بازی میکنند.
لبنانیها دو راه بیشتر ندارند یا اینکه خودشان بدون حضور نیروهای بینالمللی و منطقهای مشکلات خود را حل کنند که این راه بهتری است و میتواند شخصیت و هویت لبنان را تقویت کند. اما اگر از این طریق به نتیجه نرسند تنها راهی که میماند این است که با حمایت منطقهای و احیانا بینالمللی و با حضور همه طرفهای واقعی در لبنان به یک تفاهم جدی که بیشترین مشترکات را برای لبنانیها داشته باشد برسند. فرمول سومی هم وجود ندارد فرمول سوم جنگ داخلی است و من تصور میکنم که با توجه به 15 سال جنگ داخلی که همه لبنانیها تجربه کردند به راهحل سوم روی نخواهند آورد.
* نقش ایران در درگیری فتحالاسلام و ارتش لبنان چیست؟
** دشمنان ایران به هیچوجه نمیتوانند ایران را در ماجرای فتحالاسلام متهم کنند چرا که یک سر فتحالاسلام به فلسطینیها مربوط میشود و یک سر دیگر آن به گروههای افراطی سلفی سنی. اطلاعاتی که از فتحالاسلام منتشر شده نشان میدهد آنها گروهی صرفا فلسطینی نیستند. هم فلسطینی دارند هم لبنانی و هم سایر ملیتها در بین آنها حضور دارند. گزارشات بسیار زیادی هم منتشر شده که اینها با القاعده رابطه تشکیلاتی دارند و اتهاماتی هم مطرح شده که اینها با گروههای تندرو و غیرتندرو سنی هم در داخل لبنان ارتباط داشتند و دارند. درک حقیقت فتحالاسلام یک سوال جدی است.
* این گروه در درون اردوگاههای فلسطینی شکل گرفته است؟
** خیلیها نمیتواند هضم کنند که یک گروه چندملیتی داخل اردوگاههای فلسطینی که خود میهمان هستند شکل بگیرد و بعد با ارتش لبنان هم درگیر شود. برای شناخت این پدیده باید به ماهیت اردوگاههای فلسطینیان در لبنان اشاره شود. اردوگاههای فلسطینی در لبنان یک شرایط خاصی دارند برای لبنانیها قابل قبول نیست که یک گروه 400 هزار نفری اهل سنت را درون لبنان بهعنوان شهروند یا شهروندانی که دارای حقوق بالایی باشند بپذیرند. به همین دلیل اردوگاهها از محیط لبنان منزوی باقی ماندهاند و ساکنان این اردوگاهها در خیمهها و خانههای کوچک زندگی میکنند و حتی اجازه پیدا نمیکنند آجر و گچ و سیمان برای تعمیرات وارد اردوگاه کنند و یا بیایند بیرون و شغل انتخاب کنند و یا از امکانات آموزشی استفاده کنند اینها باعث شده که این اردوگاهها به صورت جزایر خشکی در داخل لبنان و در یک محیط بستهای با مدیریت داخلی اداره شود. البته طبیعتا سازمانهای بینالمللی برای کمکرسانی در آنجا هستند و همچنین سازمانهای فلسطینی که در سراسر دنیا حضور دارند؛ یک چنین ترکیبی، فرصتی را برای کسانی که بخواهند داخل این اردوگاهها بروند و ارتش و دستگاههای امنیتی امکان دستگیری آنها را پیدا نکنند فراهم کرده است. این یک واقعیت تلخ است که سالها است در داخل اردوگاهها وجود دارد به طور مثال سلطان ابولعینه رئیس گروه فتح در لبنان سالهای سال است که در یکی از اردوگاههای فلسطینی در جنوب لبنان حضور دارد و با وجود پروندههای قضایی دولت لبنان به خاطر حساسیتهایی که وجود دارد امکان دستگیری و محاکمه او را ندارد. از سوی دیگر خلا سیاسی در لبنان به وجود آمد و جدا شدن بخشی از دولت که دولت لبنان را تبدیل به یک دولت نصفه و نیمه کرده است مجلس هم دچار اختلاف شدیدی است و هر وقت که دولت بخواهد مجلس تشکیل شود این امکان را ندارد، مجلس هم مشکلات زیادی دارد. من تصور میکنم که القاعده و برخی گروههای فلسطینی تندرو و برخی جمعیتهای افراطی سلفی سنی با الهام گرفتن از تحولات کلی منطقه در عراق و افغانستان این گروه را سازماندهی میکنند.
* حامیان این گروه بیشتر چه کشورهایی هستند؟
** دو طرز فکر در این ارتباط وجود دارد یک گروهی سوریه را متهم میکنند که برای به هم ریختن اوضاع لبنان این کار را انجام داده و هدف هم اثبات این نکته بوده که بدون سوریه امکان اداره لبنان وجود ندارد.
گروه دیگری نیز خود دولت لبنان را متهم میکنند و می گویند دولت لبنان برای آنکه بتواند نظام بینالملل را قانع کند که قطعنامه دادگاه حریری را تصویب کنند و از دولت لبنان بیشتر حمایت کنند این گروه را تحریک کردند تا این گروه اوضاع را به هم بریزند و آنها بتوانند از این اوضاع به هم ریخته استفاده کنند و قطعنامه را تصویب کنند که این اتفاق هم افتاد و درست چند روز بعد از این اتفاقات قطعنامه مشخص شدن علت قتل حریری تصویب شد و دولت لبنان یک گام در حمایت بینالمللی برداشت.
طرفداران این نظریه معتقدند که دولت لبنان بحث اردوگاهها را پیشدرآمدی برای خلع سلاح کرده که بعد بگوید که اینها باید خلع سلاح شوند و پس از آن هم بگوید حزبا... خلع سلاح شود.
یک نظر دیگر هم این است که اینها یک واقعیتهایی است مانند رشد سلفیگری سنی در القاعده. اینها هم به تعبیری القاعده لبنان هستند ولی به طور قطع و یقین حتی اگر این نظریه سوم هم درست باشد اینگونه اقدامات افراطی موجب سوءاستفاده زیادی واقع شدند.
* گروههای شبیه به این گروه هم در اردوگاهها وجود دارند؟
** ما یک نمونه دیگر از این گروه را در اردوگاه عینالحلوه به نام جندالشاو داریم که مشکلاتی را در طول سال گذشته ایجاد کردند و نوعی خواهرخواندگی و شباهتهای زیادی هم با هم دارند و احتمال اینکه با هم ارتباط تشکیلاتی داشته باشند منتفی نیست و هر دو اینها و گروههای دیگر که هنوز نشانشان بیرون نیامده توسط القاعده هم حمایت میشوند.
* در نهایت آیا شما مدل خاصی را برای روابط ایران و لبنان پیشنهاد دارید؟
** روابط ایران و لبنان در شرایط حاضر با دولت لبنان باید ادامه پیدا کند. البته باید تفهیم شود ما با شما نه به عنوان دولتی که همه ملت لبنان شما را قبول دارند ارتباط داریم بلکه شما هم یک طرف هستید. باید با آنها صمیمانه ارتباط برقرار کرد و آنها را به عنوان بخشی از جامعه لبنان به رسمیت شناخت چون آنها نماینده همه لبنانیها نیستند چرا که اگر نماینده همه لبنانیها بودند به درخواستهایی که برای انتخابات زودرس بود پاسخ میدادند. من معتقدم ایران نمیتواند نسبت به حوادث لبنان بیتفاوت باشد باید تلاش کند تا دولت قانونی و دولت یکپارچه و پاسخگو در لبنان شکل بگیرد. هر زمانی که دولت یکپارچه در لبنان بوده است ما در رابطه با لبنانیها مشکلی نداشتیم. در طول چند سالی که بنده در لبنان سفیر بودم حتی یکبار درباره مسائل بین ایران و لبنان اختلافنظر نداشتیم. چه زمانی که آقای حریری و چه زمانی که سلیمالحص نخستوزیر بود. در شرایط جاری اما واقعیت این است که یکپارچگی در حکومت وجود ندارد و نوعی از خلا سیاسی است اگر ما بخواهیم واقعیتها را بپذیریم باید بپذیریم فرمولی که به کار میگیریم هر دو طرف را راضی کند. طبیعتا امروز هر دو طرف دلشان میخواهد که ما با یک طرف اصلا رابطه نداشته باشیم این اصلا امکانپذیر نیست ما باید با سعه صدر با دولت فعلی لبنان روابط داشته باشیم و به آنها تفهیم کنیم که این رابطه ما با شما به معنای این نیست که ما طرف مقابل را از خود محروم کنیم با طرف مقابل هم باید رابطه داشته باشیم و آنها را هم تشویق کنیم که به حداقلهای ممکن خود نزدیک شوند؛ در جهت تفاهم با سایر لبنانیها تا بتوانند به یک چشمانداز مناسب برای آینده برسند و از ظرفیتهای خودمان برای حل مشکل لبنان استفاده کنیم. گروهی که به عنوان معارضه همه شیعیان، همه وزرا، نمایندگان و احزاب در بین مسیحیها قویترین فراکسیونها در مجلس و حتی لبنان میباشد، فراکسیون میشل عون است که جزو معارضین است و نمیتوان گفت که مارونیها با این فرمول مخالفند و بسیاری از اهل تسنن خصوصا شخصیتهای برجسته و تاریخی مثل سلیمالحص، عمر کرامی و رشید الصلح تمام نخستوزیران سابق با معارضه هستند. امروز به شکل جدی لبنان دو پارچه است شما نمیتوانید یکپارچه را در مقابل یکپارچه دیگر به طور نهایی تایید کنید موضع ایران باید موضع حل مشکل و یکپارچگی باشد و به هر قیمت تلاش کند با همکاری قدرتهای منطقه یا بینالمللی شرایط عادی را به لبنان بازگرداند.