تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۳۷۱۷۶

محیط سیاسی اسلام‌گرایی شیعی در جمهوری آذربایجان

رحمت‌الله فلاح/ پژوهشگر مسائل اوراسیا چکیده: جمهوری آذربایجان از نظر ژئوپولیتیکی مهم‌ترین کشور قفقاز جنوبی است. این کشور مسلمان به رغم هفتاد سال سلطه الحادی کمونیسم شوروی، دین اسلام را به عنوان مهم‌ترین عنصر هویتی خویش حفظ کرده است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال آذربایجان، شرایطی برای تبدیل اندیشه اسلام‌گرایی به جریان سیاسی اسلام‌گرا فراهم شد. در این میان، جریان‌های اسلام‌گرای سنی در مسیر بنیادگرایی و رادیکالیسم گام نهادند، اما اکثریت 75 درصدی شیعی ضمن دوری از رادیکالیسم دینی و تأکید بر «معاصر بودن» توانستند در فضای سیاسی آذربایجان کنشگری مؤثر شوند. این مقاله ضمن پرهیز از مطالب تاریخی ـ توصیفی، به تشریح شرایط و عواملی می‌پردازد که به صورت مستقیم نقش و تأثیری تعیین‌کننده بر محیط سیاسی جریان‌های اسلام‌گرای شیعی دارند و در پایان اشاره‌ای به وضعیت مورد انتظار خواهد داشت. مقدمه: جمهوری آذربایجان با 86600 کیلومتر مربع وسعت مهم‌ترین کشور قفقاز جنوبی است. این جمهوری علاوه بر جایگاه ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی، دارای منابع غنی نفت و گاز است. جمعیت آن بالغ بر 9 میلیون نفر است که حدود 91 درصد ترک‌های آذری هستند.1 مسلمانان 93 درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند که از این تعداد 75 ـ 70 درصد شیعه و بقیه سنی‌مذهب‌اند. دین اسلام محوری‌ترین عنصر هویتی ملت آذربایجان است. با اینکه آذربایجانی‌ها هفتاد سال در حاکمیت الحادی روس‌ها با رویه‌های مختلف همانندسازی مواجه شدند، همواره بر مسلمان بودن خویش تأکید داشته و دست‌کم در رفتارهای اجتماعی پای‌بندی خویش را نشان داده‌اند.2 رشد مساجد از 16 باب در سال 1976 به 200 باب در سال 1991 و 1800 باب در سال 2010، یکی از شاخص‌های معتبر در ارزیابی جایگاه اسلام در جامعه آذربایجان است. با این حال، جریان‌های اسلام‌گرا در جمهوری آذربایجان هنوز در بستری طبیعی و منطقی شکل نگرفته‌اند و همواره با محیط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خویش درگیرند. جریان‌های اسلامی جمهوری آذربایجان (سنی یا شیعه) هنوز نتوانسته‌اند الگویی از مناسبات سیاسی را به نمایش گذارند که ارزش‌های اسلامی با اولویت‌های ملی هماهنگی یابد. به همین علت، بسیاری از ناظران داخلی و خارجی جریان‌های اسلامی آذربایجان را پدیده‌ای خارج از فضای هویتی آذربایجان تفسیر می‌کنند. درحالی که واقعیت قضیه این نیست. برای نمونه، جریان‌های اسلامی سنی‌مذهب آذربایجان، با اینکه در ظاهر چهره سلفی‌های وهابیت به خود گرفته‌اند، در عمل رادیکالیسم را پیشه کرده‌اند و بخشی از آنها دست به اقدامات تروریستی به عنوان راهبرد مبارزاتی و حتی فعالیت سیاسی می‌زنند. این رویکرد نه تنها به انزوای عمومی آنها انجامیده است، بلکه «مردم آذربایجان» آن را تضاد با مبانی معرفتی خویش از دین اسلام یافته‌اند. البته علل این گونه رویکرد در محیط سیاسی جریان‌های اسلامی سنی قابل درک است، ولی این مقاله در صدد تحلیل محیط سیاسی جریان‌های اسلام‌گرای شیعی است، از این رو، از ورود به آن خودداری می‌کند. مقاله حاضر به بررسی وضعیت نیروهای اسلام‌گرای شیعی در جمهوری آذربایجان و تحلیل شرایط و عوامل صحنه خواهد پرداخت و سرانجام چشم‌انداز آینده جریان‌های اسلام‌گرا و وضعیت مورد انتظار را ترسیم خواهد کرد.

جریان‌های اسلام‌گرای شیعی
در برآورد کارشناسانه از فضای عمومی جریان‌های اسلام‌گرا در جامعه آذربایجان سه طیف بین مسلمانان این جمهوری دیده می‌شود. طیفی از آنها در نتیجۀ سیاست یکسان‌سازی دوران حاکمیت روس‌ها، به دین‌ بی‌اعتنا هستند (حدود 20 درصد). طیف بزرگی از آنها دین اسلام را به عنوان مهم‌ترین عنصر هویتی خود پذیرفته‌اند و سعی دارند جلوه‌هایی از آیین‌های اسلامی را در مناسبات اجتماعی و فرهنگی خود به نمایش بگذارند. این طیف، اسلام را در چارچوب مسائل اجتماعی ـ فرهنگی می‌پذیرند و علاقه‌ای به سیاسی شدن آن نشان نمی‌دهند (حدود 65 درصد). طیف سوم از مسلمانان مایل به سیاسی کردن هویت اسلامی خویش‌اند و از اوایل استقلال، بخشی از آنها کنش سیاسی خود را به سیاسی کردن اعتقادات معطوف کرده‌اند. (حدود 15 ـ 10 درصد پتانسیل گرایش سوم است.) حزب اسلام جمهوری آذربایجان کانون اصلی گرایش سوم محسوب می‌شود. این حزب در سال 1992 مجوز فعالیت گرفت، اما دولت در سال 1996 مجوز آن را لغو کرد. با اینکه حزب اسلام اجازه قانونی برای فعالیت انتخاباتی ندارد، همواره در عرصه عمومی جامعه فعال بوده است. از طرفی، ده‌ها نهاد مدنی اسلام‌گرا به صورت شبکه‌ای، بخشی از اهداف آن حزب را دنبال می‌کنند. رهبر حزب اسلام در حال حاضر دکتر محسن صمداف (دانش‌آموخته ایران) است. جغرافیای فعالیت حزب نیز بیشتر در شهرستان نارداران (25 کیلومتری شهر باکو) و بخش‌هایی از مناطق جنوب جمهوری آذربایجان است. از شخصیت‌های مؤثر و نسل جدید نخبگان اسلام‌گرا، حاج ایلقار ابراهیم اوغلو (تحصیل‌کرده فلسفه اسلامی در حوزه علمیه قم) است که رئیس نهاد مدنی با عنوان «آزادی وجدان و ارزش‌های دینی» است. وی به علت فعالیت و مطالعه درباره حقوق بشر و عضویت در نهادهای حقوق بشر غرب شخصیتی شناخته‌شده برای نهادهای بین‌المللی و غربی است.
کار ویژه حزب اسلام و سایر جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در سال‌های اخیر، تبلیغ اندیشه‌های اسلامی، توسعه، مساجد، سازماندهی هیأت‌های مذهبی در کشور، برگزاری راهپیمایی روز قدس، برگزاری عزاداری‌های مربوط به محرم و صفر، برگزاری کنفرانس در مورد مسائل جهان اسلام به خصوص در مورد فلسطین، مخالفت با توسعه روابط رژیم صهیونیستی با جمهوری آذربایجان، مقابله با جریان‌های ضد شیعی، حمایت از مواضع منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت با حضور ناتو و کشورهای بیگانه در آذربایجان، انتقاد از سیاست‌ها و برنامه‌های ضد دینی حاکمیت و... بوده است.3 اهداف کلان جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در آذربایجان ایجاد دگرگونی اساسی در ساختار نظام سیاسی سکولار و ایجاد بسترهای لازم برای ورود نیروهای اسلام‌گرا به دایره مدیریتی کشور است. البته در اهداف عینی و عملیاتی بین حزب اسلام با برخی جریان‌های اسلام‌گرا وحدت رویه و رویکرد وجود ندارد. حزب اسلام بیشتر رویکرد مقابله با کلیت حاکمیت را در پیش گرفته است، ولی جریان‌های اسلامی دیگر، به خصوص نوگراها، در پی ایجاد بسترهای لازم برای مشارکت سیاسی هستند.
سرعت و تأثیرگذری‌های جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در سال‌های اخیر بیشتر شده است و حزب اسلام و سایر احزاب و نهادهای مدنی دینی همسو در سال‌های 2011 ـ 2010 توانسته‌اند چندین رفتار و کنش اجتماعی ـ سیاسی مؤثر از خود نشان دهند که یکی از آخرین موارد تظاهرات درمورد قانون ممنوعیت حجاب بود که حدود دو هزار نفر در آن شرکت کردند.
ارتباطات حزب اسلام و برخی احزاب همسو و نهادهای مدنی اسلام‌گرای شیعی با جمهوری اسلامی ایران است. به همین علت، اکثر اتهامات واردشده به این حزب، همکاری سازمانی با ایران است. این حزب تاکنون نتوانسته است رفتاری مستقل از خود نشان دهد و تکرار مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران، بر نوع مناسبات اجتماعی و سیاسی آن تأثیر گذاشته است.
شرایط و محیط عمل جریان‌های اسلام‌گرای شیعی
جریان‌های اسلام‌گرای شیعی آذربایجان ویژگی و مختصات خاصی دارند که در ذیل به مهم‌ترین آنها پرداخته می‌شود:
1. فرهنگ سیاسی لائیک: این فرهنگ که در دوران تسلط هفتاد ساله کمونیست‌ها بر آذربایجان تحمیل شده است، تأثیر منفی در حوزه تسری فرهنگ اسلامی در این کشور دارد. پس از فروپاشی شوروی هم آذری‌‌ها برای حفظ استقلال فرهنگی خویش در مقابل ایران، هواداری از ارزش‌های غرب را در دستور کار خود قرار دادند.
2. گفتمان مسلط ناسیونالیسم آذری: ملی‌گرایی (ناسیونالیسم) در کشورها عموماً به یکی از دو شکل ملی‌گرایی مدنی یا ملی‌گرایی قومی انجام می‌گیرد. ملی‌گرایی نوع اول ارزش‌های مشترک بین تمام اقوام ساکن کشورها را مدنظر دارد و از هویت تمام اقوام حمایت می‌کند،‌ولی ملی‌گرایی قومی، حاکمیت را در دست یک قوم متمرکز می‌سازد و سایر اقوام در موقعیت ضعیف قرار می‌گیرند. در جمهوری آذربایجان، ناسیونالیسم آذری گفتمان غالب و مورد حمایت دولت و اکثریت ملت جمهوری آذربایجان است. در این گفتمان چندان به مباحث مذهبی توجه نمی‌شود. فقط دین اسلام را بخشی از هویت ترکی ـ آذری خویش تفسیر می‌کنند و می‌پذیرند. این گفتمان هویتی با توجه به تأثیرات ژرف برون‌مرزی، بخشی از فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مناطق قومی جمهوری اسلامی ایران را هم متأثر می‌سازد که باعث به چالش کشیدن جریان‌های اسلامی شیعه در این کشور می‌شود.
3. بحران قره‌باغ: بحران قره‌باغ و اشغال 20 درصد از اراضی جمهوری آذربایجان به عنوان عنصری جدی در شرایط صحنه جریان‌های اسلام‌گرا نقشی دوگانه دارد: از یک سو، ملت مسلمان آذربایجان، حمایت‌های دنیای مسیحی و در رأس آن روسیه، آمریکا و فرانسه از مواضع ارمنستان را درک می‌کند. این عامل باعث تقویت مواضع جریان‌های اسلامی می‌شود که راهبرد ضد آمریکایی دارند.4 از سوی دیگر، روابط جمهوری اسلامی ایران با ارمنستان، و انتقادها و تبلیغات‌هایی که جامعه آذری به خصوص بخش سکولار جامعه به این روابط دارد، مواضع و موقعیت جریان‌های اسلام‌گرای شیعی را دچار چالش می‌سازد.
4. نوع روابط با جمهوری اسلامی ایران: تأثیرات انقلاب اسلامی ایران بین شیعیان جمهوری آذربایجان قابل توجه است. شکل‌گیری جریان‌های اسلام‌گرای شیعی مستقیماً متأثر از فضای انقلاب اسلامی بوده است. به همین علت، ایران به حمایت جدی از جریان‌های اسلام‌گرا پرداخته است و از طرفی آنها هم ارتباط خود را با جمهوری اسلامی پنهان نکرده‌اند.
نوع روابط ایران با جریان‌های اسلامی شیعی تقریباً کارکرد و پیامدی دوگانه دارد: حمایت ایران از جریان‌های اسلام‌گرا موجب تقویت آنها می‌شود، در عین حال، این روابط باعث شده است جریان‌های اسلام‌گرا بیشتر تحت فشار حاکمیت و افکار عمومی قرار گیرند، و جریانی غیر بومی تلقی شوند.
5. فقدان کادرهای سیاسی مجرب، قوی و ملی: جریان‌های اسلام‌را هنوز موفق نشده‌اند شخصیت‌هایی با تجربه سیاسی و دارای وزن ملی در خود پرورش دهند. بیشتر پیشروان و رهبران جریان اسلام‌گرای شیعی جایگاه سیاسی مقبولی در جامعه آذربایجان ندارند. به همین علت در موضع‌گیری‌هایشان نمی‌توانند معادلات ملی و منطقه‌ای را تشخیص دهند و در فضای سیاسی حرفه‌ای، قابلیت آنها به مراتب کاهش می‌یابد.
6. ناحیه‌ای و منطقه‌ای بودن حوزه فعالیت اسلام‌گراهای شیعی: جغرافیای فعالیت اکثر جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در جمهوری آذربایجان، شهرستان نارداران و روستاهای جنوبی هم‌مرز ایران است. با توجه به اینکه در نارداران زیارتگاهی هم وجود دارد، مردم این روستا از دوره شوروی، گرایش تند اسلام‌گرایی دارند.5 شهرستان نارداران که در 25 کیلومتری باکو واقع شده سال‌هاست رفتار چالشی با حکومت آذربایجان پیدا کرده است. ریش‌سفیدان این شهرستان، فضای تنش با حکومت را مدیریت می‌کنند. این مسأله در شرایط صحنه جریان‌های اسلام‌گرا دو کارکرد دارد: از یک سو، در شهرستانی کوچک (در آذربایجان روستای نارداران می‌گویند) محصورند و مناسبات سیاسی و اجتماعی‌شان در قالب ادبیات سنتی ظهور و بروز می‌کند (ریش‌سفیدان نارداران) و گفتمان سنتی آنها قابلیت رقابت با سایر گفتمان‌ها را در فضای سیاسی آذربایجان ندارد. از سوی دیگر، این شهرستان از نظر ژئوپولیتیکی به مرکز نزدیک است و کنش سیاسی آنها خیلی زود در پایتخت شنیده می‌شود. گفتنی است خویشاوندی‌تباری اکثریت اهالی شهرستان به مقاومت آنها در حوزه سیاسی کمک می‌کند.
نقش عوامل انسانی در محیط سیاسی جریان‌های اسلام‌گرای شیعی
عوامل انسانی شامل آن دسته از عناصر و نهادهای انسانی است که مواضع و اقدامات‌شان در مقطع زمانی برآورد می‌تواند بخشی از نظم و ثبات یک محیط را تحت تأثیر قرار دهد. در ذیل به عوامل انسانی مؤثر در جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در جمهوری آذربایجان اشاره می‌شود. نخست به عوامل تأثیرگذار مثبت می‌پردازیم.
1. حزب اسلام و سایر احزاب و نهادهای اسلام‌گرا
همان‌طور که بیان شد، حزب اسلام به عنوان کانون اسلام‌گرایی سیاسی در آذربایجان، فعال است. منابع غربی اعضای آن را در سال 2005 بیش از هفتاد هزار نفر برآورد کردند. آنها بستر اجتماعی این حزب را توده عام مردم می‌دانند و نخبگان جامعه بین آنها جای چندانی ندارند.6 در کنار این حزب، چند حزب همسو و ده‌هها نهاد مدنی اسلامی فعال‌اند که به آرمان و اهداف این حزب کمک می‌کنند. در ذیل به اسامی برخی از آنها اشاره می‌شود:
ـ مرکز دفاع از آزادی‌ اعتقادات، به رهبری ایلقار ابراهیم اوغلو؛
ـ حزب «اتحاد» به رهبری حاج خودات خودی‌اف؛
ـ حزب «دموکراتیک اسلامی» به رهبری طاهر عباس‌اف؛
ـ حزب «فضیلت» به رهبری حاج گوندوز حاجی‌اف؛
ـ حزب «سبز» به رهبری مائیس گل علی‌اف؛
ـ اتحادیه اجتماعی «دیرلر» به رهبری آبگل سلیمان‌اف؛
ـ اتحادیه اجتماعی «بیرلیک» به رهبری نامیک باباخانان.
بین احزاب و نهادهای یادشده، مرکز دفاع از آزادی اعتقادات، جایگاهی ویژه دارد. به علت اندیشه‌های حاجی ایلقار ابراهیم اوغلو، این نهاد به جریان مهم اسلام‌گرایی شیعه در آذربایجان تبدیل شده است. ابراهیم اوغلو پس از هشت سال طلبگی و تحصیل در ایران، به جمهوری آذربایجان بازگشت و امام جماعت مسجد جمعه در بخش قدیمی باکو شد. طولی نکشید که نطق‌های مهیج و شعارهای ضد دولتی ابراهیم اوغلو هواداران چشم‌گیری یافت. جالب اینجاست که ابراهیم اوغلو مدتی در لهستان اقامت داشته و در آنجا درس «حقوق بشر و دموکراسی» خوانده است. تفاوت ابراهیم اوغلو با سایر روحانیون این است که وی تعالیم اسلام را با شعارهای دموکراتیک نوین ترکیب کرده است. این خصیصه به او اجازه می‌دهد جوانان سکولار آذربایجان را جذب کند.7 البته ابراهیم اوغلو در زمان تحصیل در رشته علوم دینی و فلسفه اسلامی در ایران، از اندیشه‌های معتدل آیت‌الله مرتضی مطهری تأثیر پذیرفته است. دوستان ابراهیم اوغلو در پی سازگاری سنت‌های مذهب شیعه با شرایط روز و پیوند فعال با نهادهای حقوق بشر در سطح بین‌المللی هستند.8
در شرایط حاضر ابراهیم اوغلو و جریان اسلامی منتسب به او در حوزه فکری و اندیشه‌ای جامعه آذربایجان، در مقایسه با سایر جریان‌های اسلام‌گرا، بیشترین نفوذ را دارند.9 حتی برخی محققان غربی وی را مقتدی صدر آذربایجان می‌دانند.10 برخی هم وی را «امام خمینی»(ره) آینده آذربایجان می‌خوانند.11
علاوه بر جریان یادشده، مراکز و مؤسساتی مانند مرکز پژوهش‌های دینی که در سال 1999 تأسیس شد، در پی احیای معارف اسلامی و ارزش‌های شیعی در آذربایجان هستند.12 «مرکز دین و دموکراسی» که توسط نریمان قاسم اوغلو، شرق‌شناس و مترجم قرآن کریم به زبان آذری، اداره می‌شود نیز نقش مثبتی در گسترش اندیشه‌های شیعی دارد.13
2. روحانیون شیعه دارای گرایش به جمهوری اسلامی ایران
نقش روحانیت و عالمان دینی در محیط سیاسی جریان‌های سیاسی اسلام‌گرای شیعی بسیار مؤثر است. در آذربایجان در طول 20 سال اخیر، حدود 15 هزار نفر در علوم دینی فارغ‌التحصیل شده‌اند. هر سال حدود 1200 ـ 1000 نفر از علاقه‌مندان به علوم دینی برای تحصیل به کشورهای مختلف می‌روند که تقریباً نصف آنها جذب تحصیل در مراکز علوم دینی ایران می‌شوند.14 البته احتمالاً این تعداد اغراق‌آمیز باشد، ولی صدها نفر از دانش‌آموختگان علوم دینی که به کشورشان بازگشته‌اند یا در حال حاضر مشغول تحصیل‌اند، تأثیرات خود را در فضای عمومی آذربایجان به نفع جریان‌های اسلام‌گرا می‌گذارند.
3. نهادهای جمهوری اسلامی ایران
برخی نهادهای ایرانی از جمله سازمان تبلیغات اسلامی، جامعة‌المصطفی قم، حوزه علمیه، کمیته امداد امام خمینی(ره)، بنیاد شهید و شبکه تلویزیونی برون‌مرزی سحر نیز در محیط سیاسی جریان‌های اسلام‌گرا نقش مثبت دارند.
در ادامه عواملی بررسی می‌شود که تأثیر منفی بر جریان‌های اسلام‌گرای شیعی دارند.
4. دولت‌های ذی‌نفوذ (ترکیه، آمریکا و روسیه)
این دولت‌ها نگران از اسلام‌گرایی شیعی طرفدار ایران در آذربایجان، سعی در جلوگیری از گسترش آن دارند. فعال‌ترین این کشورها ترکیه است. با توجه به اینکه الگوی اسلامی ترکیه معتدل است و تا حدودی تضادی با ساختار حکومت‌های سکولار ندارد، مورد حمایت دولت و اکثر نخبگان جمهوری آذربایجان است. دولت آذربایجان سعی می‌کند در مناطق شمالی (لزگی‌نشین) که رادیکالیسم اسلامی نفوذ قابل توجهی دارد، الگوی ترکیه را جایگزین کند و به همین علت، شرایط را برای نفوذ ترکیه فراهم می‌کند.15
ترک‌ها حدود هشت مسجد در آذربایجان دارند که در مسجد «ترک‌ها» در باکو برای نماز جمعه حدود سه هزار نفر حاضر می‌شوند. راه‌اندازی دانشکده الهیات در دانشگاه دولتی باکو از فعالیت‌های دینی دیگر دولت ترکیه در آذربایجان است.16 تاکنون چند صد نفر از علاقه‌مندان علوم دینی برای ادامه تحصیل در دانشگاه‌های ترکیه بورسیه شده‌اند.
فعالیت‌های دینی ترکیه در جمهوری آذربایجان زیر نظارت عالیه «مدیریت امور دینی» وابسته به دولت ترکیه انجام می‌گیرد. البته در کنار اقدامات دولتی، طریقت‌های ترکیه‌ای نیز فعال‌اند. یکی از این طریقت‌ها، نورجیه است که به رهبری فتح‌الله گولن اداره می‌شود. جماعت نورجی، علاوه بر داشتن چند ده مدرسه، شبکه رادیو و تلویزیونی خزر و دانشگاه معتبر «قفقاز» را هم در اختیار دارد. نفوذ این جماعت در پارلمان و حوزه نهادهای دولتی قابل توجه است.17
دولت جمهوری آذربایجان هرچند در سال‌های اخیر نگران گسترش طریقت نورجی در کشور است، به علت طرفداران جدی این طریقت در نظام سیاسی کشور، هنوز اقدام جدی برای جلوگیری از گسترش آن انجام نداده است.18
هدف اصلی جنبش نورجی به رهبری فتح‌الله گولن، ایجاد جامعه اسلامی متعهد و در عین حال، برخوردار از علم و معرفت، فناوری جدید و مترقی است تا دوران تفوق جهان غرب بر جهان اسلام به سر آید. امروز نام فتح‌الله گولن با اصطلاح اسلام روشن‌فکر یا معتدل ترک گره خورده است؛ زیرا وی و هوادارانش، جنبش دینی ـ مدنی تأسیس کرده‌اند که مدرنیته را با دین‌ورزی، ناسیونالیسم، تسامح و مردم‌سالاری پیوند داده و اسلام، ناسیونالیسم و آزادی‌خواهی را در کانون واحد گرد آورده است.19
ناگفته نماند مذهب ترکیه سنی حنفی است، ولی الگوی مذهبی ترکیه با شیعه مخالفتی ندارد، لذا فضا برای فعالیت و نفوذ بین شیعیان هم فراهم می‌شود.
5. جریان‌های سنی وهابی ـ سلفی
واقعیت این است که رادیکالیسم اسلامی در قالب سلفی ـ وهابی اندیشه‌ای بومی در جمهوری آذربایجان نیست، بلکه این تفکر اوایل استقلال از خارج مرزهای این کشور وارد شده است. امروزه حدود 15000 ـ 7000 سلفی در باکو و شهرهای شمالی (سنی‌نشین) آذربایجان، به خصوص در نواحی مرزی داغستان و چچن زندگی می‌کنند. در شهرهای باکو، خاچمار و سایر شهرک‌های شمال آذربایجان تعداد کسانی که به سلفی‌گری ایمان آورده‌اند، قابل توجه است و به راحتی می‌توان سلفی‌های این منطقه را از تنبان کوتاه (شلوار کوتاه) و ریش‌های بلندشان تشخیص داد. سلفی‌ها علاوه بر اینکه با شیعیان مشکل عقیدتی جدی دارند، با پیوند دادن ایدئولوژی خود به جهاد جهانی اسلام، در جمهوری‌ آذربایجان هم مرتکب عملیات تروریستی شدند و هم در جذب جوانان آذری برای اعزام به افغانستان، عراق و چچن نقش جدی داشتند.
در گسترش سلفی‌گری چند عامل نقش جدی داشته است: نخست، هم‌مرزی با قفقاز شمالی و حضور فعال سلفی‌ها در آن منطقه؛ سلفی‌ها از دهه 1980 در چچن حضور پررنگی دارند. آنها در روستاهای کاراماکسی20 و چوبان ماخی21 داغستان توانسته‌اند آموزه‌های دینی سلفی/ وهابی‌گری را اشاعه دهند. آنها به دلیل جنگ و شرایط جنگی نتوانستند در چچن و داغستان بمانند و در نتیجه، فعالیت‌هایشان را در نواحی اطراف، از جمله جمهوری آذربایجان گسترش داده‌اند. در دهه 1990 که آذربایجان را جایگاهی راهبردی برای خود یافتند، به علت مقاومت ملی‌گرایی آذری با ناکامی مواجه شدند، ولی وقوع و تشدید جنگ قره‌باغ و آشفتگی حاصل از جنگ، زمینه را برای رشد سلفی‌گری در آذربایجان فراهم کرد.
دومین موج گسترش سلفی‌ها به آغاز سال 1998 بازمی‌گردد که با جنگ دوم چچن ـ روسیه مصادف بوده است. در این جنگ، چچنی‌ها به علت محاصره، به گرجستان و آذربایجان پناه بردند. در سال 2000 ـ 1999 براساس آمار، هشت هزار پناهنده چچنی مورد تعقیب، به آذربایجان آمدند.22
اما مهم‌ترین عامل در تسریع و قدرتمند شدن گروه‌های سلفی در آذربایجان، نفوذ کشورهای عربی به حوزه دینی آذربایجان و حمایت از سلفی‌گری است. آنها علاوه بر کادرسازی بین سنی‌مذهب‌ها، از نظر مالی هم سلفی‌ها را تقویت کردند؛ به گونه‌ای که در سال 2003، سلفی‌های آذربایجان 65 مسجد در اختیار داشتند که مسلماً در سال 2011 بر این تعداد افزوده شده است. یکی از مساجد بزرگ سلفی در این کشور مسجد ابوبکر است که در سال 1997 توسط شاخه آذری «احیای اجتماع کویتی میراث اسلامی» ساخته شد. این مسجد یکی از مساجد موفق در آذربایجان است که در نمازهای جمعه بیش از پنج هزار نفر حضور به هم می‌رسانند. امام جماعت این مسجد آقای قامت سلیمان‌اف، تحصیل‌کرده دانشگاه اسلامی مدینه (عربستان)، یکی از مراکز مهم آموزش سلفی‌گری است.
مسجد ابوبکر و شخص قامت سلیمان‌اف که از طرف عربستان و سایر کشورهای عربی حمایت می‌شوند، در رقابت جدی با جریان‌های اسلامی شیعه، به خصوص مسجد جمعه و شخص ایلقار ابراهیم هستند.
شایان ذکر است در سال‌های اخیر محافظه‌کاری شخص سلیمان قامت در مقابل حکومت سکولار، باعث شده عده‌ای از نمازگزاران مسجد ابوبکر و پیروان سلیمان‌اف در مقابل وی موضع‌گیری و برای خود امیری انتخاب کنند و در شمال آذربایجان به صورت رادیکال حتی با ایجاد گروه‌های مسلح (مانند برادران جنگل) به فعالیت بپردازند.23 همان‌طور که نظر بابایف، معاون وزیر امنیت ملی آذربایجان (در مه 2002) گفته است، بیش از سیصد آذری در مراکز وهابی در داغستان آموزش دیده‌اند. وی ضمن اشاره به نقش برخی کشورهای عربی در گسترش و نفوذ وهابیت در آذربایجان، سه مرحله را در فعالیت وهابی در آذربایجان مؤثر دانسته است: اول، گسترش ادبیات وهابی و تهیه منابع مالی برای فعالیت‌های مذهبی و سیاسی آنها؛ دوم، آموزش فعالان؛ سوم، بسیج نیروها برای اهداف سیاسی و بی‌ثباتی دولت.24
6. نهادهای دینی وابسته به حاکمیت
تقریباً سه نهاد رسمی دولتی در امور دینی ـ مذهبی جمهوری آذربایجان فعال و در محیط سیاسی جریان‌های اسلامی آذربایجان تأثیرگذارند. «اداره روحانیت مسلمان قفقاز» که از سال 1980 در باکو به رهبری شیخ‌الاسلام الله شکور پاشازاده اداره می‌شود، قدیمی‌ترین نهاد دینی آذربایجان و منطقه محسوب می‌شود. فلسفه وجودی این اداره که در دوره تزارهای روس بنای اصلی آن نهاده شد، کنترل گرایش‌های دینی مسلمانان و دولتی کردن دین اسلام توسط روس‌ها بود و در دوره اتحاد جماهیر شوروی نیز به رغم ماهیت الحادی و آته‌ئیستی نظام کمونیستی، این اداره پابرجا بود.
مقامات دینی و مسئولان اداره روحانیت با وجود همکاری و هماهنگی مداوم با حکومت در مواقعی که کنترل‌های دولتی کم شده است، رفتارهایی مستقل و مبتنی بر احیاگری دینی از خود بروز داده‌اند. این رویکرد چه در دوران قبل از استقلال آذربایجان چه بعد از آن به چشم می‌خورد. البته روی هم رفته اداره روحانیت بیشتر در راستای منافع دولت حرکت می‌کند و با جریان‌های سیاسی شیعه، چندان رابطه خوبی ندارد و آنها را به سوءاستفاده از اعتقادات دینی مردم متهم می‌کند. به همین علت، مشروعیت و مقبولیت این نهاد دینی دولتی به مراتب پایین آمده است.
نهاد دولتی دیگر «کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی» است. دولت آذربایجان در سال 2001 مؤسسه‌ای سکولار به نام «کمیته دولتی رسیدگی به سازمان‌های دینی» را با هدف تعقیب و تنظیم مؤثرتر فعالیت‌های دینی در آذربایجان تأسیس کرد. وظیفه سازمان، ثبت رسمی و نظارت بر تشکیلات دینی (مانند مساجد و کلیساها)، گروه‌های دینی و سازمان‌های دینی غیر دولتی و فعالیت‌های آنها در آذربایجان است. این کمیته در ابتدای به فاصله اندکی، حدود 2000 مسجد، کلیسا و مؤسسه سازمان دینی را ثبت کرد.25 هم‌چنین ابتدای سال 2006 نزدیک به 341 سازمان دینی به وسیله کمیته مذکور ثبت شد که 29 گروه از آنها گرایش غیر اسلامی داشتند. کمیته دولتی رسیدگی به امور مؤسسات و سازمان‌های دینی در زمینه کنترل چاپ و نشر متون دینی و تعقیب ورود و توزیع متون دینی اختیاراتی گسترده دارد. علاوه بر این، کمیته مذکور می‌تواند فعالیت‌های گروه‌های دینی ناقض قانون را به حال تعلیق درآورد. بعضی از مواد و شروط قانونی و تبصره، دولت را قادر می‌سازد گروه‌های مذهبی را تحت نظم درآورد. از جمله می‌توان به قانون ثبت سازمان‌های دینی اشاره کرد که موجب نظم در برنامه‌ گروه‌های دینی، شامل مراسم عبادی فرقه‌ها و کنترل کمیته دولتی رسیدگی بر امور مؤسسات دینی بر آنها می‌شود.
نهاد دولتی سوم که در امور دینی دخالت می‌کند، وزارت امنیت ملی است. مسأله کنترل دولت بر امور حاد و بحرانی مرتبط با دین، تأسیس تشکیلات سومی به نام «وزارت امنیت ملی» را ضروری ساخت. این وزارت‌خانه نظارت مساجد، سازمان‌های دینی و خانه‌های تیمی گروه‌های اسلامی زیرزمینی را بر عهده دارد. اعمال فشار و کنترل بر مساجد، گروه‌های اسلامی و زیرزمینی را مجبور کرده است ملاقات‌های خود را سری و در خانه‌های شخصی انجام دهند. ورود نیروهای قانونی دولت به خانه‌ها با هدف جنگیدن با افراطی‌گری اسلامی از مواردی بود که گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در زمینه آزادی عقیدتی (مارس 2006) به آن توجه نشان داد.26
7. مؤسسات بین‌المللی امدادرسانی به آوارگان جنگ قره‌باغ
با توجه به اینکه در نتیجه اشغال 20 درصد از اراضی آذربایجان توسط ارمنستان حدود یک میلیون نفر از شهروندان آذری آواره شده‌اند، بنیادهای بین‌المللی فرصتی یافتند که در کنار حمایت از این افراد ایدئولوژی خود را نیز نفوذ دهند. برای نمونه، بنیاد توسعه میراث توسعه اسلامی کویت (IIDS) که حامی رادیکالیسم اسلامی سلفی است، از سال 2001 به علت ارتباط اعضایش با القاعده پاکستان و افغانستان حق فعالیت ندارد.27 فعالیت بنیاد خیریه اسلام عربستان (BIXT) نیز در سال 2006 به علت اقدامات تروریستی اعضای مرتبط با این بنیاد متوقف شد، ولی هنوز شاخه کویتی این بنیاد به اسم «کمیته مسلمانان آسیا شاخه باکو» به فعالیت کمک‌رسانی خود ادامه می‌دهد.28 هم‌چنین «بنیاد جوانان آذربایجان برای قره‌باغ» از طرف ترکیه، و کمیته امداد امام خمینی(ره) و... در محیط سیاسی جریان‌های اسلام‌گرا شیعی به صورت منفی یا مثبت مؤثرند.
چشم‌انداز آینده
ـ تحولات دموکراتیک محور در خاورمیانه و بسترهایی که برای قدرت‌نمایی جریان‌های اسلام‌گرا در این منطقه به وجود آمده است، در درازمدت تأثیر خود را بر نیروهای اسلام‌گرا خواهد گذاشت. در این میان، جریان‌های سنی اسلام‌گرا در آذربایجان به علت داشتن رویکرد رادیکال و تغذیه شدن از سوی جریان‌های افراطی و بنیادگرای منطقه، جایگاه خود را از دست خواهند داد، ولی جریان‌های شیعی به علت انعطاف‌پذیری در فضای سیاسی آذربایجان بیشتر نمود پیدا خواهند کرد.
ـ همراهی دنیای غرب و مسیحی (به خصوص آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا) با ارمنستان و بی‌توجهی به اشغال 20 درصد از اراضی آذربایجان توسط ارمنستان،‌ شرایط را برای نیروهای ضد غرب، به خصوص ضد آمریکایی مطلوب خواهد کرد. روندها نشان می‌دهد که جو ضد آمریکایی در آذربایجان در مقایسه با سال‌های اول استقلال به مراتب بیشتر شده است و انتظار می‌رود تداوم بحران قره‌باغ، رویکرد آذربایجان را نسبت به سازمان کنفرانس اسلامی و جهان اسلام جدی‌تر کند که نتیجه آن ایجاد فرصتی جدید برای جریان‌های اسلام‌گرا است.29
ـ با گسترش فعالیت جریان‌های اسلام‌گرای شیعی طرفدار ایران، همکاری امنیتی دولت آذربایجان با ترکیه، آمریکا،‌ روسیه و اسرائیل برای کنترل آنها بیشتر خواهد شد؛ چون همه این کشورها نگرانی مشترکی با دولت آذربایجان در زمینه ردش اسلام‌گرایی شیعی طرفدار ایران دارند.
ـ با گسترش فعالیت اسلام‌گراهای شیعی در آذربایجان، دولت آذربایجان تلاش خواهد کرد فعالیت‌های فرهنگی ایرن را در این کشور بیشتر زیر نظر بگیرد و حتی محدودیت‌هایی را اعمال کند. از طرف دیگر، برای کنترل رفتار ایران در حوزه داخلی خود، از عامل قوی آذری‌های ایران بهره‌مند خواهد شد. به احتمال زیاد در صورت ادامه فشارهای رسانه‌ای ایران علیه دولت آذربایجان (از جمله از طریق شبکه رادیو و تلویزیون سحر و رادیو برون‌مرزی تبریز)، دولت باکو نیز اقدام به تأسیس یا تقویت رسانه‌های ماهواره‌ای قوم‌گرای ترک‌های آذری ایران می‌کند و برای تخریب تصویر ایران در افکار عمومی ملت خویش، در مورد روابط ایران با ارمنستان بیشتر مانور خواهد داد.
ـ روندها بیانگر آن است که جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در آینده در دو طیف نمود خواهند داشت: طیف سنتی (حزب اسلام) همواره در کنار جمهوری اسلامی ایران خواهد ماند و آشکارا از مواضع آن حمایت خواهد کرد. ولی طیف نوگرا با درک محیط داخلی و بین‌المللی، سعی خواهد کرد با قرائت روشن‌فکرانه ـ لیبرال از اسلام‌گرایی، الگوی بومی خود را ارائه کند. طیف نوگرا تلاش خواهد کرد از تجربه سیاسی حزب عدالت و توسعه در ترکیه هم بهره ببرد.
ـ همکاری بین جریان‌های اسلام‌گرای شیعی با احزاب و نیروهای غرب‌گرای مخالف حزب حاکم؛ با توجه به اینکه احزاب مخالف دولت (از جمله حزب مساوات، جبهه خلق و...) بر اثر محدودیت‌ها و تخریب‌های فوق‌العاده حزب حاکم تضعیف شده‌اند و عملاً در فضای سیاسی کشور قدرت مانور خود را از دست داده‌اند، به همکاری با جریان‌های اسلامی گرایش یافته‌اند. انتظار می‌رود در سال‌های آینده سطحی از همگرایی بین جریان‌های اسلام‌گرای شیعی و احزاب مخالف دولت به وجود بیاید. در این همکاری و همگرایی‌ها، طیف نوگرای جریان‌های اسلام‌گرا در اولویت خواهد بود.
ـ تحول در اداره روحانیت قفقاز؛ با رشد اسلام‌گرایی در کشور، دولت تلاش خواهد کرد نقش فعلی اداره روحانیت قفقاز را در ظاهر متحول کند. این نهاد به عنوان نهادی وابسته به دولت شناخته می‌شود، به همین علت، مشروعیت و مقبولیت خود را بین دین‌داران از دست داده است. دولت آذربایجان برای احیای مشروعیت این نهاد، ضمن تقویت غیر رسمی این نهاد، اجازه اظهارنظرهای مستقل به آن خواهد داد تا دوباره توجه اکثریت جامعه را معطوف آن کند.
سخن پایانی
جمهوری آذربایجان به لحاظ جمعیت، دومین کشور شیعه جهان محسوب می‌شود. در این جمهوری که هفتاد سال زیر سلطه نظام کمونیستی شوروی قرار داشت و پس از استقلال نیز تحت حاکمیت دولتی سکولار اداره می‌شود، دین اسلام به خصوص مذهب تشیع، عنصر مهم هویتی به حساب می‌آید. به همین علت، از بدو استقلال،‌ جریان‌های اسلامی دراین کشور در عرصه اجتماعی ـ فرهنگی حتی سیاسی به کنشگری جدی پرداختند. هرچند جریان‌های اسلامی سنی‌‌مذهب به علت تأثیرپذیری از محیط سیاسی ـ امنیتی و فرهنگی قفقاز شمالی، هم‌چنین با هدایت برخی کشورهای عربی خاورمیانه وارد فاز رادیکالیسم شده‌اند، ولی جریان‌های اسلامی شیعی از اوایل شکل‌گیری با پرهیز از فضای بنیادگرایی، مبارزه خود را در فضای سیاسی مرسوم ادامه داده‌اند و در حال حاضر، نیروی اجتماعی مؤثر در فضای سیاسی آذربایجان محسوب می‌شوند.
با توجه به اینکه منطقه قفقاز و به ویژه جمهوری آذربایجان پیوندهای تاریخی با ایران داشته و در واقع همواره بخشی از ایران بوده‌اند و نیز به علت اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی آن، احتمال دارد روی نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران اثر بگذارد. به همین علت، درک محیط سیاسی جریان‌های اسلام‌گرای شیعی در این کشور از اهمیت بالایی برخوردار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات